اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 37132 |
نام:
يك بيكس
شهر:
تهران
تاریخ:
4/10/2007 10:57:06 AM
کاربر مهمان
|
دلم خيلي گرفته چون كسي را كه واقعا دوست داشتم از دست دادم خيلي راحت تورو خدا دعا كنيد كه مهرش براي هميشه از دلم بيرون بياد (اگر قمست نيست) و اگر هم خدا مي خواهد زودتر برگردد چون دارم ميميرم از دوريش آرام وقرار ندارم براي خيلي دعا كنيد
|
|
| 37131 |
نام:
محجوبه
شهر:
مهد نور
تاریخ:
4/10/2007 10:53:30 AM
کاربر مهمان
|
ادامه ی مطلب
نماز در نگاه قرآن و حديث
********************************************************
نماز، بزرگترين عبادت و مهمترين سفارش همه انبياست.
نماز، زنده نگه داشتن آيين توحيدى حضرت ابراهيم، و سنّت رسولاللّه ومكتب حسينبنعلىعليهما السلام است.
نماز، وسيله تشكّر و سپاس از نعمتهاى الهى است، عمود و پايه دين، كليد بهشت، وسيله آزمايش و شناخت مردم و محو كننده گناهان، و پاك كننده دل و جان آدمى است.
********************************************************
نماز، اوّلين سؤال در قيامت است، كه اگر پذيرفته نشود، كارهاى ديگر هم مقبول نيست.
نماز، تنها عبادتى است كه در هيچ حال از انسان ساقط نمىشود حتّى در ميدان جنگ ودر شرايط اضطرار، بيمارىو...
نماز، اعلام بندگى در برابر خدا و زير بار نرفتن در مقابل طاغوتها و ستمگران است.
********************************************************
نماز، براى عاشقان خدا، شيرين ولى براى منافقان، تلخ و سنگين است
نماز، كوبنده شيطان و مأيوس كننده اوست. حضور در برابر آفريدگار است.
نماز هماهنگى با همه ذرّات عالم است. جهان، محراب وسيعى است كه همه كائنات، در آن به تسبيح و سجود در برابر خدا مشغولاند.
(نکته هایی از حجت الاسلام قرائتی)
********************************************************
« چه غافلاند، آنان كه بر سر سفره نعمت خدا، عمرى مىنشينند
و يكبار هم به شكرانه اين موهبتها در آستان او ، پيشانى
عبوديت و سجده شكر بر زمين نمىگذارند! »
*********************
شیطان که رانده شد بجز یک خطا نکرد
خــــــود را برای سجدۀ انسان رضا نکرد
شیطان هزار مرتبه بهتر ز بـــــــــی نماز
او ســـــجده بر آدم و این بر خــــــدا نکرد
|
|
| 37130 |
نام:
علی
شهر:
یزد
تاریخ:
4/10/2007 10:48:25 AM
کاربر مهمان
|
خدا همه شهدارا بیامرزد وما باید از آنها درخواست نمایم که آنها مارا شفاعت کنند
|
|
| 37129 |
نام:
محجوبه
شهر:
مهد نور
تاریخ:
4/10/2007 10:29:55 AM
کاربر مهمان
|
نماز، عبادتى بزرگ
شناخت معبود و آفريدگار، محبّت او را در دل ايجاد مىكند و اين محبّت، انسان را به پرستش و عبادت و اظهار كوچكى و تواضع در برابر عظمت او وا مىدارد.
نماز، جلوهاى از بندگى انسان در پيشگاه خدا و مظهر عبوديّت و عبادت است. آنكه بندهِ آفريدگار است و اين بندگى را احساس مىكند و مىداند و باور دارد، در برابر او، مطيع است و در پيشگاهش سر بر خاك مىنهد و به سجده مىافتد و با وى راز مىگويد و نياز مىطلبد و آن خالق يگانه را كه سر رشته دارِ اوست، به عظمت و پاكى مىستايد.
اهميت نماز
در اهميت نمازهمين بس كه امام على عليه السلام در ميدان نبرد صفّين، و امام حسين عليه السلام در ظهر عاشورا دست از جنگ كشيدند و به عشق الهى، به نماز ايستادند. شخصى به حضرت على عليه السلام ايراد گرفت، امام فرمود:(ما براى همين مىجنگيم تا مردم، اهل نماز باشند.)
به سيد الشهدا، در زيارتنامهاش خطاب مىكنيم: گواهى مىدهم كه تو نماز را بر پا داشتى. «اَشْهَدُ اَنَّكَ قَدْ اَقَمْتَ الصَّلوةَ ...»
در مشكلات و اضطرابها، ياد خداى بزرگ و استمداد از او، آرام بخش دلها و راهگشاى انسان در سختىهاست و تكيهگاهى است كه مؤمنان به خدا دارند. از اين رو قرآن دستور مىدهد كه به وسيله «صبر» و «نماز» از خداوند يارى بطلبيد.
امام صادق عليه السلام در واپسين دم زندگى خويش، همه بستگان را جمع كرد و در وصيت خويش به آنان، اهميت نماز را يادآور شد و فرمود:
هر كه نماز را سبك بشمارد، از شفاعتِ ما محروم است.
مرز ميان اسلام و كفر، ترك عمدى نماز است. چگونه مسلمانى است آنكه رابطه خود با خدا را بريده و از نماز روى برتافته است.
رسول خدا فرمود:هر كه عمداً نماز را ترك كند، كفر ورزيده است.
نماز، موقعيّتى است كه بايد در آن به خدا توجّه داشت نه ديگرى، و هر چه را از نظر دور داشت مگر خدا را. بايد خداى را زنده و حاضر و ناظر بدانيم و احساس حضور در برابر آن خالق عظيم را در خويش، زنده نگاهداريم.
نماز، سپاس نعمت
انسان، اسير محبّت ديگران است و نعمت و نيكى، انسان را به مقام سپاس و تشكّر مىكشيد.
اگر كسى نعمتى به ما بخشيد و احسانى در حق ما كرد، با زبان و عمل، سپاسگزار او مىشويم.
ما بنده خداييم و غرق در نعمتهاى او، پس در هر نفسى، نه يك نعمت بلكه صدها نعمت موجود است و بر اين نعمتها نه يك شكر، بلكه هزاران شكر لازم است. كافى است كه اندكى چشم بصيرت بگشائيم و ببينيم لطف و فضل خدا را درباره خودمان، آنگاه خواهىنخواهى سپاس او خواهيم گفت.
** نماز، نوعى سپاس از نعمتهاى فراوان و بىشمار اوست.**.
خداوند، به ما هستى بخشيد. آنچه براى زندگى مادى و معنوى لازم داشتيم، عطا كرد. هوش و عقل و استعدادمان داد. قطرات باران، برگ درختان، ماهيان دريا، پرندگان آسمان، نور خورشيد و هدايت عقل و ولايت پاكان و راهنمايى وجدان را جهت سعادت ما ارزانى داشت.
اعضايى متناسب، قوايى مفيد، مربّيانى دلسوز، طبيعتى رام و مسخّر براى ما قرار داد، تا با او بيشتر آشنا باشيم
به تعبير قرآن، نعمتهاى الهى، قابل شمارش نيست. آيا اين همه نعمت، تشكّر لازم ندارد؟ آيا بى انصافى و حق ناشناسى نيست كه انسان، غرق نعمتهاى خدا باشد ولى حالت سپاس به درگاه صاحب نعمت نداشته باشد؟
** نماز، تشكّر از خداست كه ولىّ نعمت ماست، هر چه داريم از اوست.**
البتّه اين سپاس، براى خدا سودى ندارد، بلكه براى خودمان مفيد است و نشان معرفت ماست.
نماز در نگاه قرآن و حديث
**********
|
|
| 37128 |
نام:
يا ثارالله
شهر:
غرب دجله
تاریخ:
4/10/2007 8:55:23 AM
کاربر مهمان
|
ادامه مطلب قبل
ياد آن روزها بخير!از باتلاقهاي جنوب تا قلههاي رفيع كردستان، همه جا معطر و مطهر به خون شهداء شده بود و مملكت ما به يمن درهاي باز شهادت ميرفت تا يك راست به ضريح شش گوشة آقا (عليهالسلام) برسد... كه دروازههاي آسمان را بستند و جنگ پايان يافت، و پس از آن خيلي زود خدا دوباره خورشيد را از ما دريغ كرد و باز ما مانديم و دوستاني كه نبودند و قلبي كه يتيم شده بود. راستي كه تقاص ناشكري چقدر سنگين است و لحظات ملكوتي عروج چقدر رؤيايي....
خدايا به تو پناه ميبريم از آن روزي كه لباسهاي خاكي را با خاك عوضي بگيريم و به ولايت و رياست به يك چشم نگاه كنيم. وظيفه و نتيجه را يكي بدانيم، شهادت را خسارت بپنداريم و راه شهداء را با خودشان خاك كنيم.
دير يا زود، همه ما خواهيم رفت. همه ما به سوي مقصد اصلي و جايگاه هميشگي كوچ خواهيم كرد، آري در رفتن هيچ شكي نيست، مهم چگونه رفتن است.
ببخشید دوستان زیاد پر حرفی کردم
ولی لازم بود برای کسایی که پاشونو روی لاله ها گذاشتن، برای کسایی که نمیخوان قبول کنن که ما مدیون شهدا هستیم، برای کسایی که نمیخوان بفهمن زندگی، آرامش و آسایشی امروزمون به خاطر از خودگذشتگی و ایثار شهداست. انشالله هیچوقت مدیون خون شها نباشیم.
یا علی
|
|
| 37127 |
نام:
شیوا باغبانی
شهر:
نقده
تاریخ:
4/10/2007 8:53:44 AM
کاربر مهمان
|
از زحمات شما نهایت تشکر را دارم در مورد زندگی نامه ی فرماندهان شهید بیشتر توضیح دهید و معرفی منطقه ی عملیاتی شرهانی
|
|
| 37126 |
نام:
يا ثارالله
شهر:
غرب دجله
تاریخ:
4/10/2007 8:41:31 AM
کاربر مهمان
|
ادامه مطلب قبل
ياد دوكوهه بخير كه هزاران كوه ايستادگي تربيت كرد. ياد ايستگاه صلواتي بخير كه استراحتگاه ملائك بود.
ياد پلهايي بخير كه فاصله دنيا و آخرت بودند.
ياد جادههايي بخير كه آدمي را از بيراهگي، انحراف و چند راهگي نجات ميدادند.
ياد تابلوها بخير كه راه جاودانگي را مشخص ميساختند.
ياد معبر بخير كه راه عبور از مرز خاك بود ياد كانال بخير كه گنداب خودنمايي درآن جريان نداشت.
ياد خاكريز بخير كه گودالهاي لغزش را صاف ميكرد.
ياد سنگر بخير كه مفصلترين ميهماني اشك و خلوص را بدون خرجهاي كلان ترتيب ميداد.
ياد حسينيه بخير كه شاهد قدوم اهل البيت (عليهمالسلام) بود.
ياد سنگر استراحت بخير كه شبها در آن آسايش زمين ميخورد و غفلت ميگريخت، و سنگر نگهباني كه آخرين آشيانه پرستوها بود.
ياد بستان بخير كه مزرعة عشق بود. سوسنگرد كه آن همه شقايق در دل كاشت، آبادان كه از ويراني دلها جلوگيري ميكرد. خرمشهر كه شهرداران آسماني به زيباسازياش پرداختند. اروندرود كه هزاران دل در آن آبتني كرد، شلمچه كه كبوترهاي بينام و نشان را در گوشه و كنارش منزل داد، كانال ماهي كه به زيبايي آكواريوم پايان داد، خاكريز نوني شكل كه روبروي آن حرفي از نان و نام نبود، جزيره مجنون كه شاهد جنون عشق بود، جزيره سهيل كه ستارههاي زميني را به آسمان عروج فرستاد، امالقصر كه اهالي ويلا را هرگز به خود نديد، فــاو كه وفا به تعهد بندگي را مي آموخت، خور عبدالله كه ميزان عبوديت را محك ميزد، ياد مي ميمك و مهرباني مهران بخير، كله قندي كه شيريني جهاد تعارف ميكرد، قلاويزان كه نردبان عروج بود، چنگوله كه براي شهادت مرتب قلبها را چنگ ميزد، رضاآباد كه پر از خشنودي خدا بود، شاخ شميران كه شاخ غرور دشمن را چند بار شكست، دربندي خان كه به عافيت جويان دربند راه نميداد و هورالعظيم كه سالهاست صفت خود را به ناجيانش تقديم كرده است.
ياد چادرها بخير كه داستان كربلا را فيلم كردند . ياد لشگرها بخير كه 72 تن را چندين برابر كردند.
ياد گردان كميل بخير كه همه به علي (عليه السلام) پيوستند، گردان مالك كه از مال دنيا چيزي نداشتند، گردان روح الله كه به نياز جسم سرگرم نبودند، گردان حبيب بن مظاهر كه همه دوست خدا بودند، گردان علي اصغر كه همه بزرگ بودند.
ياد لبخندهايي بخير كه به قهقهه شهادت پيوست، گريههايي كه خندههاي دائم ابديت را تضمين كرد، اندوههايي كه براي گشايش تن به پارك و تفريحگاه نميداد و شاديهايي كه غصههاي دنيوي را مسخره ميكرد.
ياد كمرهايي كه در راه خدا تا به آخر بر صندليهاي چرخدار تكيه زدند، دستهايي كه به عباس (سلام ا... عليه) پيوستند، بدنهايي كه پر از تير و تركش شدند، پاهايي كه پيش از صاحبانشان به بهشت قدم گذاشتند، چشمهايي كه رفتند و بصيرت را به ارمغان آوردند بخير. ياد بدنهايي كه بي سر به خاك سرگذاشتند، سرهايي كه پودر شدند و ذره ذره به ابديت پيوستند و جنازه هايي كه هرگز تشييع نشدند و در خلسه سكوت، هم صحبت نيزار شدند بخير.
ياد آن روزها بخير! از باتلاقهاي جنوب تا قلههاي رفيع كردستان، همه جا معطر و مطهر به خون شهداء شده بود و مملكت ما به يمن درهاي باز شهادت ميرفت تا يك راست به ضريح شش گوشة آقا (عليهالسلام) برسد... كه دروازههاي آسمان را بستند و جنگ پايان يافت، و پس از آن خيلي زود خدا دوباره خورشيد را از ما دريغ كرد و باز ما مانديم و دوستاني كه نبودند و قلبي كه يتيم شده بود. راستي كه تقاص ناشكري چقدر سنگين است و لحظات ملكوتي ع
|
|
| 37125 |
نام:
يا ثارالله
شهر:
غرب دجله
تاریخ:
4/10/2007 8:38:27 AM
کاربر مهمان
|
مبادا روي لالهها پا گذاريم
براي آنان که زنده نگه داشتن ياد شهدا را بيهوده ميپندارند.
آه ... ! از غربت ستارهها خسته شدهام. آه كه دلم براي صحبت فرشتههاي پاك تنگ شده است تا زانو به زانويشان بنشينم و با هم گپ بزنيم و نگاه با ادبشان را با حرفهاي دلچسب ادامه دهم و كلمات تاييد بشنوم. راستي! ياد بچههاي جبهه بخير، ياد خدا، ياد جبهه بخير. ياد آنهايي بخير كه به نداي هل من ناصر حسين زمان (رحمه ا... عليه( با نثار جان لبيك گفتند. همانها كه با سرمايه ايمان در بازار دوست به سوداگري رفتند، آنها كه حرفشان را در عمل زدند نه با شعار، كساني كه قداستشان را با جهاد آشكار كردند نه به اعتكاف، همانهايي كه هميشه در حسرت بودند كه چرا بيش از يك جان ندارند!
آنان كه عشق را به زانو درآوردند، آنان كه خستگي را خسته كردند، آنان كه جنگ را كمر شكستند، آنان كه زندگي را مرده يافتند، آنان كه مرگ را هراساندند و در نهايت شهادت را به ارمغان بردند. همانهايي كه از سيمهاي خاردار تن رهيدند، از خاكريز نفس گذشتند و بوي باروت را بر همه عطرهاي دنيا ترجيح دادند.
ياد پلاك بخير كه شماره پرواز بود.
ياد كوله پشتي بخير كه بساط آخرت در آن جمع ميشد.
ياد چفيه بخير كه علامت زهد بود و برآورنده بسياري از نيازها.
ياد كفشهاي ساده كتاني بخير كه زير آن آپارتمان راحت طلبي و بناي ترس فرو ميريخت.
ياد پوتينهايي بخير كه مشكي بودند اما از پس خود ذرهاي تيرگي و تاريكي به جاي نگذاشتند و جاهايي رفتند كه كفشهاي ديگر جرأت قدم نهادن به آنها را پيدا نكردند.
ياد لباسهايي بخير كه از بس عزير بودند، خدا زمين را به رنگ آنها آفريد.
ياد فانوسقه بخير كه كمرهاي زرين جهاد را محكم ميكرد و حلقههاي اسارت دنيا را ـ نه يكي پس از ديگري، كه همه رابا هم ـ ميگسست.
ياد قمقمهها بخير كه آب حيات از آنها ميجوشيد و پاياني نداشت.
ياد نقشه بخير كه فلشهاي خدايابي روي آن رسم ميشد.
ياد دوربين بخير كه سيماي حقيقت را نشان ميداد.
ياد قطبنما بخير كه روي مقصد اصلي انسان دست ميگذاشت.
ياد بيسيم بخير كه رابط ما و آسمان بود.
ياد سيم خاردار بخير كه پشت آن خار سيم و زر در آرزو نميروييد.
ياد منورها بخير كه به ديدار چهرههاي نوراني ميآمدند و سرانجام از شدت حسادت چراغ عمرشان خاموش ميشد!
ياد مين بخير كه سكوي پرواز بود.
ياد گلوله ها بخير كه قاصد وصال بودند .
ياد خمپاره بخير كه پيمانه وصل به همراه داشت.
ياد خودروهاي بهشت بخير كه انبوهي دل را سوار ميكردند و از جادههاي صراط، از ميان دوزخ آتش به مقصد ميرساندند.
ياد تانكها بخير كه پشت خصم را به لرزه درآوردند.
ياد قايقهاي كوچك ولي تندرويي بخير كه ناوهاي غول پيكر را به فرار واداشتند و به آنها كه ستاره بخت خويش را در ميان ستارههاي پرچم آمريكا يافته بودند، نشان دادند كه آمريكا هم عددي نيست!
ياد شب حمله بخير كه به هزار و يك شب بغداد پايان ميداد.
ياد عملياتها بخير كه هر يك صحنه نقش آفريني امامي بود.
ياد موقعيتهايي بخير كه در آنها به فكر موقعيت نبوديم.
ياد قرارگاهها بخير كه بيقراري ميآورد.
ياد پادگانهايي بخير كه صبحگاه حضور در آنها بر پا ميشد، عشق پرورش ميدادند و بازوي اخلاص را ورزيده ميكردند.
ياد دوكوهه بخير كه هزاران كوه ايستادگي تربيت كرد. ياد ايستگاه صلواتي بخير كه استراحتگاه ملائك بود.
ياد پلهايي بخير كه فاصله دنيا و آخرت
|
|
| 37124 |
نام:
يا ثارالله
شهر:
غرب دجله
تاریخ:
4/10/2007 8:33:23 AM
کاربر مهمان
|
به نام حق
اللهم عجل لولیک الفرج
الهی آمین
سلام دوستان صبح همگی بخیر
یا علی مدد
|
|
| 37123 |
نام:
ایرانی
شهر:
اصفهان
تاریخ:
4/10/2007 8:22:01 AM
کاربر مهمان
|
نیاز به کمک دوستان
با سلام از عزیزان می خواهم اگر اطلاعاتی دارید مرا یاری کنید
یک ایمیل از یاهو برام فرستاده شده که گفته من ۲۵۰۰۰۰۰ ذلار معادل دو میلیون و ÷انصد هزار دلار برنده شدم .
و از من اطلاعات و ویپگی هام یعنی شماره پاسپورت و گواهینامه خواسته.
من چی کار کنم اطمینانی هست من که خودم تصمیم گرفتم که این کار را نکنم .
ایمیلم را داده ام اگه میشه نظراتتون را برام با ایمیل بفرستین چون من زیاد اینجا نمی یام.
ممنون
WWW.hasane--persianblog.com
|
|