اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 40882 |
نام:
م ح م د
شهر:
ش ه ر
تاریخ:
7/8/2007 1:19:12 PM
کاربر مهمان
|
می خوام برم یجای دور که هیچکسی پیدام نکنه هر چی می خوام بهت بگم هیچکسی رسوام نکنه تو دنیا با دیوانه ها هیچکسی کاری نداره تا کسی اذیت نکنه دیوانه ازار نداره
|
|
| 40881 |
نام:
آوا
شهر:
عاشقی
تاریخ:
7/8/2007 12:13:12 PM
کاربر مهمان
|
به راستي دوست داشتن وهم لطيفي ست
مثل شميم نگاه اول مثل نخستين پگاه فروردين
نمي داني چگونه و از كجا آمده ؟! چرا زيباست ؟! چرا بر دلت نشسته؟! فقط لحظه اي به خود مي آيي كه از پنجره چشمانت آمده و بر ژرفاي دلت محمل گزيده و صاحب خانه شده
و اكنون تو بايد بروي ...
و تو كه آغشته به عشق شده اي توان گريز نداري !!
چه بيشتر دوست مي داري كه بسوزي و بسازي كه خوب مي داني
درد از پي درك مي آيد ...
مهربانم اين سفر عشق است و اگر چشمانت از حادثه عشق تر نيست برگرد...!!!
تقدیم به همه عاشقای واقعی.......
|
|
| 40880 |
نام:
.....
شهر:
.....
تاریخ:
7/8/2007 11:51:52 AM
کاربر مهمان
|
يكي مي تونه ادرس جلسه هفتگي حزب الله را بنويسه
مال امروزرا
عجله دارم با تشكر
|
|
| 40879 |
نام:
نیلو
شهر:
تهران
تاریخ:
7/8/2007 11:05:28 AM
کاربر مهمان
|
به نام خدای راه های بی انتها
آه...آری...این منم...اما چه سود
اوکه در من بود دیگر نیست .نیست
می خروشم زیر لب دیوانه وار
او که در من بود آخر کیست.کیست
|
|
| 40878 |
نام:
شاهد
شهر:
دوکوهه
تاریخ:
7/8/2007 11:03:31 AM
کاربر مهمان
|
بسم الله النور
اللهم صل علی محمد وال ممحمد وعجل فرجهم
سلام علیک
زائر امام رضا زیارتتون قبول.انشالله زیارت کربلا
ادمین بزرگوار یکی از دوستان میگفت با کارت شرکت مخابرات شهرشون وصل میشه حالا دیگه اسمی نگفت.نمیدونم.یعنی تگه کارتشو عوض کنه درست میشه؟؟
بابت زحماتتون تشکر.
یا زهرا سلام الله علیها
|
|
| 40877 |
نام:
مجنون الحسين
شهر:
نينوا
تاریخ:
7/8/2007 9:44:42 AM
کاربر مهمان
|
به نام آنكه اي كاش زندگي كردنم براي او بود
الهي مرا آن ده كه آن به ...... الهي آمين
سلام دوستان صبح همگي بخير
*******************
السلام علیک یا اباصالح المهدی
مسلمانان گل نرگس غريب است
از مظلوميت تا غربت راهي نيست; چنانكه مظلوميت مسير هميشگي غربت است ...
آنگاه كه قلم برداشتي و خواستي از غربت مولايت بنويسي; اما دريغ از حافظهي تاريك تو و ذهن خاموش قلم!
تو خود خوب ميداني كه از چشمانتظاري چيزي نفهميدي! تو نه محبي و نه عاشق!
آنگاه كه ادعاي عاشقي كردي و از جمعههايت به سادگي گذشتي!
آنگاه كه سوختي و ناله سردادي و دست به دعا برداشتي، اما نه براي ظهور!
آي! مسلمانان گل نرگس غريب است! ...
افسوس كه واغربتاي آنكس در كار جهان ميپيچد كه در اين مصيبت غريبي سهيم نباشد. افسوس كه تو خود غربت را سبب ميشوي .
از چه دم ميزني؟
به كه ميگويي؟
آنان كه دم از وفا ميزنند وعده را از ياد بردهاند .
پاي جان به ميان آيد همه خاموشند!
آري شايد هركس را سوداي كاري است!
آنان كه اشتياق صحبت او را مدعياند، به خلوت شبانه بر نميخيزند!
آنان كه ( والمسارعين اليه في قضاء حوائجه ) را زمزمه ميكنند، كجايند هنگام حاجتش؟! پاي بيرمق را بهانه ميكنند و شانههاي بي تقصير خود را بالا ميبرند؟!
آنان كه آرزوي( والمستشهدين بين يديه) دارند، جان گرامي را در ترازوهاي رژيم مصرف روزانه خرج ميكنند .
آنان كه قانون گمرك و تسهيلات و ترانزيت و ترافيك ماشين و غيره را خوب ميدانند، در قانونگذاري دلهاي پريشان و يخزدهي بي انتظار، مهارتي خرج نميكنند!
شاعري كه نظم غزلهايش به آهنگ صميمي رفيق دوران كودكياش است، را چه انتظاري است؟ موسيقيهايي كه چنگ بر افكار مقدس ميزنند و مفهوم زيباي انتظار را ميبلعند! چه ميگويي؟!
اكنون دورهي عطر و ادكلنهاي آمريكايي است و شميم صبح جمعه از ياد رفته!
دورهي پاركهاي ملاقاتو سينماهاي شهرتو ايستگاههاي غفلت است .
چه كسي در انديشهي ملاقات با اوست؟
اكنون صداي بوق ماشينهاي آخرينسيستم و آواي موبايل و ژستهاي بيگانه آن، صداي پاي انتظار را به گوش كسي نميرساند .
آپارتمانها و برجهاي بلند، غروب جمعه را فراموش كرده و تو از غروب آسمان، سرخي را ميداني كه طبق عادت به سياهي ميرود!
چيز عجيبي نيست. اينجا، همه در شهر مسلمانان، نقش خوب بودن هم يادشان رفته. مقدسات را بايد در موزهي شهرها ببيني .
فرق دختر و پسر را نميداني .
اماكن مقدسه كم كم به جاي زائران مشتاق، جاي خود را به توريستهاي بين المللي خواهد داد ...
دلم از اين دنيا گرفته .
حس ميكنم قطره اشكي هستم بر روي گونههاي زمين .
دلم عصر جمعهاي شده است ...
مردم!
نگاه آسمان را بخوانيد .
غروب جمعه را بفهميد .
چشمهايتان را به سرخياش عادت دهيد.
غروب جمعه انعكاس آه دلتنگ زهراست .
فرياد بلندي است در بغض فروخوردهي خورشيد .
يادي از دلتنگيهاي عاشوراست .
يادگار زماني است كه آسمان فهميد زين پس بايد به انتظار بنشيند . آسماني كه آنروز شاهد فروپاشي زمين بود . شاهد آن نگاهي كه تا ابد روي نوك نيزهاي مات ماند! نگاهي كه ميگفت:
اين الطالب بدم المقتول بكربلاء ...
آقا جون مرا درياب
اللهم عجل لوليك الفرج ....... الهي آمين
انا مجنونالحس
|
|
| 40876 |
نام:
نسیم
شهر:
ناکجا آباد
تاریخ:
7/8/2007 9:13:52 AM
کاربر مهمان
|
سلام ارژنگ خان . حالتون چطوره ؟ زیارت قبول . خوشا به سعادتون ولادت بی بی پیش آقا امام رضا بودید . خوشا به حالتون .
زیارتتون قبول . انشالله هر آنچه که بر دل دارید آقا امام رضا واسطه بشن و به اون خواسته برسید . .
|
|
| 40875 |
نام:
علی
شهر:
مشهد
تاریخ:
7/8/2007 8:50:44 AM
کاربر مهمان
|
از اقای قاضی ره پرسیده بودند شما اقا را دیده اید
گفته بود کور است چشمی که صبح باز شود و جمال آقا را زیارت نکند
دوستان مشکل کوری چشم ما کجاست و این شعر چقدر جالب امیدوار می کند
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید
که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید
از غم و درد مکن ناله و فریاد که دوش
زده ام فالی و فریاد رسی می آید
===============================
یا اینکه
یوسف گم گشته باز اید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
==============================
انتظار نوعی عاشقی است که انسان را با یک حس ساده از کوچکترین گناه نگه می دارد ما هم گاهی حس انتظار می دهد ولی کاش همیشه اینگونه بودیم
در این جمع کسی هست که ما را دعا کند جزو منتظران باشیم
مطمئن باشید ما نیز دعایتان خواهیم کرد
|
|
| 40874 |
نام:
ارژنگ
شهر:
تهران
تاریخ:
7/8/2007 8:42:25 AM
کاربر مهمان
|
بسمه تعالی
سلام بر همه بزرگواران حاضر در حرف دل
بچه ها دوست دارین حرف دلتون رو به کی بگین ؟
شب میلاد حضرت زهرا حرفای دلم رو به کسی گفتم که همه آرزوشونه
که چند کلامی با اون حرف بزنن
حرفای دلم رو از ته دلم گفتم
بهش زل زدم و اونم تو چشام نیگا کرد
ولی من سرم رو از شرم پائین انداختم
ولی اون دوباره سرم رو بلند کرد
حرفامو به کسی گفتم که مثل آدمای دیگه نبود
با صبر و حوصله حرفامو گوش می کرد
گریه که می کردم ، بی تابی می کردم
بعضی وقتا از زیادی گرفتاریم مثل بچه ها ضجه می زدم
اما اون فقط با لبخند مهربونش جوابمو می داد
حرفامو به کسی گفتم که می دونم محرم رازه
کسی که با اینکه بارها دلش رو شکسته بودم
و زیر حرفام زده بودم بازم بهم می خندید
و بازم جواب من رو داد
با اینکه چندین بار بهش قول داده بودم و زیر قولم زده بودم بازم منو دوست داشت
وای که چه شبی بود
شب میلاد مادرش بود
اونم خیلی خوشحال بود
بهش گفتم آقاجون تو رو قسم میدم به این لحظات شاد و روحانی
که دل دلشکستگان رو شاد کن
لحظات قشنگی بود با بچه های هیئت
پرچم منتظران مهدی رو به دوش گرفتیم
و هرکدوم از بچه ها یه شاخه گل دستشون بود همه سربند یازهرا زده بودند
و من سربند (منم گدای فاطمه) رو به پیشونیم بسته بودم وارد حرم که شدیم گفتم بچه ها همه رو یاد کنید
همه اونایی رو که آرزو داشتند همچین شبی کنار حرم امام رضا باشند
بعد شروع کردیم سرود میلاد مادرش رو با هم زمزمه کردن
یاس و بنفشه آمد ماه مدینه آمد
صل علی محمد دخت خدیجه آمد
ورد هر زبانی فاطمه یا فاطمه
مهر بیکران فاطمه یا فاطمه
از تو صحن های حرم گذشتیم
تارسیدیم به صحن گوهر شاد
وارد مسجد شدیم
و مراسم با شکوهی رو با حضور خیل کثیر عاشقان بر پا کردیم
جای همه شما خالی بود
مادر جان یا فاطمه
دلم اسیر دلبره
دیوونه و در به دره
قلبم و من به تو می دم
هدیه روز مادره
ملتمس دعا
|
|
| 40873 |
نام:
خواهرجون
شهر:
تهران
تاریخ:
7/8/2007 8:22:48 AM
کاربر مهمان
|
بسم الله
سلام
چه خوب شد که مطالب کنترل می شه.
از زحمتتون ممنون.
=======================
مهدی جان
کجاست منتظر تو چه انتظار عجیبی!
تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی
عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت!
چه کودکانه سپردیم دل به بازی قسمت
چه بی خیال نشستیم! چه کوششی چه وفائی!
فقط نشستم و گفتم!خداکند که بیایی
****************************
التماس دعا
|
|