اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 37082 |
نام:
محجوبه
شهر:
مهد نور
تاریخ:
4/9/2007 10:28:39 AM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
خواهر خوبم عسل خانم سلام علیکم
خواهر بزرگوارم اظهار ندامت و معذرت خواهی نه تنها انسان را کوچک نمی کند بلکه نمایانگر کرامت نفس اشخاص است من از شما هیچ گله ای ندارم و اعتقاد دارم احترام به نقطه نظرات مردم موجب مبارزه با نفس اماره می شود. از شما بسیار تشکر می کنم و از شما تقاضا می کنم عذر خواهی مرا در دیر کرد پاسخم بپذیرید.موفق و موید باشید
************************************************
خدایا ... پروردگارا ... کمکم کن، کمکم کن که بتوانم پنچرهی دلم را رو به حقیقت بگشایم ...
خدایا ... یاریم کن مرغ خسته دلم را که دیریست در این قفس زندانی است، در آسمان آبی عشق تو پرواز دهم ...
خدایا ... پروردگارا ... یاریم کن که شوق پرواز را همیشه در خود زنده نگه دارم .....
خدایا ... تو خود میدانی که بدترین درد برای یک انسان دور ماندن از حقیقت خویشتن ور هاشدن در گرداب فراموشی و سردرگمی است ... پس تو ای کردگار بیهمتا مرا یاری کن که به حقیقت انسان بودن پی ببرم تا بتوانم روز به روز به تو که سر چشمه تمام حقیقتهایی نزدیک و نزدیکتر شوم ....
خدایا ... همیشه گفتهام که تو را دوست دارم ... حالا هم با تمام وجود فریاد میزنم:
خدایا ........ دوستت دارم ..... دوستت دارم ... دوستت دارم ...
خدایا، شرمندهام، از زیادی گناهانی که انجام دادهام، شرمندهام.
خدایا از قدرنشناسی خودم، از این که هر روز باعث ناراحتی تو میشوم شرمسارم.
خدایا چه بگویم، از کدامین گناهم نزد تو طلب عفو کنم.
خدایا به کدامین گناه اشک شرم از دیده جاری سازم. هر وقت که خواستم زبان به حمد و ثنایت بگشایم. اشک در دیدگانم جمع شد و بغض شرم و پشیمانی از گناهان، دیگر مجال سخن گفتنم نداد.
خدایا، مرا از این منجلابی که در آن گرفتارشدهام نجاتم ده. به این پرندهی اسیر پر و بالی ده تا خودش را از این قفس رهایی بخشد و طعم آزادی و رهایی را تجربه کند.
خدایا، مرا فرصتی ده تا پاک بودن را تجربه کنم و بتوانم حتی برای یک لحظه آنچه باشم که تو میخواهی.
خدایا، چگونه میتوانم روی به سوی تو بیاورم و زبان به حمد و ثنایت بگشایم در حالی که خود از کرده خویش آگاهم.
چگونه میتوانم دوستدار تو باشم درحالی که برعهد و پیمانی که با تو بستهام وفادار نبودهام.
چگونه میتوانم طلب عفو و بخشش کنم در حالی که هنوز شعلههای عصیان در درونم فروزان است.
بار پروردگارا ، چگونه میتوانم روی به توبه آورم در حالی که اسیر هواهای نفسانی خویشم.
معبودا، تو از علاقهی من نسبت به خودت آگاهی و میدانی که چقدر مشتاق رسیدن توام. ولی هر وقت تصمیم گرفتم که به سوی تو بیایم گناه به سراغم آمد و مرا از تو دور ساخت.
همیشه آرزویم این بوده است که حتی برای یک روز که شده آنچه باشم که تو میخواهی و آنچه کنم که تو میپسندی ولی افسوس این نفس سرکش تا کنون مجال برآورده شدن این آرزو را به من نداده است.
عزیزا !، میترسم، از خویش و از این سرنوشتی در انتظار من است میترسم. از این بیابان و شورهزاری که در پیش روی من است میترسم. میترسم که مرگ به سراغم بیاید و آرزوی رسیدن به تو را این بار او از من بستاند.
پس ای پروردگار بیهمتا به لطف و کرم خویش مرا از مرداب رهایی ده و توانی ده خویشتن را از هرچه بدی است پاک کنم.
خدایا به من فرصتی ده تا حلاوت عشقت را تجربه کنم.
الهي آمين
|
|
| 37081 |
نام:
نازنين
شهر:
قزوين
تاریخ:
4/9/2007 10:11:15 AM
کاربر مهمان
|
KASH ADAMA GHADRE HAMO VAGHTI KE PISHE HAM HASTAN BEDOONAN.VALI HEYF KE MA ADMA VAGHTI AZ DASTESHOON MIDIM.....CHERA ADAMA AHANI SHODAN?
|
|
| 37080 |
نام:
محمد علي عبدالهي
شهر:
یزد - بافق
تاریخ:
4/9/2007 9:53:50 AM
کاربر مهمان
|
مركز فرهنگي هنري شهداي گمنام دولتاباد سالگرد عروج سيد شهيدان اهل قلم را گرامي داشته به مقام شامخ آن شهيد درود مي فرستد .
|
|
| 37079 |
نام:
غلام امینی
شهر:
هارونی
تاریخ:
4/9/2007 9:48:57 AM
کاربر مهمان
|
الهم رضم برضاءیک
|
|
| 37078 |
نام:
يا ثارالله
شهر:
غرب دجله
تاریخ:
4/9/2007 9:16:10 AM
کاربر مهمان
|
به نام حق
اللهم عجل لولیک الفرج
الهی آمین
سلام صبح همگی بخیر
یا علی
|
|
| 37077 |
نام:
پروانه
شهر:
مشهد
تاریخ:
4/9/2007 8:59:00 AM
کاربر مهمان
|
اي فرشته نازل شده بر چشمانمان
اي تنها ستاره آسمان قلبمان
اي زيبا ترين زيباييهاي محبت مان
اي بهانه خواب شبهايمان
اي تنها نياز زنده بودنمان
اي آغاز روز بودن مان
اي نيمه پنهان مان
تو را دوست داريم
دوستت داريم.
سلام بر خدا
خدای عزیزم که هرچه دارم از توست
دوست داشتم سرم را روی پاهایت می گذاشتم و تو به ارامی موهایم را نوازش می کردی و در میان ابرها با تو می رقصیدم و برات اواز می خواندم که تو زیباترین وجودی که من می شناسم هستی . خدا جون به پروانه ات کمک کن .
دوستت دارم به اندازه تمام افکارم
|
|
| 37076 |
نام:
مصطفی ساغریچی
شهر:
تهران
تاریخ:
4/9/2007 8:55:28 AM
کاربر مهمان
|
السلام علیک یا رسول الله(ص)
سلام به همه دوستان
****************
آقا احسان عزیز سلام علیکم
به روی چشم حتما از سفر به مناطق عملیاتی برای شما و دوستان اهل دل از دیده ها و روایتها خواهم نوشت
البته تا حدودی یه مقدار از کارهای سفر نامه رو انجام دادم به محض قابل ارائه شدن آن حتما در خدمتتان خواهم بود (التماس دعا)
***********************************************
برای " آرام "
دوست عزیز زود قضاوت نکنید اگر کمی صبور باشید در میابیدکه تعریف ها و تمجید ها و افتخارها ، همه وهمه به راه و هدفی است که در آن قدم بر میداریم
و
به موضوعاتی است که دارای بار فرهنگی ، اطلاعاتی ، مذهبی و ... میباشد که به عنوان یک مسیر در برابر دیدگان ما نمایان میشود تا درباره اش تفکر شود
***********************************************
برای جناب ابوذر از تالش
دوست عزیز صحبت از شهدا ، درد و رنج مردم ، بیان مسائل دینی و .... دیر شدن یا زود شدن ندارد
برای کسی تعریف نشده که شما اگر در زندگی به فلان مقام و مرتبه رسیدید میتوانید راجع به یک مسله اظهار نظر کنید
اینطور نیست
بهتر است که سنجیده وبدون غرض ورزی و با داریت در مورد دیگران صحبت کنیم و از همه مهمتر برای رضای خدا عمل کنیم
(انشاءالله)
******************
یا علی مددی
|
|
| 37075 |
نام:
کامیار
شهر:
اهواز
تاریخ:
4/9/2007 8:07:28 AM
کاربر مهمان
|
سلام
آرام کمی آرام
با آقامقداد درست صحبت کن please
اللهم عجل لولیک الفرج
|
|
| 37074 |
نام:
سید اسما عیل نصیر خانی
شهر:
بابل
تاریخ:
4/9/2007 7:42:02 AM
کاربر مهمان
|
سلام با دورد به امام (ه)و سلام به شهیدان راه حق و
حقیقت
|
|
| 37073 |
نام:
ذو العرش
شهر:
اهواز
تاریخ:
4/9/2007 7:09:11 AM
کاربر مهمان
|
یا رحمن
حکایت ان درخت
در میان بنی اسراییل عابدی بود. وی را گفتند :((فلان جا درختی است و قومی ان را میپرستند ))
عابد خشمگین شد ، برخاست وتبر بر دوش نهاد تا ان درخت را برکند .
ابلیس به صورت پیری ظاهر الصلاح ،بر مسیر او مجسم شد ، وگفت ((ای عابد برگرد وبه عبادت خود مشغول باش )) عابد گفت نه بریدن درخت اولویت دارد . مشاجره بالا گرفت و درگیر شدند .
عابد بر ابلیس غالب امد ووی را بر زمین کوفت و بر سینه اش نشست . ابلیس در این میان گفت :
((دست بدار تا سخنی گویم ، تو که پیامبر خدا نیستی وخدا بر این کار تو را مامور ننموده است ،به خانه برگرد ،تا هروز دو دینار زیر بالش تو نهم .با یکی معاش کن و دیگری دا انفاق نما و این بهتر و صوابتر از کندن ان درخت است ))
عابد با خود گفت ((راست میگوید ،یکی از ان به صدقه دهم و ان دیگر هم به معاش صرف کنم ))و
برگشت .
بامداد روز دیگر ،دو دینار دید و برگرفت . روز دوم دو دینار دید و برگرفت. روز سوم هیچ نبود.
خشمگین شد وتبر برگرفت . باز در همان نقطه ابلیس پیش امد وگفت کجا؟
عابد گفت :تا ان درخت برکنم . گفت دروغ است به خدا هرگز نتوانی کند .در جنگ امدند ابلیس عابد را بیفکند چون گنجشکی در دست !عابد گفت دست بدار تا برگردم . اما بگو چرا بار اول بر تو پیروز امدم و اینک در چنگ تو حقیر شدم ؟
ابلیس گفت :
((ان وقت تو برای خدا خشمگین بودی و خدا مرا مسخره تو کرد ،که هرکس کار برای خدا کند مرا بر او غلبه نباشد . ولی این بار برای دنیا و دینار خشمگین شدی ،پس مغلوب من گشتی ))
یا حق
۹۹
|
|