هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
39822
نام: خموش
شهر: همینجا
تاریخ: 6/12/2007 12:04:28 PM
کاربر مهمان
  سلام
می خواستم اگه لطف بفرمائید، به من بگید که چرا تسبیحات اربعه در رکعت سوم و چهارم نماز آروم خونده میشه؟
دلیل بلند خواندن حمد و سوره در نماز صبح و مغرب و عشا رو می خواستم بدونم.

ممنون
39821
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 6/12/2007 11:21:13 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
با نام تو آغاز می کنم یا ارحم الراحمین

می خوام وصفت کنم،اما...
اما حقارت و کوچکی من کجا و عظمت و جلال تو کجا؟!
فقط یکی یکی اسمهایت را بر زبان جاری می کنم
الحی القیوم، الرحمن الرحیم،ذوالجلال والاکرام، ذوا الرحمه الواسعه،باسط الیدین باالرحمه...
بار پروردگار خوبم ! مگر
این زبان گنگ من می تواند اسمها ی ترا ادا کند؟
من از تو گفتم،
حالا از خودم می گویم خالق زیبایم
انا عبدک
خجالت می کشم اما...
اما اگر بد هستم باز هم بنده ی توام
انا عبدک الضعیف
الذلیل
الفقیر
المسکین
المستجیر
لا یملک لنفسه نفعا و لا ضرا و لا حیاه و لا نشورا
ای خدای مهربانم ،می دانم که مهربان تر از مادری اما
باز هم می رنجانمت.....
خدایا! چه انسان بی ظرفیتی هستم و تو چه مهربانی.
بارالها:چگونه مي توانم روي به توبه آورم درحالي كه اسير هواهاي نفساني خويشم.
بارالها: تو از علاقه ي من نسبت به خودت آگاهي و ميداني كه چقدر مشتاق رسيدن توام ولي هر وقت كه تصميم گرفتم كه به سوي تو بيايم گناه به سراغم آمد و مرا از تو دور ساخت . هميشه آرزويم اين بوده است كه حتي براي يك روز هم كه شده آنچه باشم كه تو مي خواهي وآنچه كنم كه تو مي پسندي ولي افسوس اين نفس سركش تا كنون مجال برآورده شدن اين آرزو را به من نداده است
خدایا من به دنبال چه هستم؟؟؟؟؟
خدایا من چی می خواهم که خود نمی دانم؟؟؟؟
پرم از حرف هیچ نمی توانم بگویم.... پر از فریاد...
ولی گویی مهری سنگین بر لبانم زده اند.... مرا از فریاد تو را خواستن باز می دارند....
این چه عشقی است؟
چرا بدین گونه بی قرارم کرده است....چرا ....چرا....
مگر عشق بی قراری است و بس.... مگر عشق به تو ،آرامش نیست و بس...
پس چرا؟؟؟؟
نمی دانم چه کنم.... مانده ام سر گردان و حیران....
خسته ام
خسته....خسته
احساس می کنم مرا به حال خود رها کرده ای.... هرچی جستجو می کنم دستت را نمی یابم....
مرا به حال خود مگذار که سخت مهتاجتم....می دانم هستی ، میدانم صدایم را می شنوی...
می دانم عشقت لیاقت نمی خواهد.... پس چه می خواهد که من ندارم؟
هرچه داشتم و نداشتم ، همه را از خودت خواستم.... از خودت خواستم مرا با این رو سیاهی ببخشایی..
بیامرزی...
می دانم کمکم کرده ای... چرا چشمان من بسته شده است؟...
خدایا من با تو بودن را می خواهم و بس
این همه بهانه است....دلم هوای تو را می کند.... دلم تو را فریاد می زند.....
یادت آرام جان من است ، می دانم، می دانی،
می دانم که جزتو کسی نیست که مرا آرام کند.... می دانم و می دانی زندگی من بیهوده نیست . چون تو میگویی.... چون تو آن را زیبا آفریده ای....
خدایا تو را سپاس ....تو را شکر .....
خدایا ! در برابرت کلمه کم میاورم.... می مانم چه بگویم....
خدایا ! می دانم هنوز به آن حد نرسیدم که بخواهی سکوت کنم....
از عشق تو دیوونگی هم عالمیه....
خدایا خود می دانی چه می گویم . پس چه نیازی است که لب بگشایم....
اي پروردگار بي همتا به لطف و كرم خويش مرا از مرداب رهايي ده و تواني ده تا خويشتن را از هر چه بدي است پاك كنم
خدایا مرا دریاب !
39820
نام: شهاب
شهر: تهران
تاریخ: 6/12/2007 10:59:56 AM
کاربر مهمان
  سلام بر شما گرامي بزرگوار. خواستم خدمتتون اطلاع بدم ما با جمعي از دوستان تالارگفتگوي شهيدآويني سه شنبه شبها از ساعت 11 شب(23:00) قراره جمع بشيم در کنفرانسي در ياهو مسنجر و در مورد موضوعات مورد لزوم دوستان صحبت کنيم. ضمن دعوت از شما عزيز در صورت امکان حتما "با وضو" و" مطالعه" تشريف بيارين. منتظرتون هستيم. خدانگهدارتون.
________________________________________________________________________________________________

shahedzargar@yahoo.com
39819
نام: معصومه
شهر: تهران
تاریخ: 6/12/2007 10:21:54 AM
کاربر مهمان
  دلم خیلی گرفته است دوست دارم گریه کنم از دست این دنیای فانی که همه به یدکدیگر ظلم می کنند
39818
نام: علی
شهر: مشهد
تاریخ: 6/12/2007 10:00:52 AM
کاربر مهمان
  در دلم بود که آدم شوم اما نشدم
ما راخالصانه دعا کنید
39817
نام: سمیه
شهر: تهران
تاریخ: 6/12/2007 8:01:03 AM
کاربر مهمان
  با سلام و صبح همگی به خیر
محجوبه خانم خیلی ممنونم که جواب منو دادین نوشته بودین که ادرس ایمیل را نوشتین من هر چه روی ایمیل کلیک کردم چیز خاصی نوشته نشده بود.با عرض معذرت میشه یکبار دیگه بنویسین؟ تشکر
39816
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 6/12/2007 3:02:01 AM
کاربر مهمان
  غبار غم روي جهره ات ننشينه و امورت بكامت باشه صلوات بفرست
39815
نام: شهاب
شهر: تهران
تاریخ: 6/12/2007 1:43:37 AM
کاربر مهمان
  سلام بر شما گرامي بزرگوار. خواستم خدمتتون اطلاع بدم ما با جمعي از دوستان تالارگفتگوي شهيدآويني سه شنبه شبها از ساعت 11 شب(23:00) قراره جمع بشيم در کنفرانسي در ياهو مسنجر و در مورد موضوعات مورد لزوم دوستان صحبت کنيم. ضمن دعوت از شما عزيز در صورت امکان حتما "با وضو" و" مطالعه" تشريف بيارين. منتظرتون هستيم. خدانگهدارتون.
________________________________________________________________________________________________

shahedzargar@yahoo.com
39814
نام: سوأآب[
شهر: ت[ؤآ«
تاریخ: 6/12/2007 12:32:41 AM
کاربر مهمان
  ایآ »« آ»سآل آژأوآج »ی ک«»
39813
نام: zxcvxz
شهر: lnQORgzMlo
تاریخ: 6/11/2007 11:32:12 PM
کاربر مهمان
  sdgdssddsg
<<ابتدا <قبلی 3988 3987 3986 3985 3984 3983 3982 3981 3980 3979 3978 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3983&mode=print