هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
39282
نام: محسن
شهر: تهران
تاریخ: 5/28/2007 9:50:47 AM
کاربر مهمان
  بشناس فرق دوست زدشمن بچشم عقل

مفتون مشو كه درپس هر چهره چهره هاست


(پروين اعتصامي)
39281
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 5/28/2007 9:28:57 AM
کاربر مهمان
  بايدازبودونبودها كذشت ،بايد منم هاوحوسها وتجملات كذشت بعدا دوبال برواز ميدهندتا بتواني اوج بكيريد تازه شروع عشق بازي باخداست صلوات
39280
نام: محمد رضا
شهر: تالش
تاریخ: 5/28/2007 9:26:29 AM
کاربر مهمان
  خبرنگار از یکی مي پرسه نظر شما درباره اينكه اين كوچه اسفالت نيست چيه؟؟طرف ميگه:به نام خدا و با عرض سلام خدمت دست اندركاران صدا وسيما و با عرض سلام ويژه خدمت مردم ایران, من بچه اين محل نيستم
*****
از یکی ميپرسن : " ربنا آتنا في الدنيا حسن و في الاخره حسن و قنا عذاب النار " يني چي ؟!ميگه يني " اين دنيا خوبه حسن ولي آخرت خيلي خطرناکه حسن
*****
به یک ترك منافق ميگن: چرا قبض آب و برقو دوست داري، ميگه: چون روش نوشته: مش ترك گرامي
39279
نام: علی
شهر: مشهد
تاریخ: 5/28/2007 8:51:27 AM
کاربر مهمان
  تشکر از متن ارژنگ در باره شیطان
39278
نام: حميرا
شهر: تهران
تاریخ: 5/28/2007 8:29:13 AM
کاربر مهمان
  چرا همه دنبال ماديات هستند؟
39277
نام: ارژنگ
شهر: تهران
تاریخ: 5/28/2007 8:20:38 AM
کاربر مهمان
  گفتمش نقاش را نقشي بکش از زندگي
با قلم نقش حبابي بر لب دريا کشيد
گفتمش چون مي کشي تصوير مردان خدا
تک درختي در بيابان يکه و تنها کشيد
گفتمش نامردمان اين زمان را نقش کن
عکس يک خنجرزپشت سر پي مولا کشيد
گفتمش راهي بکش کان ره رساند مقصدم
راه عشق و عاشقي و مستي ونجوا کشيد
گفتمش تصويري از ليلي ومجنون رابکش
عکس حيدر(ع) در کنار حضرت زهرا(س)کشيد
گفتمش بر روي کاغذ عشق را تصوير کن
در بيابان بلا، تصوير يک سقا کشيد
گفتمش از غربت ومظلومي ومحنت بکش
فکر کرد و چهار قبر خاکي از طه کشيد
گفتمش سختي ودرد وآه گشته حاصلم
گريه کردآهي کشيد وزينب کبري(س) کشيد
گفتمش درد دلم را با که گويم اي رفيق
عکس مهدي(عج) راکشيد و به چه بس زيبا کشيد
گفتمش ترسيم کن تصويري از روي حسين(ع)
گفت اين يک را بايد خالق يکتا کشيد

39276
نام: ارژنگ
شهر: تهران
تاریخ: 5/28/2007 8:05:32 AM
کاربر مهمان
  بسمه تعالی
ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛ فريب مي‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هياهو مي‌كردند و هول مي‌زدند و بيشتر مي‌خواستند.
توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خيانت،‌ جاه‌طلبي و ... هر كس چيزي مي‌خريد و در ازايش چيزي مي‌داد. بعضي‌ها تكه‌اي از قلبشان را مي‌دادند و بعضي‌ پاره‌اي از روحشان را. بعضي‌ها ايمانشان را مي‌دادند و بعضي آزادگيشان را.
شيطان مي‌خنديد و دهانش بوي گند جهنم مي‌داد. حالم را به هم مي‌زد. دلم مي‌خواست همه نفرتم را توي صورتش تف كنم.
انگار ذهنم را خواند. موذيانه خنديد و گفت: من كاري با كسي ندارم،‌فقط گوشه‌اي بساطم را پهن كرده‌ام و آرام نجوا مي‌كنم. نه قيل و قال مي‌كنم و نه كسي را مجبور مي‌كنم چيزي از من بخرد. مي‌بيني! آدم‌ها خودشان دور من جمع شده‌اند.
جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزديك‌تر آورد و گفت‌: البته تو با اينها فرق مي‌كني.تو زيركي و مومن. زيركي و ايمان، آدم را نجات مي‌دهد. اينها ساده‌اند و گرسنه. به جاي هر چيزي فريب مي‌خورند.
از شيطان بدم مي‌آمد. حرف‌هايش اما شيرين بود. گذاشتم كه حرف بزند و او هي گفت و گفت و گفت.
ساعت‌ها كنار بساطش نشستم تا اين كه چشمم به جعبه‌اي عبادت افتاد كه لا به لاي چيز‌هاي ديگر بود. دور از چشم شيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم.
با خودم گفتم: بگذار يك بار هم شده كسي، چيزي از شيطان بدزدد. بگذار يك بار هم او فريب بخورد.
به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم. توي آن اما جز غرور چيزي نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توي اتاق ريخت. فريب خورده بودم، فريب. دستم را روي قلبم گذاشتم،‌نبود! فهميدم كه آن را كنار بساط شيطان جا گذاشته‌ام.
39275
نام: م علم
شهر: ک ا شان
تاریخ: 5/28/2007 7:24:51 AM
کاربر مهمان
  سلام
رييس مجلس گفت :عده اي درس مي خوانندتا كار نكنند .
زيدي گفت حالا فهميدي علت بيكاري چيست؟

39274
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 5/28/2007 3:07:27 AM
کاربر مهمان
  زينب عزيزازتهران هميشه شاد باشي زيرسايه آن بي سايه ،‎ ‎...باميد آشناي بيشتر اميلتون بدهيد من درخدمتم براي سلامتي خودت صلوات
39273
نام: هادی
شهر: همین طرف ها
تاریخ: 5/28/2007 1:49:16 AM
کاربر مهمان
  سلام
سلام بر فاطمه
نمی دونم ، دلم گرفته . شاید هم حقم باشه .
تو رو جون هر کی دوستش دارین ، تو این ایام دعامون کنید . برای شفای مریض ها ، برای دل شکسته ها ، برای عاشقان زیارت ، برای چشم براه ها .
ما آرزو به دل موندیم . اما هر کی این ایام رو پابوس آقا امام رضا هست ، از آقا بخواد که ما رو هم بطلبند . بابا دلمون ترکید . آخه چی میشه نصیب ما هم بشه ؟
یا صاحب الزمان .
<<ابتدا <قبلی 3934 3933 3932 3931 3930 3929 3928 3927 3926 3925 3924 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3929&mode=print