هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
36992
نام: /////////
شهر: ////////
تاریخ: 4/7/2007 6:06:07 PM
کاربر مهمان
  سرکار خانم محجوبه، شما خیلی زر زر میکنیا
هر کسی یه نظری داره
پس بهتره دهنتو ببندی
36991
نام: يا ثارالله
شهر: غرب دجله
تاریخ: 4/7/2007 5:59:10 PM
کاربر مهمان
  فكه يعني :
ماندن يك مين، يك مين ذخيره كه يك عاشورايي ديگر را، يك جامانده از قافله را به كاروان كربلا برساند.

فکه يعني :
شهادت خود به سراغ مرد شهادت آمدن

فکه يعني :
سيد شهيد، مرتضي آويني و يار وفادارش را پس از پايان سالهاي خون و شمشير به كربلا رساندن ....

يادش گرامي و راهش پر رهرو باد.
36990
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 4/7/2007 5:51:51 PM
کاربر مهمان
  به همین سادگی! یه روزایی اسم شهید آنقدر برای مردم ارزش داشت که به محض شنیدن نام شهدا اشک توچشمشون حلقه میزد. چهار ستون بدنشون میلرزید. وحتی برای خانوادها ی بازمانده های جنگ آنقدر احترام قائل بودند که.....
چند تا خانم با هم صحبت میکردند. صحبت از مملکت و ... بود . یکی از اونها با خنده به دیگری میگفت :
تقصیر خود مردمه چرا رفتن تو خیابونا شعار دادن . هر چی سرشون میاد حقشونه.
تازه یه سری هم که رفتن بیخودی جلوی گلوله بعد اسمشون شد شهید و... جایی بودم یه خانمی کنار بنده نشسته بود بدون توجه به ظاهر من شروع کرد به فحش دادن به نظام و .. که : افتخار ما و خانوادمون اینه که ما تو انقلاب نقشی نداشتیم .
خدا صاحبان مملکت رو ... کنه که حالا خانواده های شهدا رو شاخ کردن. دانشگاهها سهمیه ایه . همه جارو با خانواده ی شهدا پرکردن و .......
خدا شاه و بیامرزه........ توی دانشگاه هم بحث همین موضوع داغ بود ، بنده که همه ی این مدت فقط شنیده بودم و فرصت نشده بود حرف بزنم، بدجوری از کوره در رفتم. شما چه میدونید خا نواده ی شهدا چی کشیدن . اون روزا که پدر و برادرای شما تو خونه ی گرم و زیر لحاف گرمشون لمیده بودن پدر و برادرای ما زیر بارون گلوله برای اینکه گرمای خونه ی شما از بین نره میجنگیدن . اونروزی که شما متولد شدید پدرتون بالا سر مامانتون وایساده بود تا شاهکار خلقت رو ببینه ولی پدر و برادرای ما تو نامه هاشون نوشتن اگه نیومدم اسمشو بذار" زهرا" تا ........حتی میدونم خیلی از شهدا بچه هاشونم ندیدن. اونروزا که خونه ی شما پاسبونی مثل بابا داشت مادرای ما یه جفت کفش مردونه میذاشتن پشت در تا، کسی فکر نکنه این خونه مرد نداره...........
اونروزا که برادر شما مدرک دیپلمشو دوان دوان آورد تا به همه نشون بده مادرای ما یاد بچشون افتادن که اگه الان بود باید دیپلم میگرفت..... اون روزی که تو یاد گرفتی یه کلمه تو دنیا هست به نام "بابا" به بچه های شهید دروغکی گفتن بابات رفته سفر . یه روز میاد....
نمیدونم تا حالا جانباز اعصاب و روان از نزدیک دیدید؟ ... ده نه دیگه ندیدید .
جانباز شیمیایی که فقط خون بالا میاره دیدید؟ نه مطمئنم فقط میدونید شیمیا یی به ناراحتیهای خونی میگن.
آدم موجی دیدید که وقتی موج میگیردش هیچ شیشه ی سالمی تو خونه نمی مونه . تمام پنجره هارو رو سر زن بچه ش خورد میکنه . اونروزی که از نوجوون 13 ساله تا پیرمرد60 ساله میرفتن برای امروز، پدر و برادرای شما کجا بودن؟
آره جنگ شد یه عده رفتن حالا بچه هاشون سهمیه دارن .... به همین سادگی .
ولی شما که با اونها زندگی نکردید عمرا" بتونید بفهمید چه بلایی سرشون اومد .
یه روزایی بود که تو کوچه ها هیچ مردی نمونده بود همه رفته بودن جنگ.
الان اینا که موندن مردن؟
جوونمردیه شهدا رو کسی نداره و نخواهد داشت اونا رفتن تا به جز خودشون زن و بچه ی دیگران راحت باشن .
یه روزایی آرزو میکنم که کاش جنگ ایران هم مثل فلسطین خونه به خونه میشد تا مردم قدر این از خود گذشتگی رو می فهمیدن.... .

به قول بیژن نوباوه :

شما حاضرید پدر
36989
نام: سربند بی سر
شهر: کربلای ایران
تاریخ: 4/7/2007 5:41:28 PM
کاربر مهمان
  الهی من بماندم بر یک نظاره خود نظاره گشتم یکباره
36988
نام: مصطفی ساغریچی
شهر: تهران
تاریخ: 4/7/2007 5:33:48 PM
کاربر مهمان
  تو قلعه آقا سید ، رسیدیم به خود آقا سید مرتضی

(مردی از تبار مردان بی ادعا)

شهادت هنر مردان خداست
**********************
شهادت شهید آوینی
**********************

سید مرتضی آوینی در سال ۱۳۲۶ ش. در شهرری، واقع در جنوب تهران، به دنیا آمد. پدرش مهندس معدن بود. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهرهای زنجان، كرمان و تهران سپری كرد و در سال ۱۳۴۴ ش. دیپلم گرفت. همان سال وارد دانشكده‌ هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد. رشته تحصیلی او معماری بود. هم درس می‌خواند و هم كار می‌كرد. در سال ۱۳۵۴ ش. فوق‌لیسانس معماری گرفت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی آوینی به فیلم‌سازی روی آورد. او به گروه تلویزیونی جهاد سازندگی رفت و شروع به ساخت فیلمهای مستند كرد. نخستین فیلم او درباره سیلی بود كه در سال 1358 ش. در خوزستان آمد. فیلمهای مستند بعدی او یكی «شش روز در تركمن صحرا» بود كه درباره اقدامات ضد انقلاب در منطقه گنبد تهیه شد و دیگری «خان گزیده‌ها» بود كه درباره خانهای منطقه فیروزآباد فارس ساخته شد.
آوینی با شروع جنگ (31 شهریور 1359) و محاصره بندر خرمشهر به این شهر رفت و با یاری همكارانش فیلم «فتح خون» را ساخت. سپس مجموعه «حقیقت» را برای شهر آبادان تهیه كرد. مشهورترین كار آوینی ساخت مجموعه تلویزیونی «روایت فتح» بود كه از سال 1364ش. از تلویزیون پخش شد. روایت فتح، از آنجا كه چهره واقعی جبهه‌های جنگ را نشان می‌داد مورد توجه قرار گرفت. آوینی، متن این فیلمها را خودش می‌نوشت و گویندگی آن را نیز به عهده داشت.
او غیر از ساخت فیلم‌های مستند، فعالیت چشمگیری نیز در مطبوعات داشت. مقالات او ابتدا در ماهنامه اعتصام چاپ شد و بعدها در ماهنامه جهاد. او از سال 1368 ش در ماهنامه سوره مقاله می‌نوشت. مدتی نیز سردبیر آن بود. مجموعه مطالبی كه او در سوره چاپ كرد بیش از 2500 صفحه است. از كارهای دیگر او راه‌اندازی ماهنامه «ادبیات داستانی» و تأسیس «دفتر مطالعات دینی هنر» در حوزه هنری بود.
آوینی در سال 1371 ش. بار دیگر ساخت مجموعه تلویزیونی روایت فتح را آغاز كرد و راهی مناطق مختلف جنگی شد. او شنیده بود، دالانهایی در منطقه فكه پیدا شده كه پیكر دهها رزمنده ایرانی در آنجا مدفون است. در 20 فروردین 1372 او و همكارانش به آن منطقه رفتند. پای سید مرتضی آوینی روی یك مین خنثی نشده رفت. در اثر انفجار، یك پای او قطع شد و بر اثر شدت خون‌ریزی در راه بیمارستان به شهادت رسید. مهندس سعید یزدان‌پرست نیز در این حادثه شهید شد.
فیلمهای ساخته شده آوینی كه از تلویزیون پخش شد 25 مجموعه بود. نوشته‌های او نیز تاكنون در دوازده جلد كتاب منتشر شده است.


روحش شاد و یادش گرامیباد


36987
نام: يا ثارالله
شهر: غرب دجله
تاریخ: 4/7/2007 3:59:35 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهدا

شلمچه! تو یک بیابان خاک نیستی، تو کربلایی هستی که گنبد و صحن و رواق ندارد. تو آیینه ظهر خونین عاشورایی.


شلمچه دور تا دورش آب است.
خيلی از بچه‌ها همانجا تشنه شهيد شدند.


قربون لب تشنه‌ات اي عزيز فاطمه
36986
نام: مریم
شهر: تهران
تاریخ: 4/7/2007 3:37:46 PM
کاربر مهمان
  می خواهم شوهرم در تهران کار کند پیش من باشد خیلی دوری و مشکلات تنها بودن سخته ولی می خواهد برود به کاری که می گوید پیشرفت دارد و ماهی ۵ روز می آید من هم می دانم پیشرفت می کند ولی با مشکلات نمی توانم سرکنم وقتی می رود بی مسئولیت می شود اخلاقش هم بد شده استخاره هم کرده ام برای رفتنش بد آمده خدایا خودت راه روشن را جلوی چشم من واو قرار بده
36985
نام: مصطفی ساغریچی
شهر: تهران
تاریخ: 4/7/2007 3:34:15 PM
کاربر مهمان
  ای پیک راستان خبر یار ما بگو
احوال گل به بلبل دستان سرا بگو
ما محرمان خلوت انسیم غم مخور
با یار آشنا سخن آشنا بگو
برهم چو می‌زد آن سر زلفین مشکبار
با ما سر چه داشت ز بهر خدا بگو
هر کس که گفت خاک در دوست توتیاست
گو این سخن معاینه در چشم ما بگو
آن کس که منع ما ز خرابات می‌کند
گو در حضور پیر من این ماجرا بگو
گر دیگرت بر آن در دولت گذر بود
بعد از ادای خدمت و عرض دعا بگو
هر چند ما بدیم تو ما را بدان مگیر
شاهانه ماجرای گناه گدا بگو
بر این فقیر نامه آن محتشم بخوان
با این گدا حکایت آن پادشا بگو
جان‌ها ز دام زلف چو بر خاک می‌فشاند
بر آن غریب ما چه گذشت ای صبا بگو
جان پرور است قصه ارباب معرفت
رمزی برو بپرس حدیثی بیا بگو
حافظ گرت به مجلس او راه می‌دهند
می نوش و ترک زرق ز بهر خدا بگو
36984
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 4/7/2007 2:49:09 PM
کاربر مهمان
  آقاي من! غيبت تو خواب را از چشمان من زدوده...
روزگار را بر من تنگ کرده...
آسودگي قلبم را از من گرفته...
و مصاثب مرا ابدي کرده است...»
************************************************حدث شما چيست ؟ فکر مي کنيد اين جملات از چه کسي و خطاب به کيست ؟ چه کسي بوده که اينگونه عاشق بوده است ؟ گوينده کسي نيست جز امام صادق (ع) و مخاطبش هم کسي نيست جز امام زمان(ع) وقتي امام صادق (ع) اينگونه عاشقانه مولايش را خطاب قرار مي دهد و در هجر و فراقش مي سوزد ! ما بايد چگونه باشيم ؟ آيا وظايفم را در عصر انتظار خصصا عصر حاضر که انتظار به ظهور نزديک است ميشناسم ؟ آيا اگر همين فردا مولايمان حکم ظهور را از حضرت حق دريافت کند و بر من حاضر شود در پيش مولا مفتخرم به عشقش يا شرمنده از نافرمانيش ؟ اشک شوق در چشمانم حلقه خواهد زد يا اشک شرم...
)برگرفته از کتاب گرانسنگ "مکيال المکارم" تاليف مرحوم آيت الله سيد محمدتقي موسوي اصفهاني
36983
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 4/7/2007 2:26:17 PM
کاربر مهمان
  حدث شما چيست ؟ فکر مي کنيد اين جملات از چه کسي و خطاب به کيست ؟ چه کسي بوده که اينگونه عاشق بوده است ؟ گوينده کسي نيست جز امام صادق (ع) و مخاطبش هم کسي نيست جز امام زمان(ع) وقتي امام صادق (ع) اينگونه عاشقانه مولايش را خطاب قرار مي دهد و در هجر و فراقش مي سوزد ! ما بايد چگونه باشيم ؟ آيا وظايفم را در عصر انتظار خصصا عصر حاضر که انتظار به ظهور نزديک است ميشناسم ؟ آيا اگر همين فردا مولايمان حکم ظهور را از حضرت حق دريافت کند و بر من حاضر شود در پيش مولا مفتخرم به عشقش يا شرمنده از نافرمانيش ؟ اشک شوق در چشمانم حلقه خواهد زد يا اشک شرم...
)برگرفته از کتاب گرانسنگ "مکيال المکارم" تاليف مرحوم آيت الله سيد محمدتقي موسوي اصفهاني

1-تحصيل شناخت صفات و آداب و ويژگيهاي آن جناب
2- رعايت ادب نسبت به ياد او
3- محبت خاص نسبت به آن حضرت
4- محبوب نمودن او در ميان مردم
5- انتظار فرج و ظهور آن حضرت
6- اظهار اشتياق به ديدار آن حضرت
7- ذکر مناقب و فضايل آن حضرت
8- اندوهگين بودن مومن از فراق آن حضرت
9- حضور در مجالس فضايل و مناقب آن حضرت
10- تشکيل مجالس ذکر مناقب و فضايل آن حضرت
11و12- سرودن و خواندن شعر در فضايل و مناقب آن حضرت
13- قيام،هنگام ياد شدن نام يا القاب آن حضرت
14و15و16- گريستن و گرياندن وخود را به گريه کنندگان شبيه نمودن بر فراق آن حضرت
17- درخواست معرفت امام عصر از خداوند
18- تداوم درخواست معرفت آن حضرت
19- مداوت به خواندن دعاي غريق
20- دعا در زمان غيبت آن حضرت
<<ابتدا <قبلی 3705 3704 3703 3702 3701 3700 3699 3698 3697 3696 3695 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3700&mode=print