اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 38842 |
نام:
رضا
شهر:
شمال
تاریخ:
5/12/2007 3:04:58 PM
کاربر مهمان
|
بیایید وضوسازیم با اشک دیدگان عشق
دو رکعت نماز خوانیم بیاد امام عشق
خدایا تو خود دانی که جه حالی دارد این
اسیرمنتظرمولا تورا به جان مولا درظهورش
تعجیل کن
آمین یا رب العالمین
|
|
| 38841 |
نام:
محجوبه
شهر:
مهد نور
تاریخ:
5/12/2007 3:04:57 PM
کاربر مهمان
|
ادامه ی مطلب.....
آنان كه حسين را در راهش تنها گذاشتند، لزوماً افرادى بى دين نبودند، خيلى هايشان از اقوام او بودند! از نزديكانش بودند، خيلى هايشان از صحابه پيامبر بودند. همه شان اهل دين بودند، اهل نماز، روزه، حج و... )كه اگر اسلام محدود به اين حرفها بود آنها همگى درست عمل مىكردند.( اما در مقابل دعوت حسين خواب بودند، كر بودند، كور بودند! درست مثل تو! بلكه عشق نداشتند!
بيدار شو!
امروز عاشوراى توست! كسى تو را به يارى مىخواند!
هل من ناصر ينصرنى؟ كيست مرا يارى كند؟ نمىشنوى؟ نه! نه! ممكن نيست نشنيده باشى! خود را به نشنيدن مىزنى! اى كاش! اى كاش لااقل نام خود را شيعه نمىگذاشتى! اى كاش دم از دين نمىزدى! اى كاش مدعى طرفدارى از ائمه نبودى!
بيدار شو!
التماسش مىكنم، به گريه مىافتم!
خوب فكر كن! نشنيدهاى كه «السلام عليك بجوامع السلام»، يعنى آنچه خوبان همه دارند، او (امام زمان «عج») تنها دارد! يعنى تمام فضائل و محاسن و خوبيهاى اهلبيت«ع» يكجا در او جمع است و از سوى ديگر تمام مظلوميت و غربت ائمه«ع» را يكجا در خود دارد.
امامِ زمانِ تو! هم اوئى كه گناه غربت او بر گردن توست، همان كسى است كه غربت على «ع» را به دوش مىكشد، مظلوميت حسن را، حسين را، ... و چه غربتى از اين بيشتر كه در جامعه تو، كه همه مدعى كشور امام زمان«عج» هستند، همه ادعا مىكنند كه عاشق اويند، تنها و غريب است و براستى همه تنها ادعاىِ عشق به او را دارند! و فقط همين!
على بعد از مرگ رسول خدا«ص»، به اتفاق زهرا«س» و حسن و حسين درِ خانه اصحاب را كوبيد و از آنها براى برگزارى حكومت عدل كمك خواست، كه اگر از تمام مدينه 40 نفر، تنها 40 نفر، مرد پيدا مىشد، على قيام مىكرد، لكن همه مدينه درب خانههاى خود را بروى على بستند، على يادآورى غدير مىكرد، آنها خود را به نشنيدن زدند.[درست مثل تو در مقابل مهدى]، بخدا كه همه آنها در شهادت زهرا«س» شريك بودند.
از همه مدينه 40 نفر وعده دادند!!! كه فردا صبح خود را حاضر خواهند كرد. و مىدانى چه شد؟؟!!! از آن 40 نفر تنها 4 نفر آمدند!!! و اين واقعه چند بار تكرار شد!
بيدار شو!!! بيدار شو!!!
غربت ائمه را هيچ زبان و هيچ قلمى، تصوير نخواهد توانست كرد. هر چه هست امروز على تو را به يارى مىخواند! امروز حسن از تو كمك مىخواهد! امروز حسين تو را فرياد مىكند!
امروز امام زمانت، صحرانشين است! تنها و غريب، آواره در كوه و بيابان به دنبال مرد مىگردد، كه در تمام دنيا مگر نيست 313 نفر مرد! آن چيزى كه بر غمش مىافزايد، تو هستى كه دم از او مىزنى! تو هستى كه نمك خوردى و نمكدان شكستى! واى بر تو!
هر كس به طريقى دل او مىشكند
بيگانه جدا، دوست جدا مىشكند
بيگانه اگر مىشكند، دردى نيست
از دوست بپرسيد، چرا!!! مىشكند
بيدار شو! امام زمانت تو را مىخواند!
بيدار شو! كه آمدنش را تو رقم خواهى زد.
تكانى مىخورد! چگونه! يعنى من در آمدنش مؤثر هستم؟
لبخند مىزنم، مىگويم همه مىتوانند، بلكه همه وظيفه دارند، كه او (امام عصر«عج») از تو تنها مىخواهد كه منتظرش باشى! يعنى در راه آمدنش تلاش كنى! خود را و جامعه را آماده آمدنش كنى! كه او براى آمدنش به يك حداقل نياز دارد! و چه نيمه شبها كه به دنبال يار درِ هر خانه از مدعيان عشق به خود را مىزند!.......
قلمم تصوير نمىتواند!!!!!!
هر نيمه شب آمد، گل نرگس به سراغت
|
|
| 38840 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
5/12/2007 2:33:00 PM
کاربر مهمان
|
خدا باصبريان است
|
|
| 38839 |
نام:
محجوبه
شهر:
مهد نور
تاریخ:
5/12/2007 2:21:22 PM
کاربر مهمان
|
يا نور و يا قدوس
يا اول الاولين
و يا آخر الاخرين
اللهم اغفر لی الذنوب التی تهتک العصم
اللهم اغفر لی الذنوب التی تنزل النقم
اللهم اغفر لی الذنوب التی تغير النعم
اللهم اغفر لی الذنوب التی تحبس الدعا
اللهم اغفر لی الذنوب التی تنزل البلاء
کم من قبيح سترته
و کم من فادح من البلاء اقلته
و کم من عثار وقيته
و کم من مکروه دفعته
خوابى يا بيدار؟
خوابى يا بيدار؟ با تو هستم اى فرورفته در پستى! با تو هستم اى غرق در گرداب گمراهى! با تو هستم اى فنا شده در لجنزارهاى عافيتطلبى! با تو هستم اى خودبينِ خود ستا! با تو هستم اى قبرستان نشين عادات سخيف! با تو هستم اى بى ارادهترين! بيدار شو!
صدايش مىكنم! و باز صدايش مىكنم! بيدار نمىشود! اصلاً انگار نمىشنود! نفسم را مىگويم!
بيدار شو! آيا گمان كردهاى كه براى استراحت وقت دارى؟ آيا نمىدانى كه ديگر زمانى باقى نمانده است؟ آيا نمىدانى كه همين الان هم، زمان بسيار گذشته است! آيا نمىدانى كه بايد رفت! مگر نمىدانى كه ماندن يعنى مردن! يعنى فاسد شدن! يعنى...
با تو هستم! بيدار شو!
خوب گوش كن! آيا صدايى نمىشنوى؟ بهتر گوش كن! كسى تو را مىخواند! كسى تو را به خويش دعوت مىكند! كسى از تو كمك مىخواهد! خوب گوش كن! صداى هل من ناصرش، زمين و زمان را پر كرده است.
ترا چه شده است! بيدار شو!
مگر خودت ادعا نمىكردى كه سينه چاك ولايتى و چه و چه! كه يا امام حسين اگر بودم كربلا ...
و چه به خود مىبالى و چه خود را بزرگ مىپندارى! كه من مطيع خداوندى و پيرو راستين ائمه و كرور، كرور صفات در هم پيچيده به خود مىبندى! و در پايان نتيجه مىگيرى، تو همان چيزى هستى كه خدا مىپسندد و امام زمان «عج» مىپسندد و سزاوار بهشتى و ...
و چه استدلال تهى مايه و پوچى!
بيدار شو!
اگر واقعه عاشورا محدود بود به سال 61 هجرى و زمين كربلا، و تنها افرادى كه در آن زمان زندگى مىكردند در اين آزمايش بزرگ الهى پس مىدادند و خوب از بد تمييز مىشد و بعد هم پرونده بسته مىشد، براستى كه عدل خدا را حق بود كه ناقص بپنداريم! چه كه اگر اين آزمايش در همه اعصار نبود، ممكن نبود امثال تو(كه از شيعه سرخ، حرف زدن و ادعا كردن بلديد و نسبتى با عمل كردن نمىشناسيد) از اهل ايمان و عمل شناخته شويد، و چه زيبا گفت كه: «كُلّ يَومٍ عاشورا و كُلّ أَرضٍ كربلا»، كه اگر هر روز عاشوراست و هر زمين كربلاست، پس هر روز ندايى در عالم مىپيچد كه الرحيل، بيدار شويد اى مردگان زنده نما، كه امروزست روز عمل و امروزست روز عاشورا و امتحان بزرگ، اگر بيدار شدى، حسينى مىشوى و اهل نجاتى انشاء ا... و اگر نه، كه خدا بر تو رحم كند، كه از يزيديان نباشى!!!
بيدار شو!
تكانى خورد و پلكى زد و ... فقط همين!
مىگويم، امروز روز عاشوارى توست! زمان باقى نيست! خيلىها به كربلا دير رسيدند و يك عمر...! وقت ندارى! بايد عجله كنى! بايد شتاب كنى! جنگ است! در جنگ خواب معنى ندارد! كوچكترين غفلت در جنگ يعنى مرگ، يعنى نابودى، تا چه رسد به خوابى از آن جنسى كه تو به آن دچارى!
آنان كه حسين را در راهش تنها گذاشتند، لزوماً افرادى بى دين نبودند، خيلى هايشان از اقوام او بودند! از نزديكانش بودند، خيلى هايشان از صحابه پيامبر بودند. همه شان اهل دين بودند، اهل نماز، روزه، حج و... )كه اگر اسلام محدود به اين حرفها بود آنها همگى درست عمل مىكردند.( اما در مقابل دعوت حسين خواب بودند، كر بودند، كور بودند! درست مثل تو
|
|
| 38838 |
نام:
ب . س
شهر:
زير گنبد نيلي، روي خاك پاك ايران زمين
تاریخ:
5/12/2007 2:08:41 PM
کاربر مهمان
|
خدايا كمك كن فراموش كنم اون هايي كه خودشون رو فراموش كردن...
|
|
| 38837 |
نام:
ب . س
شهر:
زير گنبد نيلي، روي خاك پاك ايران زمين
تاریخ:
5/12/2007 1:59:32 PM
کاربر مهمان
|
خدايا مي دوني كه بخشيدمش با اينكه بخشيدن برام خيلي سخته...خدايا ببخشش، مي دونم كه بخشيدن برات خيلي آسونه...خداي بخشنده مرا هم ببخش...
|
|
| 38836 |
نام:
منا
شهر:
اهواز
تاریخ:
5/12/2007 1:40:48 PM
کاربر مهمان
|
سلام
وقتي به زندگي فكر مي كنم مي بينيم ارزش اينكه اين همه حرص خوردن رو نداره چون اين زندگي گذراست و ما بدون اينكه چيزي رو با خودمون ببريم از اين دنياي فاني مي ريم و حسرت روزهايي رو مي خوريم كه از دست داديم پس چه بهتر بياييم و دنياي آخرت رو برا خودمون رو بسازيم و نگذاريم زماني پيش آيد كه حسرت اين روزها رو بخوريم كه ديگه هيچ سودي نداره .
گرسنه اي رو سير كردن
محتاجي را بي نياز كردن
آبرويي رو حفظ كردن
نمازها را به موقع و سر وقت بخوانيم
روزه هايمان را نگذازايم قضا شود
غيبت نكنيم
كسي رو از خودمون نرنجونيم
دعاي خير ديگران رو برا خودمون بگذراريم
پيوند دادن
باخداي خود خلوت كردن
و جز به خدا به هيچ كس ديگه اي پناه نبريم
و غير از او ار كسي چيزي نخواهيم
و محتاج هيچ بنده اي جز خدا نباشيم
اميدمون به خدا باشه
هيچ وقت از درگاه حق نااميد نشيم
آنقدر پشت در بسته بنشينيم تا بالاخره حاجت خود را بگيريم
خداوندا خدايا به بزرگي و عزمتت قسم كمك كن
كمك كن بتوانيم انگونه باشيم كه تو مي خواهي
|
|
| 38835 |
نام:
طيبه
شهر:
یزد
تاریخ:
5/12/2007 12:45:53 PM
کاربر مهمان
|
ایا راست می گویند حرفی که ازدل برخیزد بردل نشیند؟
مخلص همه دلهای مهربونتون هستم
|
|
| 38834 |
نام:
بنده خدا
شهر:
جزیره مجنون
تاریخ:
5/12/2007 12:32:14 PM
کاربر مهمان
|
در مورد نظر خواهی راجع به قضیه زرین کلک
در مورد اینکه این جناب به اصطلاح خودشان استاد همانطور که خودتان اشاره کردید مرتکب کار خطایی شده اند
که به نظر من خطایی که در میان جمع صورت بگیرد باید عقوبت عمل صاحب آن کار نیز در جمع صورت پذیرد
علت این امر هم درس عبرت شدن برای دیگران است
عمل ایشان به زیر سوال بردن حریم مقدس یک بانوی محجبه بوده است
***********************************************************************
در جای شما اشاره ای داشته اید به این موضوع که :
. احدي حق ندارد زني را به جرم داشتن حجاب يا بي حجابي مورد اهانت قرار دهد. احدي حق ندارد از زني که شيوه زندگي اش مضربه حال کسي نيست سلب حيثيت کند. احدي حق ندارد زني را به اتهام بي حجابي يا با حجابي تحقير کند.
چطور میشود فرقی بین یک معروف و منکر قائل نشد؟
آیا بی حجاب با با حجاب برابر است؟
آیا یک شخص بی حجاب ضررش به جامعه نمیرسد؟
آیا میتوان در قایقی نشست و زیر پای خود را سوراخ کرد؟ آیا تمام سرنشینان آن قایق غرق نخواهند شد؟
آیا نباید بین دو مسله متضاد فرقی قائل شد
تا این جا از دیدگاه شخص خودم
از منظر جامعه
آیا ما در جامعه ای که زندگی میکنیم بایستی هرج و مرج باشد؟ هرکسی هر کاری که دلش خواست انجام بدهد؟
به نظر شما آیا این نامش آزادی است؟
آیا اصلا آزادی در جایی از دنیا در جامعه ای پیاده شده است ؟
آزادی باید مجسمه عینی عدالت نیز باشد . همه افراد باید در عین محترم شمردن حقوق یکدیگر با ایجاد محیطی دلخواه برای خود و تحت عنوان آزادی دیگران را به بند اسارت نکشند
و ... که بحث در این مقال طولانی است
*******************************************************************************
و در جایی گفته اید که:
. اما ضمناً به موهاي سپيد استادت نگاه کن. پيشنيه هنري اش را مطالعه کن. رفتاري که در يک لحظه خشم از او سر زده چه بسا بازتاب 28 سال خون دل خوردن، رنج کشيدن و تحمل توهين و افترا از سوي متظاهرين به انقلابيگري و اسلام خواهي بوده است. اين شکل از رفتارهاي البته غيرقابل دفاع، واکنشي است به رفتار تندرو هايي که سالهاست با پول مردم و امکاناتي که در اختيار گرفته اند، شرف، ناموس و حيثيت روشنفکري، نويسندگان، هنرمندان و اساتيد دانشگاه را لجن مال مي کنند.
و اما این استاد با موهای سپیدش و پیشینه هنری اش لطف بفرمایید شمه ای از خون دل خوردنهای ایشان را طی 28 سال برای ما بازگو کنیم که ببینیم آیا آن 28 سال خون دل خوردن ها باید به این صورت نمایشگر شود؟
این حرکت به چه دلیل از طرف شما که گفته اید از خشم این استاد نشات گرفته طلقی میشود
مگر این استاد روشنفکر و خون دل خورده احترامی برای نظر یک شاگرد قائل نیست که این چنین از کوره بدر رود؟
شرف و ناموس را این افراد ( به اصطلاح استاد) لجن مال نکرده اند ؟
******************************************************************************
و خواهش من از شما
هر وقت خواستید به قول فرمایش خودتان هدف روشنگری را دنبال کنید تمام زوایای قضیه را بررسی کنید
اگر اینچنین کردیم که خوش به سعادتمان
اگر نه در روزی از روزها چنان مو را از ماست میکشند و چنان به حساب و کتابها رسیدگی میکنند که دیگر مجالی برای هوچیگیری کسی باقی نمی ماند
|
|
| 38833 |
نام:
ارژنگ
شهر:
تهران
تاریخ:
5/12/2007 11:35:32 AM
کاربر مهمان
|
فریب ما مخور آقا دروغ می گوییـــــــــــــــم
به جـان حضرت زهرا (س) دروغ می گوییــم
چه ناله ای چه فراقـــی چه درد هجـــــــــــرانی
نیا نیا گل طــــــــــاهــــــــــا دروغ می گوییـــــــــم
تمام چشـــــــــم براهی و انتظـــــــــــــــــــار و فراق
و ندبـــــــه های فـــــــــــــــــــــرج را دروغ می گوییـــم
دلی که مامن دنیــــــــــاست جـــــــــــــای مولـا نیست
اسیــــــــر شـهــــــــــــــــــــــــوت دنیــــا دروغ می گوییـــم
زبان سخن ز تو گوید ولـی بــــــــــــــــــــــــــرای مقــــــــام
به پیش چـشم خـــــــــــــــدا هم دروغ می گوییـــــــــم
کدام نالـــــه غـربــــــــت کــــــــدام درد فــــــــــــــراق
قســـم بــــه ام ابیــــــــها دروغ می گوییـــــــــم
خلاصه ای گل نرگس کسی به فکرتو نیست
و مـا به وسعت دریا دروغ می گوییــــــــم
مرا ببخش عـــــزیزم که باز می گویم
نیا نیا گل طاها دروغ می گوییـم
|
|