هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
40412
نام: بني فاطمه
شهر: يزد
تاریخ: 6/24/2007 7:02:17 PM
کاربر مهمان
  با رفتنت خنده به من حروم ميشه بدون كه كار حيدرت تموم ميشه يا فاطمه الزهرا
40411
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 6/24/2007 6:28:50 PM
کاربر مهمان
  حرفهاو مكرها وبفرما ها وامرهاي شياطين روت تاثير نداشته باشه وسرافراز بيرون بيائي صلوات بفرست
40410
نام: عباس
شهر: کربلا
تاریخ: 6/24/2007 5:29:41 PM
کاربر مهمان
  خداوندا کربلا نسیب ما بگردان...
خدایا بین الحرمین نسیب ما بگردان...
خدایا تل زینبیه نسیب ما بگردان...

یا علی مدد
40409
نام: مجنون الحسين
شهر: نينوا
تاریخ: 6/24/2007 5:14:11 PM
کاربر مهمان
  به نام آنكه اي كاش زندگي كردنم براي او بود


خدايا شكرت


يا علي مددي

انا مجنون‌الحسين يا ثارالله
40408
نام: سبكبار
شهر: يه كوشا دنيا
تاریخ: 6/24/2007 5:10:56 PM
کاربر مهمان
  عاطفه خير مقدم اينجا خانه توست هرجه ميخواهد دل تنك ت بكو ،صلوات بفرست
40407
نام: حمیرا
شهر: زنجان
تاریخ: 6/24/2007 4:35:25 PM
کاربر مهمان
  عمویکبرنامه هم برای نوجوانهابگزارید
40406
نام: /
شهر: /
تاریخ: 6/24/2007 4:30:44 PM
کاربر مهمان
  امروز چرا هیچکس نیست.
40405
نام: عاطفه
شهر: تهران
تاریخ: 6/24/2007 4:11:24 PM
کاربر مهمان
  اين روزها چه آسان اشك مي ريختم ...
اشك هايي كه از درياي وجودت جدا افتاده بودند .
اشك هايي كه بوي غربت مي داد بوي تنهايي ...
انگار فراموش كرده بودم كه توعاشقانه ترين نگاه هايت را نثار من كرده اي . من در اوج با تو بودن تنها بودم زيرا فراموش كرده بودم در تنهاترين تنهايي هايم هم در آغوش توام.
ولي تو هنوز هم عاشقانه نگاهم مي كني ، دوستم داري و قلم در دستم گذاشته اي و ديكته مي كني تا بنويسم و اشك بريزم و شعله هاي اشكم يخ سرد غربت را ذوب كند.

خدا را شاکرم که در نهایته تنهایی منو با شما خوبان همراه کرد البته اگه لیاقت همراهی داشته باشم ومنو در جمع صميمانه خود بپذيريد
40404
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 6/24/2007 3:35:23 PM
کاربر مهمان
  آوا***شما نيز خوش آمديد واز آشناي باشما خوشحاليم صلوات بفرست
40403
نام: عاطفه
شهر: تهران
تاریخ: 6/24/2007 3:09:56 PM
کاربر مهمان
  مرا با خود ببر...
هر جا که مي روي مرا نيز با خود ببر....
نگذار که در سکوت تلخ زندگي تنها بمانم ، نگذار که در خلوت تاريک زندگي
در گوشه اي بنشينم و به نواي غمگين چشمانم گوش کنم...
هر جا که مي روي اگر دوستم ميداري مرا با خود ببر.....
به سفر مي روي مرا همسفر خودت بدان ، به روياها مي روي مرا نيز روياي خودت بدان...
نگذار که احساس کنم يک عاشق تنهايم....
عاشقي که آرزوي يک لحظه را دارد که در کنار يارش و آن کسي که دوستش دارد باشد!
نگذار که همسفر من تنهايي ها باشند و همزبان من سکوت تلخ زندگي!
هر جا که مي روي اين دل بي طاقتم را که مجنون تو هست تنها نگذار!
دلي که هميشه و هميشه براي تو بوده و هست

اي دل ديوانه ام عاشق مشو يا مشو درگير عشق و مبتلا يا اگر گشتي فقط عشق خدا
<<ابتدا <قبلی 4047 4046 4045 4044 4043 4042 4041 4040 4039 4038 4037 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=4042&mode=print