هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
37222
نام: يا ثارالله
شهر: غرب دجله
تاریخ: 4/12/2007 9:40:45 AM
کاربر مهمان
  به نا حق

اللهم عجل لولیک الفرج

الهی آمین


سلام صبح همگی بخیر
37221
نام: نويد
شهر: بنکلورهندستان
تاریخ: 4/12/2007 9:20:20 AM
کاربر مهمان
  سلام دوستان عزیز امیدوارم که خوب باشید این بار خواستم که باشما عزیزان سخن بکم چون نوشته های شما رو خوندم هر یک شون حوای پیام بودن اگر کسی قصد مردن دارد و یا قصد موندن :دلیل دارد که باید هریک شان رو جدی گرفت دوستان به نظرمن ناامیدی وقتی سراغ یک آدم میاد که اون چیزی رو خواسته با شه اما به دلایل به اون نرسد خوب میخوام قضیه رو از نظر روان شناسی برسی نمایم (اگر من در جای این شخصی که خویش رو شگست خورده تلقی میکند بودم با خودم فکر میگردم که آیا این قضیه چه میخواد به من بکن و من از این قضیه چه درس میتونم بیاموزم دراین صورت دیکه اون قضیه اول از بین رفته بلکه قضیه برعکس میشه و ما میتونیم که ازاون وضعیت منفی که بروز گرده استفاده مثبت کنیم یعنی هر اتفاق که دراطراف ما رخ میده مثبت بودن اون و منفی بودن اون بستگی به قضاوت منو شما دارد بنابرین برمنو شما هستش که هر قضیه رو حتی منفی رو مثبت تلقی گرده و ازآنها نهایت استفاده خویش رو بکنیم ::::و راهی دومی هم دارد اینکه هروزکه از خواب پا میشیم برای اون روز برنامه ریزی کنیم حتی برای ثانیه ها و دقیقه ها دراین صورت هر سختی که بیاد احساس خستگی نخواهیم گرد زیر ا در درون یک چیز مارو انگیزه میده :::::وراهی سومی هم میتونه باشه اون اینکه در عواقیب کار خود بی اندیشیم و این باعث میشه که سختیها به ما بی اثر باشه ****************************************************************************************************** خوب دوستان ممنونم از لطف شما که این سیاهه رو خوندید به امید سوالهای شما عزیزان
37220
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 4/12/2007 9:15:35 AM
کاربر مهمان
  «بسم رب المهدی المنتظر عج»

عزيز زهرا سلام الله عليهما همنواي جدش استمداد از ما مي کند .
کجاست گوش شنوائي که لبيک بگويد و امام خويش را ياري دهد .
فريادي به بلنداي تاريخ ، بشريت را به سوي خير و نيکي دعوت مي کند و اين مائيم که صداي دروني خود را که رساترين صداست به غفلت گرفتار آورده ايم .
بودنت را چگونه مي توان انکار کرد ، که بودنم را بهانه اي جز تو نيست .
شب و روز به گريه و ناله ، دمادم گرماي حضورت را ، در انديشه ، به نقش مي کشم و چشم از غير تو مي شويم تا مبادا از کوچه پس کوچه هاي بي کسي گذر کني و حضورت را نسبت هاي مهمل به حجاب کشند . در سرزمين غريبي ، به تنگ آمده ام ، خسته از خلسه ي شيطاني . در شب تاريک تقدير در جستجوي نشاني از طلوع صادق ، شب ها را به اميد صبح وصال مي رسانم .
اي جاري در انديشه هاي سبز اميد ، چگونه مي توان روي تو را به نظاره نشست ؟
آيا وصال را به غير اشک معبري هست ؟
آري : اشک ، صرير نهان سينه و کلام خاموش احساس بر گونه ي غربت ، گوهر بي قرينه ي درياي معرفت و مُشک دلاويز عالم معنا ، چه نفوذي در بارگه محبوب دارد ، که در پيچش شاخه هاي مژگان ، شميم دلنواز وصال را مژده مي دهد .
قطرات اشک ، رشک حور و ملک را در عرش به انسان شوريده حال ، بر مي انگيزد . اي مشهود ! جرعه اي از شهد شيرين وصال در کامم ريز .
با صداي آشنايي مي خوانم تو را ؛ از به تصوير کشيدن چهره ي دلربايت عاجزم ، يقين دارم تو را بارها ديده ام ولي نشناختم .
" عن عبيد بن زراره قال : سمعت أبا عبدالله عليه السلام يقول يفقد الناس امامهم فيشهد الموسم فيراهم و لا يرونه « غيبت الطوسي ، ص 161 » "
زراره مي گويد : از امام صادق ( ع ) شنيدم که فرمود : مردم امام خود را گم مي کنند . او در موسم حج در بين مردم است و آنها را مي بيند ولي آنها او را نمي شناسند .
برادران يوسف وقتي براي تهيه ي غذا به مصر آمدند ، يوسف آنها را شناخت ولي آنها يوسف را نشناختند .
اي کاش پرده ي غفلت از ديدگان ما کنار رود و به اين باور برسيم که امام عصر ( ع ) آن پدر مهربان در ميان ماست ، مانند جد بزرگوارشان که ميان مردم مي زيستند ؛ در حال زندگي هستند .
قال الصادق عليه السلام : يفعل الله جل و عزّ بحجته کما فعل بيوسف أن يمشي في أسواقهم و يطأ بسطهم حتي يأذن الله في ذلک له کما أذن ليوسف " علل الشريع ج1 ص 244 "
امام صادق ( ع ) فرمود : خداوند با حجتش همان کند که با يوسف کرد او در ميان بازارهايشان راه مي رود و بر فرش هايشان قدم مي گذارد ( در حالي که او را نشناسند ) ، تا روزي که خداوند اجازه دهد تا خود را معرفي نمايد ، چنانچه به حضرت يوسف اجازه فرمود .
شخصي از امام صادق ( ع ) پرسيد : مردم چگونه از امام غايب و پنهان بهره مند مي شوند ؟
حضرت فرمود : آنچنان که از خورشيد پشت ابر استفاده مي کنند .
مي دانم ! براي صبح زندگيمان ، همچون گل آفتابگردان که در صبحگاهان سر بر مي آورد و دست نياز به سوي خورشيد دراز مي کند ، طلوعي است .
اي آفتاب ! غروب به تاراج رفته ي ما را با انوار الهي ات به بهاري سبز مبدل ساز .
العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر



37219
نام: عبد الفاطمه
شهر: همین نزدیکی ها
تاریخ: 4/12/2007 5:11:21 AM
کاربر مهمان
  به نام او



سلام خداي من

سال نو شد و يك سال به ديدار تو نزديك تر شده ايم!

داشتم با خودم فكر مي كردم، با اين همه حوادث و امتحانايي كه برام پيش مي ياد، دارم به كدوم سو برده مي شم!؟

دارم از مسير دور مي شم يا به حق نزديك !؟

داشتم فكر مي كردم من كه طالب عالم غيبم، آيا به معلومات خود عمل كرده ام كه به مجهولات رسم!؟

اصلاً درسته كه به چيزايي كه مي دونم عمل نكرده طالب زيادت باشم از جانب حضرت فياض !؟

خدا خودش مي فرمايد:

و كساني كه در راه ما كوشيده اند، به يقين راه هاي خود را بر آنان مي نماييم . سوره ي عنكبوت، ايه ي 69.



خداي من!

داشتم فكر مي كردم، چرا همه ي امتحانايي كه ازم مي گيري از اين راهه!؟

ديدم به راستي ، اعمالي كه در دنيا محل ابتلاي ما هستن، هر كدوم بسته به دل مشغولي هامونه! حالا اين موضوع چون براي من مهمه تو اين زمان و شرايط، خدا دائم داره از اين راه وارد مي شه!

تصميم گرفتم بي خيال اين موضوع بشم.... شايد اينجوري يه كم جو آروم بشه !!!



گفتم كه الف، گفت دگر، گفتم هيچ!

در خانه اكر كس است يك حرف بس است!



حتماً مي گي چه ربطي داره، خوب حق داري....

خداي من، مي گن هر كي تو رو ياد كنه، تو همنشين او مي شي. اونوقت ديگه احتياج به هيچ منبر و واعظ و غير نيست.

اونوقت ديگه مي دونه، به چيزي كه مي دونه بايد عمل كنه و اون چه رو كه نمي دونه بايد احتياط كنه.



خدايا!

نكنه از اون دسته بشم كه قوال باشم ، نه فعال !؟

خدايا!

تلخ تر از فرقت تو هيچ نيست

بي پناهيت غير پيچاپيچ نيست



...

الهي به اميد تو

اين بار هم با توكل به تو به اينجا آمدم، نااميدم نكن.



يا زهرا (س)
37218
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 4/12/2007 1:17:03 AM
کاربر مهمان
  برخورد منطقى با سخن چين

شخصى سخن چين ، به حضور امام حسن رسيد.
عرض كرد:
فلانى از شما بدگويى مى كند.
امام به جاى تشويق چهره درهم كشيد و به او فرمود:
تو مرا به زحمت انداختى .
از اين كه غيبت يك مسلمان را شنيدم بايد درباره خود استغفار كنم و از اين كه گفتى آن شخص با بدگويى از من ، مرتكب گناه شده بايستى براى او نيز دعا كنم

( سلام آقا مجید گل ....... خیلی دلتنگتیم مومن )

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم حشرنامعهم
37217
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 4/12/2007 12:53:53 AM
کاربر مهمان
  بزرگترين گناه

حضرت امام باقر عليه السلام وارد مسجد الحرام شد. گروهى از قريش كه آنجا بودند، چون آن حضرت را ديدند پرسيدند: اين شخص ‍ كيست ؟
گفتند: پيشواى عراقيها (شيعيان ) است .
يكى از آنان گفت : خوب است كسى را بفرستيم تا از ايشان سؤ الى بكند. سپس جوانى از آنان خدمت امام عليه السلام آمد و پرسيد:
- آقا! كدام گناه از همه بزرگتر است ؟
امام عليه السلام فرمود: شرابخوارى .
جوان برگشت و پاسخ حضرت را به رفقاى خود گزارش داد. بار ديگر او را فرستادند. جوان همين سوال را تكرار كرد. حضرت فرمود: مگر به تو نگفتم شرابخوارى ! زيرا شراب ، شرابخوار را به زنا، دزدى و آدم كشى وادار مى كند و باعث شرك و كفر به خدا مى گردد. شرابخوار كارهايى را انجام مى دهد كه از همه گناهان بزرگتر است .

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم حشرنامعهم
37216
نام: فاطمه
شهر: مشهد
تاریخ: 4/11/2007 11:51:39 PM
کاربر مهمان
  خدايا!

ذهنم پريشان است

قلبم بيقرار است

افکارم شوريده اند و

درمانده ام

پس رشته زندگيم را

به دستهای امن تو می سپارم

......توفان ميخوابد

و آرامش تو حکمفرما ميشود.

مثل هميشه:امين جون دوستت دارم.
37215
نام: عماد
شهر: کرمان
تاریخ: 4/11/2007 11:47:32 PM
کاربر مهمان
  خیلی از این دنیا دلم گرفته از مردوش که همشون به هم بد می کنن هیچ کس نیست که کمکم کنه درکم کنه جز خدا
37214
نام: حسن قربانی گرمکی
شهر: بجنورد
تاریخ: 4/11/2007 11:45:03 PM
کاربر مهمان
  من از تمام کسانی که به عشق ودوست داشتن اعتقاد دارند خیلی ممنونم ومن ازاون کی که رو عشق پا گذاشت بگم که هنوزم به یاد اونم حتی تا روز قیمت منتظرم
37213
نام: مهسا
شهر: گمنام
تاریخ: 4/11/2007 11:39:30 PM
کاربر مهمان
  خسته ام خسته از این دنیا با اینکه ۱۵ سالمه اما دوست دارم هر چه زود تر بمیرم
خواهش میکنم کمکم کنین
<<ابتدا <قبلی 3728 3727 3726 3725 3724 3723 3722 3721 3720 3719 3718 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3723&mode=print