اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 39672 |
نام:
منصور
شهر:
شیراز
تاریخ:
6/8/2007 2:24:05 PM
کاربر مهمان
|
اگه شهدا نبودند ایران هم نبود و ایرانی هم نبود اینجا الآن ایالتی از آمریکا بود
|
|
| 39671 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
6/8/2007 1:50:44 PM
کاربر مهمان
|
خدايا بانداي منادي ايمان أورديم ومحمدوعلي وفاطمه وفرزندانشان رادوست ووسيله براي رسيدن بتو انتخاب كرديم وباشناخت كامل محمد(ص)رسول اعظم ست بادوستان آنان دوست وبادشمنانشان دشمن ،درشاديشان شاد ودرعزايشان غقين
|
|
| 39670 |
نام:
شهرام
شهر:
تهران
تاریخ:
6/8/2007 1:11:25 PM
کاربر مهمان
|
روستای خوب من خاکهای خوشمزه مردان ساده دل مردان بی غذا مردان سخت کوش کوچه پس کوچه های کاغذی با یک بغل دلواپسی و ... لباسهای عند لوکس زیر دست عاطفه شسته میشوند پهن میشوند اتو نمی شوندو... پیرمرد رو به آفتاب که ناگهان غروب می کند که ناگهان سعی می کند اذان دهد اما خدا امان نمی دهد .
|
|
| 39669 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
6/8/2007 1:07:08 PM
کاربر مهمان
|
خدا راشاكريم كه تخم محبت اهل بيت كه مادرانما ن دردلمان كاشتن ثمره دادو حسين وجدش راشناختيم وبا معرفت كامل نه ازروي دلتنكي برايتان اشك ميرزيم
|
|
| 39668 |
نام:
محجوبه
شهر:
مهد نور
تاریخ:
6/8/2007 12:15:39 PM
کاربر مهمان
|
بسم الرب الفاطمه
اللهم صل علی فاطمه و ابيها
روضه نمی خواهم بخوانم خانم جان ... می دانید ... آن قدر در گوشمان خوانده اند که فکر می کنیم گوشمان پر شده! یعنی اصلش پر هم شده باشد، اهمیتی ندارد ... مخمان باید پر باشد که آن هم قربانش بروم پوک پوک است ... و هیچ نمی دانیم و هیچ نمی فهمیم از شما ...
سنگ ولایت به سینه می زنیم و نمی فهمیم معنای سر نه، لااقل دل سپردگی را ... چیزی از عشق به ولایت سرمان نمی شود خانم ... حس می کنیم خیلی دین داریم، از همان هایی که در آخرالزمان به یک نوشته از خدایشان ایمان آورده اند و یقینشان سر به فلک می کشد، از همان هایی که لا تلیهم تجاره و لا بیع عن ذکر الله ... رجال و نساء ندارد البته ... منهم من ینتظریم به خیالمان ... از همه جا بی خبر دل خوش کرده ایم به چهار تا نماز زورکی ... حالی مان نیست دو رکعتش را اگر عین آدم می خواندیم چیزی بینمان و خدایمان نمی ماند ...
ما در جهالتمان دست و پا می زنیم خانم .... دینمان لقلقه ی زبانمان است، نکند جزو لاعبینی باشیم که باید به حال خود رها شوند ... نکند بل من چهارپایان اضل خود ما باشیم...
ولی ... دوستتان داریم خانم ... هرچند دوست داشتنمان به هیچ معرفتی بند نیست ... دوستتان داریم ... دوستتان داریم ... از حد عشق های کودکی مان فراتر نرفته ... ولی دوستتان داریم ... دلمان هرچند کوچک است و هیچ ندارد، هرچند به جای این که وسعتش دهیم، بکشانیمش، آن قدر چلانده ایم که سینه مان خالی مانده ... هرچند حسابی با همه جا قاطی شده و به این راحتی ها نمی شود فهمید حرف دل کدامشان است ... این یکی را حس می کنیم خانم جان ... دوستتان داریم ...
مادرمهربان من ...
به حرمت دل های نداشته مان که با آمدن فاطمیه می گیرد ، بند می آید ، تنگ تر می شود ...
به حرمت اشک هایی که شاید بی هیچ معرفت، شاید فقط از سر دلتنگی ریخته ایم ...
به حرمت بی کسی هایمان در این دنیای دنی
به حرمت در غم غربت شیعیان سراسر جهان ...
به حرمت همه ی نگاه های حسرت بار و چشم های بی قرارمان
به حرمت عشقمان به حرم نداشته تان ، به زیارت خاکتان ، به ولی تان که سر و جانمان به فدای او و شما
رهایمان نکنید خانم، برایمان دعا کنید که سخت محتاجیم به دعای شما
بی ادبی ست، خودم را فرزند شما نمی دانم که اگر غیر از این بود، این نبودم، ولی به خاطر "او"یی که می گویند از نسل شماست، اجازه ام می دهید م ا د ر خطابتان کنم خانم ...؟ اجازه می دهید؟
شیعه تان نیستیم که شیعه یعنی پیرو و مطیع و ما هنوز در منجلاب متعفن "خود" خودمان دست و پا می زنیم
اما گه گاه یادتان هوایی مان می کند ... دعایمان کنید ...
|
|
| 39667 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
6/8/2007 12:01:14 PM
کاربر مهمان
|
كفتي ميام امور رادرست ميكنم ،حق علي (ع)وطالب خون حسين (ع)ميشوم داد مظلوم ميستانم جهان رو برازعدل مكنم ،مرحم ميزنم به سينه درد دارواصلاح ميكنم آنجه محتاج اصلاح باشد امام من ميان اين دردها ماتورا ميخواهيم وبس صلوات
|
|
| 39666 |
نام:
سیدضیاءالدین آقاجان پور
شهر:
تهران
تاریخ:
6/8/2007 11:56:17 AM
کاربر مهمان
|
سلام علیکم ورحمه الله: برادرعزیز جناب آقای محمداسماعیل مرتضایی: مصیبت درگذشت جانسوزوالده مکرمه اتان راکه عمری راباعشق به اهل بیت دراین دنیازندگی نمود؛ صمیمانه تسلیت عرض می نمایم؛ خداوند
روح آن مرحومه راشادوباحضرت زهرای مرضیه سلام الله
همنشین فرماید
تهران- سیدضیاءالدین آقاجان پور
|
|
| 39665 |
نام:
محجوبه
شهر:
مهد نور
تاریخ:
6/8/2007 10:40:01 AM
کاربر مهمان
|
«بسم رب المهدی المنتظر»
الي متي احار فيک يا مولاي!
يا ابن السادة المقربين يا ابن الحسن!
رواق منظر چشم من آشيانه توست
کرم نماي و فرود آي که خانه خانه توست!
مولای من....
مدتهاست التهاب ثانیه ها آرام و قرارمان را ربوده است. نمیدانم این هوای سنگین غربت زده چگونه یکباره در خانه دلهامان لانه کرد
آقای من...
این بنده روسیاهت را بنگر که در تلاطم امواج خروشان زندگی
بر صخره های انتظارت سخت میکوبد!
این روزها دنیا چه حال عجیبی دارد... همهمهای زمین و زمان را فراگرفته است. آسمان این روزها بیقرارتر از همیشه هوای باریدن کرده است. نمیدانم این غوغا و همهمه ازکجاست.... نمیدانم این سنگینی ثانیه ها از کجا آمده است! شاید التهاب در و دیوارهای مدینه است. شاید هیاهوی کوچه بنی هاشم است که قرار را از زمانیان ربوده است...
دلمان برای نشانی از مادرت زهرا تنگ شده است. سالهاست دلمان برای شما هم تنگ شده است.
نمیدانم کدامین روز خواهی آمد تا انتقام محسن را بگیری...
نمیدانم کدامین آدینه بوسهگاه قدمهایت خواهد بود. اما....
اما میدانم روزی در همین نزدیکیها میآیی و آن روز است که عدالت علی را در پهنه گیتی جاری خواهی کرد.
زهراجان؛ برای ظهور پسرت مهدی (عج) دعا کن.....
خدایا ما را در این دنیا از محبان و منتظران راستین حضرت قرار ده و شفیعمان در سرای دیگر
يا وجيهاً عندالله اشفع لنا عندالله
«اللهم عجل لوليک الفرج»
آمین یا رب العالمین
|
|
| 39664 |
نام:
محجوبه
شهر:
مهد نور
تاریخ:
6/8/2007 9:15:12 AM
کاربر مهمان
|
باسم الله النور
يک حديث قدسي بسيار زيبا تقديم به تمامي محبان درگاه باري تعالي:
به عزت و جلال و مجد و مقام من بر عرش قسم!
آرزوی هر آرزوکننده ای از مردم که به غیر از من را آرزو کند را قطعا به ناامیدی تبدیل می کنم،
و بر او در نزد مردم لباس مذلت می پوشانم،
و او را از قرب و وصل خودم دور می کنم،
آیا در سختی ها به جز من را آرزو می کند در حالی که سختی ها به دست من است؟
و به غیر از من امید دارد و در ذهنش درِ کسی دیگر را می زند؟
در حالی که کلیدهای درها به دست من است و آن درها بسته اند،
و در من بر روی هرکس که من را بخواند باز است...
هنگامى كه حضرت ابراهيم عليه السلام را در ميان آتش انداختند، فرشتگان مختلف نزد او آمدند و از او سؤ ال كردند: «هل لك من حاجة ؟» به همه ى آن ها گفت نيازى به شما ندارم. بعد فرمود: حَسبى مِن سُؤ الى علمُه بحَالِى: علم خدا به وضعیت من برای درخواست کردن از او کفایت می کند
الهی
الهی دست با ادب دراز است و پای بی ادب، یا باسط الیدین بالرحمه خذ بیدی!
الهی در راهم، اگر درباره ام گویی لم نجد له عزما چه کنم!
الهی اگر تقسیم شود، به من بیش از این که دادی نمی رسد. فلک الحمد!
الهی کلمات و کلامت که این قدر شیرین و دلنشین اند، خودت چونی!
الهی در بسته نیست، ما دست و پا بسته ایم!
الهی چرا بگریم که تورا دارم، و چرا نگریم که منم!
الهی دهن آلوده را با کتابت چه کار که لا یمسه الا المطهرون! وای بر آن مرشدی که دهنش پلید است. چه آن نارشید خود شیطان مرید است، اگر در آشکار با یزید است در پنهان با یزید است!
الهی از سجده کردن شرم سارم و سر از سجده برداشتن شرم سارتر!
الهی اسمم را حسن کردی که الاسماء تنزل من السماء، خلقم را حسن کردی که تبارک الله أحسن الخالقین، خلقم را هم حسن گردان که یبدل الله سیئاتهم حسنات!
الهی نامه علامه حسن زاده آملی
|
|
| 39663 |
نام:
darya
شهر:
ottwa(canada)
تاریخ:
6/8/2007 6:18:45 AM
کاربر مهمان
|
khili delam gerefte,tanhai behem feshar ovorde,kash kesi javabam ra midad.khodaya kojai.
|
|