اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 39112 |
نام:
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شهر:
تهران
تاریخ:
5/23/2007 9:58:32 AM
کاربر مهمان
|
من نمیخام مثل مامانم نا اگاهانه حجاب بذارم.نمیخوام کهنه پرست باشم.نمیخوام از بقیه ی دخترا کمتر باشم.چرا هر کاری که بقیه میگن باید بکنم؟ منم اراده دارم.چرا مردا هر کاری که دلشون می خواد می کنن محدودیت ندارن؟اصلا حجاب چه فایدهای داره؟چرا یه تار موی زن نباید بیرون باشه مگه یه تار مو چه ضری داره.چه فسادی بپا می کنه؟من که برای فساد بی حجابی نمیکنم فقط دوست دارم بیرون که میرم خوشگل باشم.می دونین اگه همه چیز آزاد باشه همه چی طبیعی میشه مردم عادت می کنن دیگه فساد ریشه کن میشه.درست می گم یانه جوابمو بدین.منو قانع کنین.
|
|
| 39111 |
نام:
مرضيه
شهر:
كرج
تاریخ:
5/23/2007 9:47:30 AM
کاربر مهمان
|
دلم خيلي گرفته چرا مردها اينقدر نمك نشناس هستند اي كاش هيچ وقت ازدواج نمي كردم. فكر مي كردم بايد با تمام وجودم محيت كنم كوتاه بيام توجه كنم ولي افسوس كه حتي يك محبت خشك و خالي هم نصيبم نشد و حالا كه اعتراض مي كنم شدم آدم بده . چقدر من در حق اين مرد خوبي كردم به هر كي مي گم شاخ در مياره . اما ديگه تحمل ندارم طاقتم تموم شده . مي خوام خود باشم مي خوام براي خودم زندگي كنم . ديگه برام مهم نيست چه فكري مي كنه وقتي برام ارزشي قائل نيست نمي تونم به زور حاليش كنم خودش بايد متوجه بشه اما دريغ كه نمي خواد . كاش منم مثل اون بودم بي خيال بي خير و آرامش آبي.چقدر ار خواسته هام گذشتم چقدر از خودم گذشتم چقدر خواستم اختلاف پيش نياد چقدر محبت كردم ولي فايده نداره فقط خانوادش براش مهمه . ديگه حتي براي دكوراسيون خونه براي تميز كردن خونه براي شستن فرشها براي همه چيز بايد همه نظر بدن الا من . با اينكه باهم توافق كرده بوديم و گفته بودم ناراحت مي شم و صدام درميياد با اينكه گفته بود باشه هرچي تو بگي ولي وقتي ديروز عصر از سركار برگشتم ديدم كار خودشونو كردن . حتي روي حرفي كه مي زنه واينمي ايسته خسته شدم . اينقدر مرد نيست كه بگه من نمي تونم اين كار رور بكنم . دلم پره چقدر آرزو داشتم ولي .....
|
|
| 39110 |
نام:
عاطفه
شهر:
تهران
تاریخ:
5/23/2007 7:14:18 AM
کاربر مهمان
|
اول از همه برايت آرزومندم که عاشق شوي،
و اگر هستي، کسي هم به تو عشق بورزد،
و اگر اينگونه نيست، تنهائيت کوتاه باشد،
و پس از تنهائيت، نفرت از کسي نيابي .
آرزومندم که اينگونه پيش نيايد، اما اگر پيش آمد،
بداني چگونه به دور از نااميدي زندگي کني .
برايت همچنان آرزو دارم دوستاني داشته باشي،
از جمله دوستان بد و ناپايدار،
برخي نادوست، و برخي دوستدار
که دستکم يکي در ميانشان
بيترديد مورد اعتمادت باشد .
و چون زندگي بدين گونه است،
برايت آرزومندم که دشمن نيز داشته باشي،
نه کم و نه زياد، درست به اندازه،
تا گاهي باورهايت را مورد پرسش قرار دهد،
که دستکم يکي از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زياده به خودت غرّه نشوي .
و نيز آرزومندم مفيدِ فايده باشي
نه خيلي غيرضروري،
تا در لحظات سخت
وقتي ديگر چيزي باقي نمانده است
همين مفيد بودن کافي باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد .
همچنين، برايت آرزومندم صبور باشي
نه با کساني که اشتباهات کوچک ميکنند
چون اين کارِ سادهاي است،
بلکه با کساني که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذير ميکنند
و با کاربردِ درست صبوريات براي ديگران نمونه شوي .
و اميدوام اگر جوان هستي
خيلي به تعجيل، رسيده نشوي
و اگر رسيدهاي، به جواننمائي اصرار نورزي
و اگر پيري، تسليم نااميدي نشوي
چرا که هر سنّي خوشي و ناخوشي خودش را دارد
و لازم است بگذاريم در ما جريان يابند .
اميدوارم سگي را نوازش کني
به پرندهاي دانه بدهي، و به آواز يک سَهره گوش کني
وقتي که آواي سحرگاهيش را سر مي دهد .
چرا که به اين طريق
احساس زيبائي خواهي يافت، به رايگان .
اميدوارم که دانهاي هم بر خاک بفشاني
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئيدنش همراه شوي
تا دريابي چقدر زندگي در يک درخت وجود دارد .
بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشي
زيرا در عمل به آن نيازمندي
و براي اينکه سالي يک بار
پولت را جلو رويت بگذاري و بگوئي: "اين مالِ من است"
فقط براي اينکه روشن کني کدامتان اربابِ ديگري است !
و در پايان، اگر مرد باشي، آرزومندم زن خوبي داشته باشي
و اگر زني، شوهر خوبي داشته باشي
که اگر فردا خسته باشيد، يا پسفردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانيد تا از نو بياغازيد .
اگر همهي اينها که گفتم فراهم شد
ديگر چيزي ندارم برايت آرزو کنم
|
|
| 39109 |
نام:
تنهای آواره
شهر:
غربت
تاریخ:
5/22/2007 11:15:27 PM
کاربر مهمان
|
دلم تنگه خیلی عاشقنام آنکه عهدش وفاست زمانی که محبت کیمیاست در بنفشه زار چشم تو من زبهترین بهشتها گذشته ام من به بهترین بهارها رسیده ام. ای غم تو همزبان بهترین دقایق حیات من لحظه های هستی من ازتوپرشده است. آه درتمام روز درتمام هفته درتمام ماه درفضای خانه کوچه راه درهوا زمین درخت سبزه آب درخطوط درهم کتاب دردیار نیلگون خواب ای جدایی توبهترین بهانه گریستن بی تومن به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام.م مجنونم نمیدونم به کی بگم
|
|
| 39108 |
نام:
تنهای آواره
شهر:
غربت
تاریخ:
5/22/2007 11:15:23 PM
کاربر مهمان
|
دلم تنگه خیلی عاشقنام آنکه عهدش وفاست زمانی که محبت کیمیاست در بنفشه زار چشم تو من زبهترین بهشتها گذشته ام من به بهترین بهارها رسیده ام. ای غم تو همزبان بهترین دقایق حیات من لحظه های هستی من ازتوپرشده است. آه درتمام روز درتمام هفته درتمام ماه درفضای خانه کوچه راه درهوا زمین درخت سبزه آب درخطوط درهم کتاب دردیار نیلگون خواب ای جدایی توبهترین بهانه گریستن بی تومن به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام.م مجنونم نمیدونم به کی بگم
|
|
| 39107 |
نام:
samane
شهر:
savonlinna
تاریخ:
5/22/2007 11:14:56 PM
کاربر مهمان
|
salam man saman hastam va 15 sal ame va az shahre savonlinna az finland baratoon minevisam.mikham az dele shekastam baratoon begam az ye pesary ke dele mao shekast MAN KHEILI KHASTAM.........
|
|
| 39106 |
نام:
خلق لله
شهر:
دنيا
تاریخ:
5/22/2007 11:10:01 PM
کاربر مهمان
|
بهرچه امدي از كجا امدي دنبال چه مي گردي و به كجا ميروي
|
|
| 39105 |
نام:
شاهد
شهر:
دوکوهه
تاریخ:
5/22/2007 9:40:50 PM
کاربر مهمان
|
یا رئوف
سلام خدمت همه
بچه ها انشالله من فردا راهی میشم.
از همتون التماس دعا دارم.
قربون کبوترای حرمت امام رضا
قربون این همه لط وکرمت امام رضا
یا زهرا سلام الله علیها
|
|
| 39104 |
نام:
محجوبه
شهر:
مهد نور
تاریخ:
5/22/2007 7:08:08 PM
کاربر مهمان
|
ادامه ی مطلب.......
ای کاش اینها هم آن زمان شهید می شدند و این همه تحقیر و سرشکستگی مردم و خودشان را نمی دیدند. چقدر دیگر باید تحمل زجر زخم هایشان و از آن بدتر زخم زبان ها و مشکلات معیشتی را نمایند؟ جانبازاني را ميشناسیم كه براي تهيه داروي خود در ماندهاند. اين انسانها براي كيان اين مرز و بوم جنگيدهاند و جان بر كف دست گرفتهاند. آيا بايد آنها را در اين روزگار به دور انداخت و تنها گذاشت؟
هرگز از او نپرسند طی این سال ها چه کردی و چگونه زندگی را برای معیشت و سرپناه خانواده ات اداره نمودی؟ پیش چه کسانی سر تعظیم فرود آوردی؟ چه زود آن رشادت ها و دلاوری ها از یادها رفتند، آنها قطعه قطعه شدند، بی سر و بدن ماندند، بی دست و پا و نابینا شدند تا در عوض عده ای ......آیا این است عدالت مولا علی(ع)؟
آقایان مسؤول چقدر از وقت گرانبهایتان را به دیدار آنها که در آسایشگاه ها و یا در کنج خلوت خانه هایشان که راه به سوی شهادت تدریجی می پیمایند اختصاص داده اید؟ اصلا آیا دیدار آنان را بدون تشریفات و برنامه ریزی های موسوم، مهم می دانید؟ یا موقعی که به دفاترتان مراجعه می کنند بدون اینکه به حضور بپذیرید و دردشان را بپرسید ردشان می کنید چرا؟ حتی از دیدنشان واهمه دارید چرا که می دانید آنان حق هستند و حق را نمی توان کتمان کرد .
آنها هم در زمان خود جوان بودند و برای خود آرزوهایی داشتند که برای سعادت دیگران فدا نمودند حال بدون دست و پا و بدون چشم و یا بر اثر شیمیایی، سوخته و به فراموشی سپرده شده ااند
جانبازان برای نجات وجودش برای اینکه پایش یا دستش و یا چشمش از بین نرود و یا اینکه از درد عفونت هایش نداند که کی شب و یا صبح شده و یا جسمش با عمل های مکرر اندک اندک آب می شود و با این اوضاع به قدری شرمنده خانواده اش می شود که خجالت می کشد به روی آنها نگاه نماید، وقتی برایش از منع قانون صحبت می شود مگر قانون این کشور و درخت تنومند انقلاب با خون های مطهر شهدا و بدن های تکه تکه شده جانبازان و تحمل اسارت اسرا بنا و تدوین نشده؟ چرا اینقدر بی انصافی زیاد شده است ؟ آیا اگر آن انسان های پاک که حال در گوشه ای به فراموشی سپرده شده اند در آن زمان احساس مسئولیت نمی کردند و به ندای معمار بزرگ انقلاب لبیک نمی گفتند و نمی رفتند مثل بقیه، فرصت های اقتصادی، سیاسی، نخبه بودن و یا قهرمان بودن پیدا نمی کردند؟
|
|
| 39103 |
نام:
بنده خدا
شهر:
جزیره مجنون
تاریخ:
5/22/2007 6:53:29 PM
کاربر مهمان
|
مبادا روی لاله ها پا گذاریم ...
|
|