هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
37932
نام: یکی از شما
شهر: ایرانی
تاریخ: 4/25/2007 5:05:46 PM
کاربر مهمان
  ای بی خبر از سوخته و سوختنی
عشق آمدنی بود نه آموختنی
37931
نام: سرباز آقا
شهر: شهر علم و ایثار
تاریخ: 4/25/2007 5:02:14 PM
کاربر مهمان
  سلام آقاجون میدونم اگه بخوای این مطلب بنده بهت میرسه پس
تولد بابای مهربونتون مبارک
التماس دعا
37930
نام: مصطفی ساغریچی
شهر: تهران
تاریخ: 4/25/2007 4:58:38 PM
کاربر مهمان
  آيت‌الله توسلي، مسوول دفتر امام خميني(ره) خاطره مهم و ناشنيده‌اي را از امام خميني(ره) نقل كرده است.
اين خاطره به رغم كوتاه بودن، بسيار درس‌آموز و سرنوشت‌ساز است.

وي در پاسخ به يكي از سؤالات مي‌گويد: «امام هيچ‌گاه حركتي غير از حركت در راه خدا نداشت. حالا كه شما اين سؤال را كرديد، من هم يك نكته ناگفته را مي‌گويم. آقاي صانعي (آيت‌الله حاج شيخ حسن صانعي) نقل مي‌كند كه امام وقتي بعد از 14 سال از تبعيد به ايران بازگشت، در يك جلسه خصوصي رو كرد به آقاي صانعي گفت: يادت هست فلان روز (در بحبوحه قيام پانزده خرداد 1342) به من مي‌گفتي: «قدري آهسته‌تر حركت كنيد، كمي سكوت كنيد، ممكن است شما را دستگير كنند». من به شما گفتم: «نه خير، مردم با ما هستند. دولت نمي‌تواند ما را دستگير كند». يادت هست اين جمله را گفتي و من هم آن جواب را دادم. اين 14 سال تبعيد، كفاره گناه آن حرفي بود كه من زدم. من بايد مي‌گفتم، «ما خدا را داريم» اما من گفتم، «ما مردم را داريم». نتيجه اين حرف من بايد اين 14 سال تبعيد باشد. 14 سال تبعيد، نتيجه آن تخلفي بود كه من در غفلت از خدا كردم.
اين اوج معرفت امام به خداوند، در عين ارتباط عميق ايشان با مردم بود».
37929
نام: عاطفه
شهر: باغملک
تاریخ: 4/25/2007 4:48:13 PM
کاربر مهمان
  از آن روزی که ما را آفریدی
به غیر از معصیت چیزی ندیدی
خداوندا به حق هشت و چهارت
ز ما بگذر شتر دیدی ،ندیدی
37928
نام: صبا
شهر: اهواز
تاریخ: 4/25/2007 4:41:01 PM
کاربر مهمان
  کاش آن لحظه که تقدیم تو شد همه هستی من
می سپردم که مواظب باشی
جنس این جام بلور است
گر بازیچه شود می شکند
می شکند
37927
نام: سارا قائم مقامی
شهر: کرمان
تاریخ: 4/25/2007 4:33:23 PM
کاربر مهمان
  هیچ وقت نگذارید که غم درقلب شما لونه کنه .قدر زیبایی هایی که خدا خلق کرده را بدانید
37926
نام: سحر
شهر: تبریز
تاریخ: 4/25/2007 4:16:55 PM
کاربر مهمان
  وقتي دلگيري و تنها غربت تموم دنيا
از دريچه قشنگ و تاريك چشم روشنت مي باره
هيچ تنها و غريبي طاقت قربت
...اشكاتو نداره
(نازنين من كريم)با ما به از اين باش كه هستي
37925
نام: عباس
شهر: دبي
تاریخ: 4/25/2007 3:50:57 PM
کاربر مهمان
  به نام خدا
هرکسی عشق را به خود معنی می کند عشق من عشق تو عشق ما هرکس هم در این وادی مثال خود را دارد می زند بعضی نیمه راه جا می زنند بعضی در اخر غمگین مانده اند بعضی خوشحال وخندان از این وادی پرمی کشند
با یقین می گویم اگه عشق من پس جا می زنی
اگه فقط عشق توست در اخر غمگین وبهت زده هستی
اگه واقعا عشق ماست همه را در بر می گیرد همه همه همه
یقینا خوشحال وخندان
عشق من یعنی به خودت فکر کنی
عشق تو فقط به یک نفر فانی شده فکر کنی
عشق ماست خدا وخودت ومردم
37924
نام: مصطفی ساغریچی
شهر: تهران
تاریخ: 4/25/2007 3:36:52 PM
کاربر مهمان
  ثارالله عزیز

از کجا معلوم
شاید از دعای خیر همون دوست عزیزت بوده که کربلایی شدی


دردم از یار است و درمان نیز هم

37923
نام: يا ثارالله
شهر: غرب دجله
تاریخ: 4/25/2007 2:09:36 PM
کاربر مهمان
  خدایا شکرت
<<ابتدا <قبلی 3799 3798 3797 3796 3795 3794 3793 3792 3791 3790 3789 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3794&mode=print