اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 37892 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
4/24/2007 11:32:09 PM
کاربر مهمان
|
دعاى فرشته
راوى مى گويد: وقتى كه اعمال عرفات را تمام كردم به ابراهيم پسر شعيب برخوردم و سلام كردم . ابراهيم يكى از چشمهايش را از دست داده بود چشم سالمش نيز سخت سرخ بود مثل اينكه لخته خون است
گفتم : يك چشمت از بين رفته . به خدا من بر چشم ديگرت مى ترسم ! اگر كمى از گريه خوددارى كنى بهتر است . گفت : به خدا سوگند! امروز حتى يك دعا درباره خود نكردم .
گفتم : پس درباره چه كسى دعا كردى ؟ گفت : درباره برادران دينى ، زيرا از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مى فرمود: هر كس پشت سر برادرش دعا كند خداوند فرشته اى را ماءمور مى كند كه به او بگويد دو برابر آنچه براى خود خواستى بر تو باد! بدين جهت خواستم براى برادران دينى خود دعا كنم تا فرشته براى من دعا كند چون نمى دانم دعا درباره خودم قبول مى شود يا نه ؟ اما يقين دارم دعاى ملك براى من مستجاب خواهد شد
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و حشرنامعهم
|
|
| 37891 |
نام:
شرمنده خدا
شهر:
کرج
تاریخ:
4/24/2007 11:31:46 PM
کاربر مهمان
|
آقا مصطفی اگه میخوای یه پیغام بده بهت بگم چطوری ایمیل درست کنی باید خودت درست کنی
|
|
| 37890 |
نام:
شرمنده خدا
شهر:
کرج
تاریخ:
4/24/2007 11:31:44 PM
کاربر مهمان
|
آقا مصطفی اگه میخوای یه پیغام بده بهت بگم چطوری ایمیل درست کنی باید خودت درست کنی
|
|
| 37889 |
نام:
مصطفی یاری از ابیک
شهر:
قژ وی«تآ کستآ«
تاریخ:
4/24/2007 11:21:57 PM
کاربر مهمان
|
با عرض سلام من مصطفی یاری هستم می خواهم برایما ایمیل بفرستی اما بدبختی اینجا ست که من ایمیل خو دمم را هم نمی دانم اگه می تونی با من ارتباط بر قرار کن دو ستدار همیشگی تو مصی جان
|
|
| 37888 |
نام:
عبد عاصی
شهر:
تهران
تاریخ:
4/24/2007 11:03:54 PM
کاربر مهمان
|
سلام آرزو خانم از تهران!
شما امسال با کاروان رهگشت رفته بود مکه؟
فکر کنم من شما رو بشناسم!
|
|
| 37887 |
نام:
صادق
شهر:
قم المقدسه
تاریخ:
4/24/2007 10:06:39 PM
کاربر مهمان
|
دلــبر ......................
......................
|
|
| 37886 |
نام:
كاظم مومني
شهر:
تهران
تاریخ:
4/24/2007 8:52:19 PM
کاربر مهمان
|
حرف دل
|
|
| 37885 |
نام:
علی
شهر:
شیراز
تاریخ:
4/24/2007 8:33:32 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم-یک دانشجوی ایرانی که در رشته فنی در مقطع دکتری دردانشگاه لندن درس میخواند روزی به من گفت که یک نصیحت بهت میکنم گوش کن من یک استاد فیزک مدرن دارم که سخت شیفته او هستم ومیخواهم مثل او زندگی کنم واز او اجازه گرفتم که دو ماه در منزل او باشم وروش زندگی او را یاد بگیرم تو هم این کار رابکن وحتما دررشته تو هم فردی مانند او پیدامیشود واگر پیدا نشد من برای تو میتوانم دو ماه وقت بگیرم. صبحت به شاه رسید ایشان گفت چناچه شاه پنچ سال دربان منزل این استاد باشد او را به شاهی قبول میکنم واز این مرد بی فکرتر وبی مسئولیت تر در دنیا پیدا نمیشود. پرسیدم چگونه فهمیدی- ایشان جواب داد ایران در مرحله حساسی است و دردنیا ولو کشور درحالت نرمال هم باشد مداوم از طرف مسئولین اطلاع رسانی میشود – درایران عمری باید بگذرد تا ایشان اطلاع رسانی کنند انهم چه اطلاع رسانی انجام میدهند وتعریف کرد –که خبرنگار بی بی سی به انگلیسی یک سوال میکند ایشان اجازه میدهد که مترجم زبردست ترجمه کند به انگلیسی میگوید منظور شما از فلان لغت چیست ایشان بیان میکند که چیست بلافاصله شاه جواب میدهد این معنی رانه نمیدهد جر وبحث میشود راست میگفت یک رندی یاد داد بود که وقت تلف کن ومطلبی مگو مسئله ساز خواهدشد .شاه میگوید مسئول این کار فلان وزیر است ومنهم دوبار با ایشان تذکر دادم ان خانم خبر نگار یک سوال دیگر میکند ومیداند که مسول این امر شخص شاه است البته به نظر من وایشان شاه متوجه میشود از کوره درمیرود ورو به خبرنگار میکند درست مانند این قضیه برای فلان وزیر انگلیسی رخ داده است چرا درباره ان سوالی نکردید – خبرنگار انگلیسی پاسخ میدهد که درست است وقضیه توسط تیمی برسی میشود چناچه وزیر متوچه نبوده وسهوی بوده است متنبه میشود ولی چناچه بعمد بوده وتز ایشان این بوده است حالا متوچه اشتباه شده است عذر خواهی میکند ولی چناچه تز خود را قبول دارد گروهی تفحص میکنند وتصمیم میگیرند مسئله پا در هوا باقی نمی ماند این امر نشان میدهد که از جریانهای غرب بااطلاع بوده است.شاه فکری میکند ومیگوید این کار مسئولش وزیر جهانگردی است خوب خبرنگار تشکر میکند ومیرود در این موقع خبرنگاران چند سوال میکنند یک دفعه به ساعت خودش نگاه میکند وبا خنده میگوید مثل اینکه نیم ساغت بیشر نمانده است همه حاج واج هستند ولی چه میتوانند بکنند وسپس با خواند میگوید من یک مهم دارم وباید بروم
|
|
| 37884 |
نام:
علی
شهر:
دیزیچه
تاریخ:
4/24/2007 7:44:07 PM
کاربر مهمان
|
انگونه با دیگران برخورد داشته باش که دوست داری باتوبر خورد کنند
|
|
| 37883 |
نام:
آرزو
شهر:
تهران
تاریخ:
4/24/2007 7:26:51 PM
کاربر مهمان
|
سلام به شما
میخواستم به خدا سلام کنمو حرفهای دلممو بهش بگم برای همین به سرزمین صالحانش (مکه) رفتم ولی وقتی به اونجا رفتم حرفی برای گفتن پیدا نکردم چون همه چیز اونجا خلاصه میشد ولی وقتی برگشتم ۲باره حرفای روی دلم سنگینی میکرد که نمیدونستم اینبار باید به کی بگماز همه شما التماس دعا دارم فقط به خاطر دلم
|
|