هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
41512
نام: بادبادك سفيد
شهر: زير گنبد نيلي، روي خاك پاك ايران زمين
تاریخ: 7/30/2007 2:58:42 PM
کاربر مهمان
  السلام عليك يا ابا صالح المهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف)

نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد. نمي دانم خاك اندامم در كدامين سرزمين پراكنده خواهد شد...
ولي بسيار مشتاقم كه خاك چشمانم، غباري شود به زير پاي زائران مسجدي كه هر عاشقي قلبش در هنگام نياز بدان جا پر مي كشد...
نمي دانم آقا جان آيا خاك چشمانم لايق قدوم مباركت هست يا نه؟
خدايا ياريم كن تا چنان زندگي كنم كه تو مي خواهي و چنان بميرم كه تو راضي هستي و وجود خاكيم خاكي مقدس شود به زير قدوم آن رهاننده اي كه جهان در انتظار او به سر مي برد.

سلام به دوستان حرف دلي
آن هايي كه مي شناسم و آن هايي كه نشناخته مي دانم دلي با صفا دارند.
وفات بانوي كربلا حضرت زينب (س) را خدمت همه دوستان تسليت عرض مي كنم.
التماس دعا

اللهم عجل لوليك الفرج
الهي آمين
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
41511
نام: تنها
شهر: تهران
تاریخ: 7/30/2007 2:33:55 PM
کاربر مهمان
  سلامی از سوی پروردگار مهربان
دوستان شهادت بانوی شجاع و همراه و یاور سرور شهدا را تسلیت میگویم.
به نظر میرسد تعدادی از شما در جبهه بودید و جنگ را تجربه کردید،لطفا ازخاطراتتان بنویسید.
راستی مجنون الحسین کیست ؟ از نوشته هایتان حدس میزنم یک قهرمان جنگ باشند برایشان آرزوی سلامتی دارم.برای همه دوستان دلی شاد آرزو دارم.
التماس دعا.
41510
نام: ..
شهر: .
تاریخ: 2/7/2007 2:31:52 PM
کاربر مهمان
  اللهم اشف کل مریض
41509
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 2/7/2007 2:17:37 PM
کاربر مهمان
  http://kojayid-yaran.blogfa.com
41508
نام: مریم
شهر: شهر دلگرفته ها
تاریخ: 2/7/2007 2:11:30 PM
کاربر مهمان
  به نام الله
که زیباترین و عاشق ترین است.

................. ترين ها.......................
سازنده ترين کلمه(گذشت) است... آن را تمرين کن
پر معني ترين کلمه(ما) است... آن را بکار ببند
عميق ترين کلمه (عشق) است... به آن ارج بنه
بي رحم ترين کلمه (تنفر) است... از بين ببرش
سرکش ترين کلمه (هوس) است... با آن بازي نکن
خودخواهانه ترين کلمه(من) است... از آن حذر کن
ناپايدارترين کلمه (خشم) است... آن را فرو ببر
بازدارنده ترين کلمه (ترس) است... با آن مقابله کن
با نشاط ترين کلمه (کار) است... به آن بپرداز
پوچ ترين کلمه (طمع) است... آن را بکش
سازنده ترين کلمه (صبر) است... براي داشتنش دعا کن
روشن ترين کلمه (اميد) است... به آن اميدوار باش
ضعيف ترين کلمه (حسرت) است... آن را نخور
تواناترين کلمه (دانش) است... آن را فراگير
محکم ترين کلمه (پشتکار) است... آن را داشته باش
سمي ترين کلمه (غرور) است... بشکنش
سست ترين کلمه (شانس) است... به اميد آن نباش
بي احساس ترين کلمه (بي تفاوتي) است... مراقب آن باش
دوستانه ترين کلمه (رفاقت) است... از آن سوءاستفاده نکن
زيباترين کلمه (راستي) است... با آن روراست باش
زشت ترين کلمه (دورويي) است... يک رنگ باش
ويرانگرترين کلمه (تمسخر) است... دوست داري با تو چنين کنند؟
موقرترين کلمه (احترام) است... برايش ارزش قائل شو
آرام ترين کلمه (آرامش) است... به آن برس
عاقلانه ترين کلمه (احتياط) است... حواست را جمع کن
دست و پاگيرترين کلمه (محدوديت) است... اجازه نده مانع پيشرفتت بشود
...............................................
التماس دعا
روزتون خدایی
41507
نام: نیستی
شهر: لامکان
تاریخ: 2/7/2007 2:08:08 PM
کاربر مهمان
  خجسته باد نام خداوند

نیکوترین ِ آفریدگاران

که تو را آفرید

از تو در شگفت هم نمی توانم بود

که دیدن بزرگیت را

چشم کوچک من بسنده نیست

مور ، چه داند که بر دیواره ی اهرام می گذرد

یا بر خشتی خام

تو آن بلندترین هرمی که فرعون تخیل

می تواند ساخت

و من آن کوچکترین مور

که بلندای تو را در چشم

نمی تواند داشت



***

درشتناک چون خدا، بر کائنات ایستاده ای

و زمین

گویچه ایست به بازی، در مشت تو

و زمان

رشته ای ، آویخته از سر انگشت تو

و رود عظیم تاریخ، جوباری

که خیزاب امواجش از قوزک پایت، در نمی گذرد

پایی را به فراغت بر مریخ هشته ای

و زلال چشمان را

با خون آفتاب، آغشته

ستارگان را با سرانگشتان

از سر طبیعت می شکنی

و در جیب جبرئیل می نهی

و یا به فرشتگان دیگر می دهی

به همان آسودگی

که نان توشه ی جوین افطار را

به سحر، می شکستی

یا در آوردگاه،

به شکستن بندگان بت، کمر می بستی



***

چگونه اینچنین که بلند بر زبر ماسوا ایستاده ای

در کنار تنور پیرزنی جای می گیری

و در زیر مهمیز کودکانه ی بچگکان یتیم

و در بازار تنگ کوفه ؟



***

پیش از تو هیچ اقیانوس را نمی شناختم

که عمود بر زمین بایستد...

پیش از تو هیچ فرمانروا را ندیده بودم

که پای افزاری وصله دار بپوشد

و مشکی کهنه بر دوش نهد

و بردگان را برادر باشد

ای روشن خدا در شبهای پیوسته تاریخ

ای روح لیله القدر

حتی اذا مطلع الفجر

اگر نه تو از خدایی

پس چرا نسل خدایی حجاز ( فیصله ) یافته است ؟

نه، بذر تو ، از تبار مغیلان نیست....



***

خدا را

اگر از شمشیرت هنوز خون منافق می چکد،

با گریه ی یتیمکان کوفه، همنوا مباش!

شگرفی تو عقل را دیوانه می کند

هر منطق را به خودسوزی وار می دارد



***

خرد به قبضه ی شمشیرت بوسه می زند

و دل در سرشک تو، زنگار خویش می شوید

اما

چون از این آمیخته ی خون و اشک

جامی به هر سیاه مست دهند

قالب تهی خواهد کرد

شب از چشم تو آرامش را وام دارد

و طوفان از خشم تو، خروش را

کلام تو

گیا ه را بارور می کند

و از نفست گل می روید

چاه، از آن زمان که تو در آن گریستی جوشان است

سحر، از سپیده ی چشمان تو می شکوفد

و شب در سیاهی آن ، به نماز می ایستد

هیچ ستاره نیست

که وامدار نگاه تو نیست

لبخند تو

اجازه ی زندگی ست !



***

زمان ، در خشم تو

از بیم سترون می شود

شمشیرت به قاطعیت سجیل* می شکافد

و به روان خون، از مرگها می گذرد

و به رسایی شعر، در مغز می نشیند

و چون فرود آید

جز با جان، برنخواهد خاست



***

چشمی که تو را دیده است ،دیده ایست دیگر

ای دیدنی تر

گاهی به چشمخانه ی عمار

یا در کاسه ی سر بوذر

41506
نام: hany
شهر: tehran
تاریخ: 2/7/2007 2:04:45 PM
کاربر مهمان
  moslemie
41505
نام: علي مجنون
شهر: مشهدالرضا
تاریخ: 7/30/2007 1:38:19 PM
کاربر مهمان
  تا كي به تمناي وصال تو يگانه
اشكم شود از هر مژه چون سيل روانه
41504
نام: یه آشنای غریب
شهر: زیر چتر آسمون
تاریخ: 7/30/2007 1:28:44 PM
کاربر مهمان
  هوالحی و هو القیوم

خوشحالیم از دیدار مجدد آقا مقداد عزیز از اهواز و سرکار خانم سحر ناز و البته سورنای عزیز ...
و منتظر حضور عزیزان دیگه هم هستیم که غیبت دارن

مبارز عزیز از اهواز
سعید شاهدی گرامی از مشهد
وان شا الله به همین زودی ها مجنون الحسین عزیز
و...


************************************************


خرم آن روز کزین منزل ویران بروم
راحت جان طلبم وز پی جانان بروم
گر چه دانم که به جایی نبرد راه غریب
من ببوی سر آن زلف پریشان بروم

41503
نام: آرمان
شهر: آرمانشهر
تاریخ: 7/30/2007 1:07:36 PM
کاربر مهمان
  به نام خداوند پریروز و پس فردا...
درود بی کران بر جناب قزوه عزیز و شاعران متعهد این انقلاب.
و درود بر نیستی گرامی به خاطر نوشتن این شعر زیبا در حرف دل.بنده صمیمانه از شما تشکر میکنم.
-----------------------------------------------
شکر خدا عمل پرفریضه ام داود از شر مسخره بازیهای صدا و سیما در امان مانده!
نتوانستند بگویند مثلا به صد گریه کننده برتر جوایزی اهدا می کنیم و فرایض دینی رو دوباره به تمسخر نگرفتن .دقیقا کاری که با لیله الرغائب کردند و به صد آرزوی برتر جایزه دادند.
امیدوارم در سازمان صدا و سیما هر کس طبق تخصص خود برنامه ای را تولید کند نه کسی که تا دیروز کبابی داشته!امروز سر از مدیریت یکی از قسمتهای صدا و سیما در بیاورد.
به هر صورت دوستان بنده رو در این عمل پرفیض(ام داود) فراموش نکنند.
یا علی
<<ابتدا <قبلی 4157 4156 4155 4154 4153 4152 4151 4150 4149 4148 4147 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4152&mode=print