هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
37282
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 4/13/2007 3:06:30 PM
کاربر مهمان
  امان از زياده روی ها

از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: مسلمانی، همسايه ای مسيحی داشت. با او رفت و آمد می کرد. کم کم او را دعوت به اسلام کرد. او هم بعد از مدتی قبول کرد و مسلمان شد و آن مرد، آداب و وضو نماز يادش داد. همان شب اول مسلمانی اش خوابيده بود ساعت آخر شب ديد کسی در می زند. وحشت زده شد که اين ساعت شب کيست و چه کاری دارد. پشت در رفت و گفت:کيست ؟!گفت: من همسايه ی مسلمان شما هستم. در را باز کرد و گفت: آيا حادثه ای پيش آمده ؟ گفت: مگرمسلمان نشده ای؟ مسلمان بايد آخر شب بيدار شود و به مسجد برود و نافله ی شب بخواند! او وضو گرفت و با هم به مسجد رفتند. نافله ی شب خواندند و تمام شد. مرد تازه مسلمان گفت: حالا خوب است که برويم. مرد کهنه مسلمان گفت: نه، نماز صبح مانده. اين نافله ی شب بود. بنشين نماز صبح را هم با جماعت بخوانيم. بعد از نماز صبح گفت: خب تمام شد ؟ گفت: خير! مستحب است انسان پس از نماز صبح برای تعقيبات بنشيند تا آفتاب بالا بيايد که سبب زيادی رزق آدم می شود. بيچاره تازه مسلمان نشست تا آفتاب بالا آمد. تکان خورد که برخيزد، کهنه مسلمان دامن او را کشيد که بنشين مقداری قرآن و دعا بخوانيم تا ظهر نماز را جماعت ادا کنيم . مگر نمی دانی که مومن در مسجد مانند ماهی در آب است و هرگز از شناوری در آب احساس خستگی نمی کند؟ بعد از نماز ظهر و عصر هم گفت: تا مغرب چيزی نمانده، صبر کن بعد از نماز مغرب و عشا که با جماعت خوانديم، می رويم. خلاصه پس از نماز عشا رفتند. آن بيچاره تازه مسلمان خسته و کوفته به خامه رفت و خوابيد. هنوز خستگی از جانش در نرفته بود که آخر شب ديد باز در می زنند! پشت در رفت. همسايه را ديد که می گويد: بيا با هم به مسجد برويم. گفت: آقای عزيز! اين دين شما يک آدم بيکار می خواهد من کار دارم با دين شما نمی توانم زندگی کنم. من به همان دين قبلی خودم بر می گردم!
امام صادق عليه السلام فرمود: اين آدم همانطور که او را مسلمان کرد، همانطور هم کافرش کرد!

خواهر خوبم سحرناز خانم سلام خوب هستین انشا الله؟

خانمی باور کنید من چند بار امروز براتون ایمیل زدم ولی هر بار که فرستادم برام پیام اومده که ایمیل ارسال نشده و ادرستون اشتباهه .لطف کنید مجددا ادرستون را برایم بنویسید.متشکرم خدا نگهدار شما و التماس دعا


37281
نام: علی
شهر: شیراز
تاریخ: 4/13/2007 2:00:20 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم-من عکس تاسیسات نطنز را در یک مجله امریکائی دیدم واز استراژی دفاع ان خیلی تعجب کردم گرچه عکس گویا تمام زوایای ارایش دفاعی نبود ولی میتوان نقاط ضعف های زیادی را تشخیص داد. اولین اصل نظامی ان است که بلف نزنید واگر میخواهید بلف بزنید هز صد نمره نودونه ان درست واز یک نمره ان نود ونه درصد ان باید درست باشد-نمونه جالب ان جنگ مصر واسرائیل واسرائیل ولبنان وما وعراق -1- عمر دول های هائی تما م شده است -2- باید جفت باشد. یکی بسمت لوع خورشید ودیگری به سمت برعکس ان—3- دیوار اتش باشددرهای برعکس واز طریق راه روهائی وارد شود که بمب یاهجوم افراد دشمن یا طرفداران نتواند به راحتی انها راتخریب یانفوذ کنند جلوی راه های ورودی ونزدیک در ها سکوی ابهت با دولول ها موجود باشد خروج وورود با ید از یک راه های زیزمینی مه تا نزدیک کوهپایه ها ویا نقاط امن ادامه داشته یاشد. راه ها متعدد وبرای عبور شبانه چراغ باند داشته باشد ویک مرکز فرماندهی ان راه ها را کنترول وبه افراد راههای امن را مشخص کند در نقاط پائین شیب منطقه دریاچه باعمق دریک متر که روی ان پل های در جهات مختلف داشته باشد که چناچه گاز شیمیائی زد به سمت این دریاچه فرار کنند وچناچه گاز شیمیائی به دریاچه رسید بتواندبه سمت سکوههای بلندیکه دروی ان یک تانکر اب گرم وسرد موجود باشد وبا اطاقهای متعدد غیر قابل نفوذ وحوله های زیاد داخل ان شوند وحوله را درروی سر انداخته وشیر اب را بازکنند ودریاجه مانند یکفیلتر عمل کند اطراف تاسیسات راباید خندق های مناسب را ساخت چون دشمن حداقل حملات هوائی و موشکی خود را با خطا درجه ارسال میکند وطبق ضابطه ناتو ششصد موشک در دقیقه است وچون رادرارهای انها از لحاظ رفع یا ضد اختلال قوی تر از ما است در شاریطی که گرد وغبار زیادی ایجاد شده به نفع انها است ودر ضمن باید بدانیم مثل جنگ اسرائیل واعراب هدف پس از تاسیاست نابود کردن افراد است لذا بیشتر از مسلسل هواپیما استفاده میشود تا موشک این مسئله رفع اختلال از مسائل بسیار پیچییده نظامی است شاید بهترین روش باشد که اطراف تاسیاسات را ته عمق پانده کیلومنر چمن ودرختکرد وتا عمق چهل وپنچ کیلومتر به بعد در حدود هشت هزار بلدوزر وتعداد زیادی هلیکوپتر اماده باشدو که سزیع بتواند در حدود پانزده کیلومتر مربع گرد وخاک در اسمان ایجاد کند کاری اسرائیل درجنگ با اعراب کرد وتا عمق شصد کیلومتر موشک فراهم باشد بایک اطاق جمگ کار ازموده تا عمق پانزده کیلومتر ازمایشی درجنگ عمل کند وسپس سریع کل پدافند عمل کند
37280
نام: اميد اميري
شهر: جیرفت
تاریخ: 4/13/2007 1:25:56 PM
کاربر مهمان
  بسمه تعالي

با عرض سلام و احترام
من به دنبال مطلب درباره موضوع تورم(تورم چيست / انواع تورم / عوامل پديد آورنده ي تورم / شاخص هاي تورم / و موضوعات مرتبط با تورم) هستم.
از دوستان عزيز هر كس كه مي تواند مرا كمك كند ازش ممنونم.

اگر كسي مطلبي درباره تورم داره و يا جايي ديد خواهش مي كنم به ايميلم بفرستد و يا اگر كسي سايتي درباره تورم(سايت هاي اقتصادي و معضلات اقتصادي) بلد هست يا از طريق ايميل و يا از طريق همين قسمت (حرف دل) سايت شهيد آويني به اطلاع من برسونه. منتظرم

از همه تون متشكرم

ارادتمند
اميد اميري
Amiri2008@yahoo.com

اين هم وبلاگم:
www.hami9.blogfa.com
37279
نام: آدم
شهر: دنیا
تاریخ: 4/13/2007 1:14:44 PM
کاربر مهمان
  بسم الرب المهدی
سلام
÷در من بازنشسته ی آموزش و÷رورش است ودرحال حاضر دبیرستان غیر انتفاعی دارد . من هم امسال به ناچار مجبور شدم برم مدرسه ی او. اما دانش آموزان مدرسه اش اکثرا تنبل وخیلی هم بی ادب هستند جوری که همش به فکر زنا هستند . درصورتی که من درسم خوب است ومعدل سال ÷یشم ۵/۱۹ بود وآدمی مذهبی هستم وبرای آینده ام آزوهای فراوان دارم میخواهم به رشته ی خوبی بروم اما با این وضع فکر نمیکنم به آن رشته دلخواهم بروم وهمچنین من در دوران بلوغ هستم واگرنتوانم خودم رانگه دارم ممکن است مثل آنها بشوم.و ازطرفی نمی خواهم رابطه ی ÷دری با مدیری یکی بشود آخر ÷شت سر مدیر زیاد حرف بد میزنند ومن نمیخواهم آن ها را بفهمم. در صورتی که دوستان صمیمی ام در دبیرستانی درس می خوانند که دانش آموزان زرنگی دارد . ومن دلم میخواهد به آن مدرسه بروم اما اگر به ÷درم این رابگم میدانم که موافقت می کند واز طرفی ناراحت می شود. اگر از ته دل ÷در راضی نباشد میدانم که به هیچ وجه نمی توانم موفق باشم .و اگر من به مدرسه ی دلخواهم بروم دیگران ÷شت سر ÷درم میگن حتما مدرسه اش خوب نبود که ÷سرش را نبرده چون مدرسه ی ÷درم سال های اولیه اش را میگذراند. حالا من مانده ام چه کار کنم .وبرایم دعاکنید که راه درست را انتخاب کنم.واگر میتوانید راهنمایی ام کنید بارمز الله محمد علی فاطمه حسن حسین برایم بنویسید.
همیدوارم سال خوبی داشته باشید.
37278
نام: محجوبه شب
شهر: مهد نور
تاریخ: 4/13/2007 1:09:55 PM
کاربر مهمان
  مولا جان ! گفتی که می آیی و از قفس تنگ تنهایی نجاتم می دهی ، نگاهم را از همه گرفتم , خیالم را از آمدنت لبریز ، خانه ی دلم را با باران اشک، آب و جارو کردم ، بوی نمِ خاک ، وجودم را بر گرفت ؛ گویا که سالهاست خانه ی دلم منتظر بود تا آب زلال خواستن تو را بجان بزند و رقص خوش قطرات اشکم را ببیند .
اگر نبود وعده دیدارت ما هیچگاه دل خوش نمی داشتیم به قیام تو « انا الذی اخرج فی آخرالزمان . . . بحار ج 52 ص 41 »
ما از آن رو به امید ظهورت نشسته ایم که شب سیاه ما را به سپیده دم وصال برسانی « و النهار اذا تجلی »
یا صاحب الزمان آقا و مولای ما ! ما بیچارگان دردمند را به چشمه سار زلالت دلالت فرما و عطش ما را به جرعه آبی فرونشان و از کویر سوزان درماندگی نجاتمان ده .
آقا جان ! ما سفر رفتگان غافل و سهل انگار ، پشیمانی را پیشه خویش کرده ایم ، مولای من سهل پیداست خستگی ما ، از آن رو که رویی برای عرضه عمل نداریم سر افکنده ایم ، اما ترجمان قلب ما عشق به توست و هر آنچه هستیم ، تو را مولا و آقای خود می دانیم .
. . . چه کنیم که ما را فراموشی فراگرفته و حاصلی جز حسرت در کوله بار خویش نداریم .
ای کاش لحظه ای طعم خوش با تو بودن را می چشیدیم .
ای کاش نگاه گرم تو را با تمام وجود حس می کردیم .
عزیزی می گفت : برای رسیدن به وصال دوست قایقی نیاز است .
گفتم : قابقم را طوفان در هم شکست .
گفت : دوباره بساز !
گفتم : ساختن برایم دشوار است .
گفت : احساس نیاز نکرده ای و الّا می ساختی ؛ تو خود را بی نیاز از دوست می دانی .
گفتم : نیاز ؟!
گفت : آری ! اگر تو تنها در جزیره ای بی سکنه باشی آیا فکر و خیال روز و شبت این نیست که قایقی بسازی و خود را نجات دهی ؟
گفتم : آری .
گفت : اگر فراق دوست را همانند آن شخص تنها در جزیره احساس می کردی حتما برای خود قایقی می ساختی .
امام موسی کاظم علیه السلام فرمود :
« لقمان به پسرش گفت : پسر دلبندم ! به درستی که دنیا دریای ژرفی است که مردمانی بسیار در آن غرق گشته اند و باید کشتی تو در آن دریا ، پرهیزکاری خدا باشد و کشتی ای آکنده از ایمان و بادبانش توکل و ناخدایش خرد ، رهنمایش دانش و لنگرش صبر و شکیبائی باشد . وسائل الشیعه ج 15 ص 207 »
یا صاحب الزمان ! وعده گاه تو ، قلب هر مؤمن است . مؤمنی که نور هدایت را یافته و بر کشتی نجات تو ، که همانا دوستی و اطاعت توست جای خوش داشته .
بشر گرفتار آمده در تب و تاب دنیا ، راهی جز پیمودن « صراط مستقیم » ندارد .
باید بر کشتی نوح زمان ( امام عصر ارواحنا فداه ) سوار شد ، تا طعم خوش پرواز و رهیدن از خاک تا به افلاک را چشید .
مبادا ! با بی تفاوتی چشم و گوش بر حقیقت ببندیم و حضور آفتاب را انکار کنیم .
شیعه را قلبی پاک و پر از محبت آل الله علیهم السلام دادند و این ماییم که باید حریم قلب عالم امکان و آخرین سلاله زهرا سلام الله علیهما را همچون مروارید با صدف جان حفظ کنیم .
. . . اللهم عجل لولیک الفرج .

37277
نام: اميد اميري
شهر: جیرفت
تاریخ: 4/13/2007 1:09:26 PM
کاربر مهمان
  بسمه تعالي

با عرض سلام و احترام
من به دنبال مطلب درباره موضوع تورم(تورم چيست / انواع تورم / عوامل پديد آورنده ي تورم / شاخص هاي تورم / و موضوعات مرتبط با تورم) هستم.
از دوستان عزيز هر كس كه مي تواند مرا كمك كند ازش ممنونم.

اگر كسي مطلبي درباره تورم داره و يا جايي ديد خواهش مي كنم به ايميلم بفرستد و يا اگر كسي سايتي درباره تورم(سايت هاي اقتصادي و معضلات اقتصادي) بلد هست يا از طريق ايميل و يا از طريق همين قسمت (حرف دل) سايت شهيد آويني به اطلاع من برسونه. منتظرم

از همه تون متشكرم

ارادتمند
اميد اميري
Amiri2008@yahoo.com

اين هم وبلاگم:
www.hami9.blogfa.com
37276
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 4/13/2007 12:21:18 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
ای منتظر غمگین مباش . . . قدری تحمل بیشتر
گردی بپا شد در افق . . . گوئی سواری می رسد
آدینه ای گذشت و آدینه ای دیگر از راه می رسد .
صدای پای آشنا می آید ، صدایی به لطافت شبنم صبح بر گلبرگ های ناز گل محمدی . ای منتظر ! پرده تاریک غم را کنار زن و نوید صبح ظهور را بر سر درِ دلت نصب کن . آری خوشنود و امیدوار باش که صبح وصال در راه است . با همه‌ی لحن خوش‌آوائیم
در به‌در کوچه‌ی تنهایی‌ام
ای دو سه تا کوچه زما دورتر
نغمه‌ی تو از همه پرشورتر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه‌ی ما می‌شدی
مایه‌ی آسایه‌ی ما می‌شدی
هر که به دیدار تو نائل شود
یک‌شبه حلّال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه‌ی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم، لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه‌ی جان من است
نامه‌ی تو خطّ امان من است
ای نگهت خواستگه آفتاب
بر من ظلمت‌زده یک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یار و مددکار ما
کی و کجا وعده‌ی دیدار ما. . .
دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
به مکّه آمدم ای عشق تا تو را بینم
تویی که نقطه‌ی عطفی به اوج آیینم
کدام گوشه‌ی مشعر، کدام کنج منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشینم
روا مباد که بر بنده‌ات نظر نکنی
روا مباد که ارباب جز تو بگزینم
چو رو کنی به رهت، درد و رنج نشناسیم
ز لطف روی تو دست از ترنج نشناسیم(شاعر اهل بیت مرحوم آغاسی برای شادی روح بلندشون صلوات)
37275
نام: اميد اميري
شهر: جیرفت
تاریخ: 4/13/2007 12:01:46 PM
کاربر مهمان
  بسمه تعالي

با عرض سلام و احترام
من به دنبال مطلب درباره موضوع تورم(تورم چيست / انواع تورم / عوامل پديد آورنده ي تورم / شاخص هاي تورم / و موضوعات مرتبط با تورم) هستم.
از دوستان عزيز هر كس كه مي تواند مرا كمك كند ازش ممنونم.

اگر كسي مطلبي درباره تورم داره و يا جايي ديد خواهش مي كنم به ايميلم بفرستد و يا اگر كسي سايتي درباره تورم(سايت هاي اقتصادي و معضلات اقتصادي) بلد هست يا از طريق ايميل و يا از طريق همين قسمت (حرف دل) سايت شهيد آويني به اطلاع من برسونه. منتظرم

از همه تون متشكرم

ارادتمند
اميد اميري
Amiri2008@yahoo.com

اين هم وبلاگم:
www.hami9.blogfa.com
37274
نام: سید اصغر موسوی
شهر: قائمشهر- روستای باغدشت
تاریخ: 4/13/2007 11:25:41 AM
کاربر مهمان
  سلام
امیدوارم هر کجا هستید و در هر حالی هستید خوب و خوش وسلامت باشید

تا الان شده به خودتان فکر کنید که کجا هستید و چه می کنید
به خدا قسم می ترسم از اینکه ادمی خودش را فراموش
کند. تو را به روح بلند امام قسمت می دهم تا اینکه خودت را فراموش نکنی
37273
نام: سمیرا
شهر: بابل
تاریخ: 4/13/2007 11:12:07 AM
کاربر مهمان
  چشم هایم فرشته می خواهند،
دست هایم بال می خواهند،
لب هایم آخرین حرف آسمان را.
دیدی دلت تنها بودوتونمی دانستی
دیدی چیزی می خواستی ویادت نمی آمد
دیدی همیشه می گفتی چیزی هست که مراببرد، بازگرداند،
ومن همان باشم،
که ستاره باچشمک،
ودریاباموج می خواست.
سخت بوددیدن ونرسیدن
پژمرده می شدم درباغی که باغبان میخواست،
وگلی که ساقه گی رابیشترازپروانه گی عاشق بود.
سخت بودبااین همه کوه وعبور،
قله وراه وآرزوهای دور.
دیدم وشد همه یدلم دیدنش.
بوی خوشی می آید.
<<ابتدا <قبلی 3734 3733 3732 3731 3730 3729 3728 3727 3726 3725 3724 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3729&mode=print