هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
41062
نام: م-م
شهر: تهران
تاریخ: 7/16/2007 1:22:56 PM
کاربر مهمان
  خیلی گرفتارم یه اتفاق عجیب افتاده تو زندگیم و یه مشکل بزرگ دارم. دارم از پا درمیام دیگه نمیکشم بریدم تا حالا این قدر درمونده و گرفتار نبودم برام خیلی دعا کنید از این گرفتاری نجات پیدا کنم نیازبه دعای همه دارم شاید خدا به خاطر یه ادم پاک مشکل منو زودتر حل کرد و به آرامش رسیدم
41061
نام: قاصدك
شهر: هرجا دلت بخواد
تاریخ: 7/16/2007 12:54:26 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الزهراء سلام الله علیها
سلام همسنگرا
%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%
ببخشید که انقدر دیر جواب میدم .

کلا ماده (نظر) که ریشه انتظاره در قران در مورد چند نفر یا گروه به کار رفته :
۱- خود خدا : وانتظروا انا (منتظرون). هود.یکصد و بیست و دو
۲-رسول اکرم (ص) : فاعرض عنهم وانتظر انهم منتظرون. سجده سی.
۳- امام(ع) : من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا. احزاب بیست و سه.
۴- مشرکین و کفار : و (انتظروا) انا منتظرون. هود یکصد و بیست و دو .
به وضوح میشه دید که تو این آیات و آیه های دیگه ای که ماده انتظار بکار رفته ابدا مقصود از این کلمه نشستن و دست روی دست گذاشتن و یا حتی چشم به راه بودن نیست .
در مورد خدا که یه امر بدیهیه . ان ربک لبالمرصاد . خدا حتی برای کفار هم شرایط ضلالت رو فراهم میکنه مثل این آیه:(و من یضلل الله فلن تد له سبیلا) یعنی کسیکه خدا اون رو گمراه کرده نساءیکصد و چهل و سه.پس وقتی میکه (انا منتظرون ) بیکار ننشسته .
در مورد پیا مبر (ص) هم وقتی که میگه (فاعرض عنهم وانتظر ) کاملا منطقی و مسلمه که منظور این نیست که بنشین و بنگر تا خدا عذابشون کنه. یا دست از تیلیغ و حتی جنگ بردار خودم حسابشونو میرسم.بعد از نزول این آیه باز هم پیامبر(ص) تبلیغشون رو ادامه میدن.
در مورد امام هم (همونطور که میدونید آیه در شان امیر المومنین (ع) نازل شده و مربوط به جنگ بدره)
میبینیم که بعد از اون جنگ جنگهای دیگری هم پیش میاد که علی (ع) تو اونها شرکت داره در حالیکه قرآن میگه که (ومنهم من ینتظر) یعنی بضی از اونها در انتظارن . یعنی که اینجا هم معنی انتظار نشستن نیست . جالبه که خود قرآن اضافه میکنه ( وما بدلوا تبدیلا ) یعنی نه تنها بیکار ننشستن بلکه ثابت قدم و استوار بر عقایدشون ایستادن و حتی از اونها دفاع میکنن.
در مورد کشرکین و کفار هم قضیه به همین صورته . اونها هم هیچ وقت دست از آذار و اذیت پیامبران و امامان برنمیداشتن . حتی وقتیکه خدا وعده عذاب میداد. چه بسا که به این کار مصر تر هم میشدن. ولی قرآن در مورد اونها هم از ماده انتظار استفاده میکنه و میکه (وانتظروا انا منتظرون).
%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%
این خلاصه چیزیه که دستگیرم شده.
امیدوارم که پیش شما بزرگوارا درسمو خوب پس داده باشم.
یا مهدی فاطمه سلام الله علیهما
41060
نام: رشاد
شهر: کابل
تاریخ: 7/16/2007 12:37:00 PM
کاربر مهمان
  دوستت دارم
41059
نام: قاصدك
شهر: هرجا دلت بخواد
تاریخ: 7/16/2007 11:52:10 AM
کاربر مهمان
  بسم رب الزهراء سلام الله عليها
سلام همسنگر
عيدتون مبارك
ساقيا آمدن عيد مبارك بادت
وآن مواعيد كه كردي نرود از يادت
يا مهدي فاطمه سلام الله عليهما
41058
نام: ارژنگ
شهر: تهران
تاریخ: 7/16/2007 11:15:15 AM
کاربر مهمان
  بزرگواران سلام میلاد گل بوستان فاطمی
با قرالعلوم علیه السلام را به همه شما تبریک و تهنیت عرض می کنم



خواهم امشب باز شيدايى كنم
از در رحمت تمنّايى كنم
تا شوم دور از تمام هرچه زشت
سير، در گلزار زيبايى كنم
گرچه خوارم، دم ز گلها مى‏زنم
ياد گل، ياد گل آرايى‏كنم
مدت كوتاه عمر خويش را
صرف خدمت نزد مولايى كنم
از همين كوتاه خدمت، تاابد
زندگى در لطف و آقايى كنم
آمدم نوشم مى‏از شير و رُطب
بر در ميخانه ماه رجب
اى رجب ميخانه حيدر تويى
مِى تويى، باده تويى، ساغر تويى
طعم تو گرديده احلى من عسل
گوشه‏اى از وسعت كوثر تويى
راه درك ليلةالقدر على
بهر شيعه تا صف محشر تويى
ماه شعبان بر تو كرده اقتدا
باعث توفيق پيغمبر تويى
مطلعت زيباترين روز خداست
ميزبان حجت داور تويى
حسن مطلع در تو باشد لطف يار
شد رخ زيباى باقر آشكار
او شعيب عترت پيغمبر است
باقر درياى علم داور است
مفتخر بر نام او هستيم ما
اين كلام يك امام و رهبر است
اول خير آخر خير اصل خير
اين محمد، سفره دار كوثر است
بى رواياتى كه از او آمده
دين ما تا روز محشر ابتر است
سائل علمش مراجع گشته اند
وسعت علمش ز هركس برتر است
او كه باشد بهترين مولاى من
مادرش شد فاطمه بنت الحسن
مادرش از فاطمه تصوير داشت
دربرش آئينه تقدير داشت
پاكتر از آب زمزم خُلق او
رزق و سهم از آيه تطهير داشت
او كه باشد دختر بيت كريم
حُسن بابايش در او تأثير داشت
نِى به دامانش گرفته كودكى
او به دامان خضر راهى پير داشت
تا كند مارا غلام درگهش
در نگاه چشم خود زنجير داشت
ما غلام حضرت باقر شديم
بر مَرام غير او كافر شديم

41057
نام: ونوس کوچولو
شهر: کهکشان راه شیری
تاریخ: 7/16/2007 11:09:31 AM
کاربر مهمان
  به نام خدا
سلام


عیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد مبارکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
41056
نام: نرگس
شهر: بوشهر
تاریخ: 7/16/2007 10:32:47 AM
کاربر مهمان
  کجایند مردان بی ادعا
41055
نام: نخل سوخته
شهر: فراموش شده
تاریخ: 7/16/2007 9:38:48 AM
کاربر مهمان
  ( بـِســـمِ رَبِّ الشـُّهــَـداء )
به ياد برادران شهيدم و به ياد تمام کساني که عزت و اقتدار کشورم مديون خون آنهاست ....

دلم تنگ است ....
خيلي وقت است ديگر داشتن خيلي چيزها نميتواند قلب بي تابم را آرام کند .
مدتهاست ديگر از کسي توقع اين را ندارم که دست به ظاهر دوستيش را به سويم دراز کند .
ميخوام از بي قراريم بنويسم و بغض دلتنگيم را براي شما بشکنم که خوب مستمع و شايسته رازنگهداري هستيد .
اين روزها دلم تنگ است .... بيش از گذشته دلم هوايتان را کرده ......
روزگار بدي است ....
با روزگار شما و حال و هواي آن روزهاتان متفاوت است .
صداقت از قاموس آدمهاي روزگار من پاک شده ، نقش بازي کردن شده جزء مرامشان ....
کاش ميتوانستيم کمي شما را درک کنيم ، حضورتان را حس کنيم ، به اين باور برسيم که شما هستيد و ناظريد بر ما و اعمالمان....
نميخوام معرفت و مرام شما را با آدمهاي روزگار خودم مقايسه کنم، که آنها به جرم دنيايي بودنشان بي معرفت شده اند، اما شما چرا ؟!
عزيزي ميگفت : ( اگر بداني چقدر شهدا دل نازک هستند ، هيچوقت راضي نميشدي ازشون گله کني ) ؛ پس چرا فراموشمان کرديد؟!
دنياي عجيبي شده .... نميخوام باور کنم که داريد تلافي ميکنيد !! چون کم به يادتان هستيم ، فراموشمان کرده ايد ....
دلم تنگ است ......
اين روزها چيزهايي ميشنويم که براي من و هم نسلهاي من باور کردني نيست ....
حرفهايي که قلب دوستانتان را به درد آورده است ...
اين روزها ديگر حرفي از رشادت و ايثار و فداکاري فرزندان روح الله در 8 سال جنگ نيست ؛ ميگويند : ما با استفاده از تانک و تفنگ و ... پيروز جنگ شديم ...
بياييد و ببينيد ....
سر بلند کنيد و چيزي بگوييد ....
امام ! بگو ... از فرزندانت دفاع کن .... بگو فرزندانت که به بوسه بر بازوهاشان افتخار ميکردي با عشق شان ، با جانشان ، با پوست و
خونشان دفاع کردند ؛ از مردانگي ، غيرت ، ناموس ، وطن و دينشان ....
جنگيدند تا امروز خيلي راحت پا روي خون شهدا بگذارند ...................
امام ! .....
شهدا ! شنيدن اين حرفها براي قلب شکسته پدر و مادر ، چشمهاي منتظر فرزندانتان که هنوز منتظر آغوش گرم پدرشان هستند ، سنگين استو خارج از حد تحمل و توان ....
شما با خدا معامله کرديد و ضامن عشق و دلسپردگي تان بانو فاطمه زهرا و سيد الشهدا و ائمه بودند ، اما اين روزها ............
چه کردند و چه ميکنند با شما و عشقتان .......
شهدا ! دلمان برايتان تنگ شده است ......
آرامش قلبم وقتي است که براي ديدار بر سر مزارتان مي آيم و محو تماشاي آن چهره هاي آسماني تان ميشوم ....
مظلوم رفتيد و اين روزها مظلوم تريد .....
از شما فقط نام و پوستري در کوچه ها و خيابان ها و ميدان ها مانده ....
خانواده هايتان ساکت از قبل شده اند ...
تمام ياد کردن از شما معطوف شده به 7 روز از 365 روز سال .....
ولي حرمت نام شهيد و شهادت بر دلهاي ما ، با حرف هيچکدام از اين ياران ديروز و نارفيقان امروز نمي شکند ...
ما باور داريم ؛
که شهدا معدن محبت و عشق اند ...
شهدا به دريايي متصلند که به خدا ميرسد و آن ، درياي اهل بيت (ع) است که خود اهل بيت نيز درياي سخاوت و مهرباني و بخشش اند..
دوستان !
همرزمان ديروز و همراهان امروز !
شهدا براي حفظ آنچه که جانشان را در راهش در کف اخلاص گذاشتند و از دنيا گذشتند از ما ، از کسانيکه به ياد آنها ، يه عشق آنها و به حرمت نامش
41054
نام: نسیم
شهر: ناکجا آباد
تاریخ: 7/16/2007 8:49:42 AM
کاربر مهمان
  دوست محترمم روزی انتقادی کردم از یکی از اشعار در وصف آقا امام زمان که از انتظار ایشان میسوزیم من سوزشی در زندگی روزمره خودم و اطرافیان نمیبینم کسی پاسخم نداد و جز شهاب خان کسی اعتنایی نکرد .
آیا نوشته هایم را نخواندید و یا ما را لایق پاسخ نمیدانید؟؟

امروز دیگر بردارمان جناب آقای خامنه ای را با مولایمان علی مقایسه مینمایند که باز هم من توجیه نمیشوم در این که هر دو بزرگند و امامند و والا و در نزد حق محبوب شکی نیست . اما کاش کمی دست از مقلطه برداریم کاش کمی از کلملت و اشعار درستر و در مکانهای بهتر استفاده کنیم منظورم از مکان محل جایگیری کلمه در جمله و شعر است .

مرا ببخشید من نمیتوانم در جایی که مخالفم سکوت کنم و ...
من معتقدم هر چیز و هر کسی در جایی معنی دارد و استفاده درست کلمه و سمت و لقب برای هر کسی در جایی معنا پیدا میکند که همه با آن نظر معتقد و یک صدا باشند .

شاید یکی از علل دور شدن جوانانمان از انقلاب اسلامی یکی کردن آن با دین باشد و اینکه جوانان به انحراف و انتقاد نظر و شک و سردر گمی دچار میشوند .

ماه رجب بر همه رجبیون مبارک .
آرامش دلهامون صلوات
41053
نام: نسیم
شهر: ناکجا آباد
تاریخ: 7/16/2007 8:49:06 AM
کاربر مهمان
  سلام و صبح بخیر .

دوست محترم آرمان خان جسارت و انتقاد مرا به بزرگی برادرانه خود ببخشید .

اما آیا خاطرتان نیست زمانی که بدون محدودیت و کنترل مینوشتیم . آیا خاطتان نیست چه حرفهای رکیکی نوشته میشد و شخصیت من خواننده زیر سوال میرفت مدیر محترم از این تنشها جلوگیری فرمودند . درست میفرمائید ما به نظر مخالفان معتقد نیستیم اما به بی حرمتیهایشان به ائمه و اعتقادات ما .....
شاید اگر کمی عمیقتر نگاه بیاندازید با عقیده من هم رای شوید .

برداردم ما حرف دلیها چند نفریم ؟ چند نفرمان با دیدن صلوات صلواتی ختم مینماید و چقدر به خواسته و حاجتمان و شفای بیمارانمان میرسیم .

من به نفس حق همدلی ها معتقدم .

درست میفرمائید کسی تا کنون جواب سوال مرا نداده شاید که صلاح این است که من در بیخبری بمانم یا همدلی ها بیقراری و بی خبری مرا نمیدانند . اما من هنوزم میپرسم که انتظار یعنی چه ؟ و منتظران چه رنگی و چه شکلی اند و چرا من یک منتظر نیستم؟

از نکات دقیق و مهمی که فرمودید بسیار متشکر و ممنونم . آرزوی موفقیت روز افزون شما برادر محترم را از ایزد منان خواستارم .

و من الله التوفیق .
<<ابتدا <قبلی 4112 4111 4110 4109 4108 4107 4106 4105 4104 4103 4102 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4107&mode=print