هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
38792
نام: بنده ای از بندگان خدا
شهر: مهران
تاریخ: 5/11/2007 2:23:33 PM
کاربر مهمان
  راه را گم کرده ایم از خدا شرمنده ایم
38791
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 5/11/2007 2:09:17 PM
کاربر مهمان
  سنگ هاي دوكوهه زير عاج كفش هايم له ميشدند.چشمانم به افق مي نگريست،انگار در جست وجوي تصويري از همت بود غافل از آنكه ديوارهاي حسينيه حضورش را فرياد ميزدند.روي خاك فكه قدم ميزنم ؛نه اشتباه نكنيد اينجا نه جمشيديه است نه پارك ملت.اين جا فكه است، با همان رمل هاي نرم .اين جا فكه است ،«فاخلع نعليك انك بالواد المقدس طوي .»اينجا قتلگاه است،با تمام خون هايي كه رمل هايش در آغوش كشيدند.وكفش هاي من روي همين رمل ها و روي رد پاي همين خونها قدم ميگذارند.«فاخلع نعليك انك بالواد المقدس طوي».امروز جمعه است آي يهوديان فردا شنبه مقدس شما خواهد آمد . آي مسيحيان پس فردا يادتان نرود به كليسا برويد.امروز جمعه است.آي منتظران مهدي ! مگر ميشود منتظر بود وعاشق ؛و بي معشوق لحظه اي را ؛ نه عمري را با نديدنش سر كرد؟مگر منتظر چيزي جز آنچه معشوق ميخواهد ميشود؟مگر منتظر چشمانش چيزي جز انتظار مي بينند؟مگر عاشق دل معشوق ميشكند؟
آي مدعيان انتظار كمتر دروغ بگوييد.مگر ميشود ادعاي انتظار داشت ونفسي كه فرو ميرود بر بيايد؟بي او ،تنها،؟ ومنتظر بود؟آي مسيحيان يادتان نرود به كليسا برويد.
آي!مهدي مي آيد شايد اين جمعه بيايد،شايد. وچه قدر به ثبات گردنت مطمئني كه دعاي فرج ميخواني وفرياد انتظار سر ميدهي.

مادرم را سيلي زدند.در خانه اش را سوختند؛دستهاي پدرم را بستند؛و مادر در كوچه هاي نامرد مردمان مدينه راه ميرفت و بر در خانه اصحاب و مردمان ميكوفت و ميگفت علي تنها ست.ما در قرن بيست ويكم به سر ميبريم قرن ها ست كه از آن سيلي كه بر مادرم روا دانستند،گذشته است.و قرن بيست و يكم را قرن پيشرفت و تجلي خواندند. سال 2007 ميلادي ست؛قرن؛ قرن بيست ويكم است. آخ كه چقدر علي تنها ست. ومهدي چه قدر غريب است در ميان مدعيان انتظار.آي آدم ها كه بر ساحل نشسته ،آرام و خندانيد يك نفر در آب دارد ميسپارد جان . نگران نباشيد. ما در قرن بيست ويكم به سر ميبريم.نگران نباشيد.آدميت دارد جان ميسپارد.آي آدم ها نترسيد . در قرن بيست ويكم به سر ميبريد . نستله رسما در فروشگاه ها توزيع ميشود و فلسطين زنده است هنوز.قلبش هنوز ميتپد. ونوكيا آنتن دهي خوبي دارد.آي آدم ها نترسيد . مكه در اعماق تاريخ پوسيده است.آدميت نيز جان سپرده است.رمل هاي فكه را به حال خودش بگذاريد.دستان چپاول گر ارتش زنده است.و شلمچه و طلائيه همان است كه بود .اين ها كه مي بينيد يادمان نيستند.
رمل هاي فكه را به حال خودش رها كنيد .
و لاله ها چه قدر قريب غريب اند.وادي مقدس كجاست؟فراموشش كنيد.بيد مجنون را به جنون خود واگذاريد.موسي كفش هايت را بپوش؛مبادا خاك ، پاهايت را لمس كند.ما در قرن بيست ويكم به سر ميبريم عصر تمدن وتكنولوژي .اي موسي كفش هايت را به پا كن .زندگي شهر نشيني زيباست.و البته كه در و يلاي شمالمان هم كيف ميكنم.زندگي شهر نشيني زيباست موسي!روي خون ها راه ميروي،نستله ميخوري،زمستان ها به اسكي ميروي،رستوران گلدن فودز تو را هوايي ميكند،و وقتي كودكي از گرسنگي جان ميدهد تو حق داري كه دسر غذايت كافه گلاسه و كرم كارامل باشد.موسي تو چه ميداني ؟ تو از مايكل جك سون چه ميداني؟ آخر موسي شبان تو كه حتي اسم پاجرو به گوشت نخورده است ؛ آخر چه ميداني كه زندگي شهري چه لذتي دارد؟موسي شبان در قرن بيست ويكم تو را به فاخلع نعليك چه كار؟موسي باور كن ما در قرن بيست ويكم زندگي ميكنيم ؛ ديگر حتي يوسف و زيبايي اش را در بازار به رخ ديگران نميكشيم و برده فروشي در بازارهايمان نداريم.موسي در قرن بيست ويكم اجسام انسان ها و يوسفها چه ارزشي دارد ؛وقتي ميتو
38790
نام: شاهد
شهر: دوکوهه
تاریخ: 5/11/2007 2:00:40 PM
کاربر مهمان
  یا رئوف


سلام به همه عزیزان
خوبید؟
سلامتید؟
خداروشکر

خب اومدم بگم دلم واستون تنگ شده بود.

شاید این جمعه بیاید شاید........





اباصالح التماس دعا هر کجا رفتي ياد ما هم باش

نجف رفتي کربلا رفتي کاظمين رفتي ياد ما هم باش

مدينه رفتي به پابوس قبر پيغمبر مادرت زهرا

به ديدارقبر بي شمع مجتبي رفتي ياد ما هم باش

زيارت نامه که ميخواني در کنار آن تربت خاموش

به دنبال قبر مخفي از کوچه ها رفتي ياد ما هم باش

بغل کردي قبر مادر را جاي ما هم او ار زيارت کن

همان لحظه که به احوالش از نوا رفتي ياد ما هم باش

شب جمعه کربلا رفتي يادما هم کن چون زدي بوسه

کنار قبر ابوالفضل با وفا رفتي ياد ما هم باش

بزن بوسه جاي ما روي قبر عباس و اکبر و اصغر

سر قبر قاسم و قبر عمه ها رفتي ياد ما هم باش

به جاي ما هم زيارت کن عمه ات را در کنج ويرانه

براي بوسيدن آن دردانه ها رفتي ياد ما هم باش

نماز حاجت که ميخواني از براي فرج ياد ما هم باش

شدي محرم در مراسم حج يا صفارفتي ياد ما هم باش

دعا کردي از براي معراج التماس دعا ياد ما هم باش

به هرجا رفتي برو مهدي هر کجا رفتي ياد ما هم باش

به جاي ما هم زيارت کن عمه ات را در کنج ويرانه

به ياد اين نوکر درب آستان رفتي ياد ماهم باش


دعا یادتون نره.
یا زهرا سلام الله علیها
38789
نام: شاهد
شهر: دوکوهه
تاریخ: 5/11/2007 2:00:34 PM
کاربر مهمان
  یا رئوف


سلام به همه عزیزان
خوبید؟
سلامتید؟
خداروشکر

خب اومدم بگم دلم واستون تنگ شده بود.

شاید این جمعه بیاید شاید........





اباصالح التماس دعا هر کجا رفتي ياد ما هم باش

نجف رفتي کربلا رفتي کاظمين رفتي ياد ما هم باش

مدينه رفتي به پابوس قبر پيغمبر مادرت زهرا

به ديدارقبر بي شمع مجتبي رفتي ياد ما هم باش

زيارت نامه که ميخواني در کنار آن تربت خاموش

به دنبال قبر مخفي از کوچه ها رفتي ياد ما هم باش

بغل کردي قبر مادر را جاي ما هم او ار زيارت کن

همان لحظه که به احوالش از نوا رفتي ياد ما هم باش

شب جمعه کربلا رفتي يادما هم کن چون زدي بوسه

کنار قبر ابوالفضل با وفا رفتي ياد ما هم باش

بزن بوسه جاي ما روي قبر عباس و اکبر و اصغر

سر قبر قاسم و قبر عمه ها رفتي ياد ما هم باش

به جاي ما هم زيارت کن عمه ات را در کنج ويرانه

براي بوسيدن آن دردانه ها رفتي ياد ما هم باش

نماز حاجت که ميخواني از براي فرج ياد ما هم باش

شدي محرم در مراسم حج يا صفارفتي ياد ما هم باش

دعا کردي از براي معراج التماس دعا ياد ما هم باش

به هرجا رفتي برو مهدي هر کجا رفتي ياد ما هم باش

به جاي ما هم زيارت کن عمه ات را در کنج ويرانه

به ياد اين نوکر درب آستان رفتي ياد ماهم باش


دعا یادتون نره.
یا زهرا سلام الله علیها
38788
نام: اميد اميري
شهر: جيرفت، هند ايران
تاریخ: 5/11/2007 1:26:55 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم

تقوا و خود سازی آيت الله بهجت

چنانکه گذشت ایشان در نوجوانی به میدان خودسازی گام نهاد، و در فراگیری علوم و تزکیه نفس چنان جدی بوده و هستند که گویا کاری غیر از آن ندارند، و همواره در آموزش های اخلاقی بر این نکته اصرار دارند که تلاشی پیگیر و ریاضتی فراگیر لازم است تا انسان در جبهه ستیز با رذیلتهای اخلاقی و در جهاد اکبر با هواهای نفسانی، سر بلند و پیروز گردیده و به سازندگی خویش بپردازد، و همواره معتقد به لزوم همپایی دانش و اخلاق بوده و مؤکداً به خطر جدایی علم و تزکیه هشدار می‌دهند و زیان عالم غیر مهذّب و دانش بدون تزکیه را از هر ضرر و زیان دیگری بیشتر می‌دانند.
آن بزرگوار، انسان مخلص و مشتاقی است که در همه حال عقربه زندگی و حیات خوی را به سوی خدا چرخانده، و کوشیده است تا پیوسته در حوزه جاذبه الهی قرار گرفته و به همه چیز و همه کس با دید خداخواهی بنگرد.
یکی از مجتهدان بزرگ در این باره گفته است:
« ایشان را نمی شود گفت آدم با تقوایی است، بلکه ایشان عین تقوا و مجسمه تقواست. »

آیت الله شیخ جواد کربلایی می گوید:
« یکی از آقایان که کم و بیش از حالات ایشان مطلع و از هواداران ایشان نیز بودند می گفت: آقا هر شب یا غالب اوقات وقت خود را به خلوت و فکر در مجاری معارف الهی می گذرانند، و هیچ گاه حاضر نبودند که وقت خود را به باطل بگذرانند و در محافل بیهوده شرکت کنند، و کاملاً در مقام احتراز از صحبتهای بیهوده بوده و وقت رفتن به درس و یا تشرف به زیارت حضرت امیر- روحی فداه- عبایش را بر سر کشیده و بدون التفات و توجه به کسی می رفتند، که چند بار خودم نیز مشاهده کردم... ایشان کاملاً کتوم هستند مخصوصاً درباره حالات شخص خودشان، و همچنین درباره بیان الطاف خاصه ای که حق تعالی به ایشان مرحمت فرموده کتوم هستند. »

اللهم عجل لولیک الفرج

امیری
www.hami9.blogfa.com
38787
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 5/11/2007 12:45:37 PM
کاربر مهمان
  1. انتظار هميشه با شور ، شوق ، آرزو و اميد همراه است !

2. اگر اميد و انتظار نبود زندگي نيز نبود !

3. انتظار محرك انسان به جلو و آينده اي بهتر است !

4. انتظار با صبوري و شكيبايي آشنا و همدم است !

5. انتظار و فراق است كه بر زيبايي وصال آن كه منتظرش هستيم مي افزايد !

6. اگر فراق و انتظار نبود وصال و رسيدن به مقصود و محبوب چندان جذاب نبود !

7. انتظار جوهره ، استعداد و پتانسيل آدمي را آشكار مي سازد !

8. انتظار رقت قلب مي آورد !

9. انتظار قساوت ها را به رقت ها ، بي رحمي ها را به مهرورزي ها بدل نموده است !

10. انتظار آستانه تحمل آدمي را به گونه اي چشمگير بالا برده است !

11. انتظار ميزان اضطراب و استرس را كاهش داده است !

12. انتظار ادبيات جهان را تحت تاثير شگرفي قرار داده است !

13. انتظاري سازنده است كه با خود براي منتظر پويايي و تحرك آورد!

14. انتظار نبايد وسيله تخدير ، خمودي ، ركود ، ايستايي و توقف باشد !

15. انتظار ايستادن با اميد است نه نشستن مايوسانه !

16. انتظار حركت است نه توقف !

17. انتظار ايمان راسخ است نه ترديد !

18. انتظار محرك است نه مخدر !

19. انتظار از سر آگاهي و بصيرت است نه جهالت و ناداني !

20. انتظار ساختن است و نه فقط سوختن !

21. انتظار به روز شدن است نه فسيل شدن !

22. انتظار آرزوهاي خيالي و توهمي نيست ، اميد به شدن است !

23. انتظار آرامش بخش است نه نگران كننده !

24. انتظار شهود محبوب است اما نه با چشم سر ، كه با چشم دل !

25. انتظار عرفان است نه دكّان !

26. انتظار حماسه ساز است نه زهد فروشي !

27.انتظار توهم نيست ، حقيقت است !

28.انتظار ابزار تحميق و تخدير عوام نيست ، موجب رشد و بيداري است !

29. انتظار آستانه تحمل را براي سرزنش خار مغيلان بالا مي برد

30. انتظار غروبي است كه طلوعي حتمي در پي دارد !

31. انتظار خوش بيني است نه خوش خيالي !

32. انتظار آفريننده است نه تخريب كننده !

33. انتظار زندگي بخش است و نه ميراندن !

34. انتظار آينده اي واقعي است نه آينده اي خيالي !

35.انتظار برخواسته از آرزويي است كه آرزوهاي ديگر را تحت الشعاع قرار مي دهد !

36. انتظار و اميد ، خردمندانه ترين گزينه براي ادامه حيات و زندگي است !

37. انتظار تدريجا زندگي ما را كاهش مي دهد يعني ما براي انتظار هزينه مي كنيم بنابراين خردمندانه نيست كه انتظار چيزي را داشته باشيم كه از اهميت بالايي برخوردار نيست !

38. انتظار سرمايه تمام ناشدني فرهنگ پر غناي تشيع علوي است !

39.انتظار ، شيعه را چون رگه اي از آب شيرين در سيلاب گل آلود تاريخ ظلم و ستم اميدوارانه به پيش برده است !
40. انتظار نسيم فرح بخش و مژده دهنده وصال يار دلنواز است !
************************************************علیکم سلام بر سلام دهندگان
38786
نام: صـــادق.. منم
شهر: قـــــــــــــم . . .قـــــــــــــم
تاریخ: 5/11/2007 12:40:10 PM
کاربر مهمان
 
آتشست این بانگ نای و نیست باد ..
هـر که این آتش ندارد نیست باد ..

آتش عشق است کاندر نــی فتاد ..
جوشش عشق است کاندر می فتاد ..

ســـلام دوستان خوب.
چه خــبر .خــوش میگذره.

سید مقداد. اقا امیر حسین. ثارالله. مـحجوبه خانم.شهاب و همه دوستان با صفــا امیدوارم که سالم و سر حال باشید.
برای من هم دعا فراموش نشه.
دوستتون دارم..............
38785
نام: علی بی غم
شهر: سادگي
تاریخ: 5/11/2007 12:24:42 PM
کاربر مهمان
  مثل كفه ترازو مساوي بودن خيلي سخته منظورم خوب يا بد بودن تامياي خوب باشي جناب شيطان خان بايد يه نيم نگاهي هم سمت تو داشته باشه ***راهنمايي***
خدا نگهدار
38784
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 5/11/2007 11:57:02 AM
کاربر مهمان
  السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه

مهدى جان! روز را با يادت شب مى‏كنم و هر شب منتظرت هستم. در تاريكى شب‏هاى ظلمانى، منتظر شنيدن صداى گامهايت درپس كوچه‏هاى انتظار هستم. آرى من منتظر او هستم كه خود نيز منتظر است.

قريب 1165 سال است كه شيعيان، اين مظلومان هميشه تاريخ، انتظار آمدن لحظه‏اى را مى‏كشند، انتظار آن لحظه كه عطر و بوى خوش محمّدى‏صلّى اللّه عليه و آله سراسر جهان را يكبار ديگر معطر كند. انتظار آن لحظه‏اى كه خاطره مظلوميّت زهرا و على و فرزندانشان را در خود نهفته دارد. انتظار لحظه‏اى كه در آن طنين: «أين الطالب بدم المقتول بكربلاء» زمين و آسمان را فرامى‏گيرد.

در آن لحظه نوگل نرگس و اميد شيعه از راه مى‏آيد.

از سفرى دور، به دورى قرنهاى طولانى، كوله‏بار سفر «انتظار» را زمين نهاده و از درون آن، سبزى و طراوت و عدل و عدالت را كه ارمغان سفر براى منتظران چشم به راه است بيرون مى‏آورد. مى‏دانم خود او نيز منتظر آن لحظه است، لحظه‏اى كه در زمين و آسمان بانگ: «أين المضطرّ الّذي يجاب إذا دعى» طنين‏انداز شود. منتظر لحظه‏اى كه تكيه به ديوار كعبه داده و بانگ برآورد: «أنا بقيّةاللّه، (بقية اللّه خيرٌ لكم إن كنتم مؤمنين)»، منتظر لحظه‏اى كه وعده حق تحقق پذيرد و «جاء الحق وزهق الباطل» تحقق يابد. منتظر لحظه‏اى كه مستضعفان به امر خداوند وارثان زمين شوند و پرچم «سبز آل‏محمّدصلّى اللّه عليه و آله» در سراسر گيتى به اهتزاز در آيد.

هر صبح جمعه سراغت را از باد صبا مى‏گيرم، نشانى از كوى آشناى تو مى‏پرسم، اما باد صبا چون هميشه پاسخى ندارد. آه كه غروب جمعه چه دل‏گير است، چشمهاى ابرى منتظران هواى باريدن دارد. هفته‏اى ديگر نيز بى‏گل روى مولا سپرى شد، چه سخت و طاقت‏فرساست.

همه شب منتظرت هستم تا اگر شبى گذرت به كوچه دل‏مان افتاد واز روى كرم، گوشه چشمى به كوچه تاريك دل ما كردى و آن را از نور خود منوّر ساختى، در خواب غفلت فرو نرفته باشم.

شبها را به اين اميد روز مى‏كنم و روزها را به اين اميد شب كه تو بيايى. بيايى و دلهاى زخم‏خورده‏مان را مرهم گذارى.

ديگر روزهاى هفته برايم معنا ندارد، تنها به جمعه مى‏انديشم، اى كاش هر روز جمعه بود و جمعه‏اى معطر نزديك جمعه «موعود»، جمعه‏اى پر از عطر اقاقى‏ها، جمعه‏اى به عطر خوش محمّدى [صلّى اللّه عليه و آله] ، جمعه‏اى سرخ و حسينى [عليه السلام] ، جمعه‏اى سفيد به پاكى دل منتظران عاشق و جمعه‏اى سبز به سبزى «جمعه حضور».
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
و احشرنا معهم و العن اعداهم
آمین یا رب العالمین
38783
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 5/11/2007 11:57:02 AM
کاربر مهمان
  السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه

مهدى جان! روز را با يادت شب مى‏كنم و هر شب منتظرت هستم. در تاريكى شب‏هاى ظلمانى، منتظر شنيدن صداى گامهايت درپس كوچه‏هاى انتظار هستم. آرى من منتظر او هستم كه خود نيز منتظر است.

قريب 1165 سال است كه شيعيان، اين مظلومان هميشه تاريخ، انتظار آمدن لحظه‏اى را مى‏كشند، انتظار آن لحظه كه عطر و بوى خوش محمّدى‏صلّى اللّه عليه و آله سراسر جهان را يكبار ديگر معطر كند. انتظار آن لحظه‏اى كه خاطره مظلوميّت زهرا و على و فرزندانشان را در خود نهفته دارد. انتظار لحظه‏اى كه در آن طنين: «أين الطالب بدم المقتول بكربلاء» زمين و آسمان را فرامى‏گيرد.

در آن لحظه نوگل نرگس و اميد شيعه از راه مى‏آيد.

از سفرى دور، به دورى قرنهاى طولانى، كوله‏بار سفر «انتظار» را زمين نهاده و از درون آن، سبزى و طراوت و عدل و عدالت را كه ارمغان سفر براى منتظران چشم به راه است بيرون مى‏آورد. مى‏دانم خود او نيز منتظر آن لحظه است، لحظه‏اى كه در زمين و آسمان بانگ: «أين المضطرّ الّذي يجاب إذا دعى» طنين‏انداز شود. منتظر لحظه‏اى كه تكيه به ديوار كعبه داده و بانگ برآورد: «أنا بقيّةاللّه، (بقية اللّه خيرٌ لكم إن كنتم مؤمنين)»، منتظر لحظه‏اى كه وعده حق تحقق پذيرد و «جاء الحق وزهق الباطل» تحقق يابد. منتظر لحظه‏اى كه مستضعفان به امر خداوند وارثان زمين شوند و پرچم «سبز آل‏محمّدصلّى اللّه عليه و آله» در سراسر گيتى به اهتزاز در آيد.

هر صبح جمعه سراغت را از باد صبا مى‏گيرم، نشانى از كوى آشناى تو مى‏پرسم، اما باد صبا چون هميشه پاسخى ندارد. آه كه غروب جمعه چه دل‏گير است، چشمهاى ابرى منتظران هواى باريدن دارد. هفته‏اى ديگر نيز بى‏گل روى مولا سپرى شد، چه سخت و طاقت‏فرساست.

همه شب منتظرت هستم تا اگر شبى گذرت به كوچه دل‏مان افتاد واز روى كرم، گوشه چشمى به كوچه تاريك دل ما كردى و آن را از نور خود منوّر ساختى، در خواب غفلت فرو نرفته باشم.

شبها را به اين اميد روز مى‏كنم و روزها را به اين اميد شب كه تو بيايى. بيايى و دلهاى زخم‏خورده‏مان را مرهم گذارى.

ديگر روزهاى هفته برايم معنا ندارد، تنها به جمعه مى‏انديشم، اى كاش هر روز جمعه بود و جمعه‏اى معطر نزديك جمعه «موعود»، جمعه‏اى پر از عطر اقاقى‏ها، جمعه‏اى به عطر خوش محمّدى [صلّى اللّه عليه و آله] ، جمعه‏اى سرخ و حسينى [عليه السلام] ، جمعه‏اى سفيد به پاكى دل منتظران عاشق و جمعه‏اى سبز به سبزى «جمعه حضور».
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
و احشرنا معهم و العن اعداهم
آمین یا رب العالمین
<<ابتدا <قبلی 3885 3884 3883 3882 3881 3880 3879 3878 3877 3876 3875 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3880&mode=print