هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
37972
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 4/26/2007 2:08:08 PM
کاربر مهمان
  یازینب
37971
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 4/26/2007 2:04:07 PM
کاربر مهمان
  السلام علی قلب الزینب الصبور
سلام علی آل یاسین...
توی هیئت بودم..
دل شکسته...
شب علی اکبر بود...
رضا شروع کرد به خودن..

همه رفتن ای خدا من نرفتم کربلا.
من نروم به کربلا با تو قهرم ای خدا....

با این شعر..
دلای بچه ها دونه دونه آتیش گرفته بود....
چه شبی بود..
هیئت که تموم شد...
صورت بچه ها دیدن داشت...همه خونی...وای وای..
بعد مجلس...بچه ها اومدن جلو...
گفتن سلام سید..
سلام داداش محسن خوبی... چه خبر...
گفت سید کربلا می آی...
پیاده............
گفتم پیاده تا اونجا....
گفتن آره......
از شلمچه می خوایم بریم....
اشک تو چشام جمع شده بود.....گفتم چرا نمی آم....
همون شب........
حالا دل شور می زنه خدایا هزینش چقدر می شه....
نزدیکای خونه بودم...
که یه یارو سریع جلوم و گرفت ...
آقا من و تا چهار را بعدی می بری...
گفتم به چشم ...بپر بالا بریم...
سوار شد...
صد متر نرفتیم که ...سر حرف و کشید طرف کربلا......
گفت آره من کربلا بودم یه چند روزه برگشتم...
خدا قسمتت کنه ایشالله...
گفتم اگه خدا بخواد دارم می رم...
گفت:
من با هزار تومن پول رفتم کربلا....
قضیه کربلا رفتنش تعریف کرد ....
حالا من جلو موتور تنم می لرزید......
اشکا همین طوری می ریخت...........
پیاده شد....خدا حافظی کرد و رفت...
همش به خودم می گفتم یعنی خودش بود...
تا اینکه ردیف شد.
نمی دونم این حسین چیه...کیه...چی کار داره می کنه با دل ما.......
شاعر قشنگ گفت:

آقا جان من..ارباب من..خوشگل من...عشق من..
اصلا همه چیه من...
تو چه در پی مانه کردی که مرا دیوانه کردی....
چیکار کردی با دلم آقا؟
چیکار کردی...

آقا جان این دلم و با دلت قفل زدم....
کلیدشم انداختم ناکجاآباد.........
آقا جان من که میدونم...یعنی دیگه فهمیدم....
من مال توام...
اگه من تو رو ول کنم تو من و ول نمی کنی....
این دنیا که هیچی اون دنیا هم ول بکن نیستی...
ایشالله هممون از در باب الحسین داخل بهشت شیم...
آقا جان ممنون که جوابم و دادی...
*************************************
تو وبلاگم خدا حافظی کردم...
ولی دلم نیومد که اینجا....
اگه خدا بخواد ما فردا عازمیم...
خلاصه هر کی بدی خوبی از ما دیده ما رو حلال کنه....
زیاد نوشتیم سرتون رو درد آوردیم خلاصه شرمنده...
تموم بچه های حرف دل...
حاجی ناشناس ،حاج بازمانده،دعامون کنید....
عبدالفاطمه و همسرش...شاهد بزرگوار حلال کنید.
آقا مقداد و داداش بازمانده گلم جنوبی های عزیز چاکرم به مولا..حلال کنید...
مصطفی ساغر چی عزیز...آقا ثارالله..ذولعرش مومن..
محبوبه خانم،عبد عاصی...بی قرار ،آقا رضا از کویر...ت از ت.....منتظر..علمدار...داداش هادی...
روشنک خانم...عبدالزهرا..سورنا خانم..نرگس خانم..سارا خانم...داداش احسان گل که داشتم اسمش و فراموش می کردم حلال کن مومن...
باران عزیز....بسیجی مومن خدا....کربلا...
شلمچه ی عزیز...دلتنگ کربلا دور از کربلا...
همه و همه...
دیگه خداییش هر چی فکر می کنم اسما یادم نمی یآد...
شرمندم به قرآن...خداییش اگه کسی جا موند به حساب
این مخ غراضه بندازه...
فدای همتون بشم ایشالله دعا کنید من و ...
اگه خدا بخواد یه نماز و یه زیارت عاشورا به نیابت از همتون می خونم...
دعا کنید
ی
37970
نام: مصطفی ساغریچی
شهر: تهران
تاریخ: 4/26/2007 1:55:19 PM
کاربر مهمان
  السلام علیک یا مولای یا صاحب الزمان(عج)

فرا رسیدن میلاد با سعادت امام حسن عسگری (ع) را به حضور مقدس منجی عالم بشریت ، حضرت مهدی موعود (عج) و تمامی شیعیان جهان تبریک عرض می نمایم

سلام به تمامی بزرگوارن قلعه سید شهیدان اهل قلم (سید مرتضی آوینی)

(( مدينه )) روز جمعه هشتم ماه ربيع الثاني حال و هواي ديگري داشت ‚ همه در انتظار در خشيدن نوري بودند تا گلهاي زندگي را درفضاي ظلم گرفتة آن سامان شادابي بخشد . در اين روز ‚ خورشيد تابان وجود امام حسن عسكري (ع) قدم به عرصه اين جهان خاكي گذاشت . هم او كه از دامانش نوري ساطع شد تا اميد بخش مظلومان و مستضعفان گيتي شود ، امام به القاب (( صامت ‚ رفيق ‚ نقي ‚ زكي ‚ هادي،عسکری )) معروف بود . بايد ولادت با سعادت آن حضرت ، نقطه عطفي است در تاريخ تشيع و بايد اذعان داشت كه اين ميلاد مسعود در آينده اي نه چندان دور تاريخ بشريت را دگرگون مي كند ‚ چرا كه او مي بايد فرزندي برومند ‚ به دست غيب بسپارد تا روزي دادگستر جهان هستي شود

اگر آن ماه نمونه
رخ خود را بنمونه
همه بتهای جهان را
سر جاشون مینشونه


شمه ای از فضایل اخلاقی حضرت امام حسن عسکری(ع)
*******************************************
هرگاه امام زنداني مي شد ‚‌عبادت حضرت زندان بانان را تحت تأثير قرار ميداد ‚ به گونه اي كه عبادت و رفتار او با زندان بانان موجب شرمندگي آنها مي شد كه نمونه اش را در جدش امام كاظم(ع) نيز ديديم. صالح بن وصف كه از ماموران عباسي بود و مسووليت نگهباني از امام را بر عهده داشت ‚ از سوي برخي از عباسيان تحريك مي شدكه بر امام سخت گيري كند ‚ او در پاسخ آنان گفت : دو مرد را كه از بدترين افراد من بودند ‚ بر او مآمور كردم ‚ اما آن دو در عبادت و نماز خواندن به درجات بالايي رسيده اند . شيخ مفيد از محمد بن اسماعيل علوي نقل مي كند : امام حسن عسگري(ع) نزد علي بن او تامش زنداني گرديد ، اين شخص برخاندان ابيطالب بسيار سختگير بود و با اينكه به او توصيه شده بود كه نسبت به امام سختگيري كند ‚ در حالي از امام جدا شدكه بيش از ديگران بينش و آگاهي يافته بود و گفتارش درباره امام نيكو بود .

درعلم و دانش نيز مورخان حضرت را داناترين فرد زمان خود معرفي كرده اند و بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه آن حضرت نه تنها در احكام دين متخصص بود ‚ بلكه درتمام علوم و در عرصه هاي مختلف دانش، يگانه عصر خود به شمار مي رفت .

سخنانی از امام حسن عسکری (ع)
***********************************************
عبادت به بسياري روزه و نماز نيست ‚ بلكه به بسياري انديشه درباره خداست
***********************************************

ان الوصول الي الله عزوجل سفر لايدرك الا بامتطاء‌ اليل
رسيدن به خدا ( سير الي الله ) سفري است كه جز به شب روي (‌شب زنده داري ) ميسر نمي شود .
**********************************************


ونيز فرمود : من وعظ اخاه سرا فقد زانه و من وعظه علانيه فقد شانه؛
هركس برادر خود را پنهاني اندرز دهد ‚‌ او را آراسته است و آنكه آشكار و در حضور ديگران اندرز دهد ‚ او را بدنام ساخته است
*********************************************
در پناه حق باشید . یا علی مددی
37969
نام: دوست
شهر: دوستی
تاریخ: 4/26/2007 1:17:05 PM
کاربر مهمان
  سلام بچه های ناب ایرونی
چند روز پیش مطلبی فرستادم امیدوارم که خوشتون اومده باشه ( آهنگری که وجود خدا و محبت خدا رو در شغلش جستجو کرده بودو...)
امیدوارم این شعر هم بخونید و کمی عمیق تر به دوروبرمون فکرکنیم البته شاید خیلی ادبیات غنی نداشته باشه ولی خوندنش خالی از لطف نیست
موفق باشید
بسم رب الشهدا


اتل متل سمانه
يه دختر شهيده
يه دختري که هيچ وقت
بابا جونو نديده

بايد اينجوري باشه؟
مامان حامله بوده
بعد که سمانه اومد
ديگه جنگي نديده

مامان زود ازدواج کرد
با يه مرد غريبه
سمانه حالا اون رو
باباي خود ميدونه

هيچکي بهش نگفته
باباش يه مرد ديگه ست
باباش تو آسمونه
توي دنياي ديگه ست

هيچکي بهش نگفته
باباش چه مهربون بود
چه ابروي کموني
باباش چه خوش زبون بود

هيچکي بهش نگفته
باباش يه قهرمان بود
تو دشتاي شلمچه
باباش يه ديدبان بود

سمانه قد کشيده
برزگ شده ماشالله
داره ميره دانشگاه
دانشجوه اون حالا

حراست دانشگاه
عا صيه از دست اون
مدام بايد بش بگن
موهات اومده بيرون

هفت قلم ارايش و
يه مانتوي کوچولو
شلوار برمودا و
کفشاي مثل پارو

تا حالا اين دخترو
بهشت زهرا نبردن
حتي جلوش اسمي از
خون شهيد نبردن

خونواده ميگن که
بزار يه کم خوش باشه
باباش که رفته طفلي
بزار که اين خوش باشه

داره دلم ميسوزه
از بس که بي مراميم
مگه شهيد رفته که
ما بخوريم بخوابيم؟

تو اون دنيا جواب
باباش رو چي ميديم ما
اگه يه وقت بپرسه
امانتم چي شد ها؟

حتي اگه سمانه
باباش شهيد نباشه
دختر شهر شهيد
بابا وقتي شهيد شد
37968
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 4/26/2007 1:06:35 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم

خدا یا ! بی نگاه لطف تو هیچ کاری به سامان نمیرسد نگاهت را از ما دریغ مکن.
معبودا!عنان ما را از دست نفسمان بستان و یاد خودت را چنان در دلهایمان بنشان تا از چشمانمان ببینیم و از گوشمان بشنویم و ار زبانمان بگوییم.
مهربانا! به ما الفبا ی بندگی بیاموز.
رحیما!به ما آداب عاشقی بیاموز و اصول عشقبازی و راه کرشمه شناسی
پروردگارا!چشم دیدن جلوه ها ی جمالت را به کور دلان زیبایی نشناس عنایت کن.
لطیفا!در قیامت با چه رویی به چشمهایت نگاه کنیم که در مقابل این همه نعمت جز گناه و معصیت نیاورده ایم.
الهی!شرمساری آنروز از هر عذابی دردناکتر است دستمان را بگیر.
علیما!خنجر جهالت کندتر از شمشیر عداوت نیست پناه بر تو از جهالت دینداران و عداوت دنیا طلبان.
محبوبا!به چشم گریه بیاموز و به دل انکسار و به همه ی جوارح و اعضا بندگی.
پروردگارا!شهوت شهرت را از دلمان بیرون ببر و به جای آن اخلاص و معرفت بنشان.
مهر آفرینا!تشنگان دیدار خودت را به جرعه ای از جمال مهدی (عج) میهمان کن.
پروردگارا! به دست حجت خاتم گره از کار فرو بسته ی عالم بگشا.
آمین آمین بحق محمد و آل محمد یا ربالعالمین.

37967
نام: علی
شهر: شیراز
تاریخ: 4/26/2007 12:37:55 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم- اقای- لم-بحران حل شدما امروز شیرینی تو دهان یک دیگر کردی فردا فرار است عسل کنیم- اقای سی -دو هفته دیگر باز هم تکرار میشود. اقای مهندس شه فرانسوی به اقای گیواو خبرنگار نیویورکر- من مهندس لکوموتیوساز در کنکور استخدامی شرکت دولتی را اهن فرانسه با نمره عالی قبول شدم از ترس ورشکستگی نرفتم راه اهن از من دعوت کرددر شرکت وابسته به ان که اسباب بازی درست میکند لکو موتیو بسازیم حقوق ومزایا دو برابر راه اهن بود وفرمودند این زیر تیغ برو نیست. بلای اول جناب بوش با تجارت جهانی بر سر این ملت اورد ما جستیم دومین بلا را جناب شیراک اورد با وحدت اروپا ما تهدید شدیم سومی بلا وظیفه حل مشکلات جهانی وحفظ صلح ما درست زیر تیغ رفتیم بیست سال پیش اصلا این مو ضوع ها نبود در سازمان بودجه اسمی از ان نبود امروزه با بودجه سر سام اور در افغانستان وعراق وغیره هروز جناب اقای سی سوار بر ارفرانس درحال حرکت است حقوق من کم شده ولی شرکت ار فرانس اباد شده حالا برنامه اتمی ایران جر بحران بین المللی است معلوم میشود فردا بایک قطار مضوع بین المللی ماکه مستعمره نداریم که ابر قدرت باشیم ما را لطفا مستعمره نکنید جناب اقای شیراک را بان طرح کذا باز نشسته کردیم اقا ماگول خوردیم بم ماچه مجارستان با روسها سر دستمزد احتلاف داشتند خوب میرفتید حلش میکردید فکر میکنید دستمزد ها یک شود مهندس مجاری پاریس نمی اید و یا ما به مجارستان میرویم؟ یا انکه خواسیتد برای انکه جمعیت زیاد شود تا بازدهی مناسب داشته باشد ما با مجارها ادغام میشویم؟ راهش این نبود باید راه سویس میرفتنم یک پنج ملیونی بازده یک جمعیت یک ملیاردی را داشت و یا راه مسلمانها باور کنیداز ما گذشته ولی جوانها از زندگی سیر میشوند وانگاه ما بخاطرانها یک انقلابی بزرگتر از انقلاب کبیر فرانسه را خواهیم انداخت که اولا حق همه را کف دستشان میگذاریم وفرانسه را برای ابد دهر بیمه میکنیم تا حداقل بتوانیم روزی نیم ساعت اسب واری کیم که مدتی ار تنشها را بزدایم سلام ما را به اقای بوش لطفا برسانید

37966
نام: محمود
شهر: اصف
تاریخ: 4/26/2007 12:09:26 PM
کاربر مهمان
  من میتوانم
37965
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 4/26/2007 12:05:35 PM
کاربر مهمان
  ادامه ی مطلب

خدايا ! مي شود که چنين بنده اي را دست محبت بر سرش کشي ؟ وسايه خدايي بر سرش بگستري ؟وجز اين نمي شود .
بنده به کجا بگريزدکه امتدا شاخه هاي بينهايت کرم تو سايه نينداخته باشد ؟اي زيباي عاشق زيبايي ‍! اي دلرباي زيبا آفرين ! اي درياي بي منتهاي بخشش ! اي خداي عزيز.


اي گُل غايب! هيچ دلي نيست كه نام مبارك تو را همچون گنجينه‌اي گرانبها، در خود، جاي نداده باشد.
هر درختي وقتي با نسيم زمزمه مي‌كند دعاي عهد را مي‌خواند.

اي گل نرگس! خوشبوترين گلهاي دنيا، رايحه وجود تو را وام دارند.
اگر خورشيد بر جهان و جهانيان، نور مي‌باراند؛ از فيض حضور تو در آسمان‌ها و زمين است. اگر ماه، جاده زندگي را نقره گون و زيبا سازد، به يمن بركت و صفاي وجود توست.

اي مولا! عاشقانت زمزمه « اللهم كن لوليك الحجه بن الحسن... » را بر لب دارند و آرزوي ديدن روي يار .
آقاجون
مي‌دونيم قابل نيستيم، اما خيلي دلمون ميخواد كه ببينيمت!
جمعه‌ها، همه جمعه‌ها، ديدگانمون رو به سمت آمدن تو مي‌دوزيم!
دنيا بي تو فاقد گل و عطر معناست.
اي مهدي فاطمه! اي گل نرگس! ما را درياب و چشممان را به جمالت روشن كن .
اللهم عجل لوليك الفرج
آمين يا رب العالمين

37964
نام: صادق
شهر: قم المقدسه
تاریخ: 4/26/2007 11:57:34 AM
کاربر مهمان
 
من که دیگه واقعا کم اوردم.
میخوام بمیرم.نمی دونم چی کار کنم .
خیلی حالم گرفته اعصاب و روان تعطیل.
برام دعا کنید.
..........
..........
..........
..........
..........
..........
.............................................
37963
نام: مهديه
شهر: شهرضا
تاریخ: 4/26/2007 11:49:39 AM
کاربر مهمان
  دلم از هر نامردي هاي دنيا خسته شده حالم از پسر بهم ميخورد در عشق شكست خوردم بهم بي اهانتي شده دلم آرزوي ديدن مكه را داره
<<ابتدا <قبلی 3803 3802 3801 3800 3799 3798 3797 3796 3795 3794 3793 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3798&mode=print