اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 38312 |
نام:
مهدی
شهر:
اصفهان
تاریخ:
5/2/2007 12:13:38 PM
کاربر مهمان
|
گجایید ای سرفرازان
|
|
| 38311 |
نام:
علمدار
شهر:
دلتنگ علقمه
تاریخ:
5/2/2007 12:05:10 PM
کاربر مهمان
|
سلام به تموم بچه های با صفای اهل دل
حالتون خوفه خوفه دیگه
دلم برا تک تکتون یه ذره شده
مام دیگه زدیم تو تریپ سربازی و
اگه خدا بخواد تا یه چند روز دیگه اعزامیم
منتظرم هفته ی دیگه سه شنبه
صبح ساعت ۷ اعزام
هر چند:
منتظر ما معاف شده
به خاطر باباش که هم جانبازه و هم پاسدار
خودشم تک فرزنده)هم خوله هم دیوونه)
ولی قانون جدید اینطوریه که باید حتما سه ماه آموزشی رو تموم کنه....
ولی خدا بیامرزه دهن ما رو که سرویس سرویس.
خب خودتون چطورید
خوشید
داداش مقداد چطوری.بی مرام شدی.
خبری از فقرا نمی گیری.
بسیجی خوبی مومن
مبارز چطوری سالار
عبدالفاطمه تبریک ما رو بپذیر
خب شرمنده که سر نزدم
دعا کنید ما رو
دیگه نزدیکه دهن ما رو هم آسفالت کنن.
یا علی مدد بر عمر لعنت.
|
|
| 38310 |
نام:
خالده
شهر:
کابل
تاریخ:
5/2/2007 11:54:36 AM
کاربر مهمان
|
ایاخارج میرویم
|
|
| 38309 |
نام:
یا ثارالله
شهر:
غرب دجله
تاریخ:
5/2/2007 11:48:00 AM
کاربر مهمان
|
السلام عليک يا ابالفضل العباس
علم اگر از دست علمدار زمين نميخورد
دگر کسي به زير تازيانهها نميمرد
ام البنين چه ميكني؟ اين نوزاد كيست؟ كه دور سر حسين ميگرداني، چقدر زيبا و پر فروغ است؟
ام البنين تو از احوال همسرت علي آگاهي، چرا به بازوان اين نوزاد خيره شده است؟ تو هم همان چيزي را حدس ميزني كه حسن و حسين و زينب حدس ميزنند؟ مولا چه ميگويد؟ هذا ذخيره الحسين يعني چه؟ ام البنين جاي نگراني نيست، دستان فرزند تو ايرادي ندارد، علي براي چيز ديگري گريه ميكند، شايد براي روز مبادا! اولين كلامي كه به نوزادت آموختهاي چيست؟ مامان، بابا؟ يا، حسين؟ براي چه حسين؟ نگو! ميدانم، براي روز مبادا! چه زيباست، نوزاد در آغوش زينب آرام گرفته، زينب جان تو از احساست بگو؟ خوشحالي؟ تو، تو ديگر اشك نريز مگر قد و بالاي اين نوزاد چه عيبي دارد؟ ببين چه رشيد است، لبخند بزن! نكند تو هم نگاهت خيره به روز مبادا است؟ اينقدر خيره به چشمانش نگاه نكنيد، چشمانش چشمه جوشان آفتاب است، ببينيد چه درخششي دارد، نافذ و بيهمتا! ببينيد بين شما بيشتر به حسين نگاه ميكند! اين از باب روز مبادا است! آخه او هم نگران است. خدايا اين نوزاد چه ميخواهد بگويد، همه خيره به او نگاه ميكنند و او خيره به لبهاي حسين، نكند بين چشمان او و لبهاي حسين ارتباطي باشد! حسين جان تو ديگر بخند ذخيره روز مبادايت آمد، كسي كه امانتدار طراوت لبهاي توست! مادرش به او گفته تو را برادر صدا نكند، اما او نگهبان و ساقي خيمههاي توست. همبازي علي اصغر، آرام كننده رقيه، معلم قاسم، رفيق علي اكبر، لبخند بزن عباس آمد.
مطمئن باش يوسف زهرا، عباس حتي براي تو به لبهايش هم رحم نميكند، او خوب ميداند لب خشك امام زمان يعني چه؟ او غيرت الله است، او عباس است و عباس بي همتاست!
سلام از ماست آقا صادق
محتاجیم به دعا برادر
|
|
| 38308 |
نام:
محجوبه
شهر:
مهد نور
تاریخ:
5/2/2007 11:40:12 AM
کاربر مهمان
|
یا امان الخائفین یا راحم المساکین یا ملجاالعاصین یاغافرالمذنبین یا رب
عاقبت آن شد که از آغاز بود ....اين قفس از اول ره باز بود
عشق به بي معرفتي ها چه سود؟....عشق به دلسنگي دنيا چه سود؟
بهر چه کس توبه شکستي، که نيست؟....آه ...چه کس بر تو و حالت گريست
اي دل سرگشته، دل نا اميد....قصه ي عشق تو به آخر رسيد
خيره بماندي که چه؟ عهدش شکست....دلخوشيت،زندگيت،رفته است
ماشين دودي تا حرکتش رو شروع نکرده ، کسي بهش سنگ نميزنه مگه نه؟ اين جمله رو از شهيد مطهري که اين روزها سالروز شهادتشون هست شنيديد؟ شما از اين جمله چه برداشتي ميکنيد؟
خسته شدم از بس شروع کردم و نشد! از بس راه رو رفتم اما قبل از رسيدن به مقصد با سر به زمين خوردم. اصلا من مرد اين راه نيستم! من آدم مبارزه نيستم! زور من نميرسه. بابا بيخيال! بذار من هم مثل مردم عادي زندگيمو بکنم. اين همه حواسم رو جمع کنم که دروغ نگم ، غيبت نکنم ، نگاهم رو کنترل کنم ، دستم رو ، قدمم رو.... اما يک لحظه غفلت.... همه چيز رو خراب ميکنه. خسته شدم! من اينکاره نيستم که نيستم.
شده تا حالا توبه کني و هنوز توبهات تموم نشده دوباره....؟ اون لحظه با خودت چي فکر ميکني؟ چندتا از اين جملهها توي ذهنت شروع ميکنه به رقصيدن؟ شده بري مشهد يا جمکران يا... و قول بدي که ديگه خوب باشي و هنوز عرق سفرت خشک نشده دوباره....؟ نه! بذار جلوتر برم... شده بري التماس کني که کمکت کنند که ديگه اون عمل رو انجام ندي و بعدش هنوز دعات تموم نشده ذهنت مشغول بشه؟ اون لحظه چيکار ميکني؟ قهر ميکني؟ دعوا ميکني؟ نااميد ميشي؟
حالا جملهي اول رو بخون... تا حرکتي نباشه... آره! وقتي راه ميوفتي همهي شياطين جمع ميشند که نگذارند راهت رو بري اما بدون همين که قصد ميکني که به مقصد برسي بيشتر از نصف راه رو رفتي. همين که ميدوني کجا بايد بري ، همين که ميدوني بايد توي اين مسير حرکت کني ، همين که ميدوني بايد عبد باشي و بايد براي رسيدن به اين مقصد بجنگي کلي از راه رو رفتي... نگاه کن به غفلت مردم تا به خودت اميدوار بشي. اينجا حرکت از مبداء به معاده. خيليها نشستند و هيچ حرکتي ندارند. تو که داري به سمت مقصدت حرکت ميکني اگه در راه زمين خوردي نکنه بشيني و نگاه کني... همهي انبياء و امامان در خط پايان انتظار ميکشند که يکي از اين خط رد بشه. حالا که زمين خوردي نگاه کن که اگه حرکت رو ول کني ، اوني که تو رو زمين زده بيشتر خوشحال ميشه يا اوني که در خط پايان انتظارت رو ميکشه؟ توي اين مسير بايد جنگيد. جنگ هم زخمي شدن داره! اما هدفش مقدسه. چرا تا يک زخم برميداري نااميد ميشي و فکر ميکني اون وجود مقدسي که داري به خاطرش مبارزه ميکني نگاهت نميکنه؟ کربلا رو نگاه کن! اوني که به خاطر اباعبدالله عليه السلام جنگيد ، وقتي زخم خورد ولي تا آخرين رمق مبارزه کرد و خورد زمين چي شد؟ سرش رو پاي اربابش بود... اما اگه زخم ميخورد و ميگفت من اينکاره نيستم و صحنه رو ترک ميکرد چي ميشد؟.... يقين داشته باش! بدون براي کي داري مبارزه ميکني. اگه هدفت رو خالص کني ، وقتي زمين خوردي و زخمي شدي خودشون زخمهات رو ميبندند.... اونها منتظرند! منتظر حرکت من و تو!! ما اسم منتظر رو يدک ميکشيم اما اونها حقيقتا منتظرند که ما حرکت کنيم... آدما چند دسته اند :بعضي ها قوي هستند تا زمين ميخورن سريع بلند ميشن انگار زمين خوردني در كار نبوده .بعضي ها كمي ضعيف ترن نياز به كمك دارن .بايد دستشون رو گرفت تا بلند شن .
انشاءالله ايمانمون در حدي باشه كه تا زمين خورديم زود بلند شيم .اما اگه بدجوري ز
|
|
| 38307 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
5/2/2007 11:25:04 AM
کاربر مهمان
|
ازدواج موقت
امام جعفر صادق عليه السلام مىفرمود:يكى از موضوعاتى كه من هرگز در بيان آن تقيه نخواهم كرد موضوع متعه است.
همچنانكه امام كاظم عليه السلام به على بن يقطين فرمود:
«تو را با نكاح متعه چه كار و حال آنكه خداوند تو را از آن بىنياز كرده است.»
و به ديگرى فرمود:
«اين كار براى كسى رواست كه خداوند او را با داشتن همسرى از اين كار بىنياز نكرده است.و اما كسى كه داراى همسر است،فقط هنگامى مىتواند دستبه اين كار بزند كه دسترسى به همسر خود نداشته باشد.»
حديثى از على عليه السلام
«اگر عمر سبقت نمىجست و متعه را تحريم نمىكرد،احدى جز افرادى كه سرشتشان منحرف است زنا نمىكرد».
.پايه ازدواج بايد بر دوام باشد.زوجين از اول كه پيمان زناشويى مىبندند بايد خود را براى هميشه متعلق به يكديگر بدانند و تصور جدايى در مخيله آنها خطور نكند. عليهذا ازدواج موقت نمىتواند پيمان استوارى ميان زوجين باشد. اينكه پايه ازدواج بايد بر دوام باشد،بسيار مطلب درستى است ولى اين ايراد وقتى وارد است كه بخواهيم ازدواج موقت را جانشين ازدواج دائم كنيم و ازدواج دائم را منسوخ نماييم. بدون شك هنگامى كه طرفين قادر به ازدواج دائم هستند و اطمينان كامل نسبتبه يكديگر پيدا كردهاند و تصميم دارند براى هميشه متعلق به يكديگر باشند پيمان ازدواج دائم مىبندند. ازدواج موقت از آن جهت تشريع شده است كه ازدواج دائم به تنهايى قادر نبوده است كه در همه شرايط و احوال رفع احتياجات بشر را بكند.بديهى است كه هيچ پسر يا دخترى آنجا كه برايش زمينه يك زناشويى دائم و هميشگى فراهم استخود را با يك امر موقتى سرگرم نمىكند. يكى از تفاوتهاى ازدواج موقت و ازدواج دائم مربوط به توليد نسل است.در ازدواج دائم هيچ يك از زوجين بدون جلب رضايت ديگرى نمىتواند از زير بار تناسل شانه خالى كند،بر خلاف ازدواج موقت كه هر دو طرف آزادند.در ازدواج موقت،زن نبايد مانع استمتاع مرد بشود ولى مىتواند بدون آنكه لطمهاى به استمتاع مرد وارد آيد مانع حاملگى خود بشود .
در قانون مدنى،فصل ششم از«كتاب نكاح»مخصوص نكاح منقطع است :
اول اينكه نكاح وقتى منقطع است كه براى مدت معينى واقع شده باشد.دوم اينكه مدت نكاح منقطع بايد كاملا معين شود.سوم اينكه احكام مربوط به مهر و ارث در نكاح منقطع همان است كه در فصلهاى مربوط به مهر و ارث گفته شده است.
منبع : کتاب مجموعه آثار شهید مطهری
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
|
|
| 38306 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
5/2/2007 11:22:18 AM
کاربر مهمان
|
ازدواج موقت
ازدواج موقت و دائم در پارهاى از آثار با هم يكى هستند و در قسمتى اختلاف دارند. آنچه در درجه اول ايندو را از هم متمايز مىكند،يكى اين است كه زن و مرد تصميم مىگيرند به طور موقتبا هم ازدواج كنند و پس از پايان مدت اگر مايل بودند تمديد كنند تمديد مىكنند و اگر مايل نبودند از هم جدا مىشوند. ديگر اينكه از لحاظ شرايط،آزادى بيشترى دارند كه به طور دلخواه به هر نحو كه بخواهند پيمان مىبندند.مثلا در ازدواج دائم خواه ناخواه مرد بايد عهدهدار مخارج روزانه و لباس و مسكن و احتياجات ديگر زن از قبيل دارو و طبيب بشود،ولى در ازدواج موقتبستگى دارد به قرارداد آزادى كه ميان طرفين منعقد مىگردد;ممكن است مرد نخواهد يا نتواند متحمل اين مخارج بشود يا زن نخواهد از پول مرد استفاده كند. در ازدواج دائم،زن خواه ناخواه بايد مرد را به عنوان رئيس خانواده بپذيرد و امر او را در حدود مصالح خانواده اطاعت كند،اما در ازدواج موقتبسته به قراردادى است كه ميان آنها منعقد مىگردد. در ازدواج دائم،زن و شوهر خواه ناخواه از يكديگر ارث مىبرند،اما در ازدواج موقت چنين نيست. پس تفاوت اصلى و جوهرى ازدواج موقتبا ازدواج دائم در اين است كه ازدواج موقت از لحاظ حدود و قيود«آزاد»است،يعنى وابسته به اراده و قرارداد طرفين است;حتى موقتبودن آن نيز در حقيقت نوعى آزادى به طرفين مىبخشد و زمان را در اختيار آنها قرار مىدهد. در ازدواج دائم،هيچ كدام از زوجين بدون جلب رضايت ديگرى حق ندارند از بچهدار شدن و توليد نسل جلوگيرى كنند،ولى در ازدواج موقت جلب رضايت طرف ديگر ضرورت ندارد. در حقيقت،اين نيز نوعى آزادى ديگر است كه به زوجين داده شده است. اثرى كه از اين ازدواج توليد مىشود يعنى فرزندى كه به وجود مىآيد،با فرزند ناشى از ازدواج دائم هيچ گونه تفاوتى ندارد. مهر،هم در ازدواج دائم لازم است و هم در ازدواج موقت،با اين تفاوت كه در ازدواج موقت عدم ذكر مهر موجب بطلان عقد است و در ازدواج دائم عقد باطل نيست، مهر المثل تعيين مىشود. همان طورى كه در عقد دائم،مادر و دختر زوجه بر زوج،و پدر و پسر زوج بر زوجه حرام و محرم مىگردند،در عقد منقطع نيز چنين است،و همان طورى كه خواستگارى كردن زوجه دائم بر ديگران حرام استخواستگارى زوجه موقت نيز بر ديگران حرام است.همان طورى كه زناى با زوجه دائم غير،موجب حرمت ابدى مىشود زناى با زوجه موقت غير نيز موجب حرمت ابدى مىشود.همان طورى كه زوجه دائم بعد از طلاق بايد مدتى عده نگه دارد زوجه موقت نيز بعد از تمام شدن مدت يا بخشيدن آن بايد عده نگه دارد با اين تفاوت كه عده زن دائم سه نوبت عادت ماهانه است و عده زن غير دائم دو نوبتيا چهل و پنج روز.در ازدواج دائم جمع ميان دو خواهر جايز نيست،در ازدواج موقت نيز روا نيست.
|
|
| 38305 |
نام:
گمنام
شهر:
تهران
تاریخ:
5/2/2007 10:25:19 AM
کاربر مهمان
|
در مسنجر قلبت عشق رو add کن .
به احساسات زيبا pm بده . غم رو delete کن .
واژه بدي رو rename کن .
براي غرور off بزار و بهش بگو : بشکن ، آخه دنيا دو روزه .
دروغ و خيانت رو hack کن .
از انسانيت copy بگير و send to all کن .
با صداقت و معرفت chat کن .
از زيبا ترين خاطره زندگيت web بگير .
تو profile قلبت يک قلب تير خورده بزار .
@@@.....................@@@@...........@@@.................@@......@@@@@@@@@..... @@@.................@@........@@.........@@@..............@@.......@@@................@..... @@@................@@..........@@..........@@@...........@@........@@@..........@........... @@@...............@@............@@...........@@@........@@.........@@@@@@@........... @@@...............@@............@@.............@@@.....@@..........@@@@@@@........... @@@..........@...@@..........@@...............@@@...@@...........@@@..........@........... @@@@@@@....@@........@@.................@@@.@@............@@@................@..... @@@@@@@......@@@@@......................@@@@..............@@@@@@@@
|
|
| 38304 |
نام:
صادق
شهر:
قم المقدسه
تاریخ:
5/2/2007 10:13:53 AM
کاربر مهمان
|
سلام به همه دوستان
اقا مصطفی . محجوبه خانم .اقا مقداد عزیز.یا ثارالله
امیدوارم همگی خوب باشین.
برای من دعا کنید .
مـگر غمها نـمی دانند که من سلطان غمهایم.....؟
|
|
| 38303 |
نام:
ركسانا
شهر:
شكست خوردها
تاریخ:
5/2/2007 9:49:14 AM
کاربر مهمان
|
لعنت به اين دنيا
|
|