هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
40982
نام: شهاب
شهر: زیرگنبدنیلی
تاریخ: 7/13/2007 8:24:39 AM
کاربر مهمان
  سلام علی آل یاسین.
اللهم عجل لولیک الفرج والنصر والعافیه واجعلنا من اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه.
اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم.
40981
نام: امید
شهر: کرج
تاریخ: 7/13/2007 6:20:40 AM
کاربر مهمان
  سلام
برام مشکل بزرگی پیش اومده از هرکی که این پیغامو می خونه خواهش می کنم که برای رفع مشکل برادر کوچیکش یه صلوات بفرسته خواهشن همین
ممنونم
40980
نام: بادبادک سفید(شهاب)
شهر: زیرگنبدنیلی
تاریخ: 7/13/2007 1:47:31 AM
کاربر مهمان
  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
40979
نام: روشنک
شهر: كاش مدينه فاضله بود
تاریخ: 7/12/2007 9:01:58 PM
کاربر مهمان
  محتاج دعاهاي آسمونيتون:
روشنك از اونجايي كه نيست!
40978
نام: پرستو
شهر: تهران
تاریخ: 7/12/2007 6:54:38 PM
کاربر مهمان
  راه در پیش است و ذکر یارب یارب بر لب
حضور تو مرا به اوج می رساند
نوای موسیقی در حال نواختن است
اما گویی...
که هر لحظه من بر ساز خموشی مضراب می زنم
می آیی و می روی
چون بادی که گرما را می رباید
نمی شود که بمانی تو
در حضور بی پایان لحظه ها
...
40977
نام: دلتنگ کربلا
شهر: دور از کربلا
تاریخ: 7/12/2007 6:36:21 PM
کاربر مهمان
  کاش شبي سمت صدايت رويم
کاش شبي کرب و بلايت رويم
يا که در انديشه ي آن چشم مست
حلقه کنم گرد ضريح تو دست .
کاش شبي باز به ميدان مشک
اشک بريزم به هواي تو اشک
باز ببينم غم عباس را
روي سرم پرچم عباس را
نذر نمودم که بيايم اگر
جان دهم و باز نگردم دگر
هر چه که هستيم ز خاک تو ايم
شکر خدا را که هلاک تو ايم
ما همه زخميم و تويي التيام
حضرت ارباب عليک السلام

سلام به همه دوستان حرف دلی
ما رو یادونه
ان شاالله ی شب جمعه با هم کربلا باشیم
40976
نام: نرگس
شهر: بوشهر
تاریخ: 7/12/2007 3:55:32 PM
کاربر مهمان
  يابن الحسن آقا بيا ............
40975
نام: صـــادق
شهر: قم المقدسه
تاریخ: 7/12/2007 2:51:59 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهداءوالصدیقین

سلام

خوب هستین

.................................................................


آري ، يکي را دوست ميدارم ، آن را احساس کردم در قلبم …
او همان ستاره درخشان آسمان شبهاي دلتنگي و تيره و تار من است…
او همان خورشيد درخشان آسمان روزهاي زندگي من است…
يکي را دوست ميدارم …
آري ، او همان مهتاب روشن بخش شبهاي من است …
قلبم او را دوست ميدارد و من هم تسليم احساست پاک قلبم ميباشم…
يکي را دوست ميدارم ، همان فرشته اي که در نيمه شب عشق به خوابم آمد و مرا با
خود به دشت دوستي ها برد…
او همان فرشته اي است که با بالين سفيدش مرا به اوج آسمان آبي برد و مرا با
دنياي دوستي و محبت آشنا کرد…
يکي را دوست ميدارم ، همان کسي که هر شب برايم قصه ليلي و مجنون در گوشم
زمزمه ميکرد و مرا به خواب عاشقي مي برد …
يکي را دوست ميدارم ، همان کسي که مرا آرام کرد و معني دوستي را به من
آموخت…
اينک که من با او هستم معني واقعي دوست داشتن را فهميدم …
او مثل ابر بهار زود گذر نيست ، او برايم مانند يک آسمان است که هميشه بالاي سرم
مي باشد…
آسماني که زماني ابري مي شود چشمهاي من هم از دلگيري او باراني مي شود…
آري ، تو برايم مانند همان آسماني…
يکي را دوست ميدارم ، او ديگر يکي نيست او برايم يک دنيا عشق است…
پس بمان اي کسي که تو را دوست ميدارم ، بمان و تسليم احساسات پاک من
باش…
مي خواهم با تو تا آخرين نفس بمانم....
مي مانم تا زماني که خون عشق در رگهاي من جاري است .....
اي خورشيد آسمان روزهاي من ، اي مهتاب روشن بخش شبهاي من ، اي ستاره
درخشان آسمان تيره و تار من ، اي آسمان زندگي من و در پايان اي همدم زندگي من
،با من باش چون که تو را دوست ميدارم ، آري ، تو را دوست ميدارم… فقط تو را
....................................................

دعا....
40974
نام: مجنون الحسين
شهر: نينوا
تاریخ: 7/12/2007 2:11:19 PM
کاربر مهمان
  بسم رب المهدي

السلام عليك يا اباصالح المهدي ادركني

دلم تنگ است برای تو
برای تو که از من دوری و به من نزدیک
صدایت را نمیشنوم
نگاهت را نمیبینم
اما احساس میکنم بودنت را
گرمی دستان مهربانت را که بر سرم میکشی و در ناآرامیهای زندگی آرامم میکنی
و همین بهانه زنده بودن من است
فاصله‌های مجازی مرا از تو دور ساخته و کشتی بادبانی دلم را در میان امواج پرطلاتم اقیانوسهای خیال به دست باد سپرده
ولی تو چنان به من نزدیکی که خویشتن را با تو یکی میبینم
و با وجود اینکه همیشه رود مهربانیت به دریای مواج دلم روانه است
باز دلم برای تو تنگ است
مهدي جان
باز دلم برای از تو نوشتن تنگ است
باز دلم برای از تو سرودن گرفته است
دلم برای دیر آمدنت شور میزند
مولايم
بریده باد زبانم اگر که از تو نگوید
مسافر آفتاب
تا ابرها پنهانترت نکرده‌اند
تا سرما خوابت نکرده است
این اسماعیل دلم قربانی تو باد
آقايم
چه بر سرم آمده که این چنین دلم از غروب میهراسد
اي بهار سبز زندگيم
اشك چكيده شده بر روي گونه‌هايم
آرمان مجسم عدالتخواهان
انتظار سبز دورانها
چلچراغ روشن شبستان تاريخ
مرد برگزيده اعصار
روشنگر زمين و زمان
ذخيره جاودان الهي
نويد بخش صبح سفيد درشب سخت انتظار
آمدنت را دل دل ميزنم بر ايوان زخم و حادثه
در هجوم طوفانهاي سنگين تلخ فراق
در زير تازيانه‌هاي سرد و سخت كنايه و نيش زبانهاي تبر به دستان
اما باز دلم براي تو تنگ است
و هر عشقي كه ميبينم به جز تو بي رنگ است
مهدي جان
مینویسم از سفر غیبت تو سخت پریشانم بعد نقطه سر خط تا ابد ریز و درشت
مشق شب خواهیم داشت
انتظار
انتظار
انتظار
انتظار
...

انا مجنون‌الحسين يا ثارالله
40973
نام: صادق
شهر: قم المقدسه
تاریخ: 7/12/2007 1:51:22 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهداء والصدیقین

سلام
خوبین
برام دعا کنید
مـمنون از لطف دوستان
..............................................
<<ابتدا <قبلی 4104 4103 4102 4101 4100 4099 4098 4097 4096 4095 4094 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4099&mode=print