هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
38402
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 5/3/2007 11:07:06 PM
کاربر مهمان
  هيچ باغباني را سرزنش نمي کنند که چرا دور باغ خود حصار و پرچين کشيده است ، چون باغ بي ديوار از آسيب مصون نيست و ميوه و محصولي براي باغبان نمي ماند.
هيچ کس با نام ( آزادي) ديوار خانه خود را بر نمي دارد و شب ها در حياطش را باز نمي گذارد ، چون خطر رخنه دزد جدي است .
هيچ صاحب گنج و گوهري هم جواهرات خود را بدون حفاظ ، در معرض ديد رهگذران نمي گذارد تا بدرخشد ، جلوه کند و چشم بربايد ، چون جواهر ربودني است . هرچه جواهر قيمتي تر باشد درصد مراقبت از آن بالاتر ميرود و هرچه نفيس تر باشد ، بيم ربودن وغارتش بيشتر و مواظبتش لازم تر .
اگر در شيشه عطر را باز بگذاري ، عطرش مي پرد و شيشه تهي ميگردد. اگر رشته مرواريدت را در کمد و صندوق نگذاري و در آن را نبندي ، گم ميشود .
گوهر عفاف را به بهاي چند نامه و نگاه و لبخند نفروشند . زن به خاطر لطافتي که دارد نبايد در دست هاي خشن کام جويان ديو سيرت که نقاب مهرباني و عشق به چهره زده اند ، پژمرده گردد و پس از آن که گل عصمتش را چيدند او را دور اندازند و يا زير پا له کنند.
زن به عصمتي که دارد و ميراث دار پاکي حضرت مريم است ، نبايد بازيچه هوس و آلوده به گناه گردد.
گوهر عفاف و پاکي کم ارزش تر از طلا ، پول ، محصول باغ و وسائل خانه نيست .
دزدان ايمان و غارت گران شرف نيز فراوانند . اگر در مقابل پنجره خانه ات توري نزني از نيش پشه و مزاحمت مگس ها در امان نخواهي بود. و وقتي راه پشه ها را مي بندي خود را مصون نگه داشته اي و نه ايجاد محدوديت و زنداني شدن ؟!
وقتي در خانه اي را مي بندي يا پشت پنجره ات پرده مي آويزي ، خانه خود را از ورود بيگانه و نگاه هاي مزاحم در پناه قرار داده اي ، نه که براي خود قيد وبند و حصار افکنه باشي.
اگر براي ايمني از خطرها و آسودگي از مزاحمان ، خود را بپوشاني، نه کسي ايراد ميگيرد، ونه اگر ايراد بگيرد ، اعتنا مي کني ، چرا که سخنش را بي منطق و نا آگاهانه مي داني و ميبيني.
اينکه ( دل پاک بايد باشند ) بهانه اي براي گريز جاهلانه از همين مصونيت است و آويختن به شاخه (لاقيدي) و گرنه از دل پاک هم نبايد جز نگاه پاک و رفتار پاک برخيزد . ظاهر ، آيينه باطن است و .... ( از کوزه همان برون طراود که در اوست ) .
زن به خاطر کرامت و ارزشي که دارد بايد محفوظ بماند و خود را حراج نکند .
خراب کردن همه ديوارها و برداشتن همه درها و پرده ها و باز گذاشتن پنجره ها ، نشانه تيره انديشي است و نه روشن فکري . علامت جاهليت است نه نه تمدن . مي گويي نه ؟ به طومار کساني نگاه کن که پس از رسوايي و بي آبرويي ، با دو دست پشيماني بر سر غفلت خويش ميزنند و برجهالت خود لعنت مي فرستند.

خواهرم ، بدان وآگاه باش که کسي که از( جماعت رسوا ) نگريزد ( رسواي جماعت ) مي شود .
از اول که جامه عفاف ، سفبد و شفاف است ، نبايد گذاشت چرکابه گناه به آن بپاشد . از اول بايد مواظب بود که اين کاسه چيني نشکند و اين جام بلورين ترک برندارد . از اول نبايد به پاي بيگانه ، اجازه ورود به مزرعه نجابت داد که بوته هاي نورس عصمت را لگد مال کند .
ولي.... گريه بي حاصل است و بي ثمر، وقتي که شاخه شکست و گل چيده شد .....
پس ، اي خواهرم قدر خود را بشناس ، قدر خود را بشناس ، قدر خود را بشناس
38401
نام: ...
شهر: ...
تاریخ: 5/3/2007 9:56:21 PM
کاربر مهمان
  ...
38400
نام: خادم مهدي
شهر: كرج
تاریخ: 5/3/2007 9:48:59 PM
کاربر مهمان
  پروردگارم من مناجاتت مي كنم به دلي كه از كثرت جرم وخطابه وادي هلاكت افتاده محبوب دلم بارها ازتو طلب امرزش و توبه در قبال گناهانم خواسته ام ولي اينبار نمي دانم چگونه وباچه رويي از تو طلب عفووبخشش كنم كمكم كن كه جز تو فريادرسي ندارم الهي وربي من لي غيرك
38399
نام: کاظم
شهر: یزد
تاریخ: 5/3/2007 8:58:32 PM
کاربر مهمان
  تراشیدن صورت چه حکمی دارد
38398
نام: حسن سروش زاده
شهر: كانادا
تاریخ: 5/3/2007 8:50:46 PM
کاربر مهمان
 


بيايد باهم دعاي فرج امام زمان را بخوانيم
38397
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 5/3/2007 7:29:41 PM
کاربر مهمان
  و اکنون رسیده ام به پای کوهی بلند که قله اش در دل ابر ها گم گشته است وچنین
می نماید که به آسمان پیوسته است.کوهی است مهیب و عبوس و پر خطر،راه
باریک و پیچ در پیچی از پای آن همچون افعی ، بر اندام کوه پیچیده و بالا رفته
است و سر در خم صخره ای فرو برده و از نظر پنهان شده است. نمی دانم به
کجا می رود،نمی دانم تا کجا می رود؟و نمی دانم پس از آن چگونه است وچیست و
چه خبرهاست؟!
کوه همچون یک دیوار بر پا ایستاده و بالا رفته است .هر گاه میخواهم ستیغ آن را
بنگر م سرم را چنا ن بالا می گیرم که گویی ،در نیمروز، به خورشید چشم می
دوزم،چنان راست بالا رفته است که نه تنها از آن نمیتوان بالا رفت که بیننده
احساس می کند این راه پیچ در پیچی که خود را با زحمت به سینه کوه گرفته و
بالا میرود،هم اکنون بر خواهد گشت و به زمین خواهد افتاد.در خم هر پیچش
پرتگاه مخوفی است که نگاه را به عمق خویش پرتاب می کند. می ترسم به آن
بنگرم، بدان بیاندیشم.چگونه میتوانم تنها قدم برراه بگذارم و بالا روم؟
چرا سکوت کرده ای؟چرا خود را چنین باخته ای؟زانوانت می لرزد و دستهایت
مرتعش است!پاهای توانایت،همان پاهایی که صحراهای هولناک و دریاهای
آتشناک جهنم را پیمود وبرزخ را پیمود،چرا بر جا خشک شده است؟چرا این راه
را با من آغاز نمی کنی؟مگر راهی که در پیش داریم از راههایی که از جهنم می
گذشت دشوار تر است؟صحراهها و کوهها و دریاهایی که از این پس خواهد بود
هولناکتر و سوزان تر است از آنچه در دوزخ دیدیم و گذشتیم؟مگر نگفتی که پس
از برزخ به بهشت میرسیم؟ مگر بهشت در آنسوی این کوه نیست ؟مگر نه این
راه بهشت است؟
ای راهبر بیدار دل وهوشیار و توانای من،ای که مرا رهنمونی بزرگ ومهربان
بودی،ای که روح مرا این چنین نیرومند ساختی،نمی توانم...نمی توانم...کمکم
کن!
مرا تنها رها مکن.من سالک این راه نیستم من جهنم را خوب می گذرم وبرزخ را
خوب میگذرم و برزخ را خوب می پیمایم اما،آخرین منزل من پای این کوه است

واز اینجا یک گام نمی تواتنم
برداشت.
من(مرد رفتنم)واین راه را باید،نه با گام ، که با بال رفت،.....
سفر ، سفر پرواز است.


38396
نام: سبكبار
شهر: يه كو شه دنيا
تاریخ: 5/3/2007 7:26:47 PM
کاربر مهمان
  محجوبه خانم سلام ،جرا نوشتي من لياقت نوشتن درباره امام زمان را ندارم خداي نكنه مترسي به شما توهين بشه يابعضي حالشان بهم بخوره
38395
نام: گروه فرهنگی ثارلله۲۷ اراک
شهر: اراک
تاریخ: 5/3/2007 7:18:54 PM
کاربر مهمان
  یاس فاطمی
یادواره25مین سالگرد اسارت حاج احمد متوسلیان.
با حضور برادر حمید داودآبادی و جمع کثیری از همرزمان حاج احمد متوسلیان.
زمان:14تیرماه1386
از تمامی عاشقان ومنتظران حاج احمد متوسلیان جهت شرکت در این مراسم دعوت می نماییم.ضمنا به جهت تقارن یادواره با ولادت حضرت زهرا به تمامی بازدیدکنندگان از وبلاگ گروه ثارالله جوایز نفیسی اهدا خواهد شد.
جهت آشنایی با حاج احمد به وبلاگ سلام بر حاج احمد به نشانیisar27.blogfa.com مراجعه نمایید. این خبر رو به دوستانتون هم بدید...
التماس دعا
به امید آزادی حاج احمد
یاعلی
آدرس وبلاگ گروه فرهنگی ثارلله۲۷ اراک:sarallah27.blogfa.com
38394
نام: یا علی
شهر: تهران
تاریخ: 5/3/2007 7:14:18 PM
کاربر مهمان
  زمانی چادرها بندی در بالای سر و بندی در کمر داشت تا هیچ نامردی نتواند آن را از سر هیچ زنی بکشد. اما حال نه تنها بندها نیست بلکه ارزش چادر خیلی پایین آمده است. تا حدی که در مرکز فرهنگی کشور دانشگاه تهران استادی بی احترامی به این محافظ زن میکند.
حرف من این است که ای خواهران اگر حجاب را انتخاب کرده اید باید مانند زهرا تحمل کنید. خدا همه ی خواهران محجبه را مانند گلی در میان خارها محافظت کند. یا زهرا
38393
نام: حسن
شهر: صوفيان
تاریخ: 5/3/2007 6:41:30 PM
کاربر مهمان
  چرا دين اسلام روزبه روز افد مي كند.
<<ابتدا <قبلی 3846 3845 3844 3843 3842 3841 3840 3839 3838 3837 3836 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3841&mode=print