هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
39392
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 5/31/2007 5:48:09 PM
کاربر مهمان
  هر مؤمنی پنج ملک دارد :
یکی،پیش روی او که شیطان را دور می گرداند. دوم،در عقب سر او،که آفات آسمان را از او
باز می دارد.سوم،در طرف راست او، که حسنات او را می نویسد.چهارم،در طرف چپ او که
سیئات او را می نویسد.پنجم،در ناصیه ی او که او را حافظ می گویند و هر صلواتی که آن
مؤمن در شب می فرستد آن ملک اورا نگاه می دارد تا وقت طلوع آفتاب و در آن وقت می رود
و باز به جهت حفظ صلوات روز می آید.
رفتن آن فرشته برای آن است که نزد مرقد مطهر سید کاینات ــ صلوات الله علیه
می رود و در برابر قبر می ایستد و می گوید : السلام علیک یا رسول الله،فلان بن فلان،در این
شب یا در این روز بر تو چندین صلوات فرستاد.
آن حضرت می فرماید :"صلوات و سلام من بر او باد!"
پس آن ملک به زیر عرش می رود و می گوید : خداوندا! بنده ی تو، فلان بن فلان چندین صلوات
بر حبیب تو فرستاده است و من به روضه مقدسه آن حضرت رفتم و به عرض رسانیدم،آن
حضرت بر او صلوات و رحمت فرستاد.
خدا می فرماید: درود بر آن بنده باد و می فرماید : من صلوات آن بنده را در ابر سفید نورانی
گذاشته،در رکنی از ارکان عرش بسپارند و آن صلوات در حجاب عزت محفوظ می ماند تا روز
قیامت.پس وقتیکه عمل بنده را می سنجند خدا می فرماید آن صلوات را بیاورند و در کفه ی
حسنات آن بنده بگذارند تا سنگین شود.
برای خشنودی آقا امام زمان (عج) صلوات...

اَللّهُمَ صَلّ عَلی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ

39391
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 5/31/2007 4:24:29 PM
کاربر مهمان
  شيخ شبلي نقل كرده است كه روزي در مجلس شيخ جنيد بغدادي حاضر بودم، زني با شوهر خويش نزد شيخ آمدند و زن از شوهر شكايت مي كرد كه مدتي است تا در عقد او هستم و اكنون قصد دارد كه زن ديگري بر سر من بگيرد.
شيخ فرمود: «مردان چهار زن مي توانند بگيرند.»
زن گفت:‌«اي شيخ اگر بر زنان كشف حجاب جايز بود من پرده از رخ برمي داشتم تا شما مي ديدي و انصاف مي دادي كه با اين حسن و جمال كه دارم سزاوار نيست كه ديگري را بر من اختيار كند.» شيخ فريادي كشيد و بيهوش شد.
بعد از مدتي به هوش آمد. شبلي مي گويد از شيخ پرسيدم: سبب فرياد زدن و از هوش رفتن چه بود؟ جنيد پاسخ داد: «آن زن سخن مي گفت و من سخن او را از جاي ديگر مي شنيدم،‌كه گويي حق تعالي مي گويد: «اي جنيد! اگر روا بود كه كسي ببيند حجاب برمي داشتم تا بندگان مرا مي ديدند و مي دانستند كه هر كه را چون من خدايي داشته باشد سزاوار نيست به غير از من به ديگري التفات كند.»

راستش من به اندازه جنيد بغدادي مدهوش نشدم اما به سهم خودم خيلي خجالت كشيدم!
انصافا توي زندگيم به چند نفر التفات دارم؟
حواسم به چند نفره؟
چقدر به حضور يكي و فقط يكي ايمان دارم و چقدر طوري رفتار مي كنم كه فقط و فقط همون يكي ديده بشه و بس؟
همون يكي كه قدم اول براي داشتن يك ارتباط زنده باهاش، يكي بودن و يكي خواستنه...
هست آیین دو بینی ز هوس..
قبله عشق یکی باشد و بس...
کاش میشد تماو وجودمون با اون یکی بشه
39390
نام: روزبه
شهر: تهران
تاریخ: 5/31/2007 2:49:55 PM
کاربر مهمان
  من به عنوان جوان ایرانی متإسفم که نمی توانم به عنوان یک جوان با وضع کنونی کشورم به آینده ام فکر کنم.
اگر جوانان از راه راست منهرف شده اند باید ارشاد شوند شکی نیست ولی زدن این جوانان با باتوم ((((یا حتی باتوم برقی در بعضی موارد)))
به خاطر مدل مو،تیپ،مدل شلوارو....کار درستی است؟؟؟
39389
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 5/31/2007 1:27:32 PM
کاربر مهمان
  مشكلات مادي ومعنوي حل نميشه جزؤباتوكل بخدا،توسل به معصومين،رازنيازشبانه،دعابدرومادر،ذكرصلوات،،،صلوات
39388
نام: بهمن
شهر: مزار شریف
تاریخ: 5/31/2007 12:39:48 PM
کاربر مهمان
  میخواهم یک انسان سراپا با محبت باشم. و دارای پول دارایی باشم تا بتوانم که برای غریبان و نیازمندان کمک کنم.
39387
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 5/31/2007 11:52:24 AM
کاربر مهمان
  بسم رب الفاطمه

قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء (س)
خابَتْ أُمَّةٌ قَتَلَتْ إبْنَ بِنْتِ نَبِيِّها . 37
فرمود: رستگار و سعادتمند نخواهند شد آن گروهى كه فرزند پيامبر خود را به قتل رسانند.
رياحين الشّريعة: ج 1، ص 312، فاطمة الزهراء (س): ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه

قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء (س)
فَأكْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ الْقُرآنِ، وَالدُّعاءِ، فَإنَّها ساعَةٌ يَحْتاجُ الْمَيِّتُ فيها إلى أُنْسِ الاْحْياءِ . 35
ضمن وصيّتى به امام علىّ (ع) اظهار نمود: پس از آن كه مرا دفن كردى، برايم قرآن را بسيار تلاوت نما، و برايم دعا كن، چون كه ميّت در چنان موقعيّتى بيش از هر چيز نيازمند به اُنس با زندگان مى باشد.
أمالى شيخ طوسى : ج 2، ص 228

قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء (س)
حُبِّبَ إلَيَّ مِنْ دُنْياكُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَةُ كِتابِ اللّهِ، وَالنَّظَرُ فى وَجْهِ رَسُولِ اللّهِ، وَالاْنْفاقُ فى سَبيلِ اللّهِ. 24
فرمود: سه چيز از دنيا براى من دوست داشتنى است: تلاوت قرآن، نگاه به صورت رسول خدا ، و انفاق و كمك ـ به نيازمندان ـ در راه خداوند متعال.
بحارالأنوار: ج 43، ص 192، ح 20، أعيان الشّيعة: ج 1، ص 321

قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء (س)
مَنْ سَلَّمَ عَلَيْهِ اَوْ عَلَيَّ ثَلاثَةَ أيّام أوْجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّةَ، قُلْتُ لَها: فى حَياتِهِ وَ حَياتِكِ؟ قالَتْ: نعَمْ وَ بَعْدَ مَوْتِنا . 16
فرمود: هر كه بر پدرم ـ رسول خدا ـ و بر من به مدّت سه روز سلام كند خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند. راوى گويد: عرضه داشتم: آيا در زمان حيات و زنده بودن؟ فرمود: چه در زمان حيات ما باشد ، و يا پس از مرگ.
بحارالأنوار: ج 43، ص 185،ح 17

السلام علیک یا بنت رسول الله
السلام علیک یا بنت نبی الله
السلام علیک یا بنت حبیب الله
السلا م عليك يا فاطمة الزهرا
السلام عليک ايتها الصديقه الشهيده

عشق یعنی ذکر ناموس خدا
یا علی گفتن به زیر دست و پا
عشق یعنی جلوه صبر خدا
شرم ایوب نبی از مرتضی
عشق بر دلها شهادت می دهد
عشق بر غمها حلاوت می دهد
عشق بر دلداده فرمان می دهد
عاشق جان داده را جان می دهد
عشق باعث شد که دل سامان گرفت
پشت درب خانه زهرا جان گرفت
عشق یعنی صحبت بی واهمه
عشق یعنی انقلاب فاطمه
عشق یعنی عشق ناب فاطمه
بیت الاحزان خراب فاطمه
عشق یعنی صحبت بی واهمه
حیدر در بند پیش فاطمه.....

یا فاطمة الزهرا یا بنت محمد یا قرة عین الرسول یا سیدتنا و مولاتنا

انا توجهنا و استشفعنا بک الى الله و قدمناک بین یدى حاجاتنا .

یا وجیهة عندالله اشفعى لنا عندالله



39386
نام: حـــــــکایت.....
شهر: ....
تاریخ: 5/31/2007 11:51:06 AM
کاربر مهمان
  عشق بازی کار هر شیاد نیست
این شکار دام هر صیاد نیست
عاشقی را قابلیت لازم است
طالب حق را حقیقت لازم است
عشق از معشوق اول سر زند
تا به عاشق جلوه دیگر کند
تا به حدی که برد هستی از او
سر زند صد شورش و مستی از او
گر تو بر من عاشقی ای محترم
پرده بر کش من به تو عاشق ترم
................................

التماس دعا
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
39385
نام: مینا
شهر: تهران
تاریخ: 5/31/2007 11:22:43 AM
کاربر مهمان
  از خدا می خواهم که من وهمهی کسانی راکه دوست دارد به ارزویشان برسان وما وضع مان خوب شود
39384
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 5/31/2007 11:17:11 AM
کاربر مهمان
  تقریبا دو سال پیش همین وقتها بود که داغدار شاعری بزرگ شدیم. کسانی که به اهل بیت ارادتی داشته باشند حتما این بزرگمرد و شاعر و مداح اهل بیت را می شناسند.
بله از حاج محمد رضا آغاسی برایتان می گویم کسی که تا لحظه آخر زندگی تمام وجودش پر ز عشق اهل بیت بود گزیده ای ازمثنوی شیعه این بزرگمرد رو برای شما می نویسم.
اعوذ بالله من نفسی
بسم الله الرحمن الرحیم
و هو العلی العظیم و هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن
و هو بکل شیء العلیم صدق الله و علی العظیم
به اذن الله و رسوله و به اذن مولانا امیرالمومنین
شیعه یعنی عشق بازی با خدا
یک نیستان تک نوازی باخدا
شیعه یعنی صد بیابان جستجو
شیعه هجرت از من تا به او
شیعه یعنی تیغ ،تیغ مو شکاف
شیعه یعنی ذوالفقار بی قلاف
شیعه یعنی عدل و احسان و وقار
شیعه یعنی انحنای ذوالفقار
شیعه یعنی شوق یعنی انتظار
صاحب آئینه تا صبح بهار
شیعه یعنی سالک پا دررکاب
تا که خورشید افکند از رخ نقاب
چشم ما سرشار آب و آتش است
در پی زیبا رخی لولیوش است
گریه ما حق حق ما ، حق حق است
ناله از هجر ولی مطلق است
یادش گرامی وروحش شاد هر چند که او در زمان زندگی هم در این دنیا نبود .
برای شادی ارواح پاک و طیبه ی شهدای عزیزمان، اموات، اموات بد وارث و بی وارث صلوات
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

39383
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 5/31/2007 10:26:31 AM
کاربر مهمان
  روزي شيخ خرقاني نماز مي خواند، آوازي شنيد كه: (اي شيخ، خواهي آنچه از تو مي دانم به خلق بگويم كه سنگسارت كنند.)
شيخ گفت: (بارخدايا خواهي آنچه از رحمت و كرم تو مي دانم با خلق بگويم تا ديگر هيچكس سجده ات نكند؟)
تذكرة‌الاوليا


ما چطوري به او نگاه مي كنيم؟ چه رابطه اي باهاش داريم؟ چه قدر برداشت هاي غلط و اشتباه داريم؟
او نسبت به اين همه قدرنشناسي ما چه مي كنه؟
غير از اينه كه به نرمي و محبت و به شيوه خودش اين پندارها و برداشت هاي غلط رو اصلاح مي كنه... نه يك بار... نه دو بار... بارها و بارها...
اونوقت ما چيكار مي كنيم؟
باز هم قدرنشناسي؟ باز هم برداشتهاي سطحي و ابتدايي؟
اما يادمون باشه كه او با تمام رحمت و بزرگيش، بارها و بارها گفته كه آخر سر، همه ما همون محصولي رو درو مي كنيم كه خودمون كاشتيم.
در حضور او عاشقانه تر باشيم...
قدرشناس تر...
بينا تر...
آگاه تر...
<<ابتدا <قبلی 3945 3944 3943 3942 3941 3940 3939 3938 3937 3936 3935 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3940&mode=print