هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
38052
نام: آیدا
شهر: تهران
تاریخ: 4/27/2007 4:56:36 PM
کاربر مهمان
  احمق اون که بهنوش بختیاری نیست شکل اون یه فیلم خارجیه
38051
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 4/27/2007 4:20:09 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم عجل لوليک الفرج
السلام عليک يا صاحب العصر و الزمان
به ما گفته اند:
محبت امام زمان کیمیائی است که مس وجود را طلا می کند.
اکسیر اعظم است که آتش به جان آدم می اندازد.
دم مسیحا است که دلهای بیمار را شفا می دهد و جانهای مرده را حیات دوباره می بخشد.
راست گفته اند! دگرگونت می سازد، زیر و رویت می کند، به کلی عوض میشوی و حتی بدی هایت به خوبی ها تبدیل می شود:
« آنان کسانی هستند که خداوند بدی های آنها را به خوبی تبدیل می فرماید.»
در درون می سوزی، می گدازی، آتش می گیری، اما چگونه می توانی سوز و گدازت را بیان کنی؟ مگر میشود هر آنچه را که در دل داری به زبان بیاوری یا با قلم بگوئی؟
بغضی شیرین گلویت را می فشارد، گدازه ای کوچک از آن آتش محبت، به صورت اشکی سوزناک و شور انگیز از دیدگانت جاری میشود، ناله و ندبه ای سرور آفرین سر می دهی.
شانه هایت از شدت گریه می لرزد، دیدگانت به خون می نشیند، اما دوست نداری آرام بگیری. نمی خواهی گریه ات تمام شود، لذت می بری و می گویی:
« آیا کسی هست که مرا یاری کند تا، زمانی دراز، همراه با او بگریم و بنالم و فریاد فراق سر دهم؟»
حلاوت و شیرینی این ناله و ندبه را با عالَم عوض نمی کنی.
شیرینی محبت، شور هجران و شادی وصال، چیزی نیست که به وصف در آید. عطر یاس را نبوئی، نمی یابی. تازه وقتی یافتی، نمی توانی بیان کنی. هرکس باید خودش ببوید و بیابد.
نمی دانم تا به حال به فکر افتاده ای با امام زمان، با پدر مهربان، با رفیق شفیق، با دوست دلسوز و با برادر همدل، هم سخن شوی؟ گا بگوئی و گل بشنوی؟ با او بگوئی، از او بشنوی؟
چرا پدرت را فراموش کرده ای؟چرا از امام زمانت دور افتاده ای؟ کجا می روی؟ سر بر آستان چه کسی می سایی؟ چه پناهی جز او می شناسی؟
نمی خواهی در غم غیبت و غربتش اشک بریزی؟ نمی خواهی مثل پدر بزرگوارش، امام صادق(ع)، از دوری سید و مولای خویش، غریبانه گریه کنی و با آن حضرت هم نوا شوی که:
« آقای من! غیبت و پنهانی تو، خواب را از دیدگانم ربوده و بستر راحت از من برده و آسایش دل از من بریده.»
به خدا اگر جرقه ای هم از آتش محبت امام زمان به دلت بیفتد، دیوانه می شوی. امتحان کن، بسم الله، برخیز و هم اینک مفاتیح را بر دار. با دعا، با انس با امام زمان و با محبت او، زنده شو!

گفتم به مهدی برمن عاشق نظرکن گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن
گفتم بنام نامی ات هر دم بنازم گفتا که از اعمال نیکت سرافرازم
گفتم که دیدار تو باشد آرزویم گفتا که در کوی عمل کن جستجویم
گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن
گفتم مهدی برمن دلخسته رو کن گفتا ز تقوی کسب عزّ و آبرو کن
گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن گفتا تمسک بر کتاب و هم علی کن
گفتم ز حق دارم تمنای سکینه گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه
گفتم رخت را از من واله مگردان گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان
گفتم زهجران تو قلبی تنگ دارم گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم
گفتم که شام تار دلها راسحر کن گفتا دعا همواره با اشک بصر کن
گفتم به جان مادرت ما را دعا کن گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن
گفتم که از هجران رویت بیقرارم گفتا که روز وصل را در انتظارم
38050
نام: اگه افتخار بدين يكي از شما
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 4/27/2007 4:19:51 PM
کاربر مهمان
  صداي انفجار آمد و سنگرش رفت هوا ،هر چه صدايش زديم جواب نداد ،رفتيم جلو ،سرش پر از تركش شده بود ،جيبهايش را خالي كرديم.يك كاغذ جالب توش پيدا كرديم ،((گناهان هفته:شنبه:احساس غرور از گل زدن به طرف مقابل، يكشنبه:زود تمام كردن نماز شب، دوشنبه:فراموش كردن سجده شكر يوميه، سه شنبه:شب بدون وضو خوابيدن، چهارشنبه:در جمع با صداي بلند خنديدن، پنجشنبه:پيش دستي فرمانده در سلام كردن، جمعه:تمام نكردن صلواتهاي مخصوص جمعه و رضايت دادن به هفتصدتا)).
اسمش حسيني بود،تازه رفته بود دبيرستان.(مهدي قزلي)
فقط خدا


38049
نام: ذاکر2007
شهر: قم
تاریخ: 4/27/2007 3:53:53 PM
کاربر مهمان
  سلام به همه اهالی حرف دل ........
.................خسته نباشید
38048
نام: ایوب
شهر: قم
تاریخ: 4/27/2007 3:39:01 PM
کاربر مهمان
  سلام
38047
نام: زهرا
شهر: یزد
تاریخ: 4/27/2007 3:16:29 PM
کاربر مهمان
  سایت یاهو اصلا" جالب نیست ودر ضمن سرگرمی خاصی هم ندارد.به غیر از چرت و پرت والافی .ترکهای خر.به فکر بهتر کردن سایتتان باشید.

متشکرم:زری
buy buy
38046
نام: خاطره
شهر: عشق
تاریخ: 4/27/2007 3:13:03 PM
کاربر مهمان
  حسین حسین من کجایی کجایی وجودم کجایی عشق من دلم برات تنگ شده وجود من دوست دارم..............
38045
نام: مبـــــارز
شهر: اهـــــواز
تاریخ: 4/27/2007 3:04:51 PM
کاربر مهمان
  بسمه الله النور

*((عطا کن دست بخشش همتم را....... خجل از روی محتاجان بر نگردان))*

بزرگواران بیماران مسلمان رو از دعای خیرتون محروم نکنید...

اَلهُم اَرزٌقني شفاعَه الحُسَـــین یَومَ اَلوُروُد....

خدایا .......یادم بده.........یادم باشه ........یادت باشم

التماس دعا....خدا نگهدار

دوستدار دوستان حسیـــــن(ع)، مبـارز خسته و عاشق
38044
نام: احسان
شهر: برازجان
تاریخ: 4/27/2007 2:34:18 PM
کاربر مهمان
  توصیه می کنم کتاب "نشان از بی نشان ها" را بخوامید زیرا از ان سیر نمی شوید
38043
نام: سیدضیاءالدین آقاجان پور
شهر: تهران
تاریخ: 4/27/2007 1:33:57 PM
کاربر مهمان
  سلام علیکم ورحمه الله وبرکاته
امام حسن عسگری فرمودند:
تواضع وفروتنی: نعمتی است که برآن حسد نبرند
سالروزمیلادحضرت امام حسن عسگری (ع) رابه همه دوستان تبریک عرض می نمایم؛
تهران- سیدضیاءالدین آقاجان پور
<<ابتدا <قبلی 3811 3810 3809 3808 3807 3806 3805 3804 3803 3802 3801 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3806&mode=print