هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
41432
نام: علی
شهر: شیراز
تاریخ: 7/28/2007 5:17:38 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم-به یاد مردهمیشه دیده بان ومستقر درسرپل حق برعلیه باطل امیرمومنان علی علیه السلام-روز اول که به جبهه رسیدیم به مقر لشگر وارد شدیم نزدیک ساعت نه صبح بود مارابه یک چادر دعوت کردند تا بعدا به واحد مربوطه منتقل شویم ساعت ده یک پلاستیک بزرگ دوغ اوردند یکی از بچه های لشگر که به ان مقر میگفتند فرمودتا غذابرسدیک ته بندی بکنیم دوغ را در تشطی ریخت وهرچه بدستش رسید از پیاز وخیار دران ریخت واز پلاستیکی که معلوم بود مال نان بوده که مدتها بسیار قبل دران نان بوده وفقط بخشی از نان که کلفت و خمیر وتبدیل به سنگ شده بود دران دوغ ریخت وبهم زد .گفت بفرمائید شروع کردیم بخوردن به محض انکه خواستم به نان فشاری بیاورم دندانم شکست ابته باید گفت غذای جبهه بسیار عالی بود گفتند د کتردندان پزشک وظیفه رفته وجای گزینهم ندارد ودر دراندیمشک هم دکتر دندان پزشک ارتشی نداریم وادرس یک دکتر خصوصی دادند وگفتنددر برگشت در میدان ماشین های ارتشی هست سوار شو زود بیا که اعزام خواهید شد من رفتم دکتر وبه ان میدان رفتم و وارد یک قهوه خانه شدم که غذا بخورم وسفارش یک دیزی دادم قهوه چی با چشمانی نگران وتعجب واندکی خشم به من نگاه کرد وبه جائی اشاره کرد وگفت بنشین تا غذایت حاضر شود جوانکی انجابود غذایش تمام شده بود از قیافه اش زبر وزرنگی میبارید وساکی بر دوش کنار من امد نمی دانم منرا فرمانده یک واحد در نظر گرفته بود یا یک فرد مطلع با چهره پراز خشم ورنج بی حد گفت ما قرار بود یک تک بزنیم وزود به عقب بر گردیم گرفتار شدیم سه روز نمی توانستیم کوچک ترین حرکت بکنیم باچنگ ودندان وبیل وگلنگ سنگر کردیم ونمی توانستیم سر بلند کنیم رادیو منافقین اسم واحد مارابرد ومارا به منطقه مرگ خوشامد گفت ویک موتورسیکلت داشتیم که انرا عراقی زدند وبعد سه روز عده ای از بی خوابی غش کردند که ما انها را مثل مردهگان جا بجا میکردیم وروی انها پارچه می انداختیم که خاک ناشی از توپخانه دشمن روی وحلق انان نرود وبعد از سه روز بدنه امد- گفتم به تک نمی گویند به ا ایجاد سر پل میگویند نزدیک واحد به دشمن که جای چشم کار میکند ولی حد اکثر پس از دوازده ساعت باید بدنه بیاد واتش دشمن مستقر شده را کم کند . حتما فضای خالی بوده که میخواستند یک جبهه جدیدی را بگشایند گفت بله فضای نسبتا بزرگی مابین دو واحد بود گفتم شاهکار کردید من به جبهه امیدوار شدم ومقداری اطلاعات نظامی دادم که مکان وافراد خیلی حساب شذه بود با اندک وسائل جنگی که داشتید ارام گرفت وگفت پس ما سرپل بودیم وقهوه چی رفتارش نسبت من عوض شد سریع دستور غذا را داد ومحل ماشین مشخصکرد ومن بعئ به سمت ماشین حرکت کردم- به یاد مرد همیشه سر پل حق علیه باطل وروز مبارکش بر تمام پیروانش مبارک باد

41431
نام: علی
شهر: بامیان
تاریخ: 7/28/2007 4:52:18 PM
کاربر مهمان
 
چنین گفت بلبل بفصلی بهار

محب علی را بدوزخ چکار
41430
نام: بادبادک سفید
شهر: زیر گنبد نیلی، روی خاک پاك ايران زمين
تاریخ: 7/28/2007 4:37:26 PM
کاربر مهمان
  سلام به دوستان حرف دلي خودم
ميلاد بزرگ مرد آسمان ها و زمين را به همه شما دوستان با صفا تبريك و تهنيت عرض مي كنم.
يه تبريك ويژه هم عرض مي كنم خدمت همه پدران حرف دل نويس و آقايون حرف دل نويسي كه هنوز پدر نشدن و اميدوارم اين نعمت الهي نيز شامل حالشون بشه.
پدراي با صفا! آرزو مي كنم فرزندانتون برايتان مصداق فرزند صالح باشن و شما هم براي پدرتان فرزند صالح بوده باشيد و مايه سرافرازي.
در پناه حق باشيد
التماس دعا
براي سلامتي همه پدرها صلوات
"اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم"
41429
نام: فاطمه
شهر: بهابهاد
تاریخ: 7/28/2007 3:43:14 PM
کاربر مهمان
  دوست دارم از این تنهایی در بیایم
41428
نام: سجاد امكاني
شهر: تبريز
تاریخ: 7/28/2007 3:36:29 PM
کاربر مهمان
  بي حب علي پست ترين كار صلاه است صلاه/ اگر به نجف رفتيد غمگين از نرفتن به كعبه نباشيد چون انان كه كعبه رفتند سوي صدف رفتند اما تو سوي مرواريد/ميلاد مولود كعبه يار پيامبر مونس فاطمه بر شما اهل دليها مبارك
41427
نام: نادیا
شهر: تهران
تاریخ: 7/28/2007 3:28:35 PM
کاربر مهمان
  قوانین فیزیکی میگویند یه چیز،همیشه تو ظرف هم حجم خودش جا می گیره. ولی چه جوریه که تو باهمه ی بزرگیت تو قلب کوچیک من جا داری
41426
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 7/28/2007 1:08:48 PM
کاربر مهمان
  امام علي ع شب اول قبر بدادت برسه صلوات بفرست
41425
نام: سارا
شهر: HAMEDAN
تاریخ: 7/28/2007 10:41:50 AM
کاربر مهمان
  هر انکه جانب اهل خدا نگه دارد خداش در همه حال از بلا نگه دارد
41424
نام: علی حلیمی
شهر: یکاولنگ بامیان
تاریخ: 7/28/2007 9:57:50 AM
کاربر مهمان
  به تمام خوانندگاه گرامی سلام عرض میکنم .
بعد ازابلاغ سلام میلادمولود حضرت علی (ع)راتبریک میگویم وامیدوارم بایادکردن این ولی خدارستگارشوید وازخداوند متعال امیدوارم که محبان این حضرت را به جنت برین اعزام بدارند .

بااحترام
علی حلیمی
41423
نام: جامانده از قافله
شهر: دوکوهه
تاریخ: 7/28/2007 9:27:03 AM
کاربر مهمان
  ***بسم رب الشهدا***

زمانه بر سر جنگ است یا علی مدد
مدد زغیر تو ننگ است یا علی مدد
-------------------------

اهالی حرف دل امروز ذکر یا علی (ع) یادتان نرود.
( ۱۰۰۰ مرتبه)
--------------------------------------

التماس دعا ۱۰۰۱
<<ابتدا <قبلی 4149 4148 4147 4146 4145 4144 4143 4142 4141 4140 4139 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4144&mode=print