هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
38332
نام: parvin
شهر: ourmia
تاریخ: 5/2/2007 5:01:51 PM
کاربر مهمان
  delam kasi ra mikhahad memidanam chera
38331
نام: یا ثارالله
شهر: غرب دجله
تاریخ: 5/2/2007 4:45:52 PM
کاربر مهمان
  كسي هست كه بدونه كه دروغ گفتن و تهمت زدن و غيبت كردن از نظر بچه مذهبيا كجا اشكال نداره؟؟

تو دنياي واقعي خسته شديم از اينكه اداي آدماي خوب و بازي كنيم، داريم عقده‌اي ميشيم، ميام تو نت تا يه كم تفريح كنيم و خوش باشيم ، حتي اگه اين خوش بودن، بازي كردن با آبروي آدماي بي‌گناه باشه.
خدا پدر اين چت‌روم رو بيامرزه آخه آدما ياد ميگيرن چطوري مردم و سركار بذارن، ياد ميگيرن به دروغ گفتن عادت كنن. آدما ياد ميگيرن با هر مدل آدم با پروفايل مخصوص اونا حرف بزنن.
متاسفم برا خودمون كه نمي‌فهميم دروغ گفتن تو نت هم گناه كبيره است، تهمت زدن تو نت هم از بدترين كارهاست، غيبت كردن كه مثه خوردن گوشت بدن برادر دينيه، تو نت هم همون حالتو داره....
ايكاش يكي يه كتاب در مورد اخلاق در نت و مي‌نوشت..
نمیدونم چرا ماها اينقدر دوست داريم كلاه شرعي برا كارامون درست كنيم....

خدايا به ما اين درك و بده كه خيلي از كارا رو كه از سر نفهمي انجام ميديم، به زشتيشون علم پيدا كنيم .....

الهي آمين
38330
نام: محمد
شهر: تهران
تاریخ: 5/2/2007 3:45:58 PM
کاربر مهمان
  موجیم که وحشت ما از خود رمیدن است
ساحل بهانه است رفتن رسیدن است
38329
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 5/2/2007 3:45:27 PM
کاربر مهمان
  فرض کنین کرمی که مدتها توی پیله مونده ... تنگی و تاریکی پیله رو تحمل کرده .. فشار رو تحمل کرده .. باد و طوفان رو گذرونده ...حالا .. تبدیل شده به یه پروانه ی کامل و وقتشه که پیله رو باز کنه و بپره ...
به سختی گوشه ای از پیله رو باز می کنه و چشم می دوزه به بیرون .. نسیم ملایمی به صورتش می خوره ... چشمش می افته به اسمون و چیزی توی دلش پر پر می زنه و پشتش زق زق می کنه و می خواد فوری بپره بیرون ....
حتما چشمهایی اون بیرون منتظرشن .. کسایی که از وقتی کرم بوده می شناختنش و می دونستن این روز می رسه ... کسایی که مواظبش بودن ... کسایی که دیدن چطور در مقابل باد و طوفان مقاومت کرده و از شاخه جدا نشده ....
اما...
چرا پس این پروانه بیرون نمیاد؟
پروانه ی کوچولو چشماشو بسته...
پروانه ی کوچولو می ترسه ....
به این خونه ی تنگ و تاریکش عادت کرده .. از آزادی بیرون ...می ترسه
اینجا ..به شاخه وصله .. چیزیش نمیشه .. اما اون بیرون .. رهاست .. به جایی وصل نیست ..
می ترسه
اما پروانه ی ما از یه چیز دیگه هم می ترسه ... می ترسه لیاقت این پرواز .. این رهایی .. این زیبایی ... و این آسمون رو نداشته باشه ...
شما چی میگید؟
به پروانه وجودی خودمون چی میگیم؟
پروانه ای که هر چیزی که باید بدونه می دونه .. اما ... می ترسه
38328
نام: . . .
شهر: کرج
تاریخ: 5/2/2007 3:43:51 PM
کاربر مهمان
  آقا صادق از درد سخن گفتن و از درد شنیدن با مردم بی درد ندانی که چه دردیست
38327
نام: . . .
شهر: کرج
تاریخ: 5/2/2007 3:35:23 PM
کاربر مهمان
  سلام دوستان خیلی ناراحتم نمیدونم کدوماتون تو تالار رفتید ولی خیلی افتضاحه آخه بچه های اینجا اونجا یه آدم دیگه هستند چطوری آدم به اینجا اطمینان کنه
اینجا جای حرف دلای دو رنگه ؟ محجوبه خانم آقا مصطفی آقا ثارالله جواب منو بدید آقا صادق هم فکر کنم مثل من تو تالار رفته که اونقدر دلش پره حق داره والا به اسم بسیجی ها و شهدا برو ببین چه حرفا میزنن اینطوری میخاهیم آقا رو صدا بزنیم ما خیلی بی معرفتیم این رسمش نیست تو رو خدا صاف بشیم لااقل دورو نباشیم درسته که نمیتونیم مطلق پاک باشیم ولی این نامردیه . منو ببخشید اوناییکه یه رنگید ولی خیلی دلم گرفت
38326
نام: فرانک
شهر: اهواز
تاریخ: 5/2/2007 3:32:23 PM
کاربر مهمان
  در گذرگاه زمان
خیمه شب بازی دهر
با همه تلخی و شیرینی خود میگذرد
عشق ها میمیرند:
رنگها رنگ دگر میگیرند
و فقط خاطره است
که شیرین و چه تلخ
دست ناخورده به جا می مانند..........
38325
نام: غضنفر بحرینی
شهر: سرچشمه
تاریخ: 5/2/2007 3:31:23 PM
کاربر مهمان
  خدایا من را به قافله شهادت که از ان بازمانده ام برسان جهت شادی روح امام وشهدا صلوات
38324
نام: عاطفه
شهر: مشهد
تاریخ: 5/2/2007 3:30:32 PM
کاربر مهمان
  دلم مي خواد جزء از شهدا و بسيجيان باشم
ولي چه فايده
38323
نام: مجید
شهر: اهواز
تاریخ: 5/2/2007 3:25:08 PM
کاربر مهمان
  سلامممممممممممممممممممممم خسته نباشید
<<ابتدا <قبلی 3839 3838 3837 3836 3835 3834 3833 3832 3831 3830 3829 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3834&mode=print