هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
38892
نام: شب بو علیخانی
شهر: تهران
تاریخ: 5/14/2007 4:00:55 PM
کاربر مهمان
  در مورد ازدواج نمیدونم چکار کنم خوبه یا بده ؟
38891
نام: بنده خدا
شهر: جزیره مجنون
تاریخ: 5/14/2007 3:49:39 PM
کاربر مهمان
  حاج حسین خرازی فرمانده لشگر ۱۴ امام حسین(ع)
مردی از تبار مردان بی ادعا
*********************************************
تو خط غوغایی بود. از زمین و هوا آتش می بارید. علی گفت « نمی دونم چی کار کنم .» گفتم « چی شده مگه ؟ » گفت « حاجی سپرده یه کالیبر ببرم خط. با این آتیشی که اونا می ریزن، دو دقیقه نشده کالیبر رو می فرستن رو هوا.»بالاخره نبُرد .
حاج حسین از راه رسید و از موتور پیاده شد یک راست رفت سراغ علی. یک سیلی گذاشت تو گوشش. داد زد « اون جا بچه های مردم دارن جون می دن زیر آتیش ، دلت نمی سوزه ؟ واسه ی یه کالبیبر دلت می سوزه ؟»
من می خواستم مثلا علی رو دل داریش بدهم .

گفتم« اگه من جای تو بودم یه دقیقه هم نمی ایستادم این جا .»
علی گفت « چی داری میگی؟ می خواستم دستشو ببوسم ، روم نشد.»


38890
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 5/14/2007 3:31:34 PM
کاربر مهمان
  گناه من نيست
من،نمي شناسمت باور كن! بهانه نيست حرف،حرف دل است شايد از دلي غافل گاهي، آن هم به بهانه اي
نامت را شنيده ام سوسو زنان به هر سو، چشم دوختم تا نوري از وجودت را دريابم تا چشمانم ببيدار شود مي گويند شجاعت؛شرمنده شمايل شما بوده مروت؛ درمانده مردانگي هاتان و «خوبي ها»يي كه تابحال فهميده ام وامدار خوبي هاتان.
كجا رفته ايد؟!خوبان خدادوست كجا رفته ايد؟!غريبان شهر!
گناه من نيست كه آن روزها روزي ام نبود، كه روزها را با شما باشم و شبها را با شما روز كنم مي گويند:روزها و شب ها فرازها را«صابر» بوديد و «نشيب»ها را شاكر
مي گويند:زمزمه دعايتان با نغمه قران و توسل آميخته بود و سنگرهاتان پر بود از بوي باران، بوي سبزه.
گناه من نيست من تاكنون به لاله زار لاله هاي عاشق نرفته ام آري! من، تاكنون شهر حماسه و ايثار را نديده ام مي گويند:رنگ خاكش چون دشت شقايق هاست راست مي گويم،من هنوز جبهه را نديده ام من، سرزمين هاي هجران كشيده را نمي شناسم.
گناه من نيست من به جستجوي شما آمده ام و شما را نيافته ام . زنجير بند هواي نفس و اسير ديدني هاي دنيا شده ام و ديگر شما را نمي شناسم آنقدر غرق در دنيايم كه يادم مي رود ياد شما حماسه سازان حماسه سرخ جبهه ها را.
گناه من نيست كمتر كسي از روزهاي خوب شما برايم مي گويد از سكوت شب سنگرها، از درد دلهاي شبانه. كمتر كسي برايم قصه هاي عاشقانه و صادقانه تان را مي گويد كمتر برايم از نگاه پرعاطفه و حرف هاي عاشقانه مي گويند كمتر لحظه هاي سبز شمارا برايم روايت مي كنند كمتر زمزمه حديث سفرهاي غريبانه را مي شنوم آري! من آشناي غزل هاي خاطرات شمايم گاهي در دلم سوگوارهبرپا مي شود گاهي دلم براي صداي خمپاره ها مي تپددلم براي نخل هاي سوخته مي سوزد و آهسته و بي صدا ساقه زرد غم و اندوه دلم ريشه مي كند و به ياد شما آواي غريبي سر مي دهم و در اين روزگار غريببه غربت و تنهايي خود مي گريم و به ياد شما، دوباره جان مي گيرم
گناه من نيست من، از شما جدا مانده ام من، قصه مرغان مهاجر را بارها شنيده ام من، قصه عروج رااز دشت شقايق ها نشنيده ام اما،نشانه غربت شمارا از زمان و زمانه ديده ام من، حديث حادثه ها را شنيده ام.
گناه من نيست روزگار، نه زمانه، نه زمان،زمان غريبي است غربت ياد شهيدغيرت هاي رفته به باد رازنده نمي كند غربت ياد شهيد حديث عشق و جنون را رها نمي كند،غربت ياد شهيد صحبت سرخ لاله ها را هويدا نمي كند،غربت ياد شهيد ابرهاي تيره دل را سپيد نمي كند وغربت ياد شهيدغيرت ما راشعله ور نمي كند.آري، زمان زمان غريبي است حصار غربت ما نمي شكند.
گناه من نيست قرارهاي امروزي آواي بي قراران رااز يادها برده است،ترانه هاي امروزي ترانه ي دلنواز باران جبهه ها را از بين برده است.آري! آواي باران به گوشمان نمي رسدعطر سرخ ایثاربويش را از دست داده است.
گناه من نيست چشم هاي غرق به مال چشم هاي فانوسي آن روزها را از ياد برده است لبخندهاي مايل به دنيا لبخندهاي دريايي دريادلان را فراموش كرده است آري آسمان سينه هامان از آواي غربت ياران بغض ابر گرفته است
كجائيد؟! اي لبهاي خاموش تا با صداي آشناي خود برايم بگوئيد رازهاي در زنگار نهفته راقصه شوق پرواز را آشنايم كنيد آشنايم كنيد آشنا.
گناه من نيست باور كنيد!من اسير دنياي دردآلود و نازيبا، شده ام و از زيباييهاي شما فاصله گرفته ام من، اسير مرداب هاي تباهي ام طوفان حوادث در اين زمانه غربت از شما جدايم كرده است.
گناه من نيست آن قدركوچك بوده ام، كه گرماي جب
38889
نام: تینا
شهر: تهران
تاریخ: 5/14/2007 3:06:12 PM
کاربر مهمان
  کاش باران می بارید و مرا برای همیشه می شست
38888
نام: مجنون الحسین
شهر: نینوا
تاریخ: 5/14/2007 3:03:36 PM
کاربر مهمان
  به نام آنکه اي کاش زندگي کردنم براي او بود


حاجي، حاجي، سيد:
حاجي جان! اروند طوفاني شده، طناب رابط پاره شده، بچه‌ها رو آب برد.

سيد، سيد، حاجي :
سيد جان! آسمون دلها هم، اينجا بد جوري ابري شده، حال و هواي دل بچه‌ها هم طوفاني شده و اصلاً تعريفي نداره. سيم ارتباطي خيليها قطع شده، امواج خروشان دنيا طلبي، خيليها رو با خودش برده.

حاجي، حاجي، سيد :
حاجي جان! چند تا از غواصها هنوز به اونور اروند نرسيده، قناسه زنهاي عراقي، خال ابرو براشون گذاشتن!

سيد، سيد، حاجي :
سيد جان! اينجا زير آبزنها زيادن، همونها كه جبهه نرفتن و حزب اللهي شدن! بيچاره‌ها هنوز فرق توپ فوتبال و با توپ مستقيم تانك نميدونن ولي تا دلت بخواد .......


مبادا روي لاله‌ها پا گذاريم


اللهم عجل لوليک الفرج

الهي امين


انا مجنون‌الحسين يا ثارالله

38887
نام: مجنون
شهر: . . . کربلا
تاریخ: 5/14/2007 2:17:05 PM
کاربر مهمان
  بسمه تعالی
با اهداء سلام

"آنکه در عیب های مردم نگرد و آن را زشت شمرد،سپس به همان تن در دهد،چنین کسی به راستی احمق و نادان است."
«نهج البلاغه،نامه ۳۱»

برای حضرت زهرا(س) صلوات.....
38886
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 5/14/2007 2:16:36 PM
کاربر مهمان
  ادامه ی مطلب.....
شهدا در مقابل ظلم داد زدند و با دست خالي حماسه آفريدند . من و تو در مقابل اين همه ظلمي که امروزه در جامعه رواست (از طرف خودي )چه کرده ايم . شده تو صف نانوايي يکي بخواد به نوبتي کنه و حق مظلومي رو بخوره بعد من و تو صدامون دربياد و از حق مظلوم دفاع کنيم .
شده تو مترو و اتوبوس با ديدن يک پيرمرد و پيرزن رنجور مودبانه و بدون هيچ چشم داشتي جاي خودمون رو به اونا براي نشستن بديم و ............... هزار جور از اين دست حرفا که امروزه گفتنش برای خيلي ها به سبب به خطر افتادن منافعشان سخت است. ترا به خدا در مورد ظلم و حق کشی از طرف هر هر کشی که می خواهد صورت بگیرد اغماض و سهل انگاری نکنیم.امر به معروف و نهی از منکر را قراموش نکنیم. و حرف آخر
آنانکه رفتند کاري حسيني کردند کساني که مانده اند بايد کاري زينبي کنند والا يزيدي اند .
التماس دعا
38885
نام: بنده خدا
شهر: جزیره مجنون
تاریخ: 5/14/2007 1:27:43 PM
کاربر مهمان
  ادامه مطلب

در مورد هدف انبیاء و امامان اجرای احکا م نبوده باید بگویم اکثر پیغمبران و امامان دین بر اثر کج اندیشی افراد و تحمل نکردن اجرای احکام و حدود الهی بود که با این افراد برگزیده به ستیز برخاستند و آنان را به شهادت رسانده اند
مگر غیر از این است که در تمامی ادیان به وجود گرامی و مقدس منجی آخرالزمان (عج) اشاره شده است
که تمام مظلومان و ستمدیدگان تشنه درک ظهور حضرتش هستند
اللهم عجل لولیک الفرج (الهی آمین)
و

اینکه به آیه ای اشاره کردید در مورد تمسخر قرار دادن یکدیگر . ( بنده ارتباطی بین این آیه و مسله حجاب ندیدم)
و در آخر اینکه به آیه های اشاره میکنم در مورد رسول خدا و انتشار دین اسلام بتوسط ایشان
« ادع الی سبيل ربك بالحكمه والموعظه‏
الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن ». ( نحل - 125 ) مردمرا بخوان بسوی راه‏
پروردگارت ، با چی ؟ با زور ؟ با شمشير ؟ نه ، با حكمت ، با منطق با
برهان ، و ديگر با موعظه نيك : « و جادلهم بالتی هی احسن ». آنها كه با
تو مجادله ميكنند تو هم بنحو نيكی با آنها مجادله كن . اين آيه هم كه‏
صريحا راه اسلام آوردن را دعوت معرفی كرد .
****************************************************************************
در آيه ديگر ميگويد : « و قل الحق من ربكم فمن شاء فليؤمن و من شاء
فليكفر »( كهف - 29 ) . هر كه دلش ميخواهد ايمان بياورد ، ايمان‏
بياورد ، هر كه هم دلش نميخواهد ايمان بياورد كافر باشد كافر زيست بكند
، پس اين آيه هم كه گفته ايمان و كفر اختياری است بنابر اين اجباری‏
نيست . پس اسلام نميگويد كه بايد به زور اينها را وارد اسلام كرد اگر مسلمان شدند خوب اگر مسلمان نشدند بكشيد ،
اختيار با خودشان ، هر كه می‏خواهد مؤمن بشود مؤمن بشود هر كه نمی‏خواهد نه‏
******************************************************************************
تا بعد

یا علی مددی
38884
نام: بنده خدا
شهر: جزیره مجنون
تاریخ: 5/14/2007 1:24:48 PM
کاربر مهمان
  ادامه مطلب

بحث در مورد آیه 29 سوره توبه
البته اگر شما کتاب جهاد نوشته آیت الله مطهری را مطالعه بفرمایید جواب خیلی از سوالاتتان بدست می آورید.
ولی به اختصار اینکه در این آیه خداوند فرموده با آنانکه به خدا ایمان ندارند((یعنی اهل کتابی که حلال خدارا حلال نمیداند و حرام خدا را حرام نمیداند حتی آنگونه که در دین خود آنان آمده ، و به روز قیامت و قوانین الهی ایمان ندارندو خیلی دیگر از امور دینی و انسانی را رعایت نمیکنند بجنگید تا سرحد جزیه گرفتن از آنها و همچنین اگر آنان در مقابل شما خاضع شدند دیگر با آنها نجنگید

******************************************************************************
در مورد حیله های شرعی صحبتتان را قبول ندارم
اینکه ما به موضوعاتی در دین خود آگاهی کامل نداشته باشیم دلیل این نیست که بگوییم حیله شرعی
در مورد وامهای خرید خانه من بسیار تحقیق کردم و شما هم اگر تحقیق کنید متوجه خواهید شد که بعضی مسائل از مطلع نبودن ما به امور دینی و همچنین تحقیق نکردن ما باعث پیدایش این تصورات میشود
اینکه با این وامها میتوان خانه تهیه کرد یا خیر بحث جداگانه ای است الان بحث بر سر این است که آیا این قبیل وامها و سود آنها میتواند اشکال شرعی داشته باشد یا خیر که بنده به شما میگویم که میتوانید از علما تحقیق کنید
*****************************************************************************
در مورد این مساله که گفته بودید احکام شریعت تعطیل شده و فقط حجاب باقی مانده باز هم باید بگویم فرمایش شما را قبول ندارم خودتان هم اشاره کردید این ما مردم هستیم که دوست داریم مسائل شرعی به دلخواه ما رفع و رجوع شود
در جامعه ما که دین مبین اسلام را اختیار کردیم همه میدانیم که نوع پوشش زنان به چه صورت در قران بیان شده
و در مورد اینکه دولت نمیتواند نوعی از پوشش را تحمیل کند باید بگویم که بعضی مسائل را با ایجاد نمودن حساسیت نمیتوان به نتیجه رساند
اینکه فروشگاههای لباس هر نوع البسه ای که خواستند بفروشند ، بفروشند و بعد دولت بیاید و به شهروند معترض شود که این چه نوع پوششی است که راه به جایی برده نمیشود
و اکثر موضوعات که با ایجاد حساس نمودن مردم و برخوردهای ضربتی و موقتی کارایی لازم را نداشته و در کوتاه مدت به بوته فراموشی سپرده خواهد شد
و باید دقت نمود که وجود بعضی امور در زندگی جزء مسائل شخصی نیست که بشود با آن سلیقه ای و شخصی برخورد کرد( مثل مسله حجاب ، دفاع از حقوق مظلوم و....)
بلکه جزء ارزشهای انسانی است و به همین دلیل که این موضوع به عموم جامعه مرتبط است پس قابل دفاع نیز میباشد
و اینکه شما میگویید حجاب را به زور تحمیل میکنند زمانی صحت پیدا میکند که اکثر خانمها بی حجاب باشند
در صورتیکه به نظر این حقیر تعداد افراد خانمهای محجبه خیلی بیشتر است و باید دانست که بسیاری از اعتراضات در مورد حجاب از سوی خانمها صورت گرفته است و این نشان اقلیت بودن افراد بی حجاب و مسولیت پذیری و تکلیف امر به معروف بوده است
38883
نام: غریب
شهر: خراسان
تاریخ: 5/14/2007 1:24:02 PM
کاربر مهمان
  فقط میگویم دوستت دارم
<<ابتدا <قبلی 3895 3894 3893 3892 3891 3890 3889 3888 3887 3886 3885 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3890&mode=print