هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
40942
نام: سرندپیتی
شهر: جزیره جی جو
تاریخ: 7/11/2007 12:54:09 AM
کاربر مهمان
  به فکر مال دنیا نباشید
40941
نام: صـــادق
شهر: قم المقدسه
تاریخ: 7/11/2007 12:31:54 AM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهداءوالصدیقین

سلام به دوستان خوبــم

.............................................

خواب دیدم خواب اینکه مرده ام
خواب دیدم خسـته و افسـرده ام
روی مـن خـروار ها از خاک بود
وای قـبر مـن چه وحشـتنـاک بود
تا میان گـــور رفتم دل گرفت
قبر کن سنگ لهـد را گل گرفت
بالـــش زیر سرم از سنگ بود
غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود
ناله میکردم ولیکن بی جواب
تشنه بودم تشنه یک جرعه ناب
آمدند از راه نزدم دو ملک
تیره شد در پیش چشمانم فلک
یک ملک گفتا بگو نام تو چیست
آن یکی فریاد زد رب تو کیست
در میان عمر خود کن جستجو
کارهای نیک و زشتت را بگو
گفتنم عمر خودت کردی تباه
نامه اعمال تو گشته سیاه
ما که ماموران حق داوریم
نک تو را سوی جهنم میبریم
دیگر آنـجا عذر خواهی دیر بود
دست و پایـم بسته در زنـجیر بود
ناگهان الطاف حق آغاز شد
از جنان درهای رحمت باز شد
مردی آمد از تبار آسمان
نور پیشانیش فوق کهکشان
چشمهایش زندگانی میسرود
درد را از قلب آدم میزدود
صورتش خورشید بود و غرق نور
در رکابش قدسیان حلقه بگوش
لب که نه سرچشمه آب حیات
خاک پایش حسرت عرش برین
طره ای از گیسویش حبل الـمتین
بر سرش دستار سبزی بسته بود
بر دلم مهرش عجب بنشسته بود
دو ملک سر را به زیر انداختند
بال خود را فرش راهش ساختند
غرق حیرت داشتند این زمزمه
آمده اینجا حسین فاطمه
سوی من آمد مرا شرمنده کرد
مهربانانه به رویم خنده کرد
گفت آزادش کنید این بنده را
خانه آبادش کنید این بنده را
اینکه اینجا این چنین تنها شده
کام او با تربت من وا شده
مادرش او را به عشقم زاده است
گریه کرده بعد شیرش داده است
بارها بر من محبت کرده است
سینه اش را وقف هیئت کرده است
اینکه میبینید در شور است و شین
ذکر لالائیش بوده یا حسین
دیگران غرق خوشی و هلهله
دیدم او را غرق شور و هروله
با ادب در مجلس ما می نشست
او به عشق من سر خود را شکست
سینه چاک ال زهرا بوده است
چای ریز مجلس ما بوده است
خویش را در سوز عشقم آب کرد
عکس من را بر دل خود قاب کرد
اسم من راز و نیازش بوده است
خاک من مهر نمازش بوده است
پرچم من را به دوشش میکشید
در عزایم پا برهنه میدوید
اقتدا بر خواهرم زینب نمود
گاه میشد صورتش بهرم کبود
بارها لعن امیه کرده است
خویش را نذر رقیه کرده است
اینکه در پیش شما گردیده بد
جسم و جانش بوی روضه میدهد
حرمت من را به دنیا پاس داشت
ارتباطی تنگ با عباس داشت
نذر عباسم به تن کرده کفن
روز عاشورا شده سقای من
گریه کرده چون برای اکبرم
با خود او را نزد زهــرا میبرم
هر چه باشد او برایم بنده است
او بسوزد صاحبش شرمنده است
در دو عالم عطر و بویش میدهم
پیش مردم آبرویش میدهم
باز بالاتر به روز سرنوشت
باشد او همسایه من در بهشت
آری آری هــر که پا بست من است
نامــه اعـمال او دسـت مـن است

..............................................................
التماس دعا
موفق باشید دوستان
40940
نام: صـــادق
شهر: قم المقدسه
تاریخ: 7/10/2007 10:20:48 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهداءوالصدیقین

سلام دوستان.

.........................................................

مرده بدم زنده شــــدم گــــــــريه بدم خنده شــــدم
دولت عشق آمـــــــــد و من دولت پاينده شــــــدم
ديده سير اســــت مـــــــــرا جان دلير اســت مــرا
زهـــــره شير است مرا زهـــــــــره تابنده شــــدم
گفت که ديوانه نه اي لايق اين خـــــــــانه نهاي
رفتم ديوانه شــــــدم ســـــلســـله بندنده شـــــــدم
گفت که سـرمست نه اي روکه از آن دست نه اي
رفتم و سرمست شــــــدم وز طرب آکنده شــــــدم
گفت که تو کشــته نه اي در طرب آغشته نه اي
پيش رخ زنده کنش کشــــــته و افکنده شــــــــدم
گفت که تو زيرککي مســـــت خـــــــيالي و شکي
گول شـــــدم هــــول شــدم وز همه برکنده شــدم
گفت که تو شمع شـــــــدي قبله اين جمع شـــدي
جمع نيم شــــــــمع نيم دود پراکــــــــنده شـــــدم
گفت که شيخي و ســــــري پيش رو و راهــبري
شـــــيخ نيم پيش نيم امــــــر تو را بنده شــــــدم
گفـــت که با بال و پري من پر و بالت ندهــــــــم
در هـــوس بال و پرش بيپر و پرکنده شـــدم
تابش جان يافت دلم وا شـــــــــد و بشکافت دـلم
اطلس نو بافت دلــــــم دشمن اين ژنده شـــــــدم

........................................................

خوش باشید...
40939
نام: باران
شهر: مشهد
تاریخ: 7/10/2007 9:41:51 PM
کاربر مهمان
  سلام بر سيد شهيدان اهل قلم
اين اولين ديدار من بود .
به يادگار اين جمله را نوشتم .
40938
نام: ذاکر
شهر: ایران
تاریخ: 7/10/2007 8:25:35 PM
کاربر مهمان
  شمه ای از احوالات سید جواد ذاکر را در اینجا ببینید:


http://www.zakerzaker.blogfa.com/
یا علی التماس دعا
40937
نام: بادبادک سفید(شهاب)
شهر: زیرگنبدنیلی
تاریخ: 7/10/2007 8:17:20 PM
کاربر مهمان
  حالا چرا میزنید نسیم گرامی؟!
من که عرض کردم اگه حرف دل نبود انتقاد و بحث و جدل!
40936
نام: صـــادق
شهر: قم المقدسه
تاریخ: 7/10/2007 3:00:29 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهداء والصدیقین

سلام به هـمه دوستان


نسیم خانم همه اینا رو هم خودمون میدونیم
حد اقل اینه که بد رو بدتر نکنیم
اینقدر هم بد اخلاق نباشید...
شهاب جان زیارت قبول باشه..
...................................................
حرف زیاده برای گفتـن..
.
التماس دعا
40935
نام: نسیم
شهر: ناکجا آباد
تاریخ: 7/10/2007 2:46:26 PM
کاربر مهمان
  امروز با همه دل گرفتگی و سردرد وحشتناکی که مهمانه هر روزه است بهترین و آرام بخش ترین خبر خبر بهبودی بادبادک سفید بود .
سایه عزیزم از شما صمیمانه متشکرم به خاطر خبر خوب و اینکه شما هم نظر مفید و خوبی داشتید .
شهاب خان وقتی حرف دله انتقاد و نظر و مشورت و همدلی با همسنگریام هست . فقط اسممون که همسنگری نیست .
الهی شکر.
به امید بهبودی کامل بادبادک سفید و بازگشت سبکبار .
40934
نام: بادبادک سفید(شهاب)
شهر: زیرگنبدنیلی
تاریخ: 7/10/2007 2:11:01 PM
کاربر مهمان
  سایه گرامی ممنون از خبر خوشحال کننده تون.
ان شاءالله همیشه خوش خبر باشید.
امروز ایمیلی از ایشون رسید به بنده که خیلی خوشحالم کرد.
سلامتی عاجل همه بیماران صلوات محمدی عنایت بفرمایید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
40933
نام: بادبادک سفید(شهاب)
شهر: زیرگنبدنیلی
تاریخ: 7/10/2007 2:06:56 PM
کاربر مهمان
  ضمن عرض ادب و احترام خدمت علی آقا و نسیم گرامی فکر می کنم نظروهدف دوستان هر دو یکی است اما با قول های مختلف .
در این که دوستان محترم دلسوخته اند و نیتشون اصلاحه شکی نیست و باید شکرگزار و قدردان باشیم.
اما رعایت دقت در بیان مطالب خیلی مهمه طوری که به دوستان تالار در عین این که توهین نشه بیان انتقادات موثرودقیق باشه.
در ضمن همونطور که از اسم این حرف دل بر می آید به نظر میرسه حرف دل مقدم بر انتقاد و مطالب دیگه باشه اما خوب اگه حرف دلی نبود مطالب آموزنده هم می تونه مفید باشه.
ان شاءالله به محض اینکه تالار گفتگو راه افتاد بیان دقیق تر انتقادات و طرح نظرات می تونه به طور کامل تر اونجا مطرح و تبادل نظر بشه.
برای سلامتی و عاقبت به خیری همه اونهایی که دل در گرو ولایت دارند ودلسوخته ولایت هستند صلوات محمدی مرحمت بفرمایید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم.
<<ابتدا <قبلی 4100 4099 4098 4097 4096 4095 4094 4093 4092 4091 4090 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4095&mode=print