هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
37432
نام: مصطفی ساغریچی
شهر: تهران
تاریخ: 4/16/2007 2:59:49 PM
کاربر مهمان
  صدای ضربه چهارم گردانها تو زمین صبحگاه دو کوهه گوش فلک رو کر میکنه


به نظر شما چه خبری ممکنه باشه؟
37431
نام: ذوالعرش
شهر: اهواز
تاریخ: 4/16/2007 2:22:41 PM
کاربر مهمان
  یا رحمن
يه نفر نذر امام رضا داره

بذاريد گريه كنه گنا داره

يه نفر آدم باخدايى يه‏

مى‏گن اين روزا دلش يه جايى يه

يه جايى پيدا كنيد گريه كنه

يه درى رو وا كنيد گريه كنه

كفترى الهى قربونت برم

يه چيزى هس تو دلم نذار بگم

كفترى ديگه اذيت نمى‏شى‏

مهمون كلاغ كوچت نمى‏شى

كفترى فِك نكنى سنگه دلم‏

واسه نخلاى نجف تنگه دلم

قربون گنبد دورت آقاجون!

قربون دل صبورت آقاجون!

دستمون نمى‏رسه سفر كنيم

بهتره همين جورى به سر كنيم

يكى دور نجفُ خط مى‏كشه

مى‏ره مشهد و خجالت مى‏كشه

يه نفر نذر امام رضا داره

بذاريد گريه كنه گنا داره

یاحق



37430
نام: يا ثارالله
شهر: غرب دجله
تاریخ: 4/16/2007 2:21:59 PM
کاربر مهمان
  شلمچه دور تا دورش آب است.

خيلی از بچه‌ها همان‌جا تشنه شهيد شدند.



قربون لب تشنه‌ات اي عزيز فاطمه
37429
نام: مصطفی ساغریچی
شهر: تهران
تاریخ: 4/16/2007 2:14:49 PM
کاربر مهمان
  سلام به شلمچه دلتنگ

زیارت قبول مومن خدا

اینقدر دلتنگ شلمچه ،این زمین پاک و مقدس خدا بودی و اینقدر این عشق و دلتنگی پاک و زلال بود که به زیارت خانه خودش دعوتت کرد
خانه ای که زادگاه مولای متقیان علی (ع) بوده است

زیارت قبول و التماس دعا
37428
نام: روسیاه
شهر: کرج
تاریخ: 4/16/2007 2:10:43 PM
کاربر مهمان
  برادر ش.م از کازرون: هر که دراین بزم مقربتر است جام بلابیشترش میدهند
37427
نام: کتایون
شهر: تهران
تاریخ: 4/16/2007 1:48:10 PM
کاربر مهمان
  خدایادوستت دارم کمکم کن
37426
نام: مرتضي نانكلي
شهر: تهران
تاریخ: 4/16/2007 1:26:07 PM
کاربر مهمان
  خدابزرگتر از ان است كه در فكر ما بگنجد و بخشنده اي چون او نيست. درود و سلام خدا بر شما اهل دلان
37425
نام: اباذر بابوی عزیزکندی
شهر: هشترود_ روستای عزیز کندی
تاریخ: 4/16/2007 1:23:27 PM
کاربر مهمان
  به خوی عاشقی کردند عادت

نوشتند عاشقی یعنی شهادت

می خواهم بگویم ولی نمی دانم که از چه بگویم از

گناهی که کرده ام بویم یا از مجازاتی که دارم

می شوم بگویم(دوری) گناهی که کرده ام به بزرگی اش

در هستی نیست ،آری گناهم عشق است و مجازاتم دوری.

بارها به معنی عشق فکر کرده ام ولی دیدم آنهایی را

که دیده ام و شنیده ام فقط یک جرعه از دریای بی

کران عشق است و من هم توانستم که این قطره را به

دریای عشق اضافه کنم که عاشقی و عشق یعنی

خوشگلترین غمها را داشتن(دوری و جدایی) عشق آن نیست

که با یک بار سوال کردن از معشوق جواب بله را

گرفت بلکه عشق آن است که آفتاب را از روز به شب

بیاری و تعداد ستاره ها را بدانی. من هم شبم را

آفتابی کرده ام و هم تعداد ستاره ها را می دانم.

*عشق آن است که شب را آفتابی کنی

نه به یکبار سوال کردن دل را چراغونی کنی*

37424
نام: همید
شهر: میانه
تاریخ: 4/16/2007 12:45:33 PM
کاربر مهمان
  man ashegam
asheg ye dokhtar
dost dashdahe
37423
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 4/16/2007 12:15:47 PM
کاربر مهمان
  ادامه ی مطلب

می خواهیم آوازهای زلال آنان را به گوش كوه ها برسانیم تا در پژواكی همیشگی آیندگان آن را بشنوند ، بخوانند ، بفهمند ، با آن زندگی كنند ،‌به آن عشق ورزند و بدانند كه چه بر این سرزمین مقدس رفته است و چگونه شد كه سرزمین های سوخته ،‌دیگر بار سبزترین لحظه ها را تجربه كردند و به همت مردان این خطه ، همه چیز را طلوعی دوباره بالیدن گرفت …
آری ما باید دغدغه های درونی مان را بسراییم ، به سهم و توان و بضاعت خویش كه اگر ما را در این راه بضاعتی باشد به لطف و همت شرزه شیرانی است كه شهیدان از آن قبیله بودند .
می خواهیم از مردانی بگوییم كه در اندازه های زمینی نمی گنجیدند ؛ مردانی كه تنها به خدا می اندیشیدند ، مردانی كه در سبزترین فصلهای زندگی خویش ، از همه چیز گذشتند و ناگهان با ناگهانی ترین زخمها و زخم واره ها ، به بی كرانه های محض پیوستند . مردانی كه هر روز ، جنوب ، آوازهای زخمیشان را برای نخل ها و رمل ها و رودها زمزمه می كند . مردانی كه زمین برای آنها كوچك بود . مردای كه بزرگ بودند.... آری مردانی بزرگ آنقدر بزرگ که عظمت مفهوم نامشان برای حروف الفبا کمر شکن است. و راستی که اگر دیروز استخوان ها ی اصحاب شهادت قلم نمیشد امروز قلم ها در گفتن حق لال می شدند و اکنون به برکت آن فداکاری هاست که قلم ها حسینی سپید می اندیشند وسرخ می نگارند آری ای شهیدان راه حق خون شما و یارانتان زمین را غسل شهادت داد و زمین را اسمانی کرد.و اینک خون شماست که مرکب سرخ قلم های ما شد و دفتر عشق را همیشه سبز و بهاری کرد پیوسته راهتان سرخ و سبز باد.
از این که وقت عزیزان را گرفتم عذر می خواهم.
اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک
آمین یا رب العالمین التماس دعا
یا حق


<<ابتدا <قبلی 3749 3748 3747 3746 3745 3744 3743 3742 3741 3740 3739 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3744&mode=print