هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
36832
نام: يا ثارالله
شهر: غرب دجله
تاریخ: 4/4/2007 10:18:11 AM
کاربر مهمان
  خدایا ... پروردگارا ... کمکم کن، کمکم کن که بتوانم پنچره‌ی دلم را رو به حقیقت بگشایم ...
خدایا ... یاریم کن مرغ خسته دلم را که دیریست در این قفس زندانی است، در آسمان آبی عشق تو پرواز دهم ...
خدایا ... پروردگارا ... یاریم کن که شوق پرواز را همیشه در خود زنده نگه دارم .....
خدایا ... تو خود میدانی که بدترین درد برای یک انسان دور ماندن از حقیقت خویشتن ور هاشدن در گرداب فراموشی و سردرگمی است ... پس تو ای کردگار بی‌همتا مرا یاری کن که به حقیقت انسان بودن پی ببرم تا بتوانم روز به روز به تو که سر چشمه تمام حقیقتهایی نزدیک و نزدیکتر شوم ....


خدایا ... همیشه گفته‌ام که تو را دوست دارم ... حالا هم با تمام وجود فریاد میزنم:
خدایا ........ دوستت دارم ..... دوستت دارم ... دوستت دارم ...
خدایا، شرمنده‌ام، از زیادی گناهانی که انجام داده‌ام، شرمنده‌ام.
خدایا از قدرنشناسی خودم، از این که هر روز باعث ناراحتی تو میشوم شرمسارم.
خدایا چه بگویم، از کدامین گناهم نزد تو طلب عفو کنم.
خدایا به کدامین گناه اشک شرم از دیده جاری سازم. هر وقت که خواستم زبان به حمد و ثنایت بگشایم. اشک در دیدگانم جمع شد و بغض شرم و پشیمانی از گناهان، دیگر مجال سخن گفتنم نداد.
خدایا، مرا از این منجلابی که در آن گرفتارشده‌ام نجاتم ده. به این پرنده‌ی اسیر پر و بالی ده تا خودش را از این قفس رهایی بخشد و طعم آزادی و رهایی را تجربه کند.
خدایا، مرا فرصتی ده تا پاک بودن را تجربه کنم و بتوانم حتی برای یک لحظه آنچه باشم که تو میخواهی.
خدایا، چگونه میتوانم روی به سوی تو بیاورم و زبان به حمد و ثنایت بگشایم در حالی که خود از کرده خویش آگاهم.
چگونه میتوانم دوستدار تو باشم درحالی که برعهد و پیمانی که با تو بسته‌ام وفادار نبوده‌ام.
چگونه میتوانم طلب عفو و بخشش کنم در حالی که هنوز شعله‌های عصیان در درونم فروزان است.
بارلاها، چگونه میتوانم روی به توبه آورم در حالی که اسیر هواهای نفسانی خویشم.

بارلاها، تو از علاقه‌ی من نسبت به خودت آگاهی و میدانی که چقدر مشتاق رسیدن توام. ولی هر وقت تصمیم گرفتم که به سوی تو بیایم گناه به سراغم آمد و مرا از تو دور ساخت.
همیشه آرزویم این بوده است که حتی برای یک روز که شده آنچه باشم که تو میخواهی و آنچه کنم که تو میپسندی ولی افسوس این نفس سرکش تا کنون مجال برآورده شدن این آرزو را به من نداده است.
بارلاها، میترسم، از خویش و از این سرنوشتی در انتظار من است میترسم. از این بیابان و شوره‌زاری که در پیش روی من است میترسم. میترسم که مرگ به سراغم بیاید و آرزوی رسیدن به تو را این بار او از من بستاند.
پس ای پروردگار بی‌همتا به لطف و کرم خویش مرا از مرداب رهایی ده و توانی ده خویشتن را از هرچه بدی است پاک کنم.
خدایا به من فرصتی ده تا عاشق بودن را تجربه کنم.

الهي آمين
36831
نام: يا ثارالله
شهر: غرب دجله
تاریخ: 4/4/2007 10:13:52 AM
کاربر مهمان
  به نام حق

اللهم عجل لولیک الفرج


الهی آمین


سلام دوستان صبح همگی بخیر

یا علی
التماس دعا
36830
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 4/4/2007 10:05:39 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
سپاس و ستایش خدای را ستایشی همواره جاودان و لحظه به لحظه از زرفای جان.
بار خدایا امروز ما را سرشار کن از خیر و نیکی در آغاز و پیروزی و رستگاری در میانه ی روز و سعادت و خوش فرجامی در پایان.
معبودا به تو پناه می اورم از روزی که با ترس آغاز شود.
عزیزا! بر آنچه که عهد بستم و وعده کردم و وفا نکردم پرده ی عفو بکش و چون به بنده ای ستم کردم و حقی بر گردن گرفته ام به ادا ی ان یاریم کن.
خدایا حاجت بندگان در دست توست و ادا ی ان به محض اراده ی تو و من بنده ای نا توان و در مانده. چه بسا که با ستمی بر بنده ای از سر خود خواهی بار خور گران کرده ام و اکنون در ادای آن نا توان مانده ام و در آرزو ی آنم که آنان را از من راضی گردانی و مرا از رحمت بی پایان خود لبریز کنی.
الهی آمین یا رب العالمین
************************************************
برادر بزرگوار جناب مفداد سلام علیکم و رحمت الله از انتقادتون بسیار تشکر می کنم.عرض شود منظورم از آن جمله پایین اوردن و یا کوچک شمردن ارزش کار دیگران نبود بلکه بر عکس از عزیزانی که قلم توانا و ذهن خلاق دارند تمنایی داشتم حالا که قلمشان مرثیه خوان دلهای خانواده ی شهدا است و بی شک حزن و اندوهی که در دل آن عزیزان موج می زند قلب قلم را بیشتر می شکند و صد البته لهجه اش را پر شور تر می کند پس به این اکتفا نکنند و انشا الله در آینده شاهد کار های خیلی بهتری از آنان باشیم. اگر مطلبی که نوشتم خدا ی نکرده موجب سو ء تفاهم شده رنجش دل عزیزان را باعث گشته گشته از همگی صمیمانه عذر خواهی نموده امیدوارم کوتاهی من را در ادای حق مطلب ببخشند.التماس دعا

36829
نام: دریا ۷۸۵
شهر: تهران
تاریخ: 4/4/2007 9:30:44 AM
کاربر مهمان
  چه کردي با من؟...

ميخواهم بنويسم...اما از چه؟ از کي؟ و براي چي؟...

وجود ملتهبم در انتظار گذشت لحظه هاست...

اما براي شنيدن چه کلامي؟...

مي خواهم بنويسم...

از تو..

از اين نيامدن و قصد رفتن کردنت..

مي خواهم بنويسم اما دستهايم مي لرزد...

چه کردي با من؟...

چه خواستم ز تو که دريغ ميکني؟چه خواستي که نکردم؟...
غم نبودنت به جانم نيشتر ميزند اما درماني نيست که به مقابلش روم...
آخر تو تنها اميد بودي تنها دعاي شبانه ام...
مي خواهم بنويسم...
از چشماني خيس و دلي در اندوه نشسته از آرزوها و دعا هاي بيهوده..
هنوز دستانم ميلرزد اما باز هم مي خواهم عقده نشکفته ي دل را با نوشتن باز کنم..
نمي نويسم چگونه مي پرستمت...
مي نويسم که مردنم را در پايت باور نداري...
مي نويسم که من همان جزيره متروک بودم...
اي که بي من قصد رفتن مي کني...
مي خواهم بنويسم اما چه سود؟!تو که نخوانده دوررش مي اندازي..
چه سود از نوشتن وقتي گريه هايم نتوانست تو را از رفتن باز دارد..
ديگر نمي خواهم بنويسم ...
ديگر نمي خواهم بگويم چه قول ها دادي و چه قسم ها خوردي...
نمي خواهم بنويسم که چگونه دستي که به نياز بسويت دراز شده بود رد کردي...
نمي خواهم بنويسم که مي تواني فراموش کني ...
اما نا نوشته مي داني که هرگز فراموش نخواهم کرد...


الهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد
به امید انروز که چشم برهمه چیز بست و رفت

یا الله
یارحمان ، یا رحیم
36828
نام: مصطفی ساغریچی
شهر: تهران
تاریخ: 4/4/2007 9:08:03 AM
کاربر مهمان
  السلام علیک یا رسول الله (ص)

سلام به همه دوستان

پیامبر اعظم(ص) فرمودند :

عُنوانُ صَحیفةِ المُؤمِن حُبُّ علیِّ بن أبی طالبٍ
(سرلوحه و سرمشق برنامه های شخص با ایمان دوستی و عشق به علی بن ابی طالب است)


یا علی مددی
36827
نام: ذو العرش
شهر: اهواز
تاریخ: 4/4/2007 6:16:33 AM
کاربر مهمان
  یا رحمن
بار امانتی که خداوند به دوش انسان گذاشته
یعنی انسان خودش قبول کرده

انگاه که خدای تعالی خواست عقل را بیافریند
اورا نور خویش افرید پس به او گفت عقب برو
عقب رفت پس گفت نگاه کن نگاه کرد پس گفت سخن
بگوی سخن گفت .

پس گفت قسم به عزت و جلالم که هیچ مخلوقی را در نزد خویش عزیزتر از تو نیافریدم بویسله ی تو عبادت میشوم بوسیله ی تو اطاعت میگردم بوسیله ی تو پاداش میدهم و بوسیله ی تو شناخته میشوم

پس به عقل گفت من کیستم عقل سکوت کرد پس خداوند
از نور وحدانیت خویش بر چشمانعقل سرمه کشید
عقل چشمهایش را گشود و گفت تو خدا هستی
و هیچ معبودی جز تو نیست .....

پس برای عقل امکان نداشت که خدا را بشناسد مگر به کمک خود خدا .
موفق باشید
یا حق
36826
نام: یه آشنا
شهر: زمین خدا
تاریخ: 4/4/2007 5:30:07 AM
کاربر مهمان
  با اجازه آقا مقداد(حدیث های زیبایی بود )

متاسفانه مسئله اي كه به يكي از مسائل حاد جامعه ما تبديل شده دوستي دختر و پسر و به عبارت ديگر صحبت كردن با نامحرم آن هم بسيار راحت ......من يه صحبت با برخي افرادي كه دست به چنين كارهايي ميزنند اعم از خانم يا آقا داشتم : فكر نميكنيد محبت هاي شما باعث تاثيرات كاذب احساسي بر طرف مقابل ميشود( هر چند كه اين محبت ها پاك و خاص و با نيت خير باشد ) ... فكر نميكنيد اگر روزي نتوانستيد با او ازدواج كنيد چه ضربه روحي شديدي ميخورد ..... فكر نميكنيد اقدامات شما باعث شده تا صحبت با نامحرم براي او عادي بشه و ديگه از نظر او گناه نباشه به عبارت بهتر انجام گناه رو براي او آسانتر كرده باشيد ..... فكر نميكنيد بعضي از انسانها احساسي هستند و ممكن است تحت تاثير اين احساسات تا سالها نتوانند شما را فراموش كنند و اين مسئله آنها را از كار و زندگي بيندازد ..... فكر نميكنيد اقدامات شما باعث دوري بنده اي از خالقش شود .... فكر نميكنيد شما باعث شديد بجاي اينكه بنده اي تنهايي خود را با خداي خود قسمت كند با مخلوقات او قسمت كرده .... اگر در آن دنيا خداوند از شما بپرسد چرا جلوي نزديكي بنده من به من را گرفتي چه جوابي ميدهيد ... فكر نميكنيد صحبت باشما و ديدن نشانه اي از شما شده تمام فكر و ذكرش و ديگر افكارش براي اشتغال و يا درس متمركز نميشود ( چون ديگر راجع به اين مسائل فكر نميكند )....... چرا به همين راحتي با سرنوشت و آينده كسي بازي ميكنيد ..... روزي به دست عدالت پنهان خداوند گرفتار ميشويد ...... پس تا آن روز نيامده از عمل خود توبه كنيد و ديگر سراغي از او نگيريد ...... انسان عاشق همواره در حال فداكاري است – اگر بداند معشوقه او با كس ديگري بهتر زندگي ميكند خود و احساسات پاك خود را فداي آينده معشوق ميكند .....ميگويند گناهان شيعيان باعث تاخير در ظهور ميشود .....آيا در مورد گناهان خود نيز فكر كرده ايم

عاشق آن نيست كه يك دل به صد يار دهد
عاشق آن است كه صد دل به يك يار دهد
رسم عاشقي نيست يك دل و دو دلبر داشتن
36825
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 4/4/2007 4:32:21 AM
کاربر مهمان
  .... به بهشت راه نمیدهند

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله):
كسي كه ذره اي كبر و خود بزرگ بيني در دل او وجود داشته باشد به بهشت و سراي نيكبختي راه ندارد . كبر و خود بزرگ بيني يعني مردود ساختن سخن حق بر گوينده آن و عدم اعتراف به آن پس از ظهور و آشكار شدن حق – اعم از آنكه حق بوسيله فردي خردسال و بزرگسال يا شخصيتي برجسته و يا شخصيتي حقير و گمنام آشكار گردد .

امام علی (علیه السلام):
ای بندگان خدا! بدانید که گفتگو و اختلاط مردان با زنان نا محرم سبب نزول بلا خواهد شد ودلها را منحرف میسازد ......

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله):
از خلوت کردن با زنان نامحرم بپرهیزید –قسم به آن خدایی که جانم در دست اوست مردی با زنی خلوت نمیکند مگر این که شیطان برای وسوسه و به گناه انداختن آن دو وارد میشود- اگر بدن مردی با خوکی که آلوده به کثافت و لجن است برخورد نماید بهتر از آن است که شانه اش به زن نامحرمی برخورد کند.

چهار چيز دل مرده گى مى آورد.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: چهار چيز دل را مى ميراند، گناه روى گناه ، با زنها زياد مناقشه كردن يعنى سخن گفتن)منظور با زنهاى نامحرم است ، به هر حال مردان و يا زنانى كه بخاطر شغل يا مسائل ديگر با اجنبى صحبت مى كنند بايد به حداقل اكتفا كنند) و بگو مگو با افراد احمق كه او بگويد و تو بگوئى و به خيرى بر نگردد و چهارم همنشينى با مرده ها! سوال شد: همنشينى با مرده ها يعنى چه ؟ حضرت فرمود: هر ثروتمند خوشگذارن .

(مومن از مرگ نمیترسد از اشتباه میترسد )
36824
نام: زمين
شهر: مهشر
تاریخ: 4/4/2007 1:23:51 AM
کاربر مهمان
  نامردروي زمين زياد خدايا كمكم كن
36823
نام: ذو العرش
شهر: اهواز
تاریخ: 4/4/2007 1:12:49 AM
کاربر مهمان
  یا رحمن
خدایا عشق بی هوس،تنهایی در انبوه ،و دوست داشتن بدون انکه دوست بدارند .
به من توفیق تلاش در مقابل شکست ،صبر در نومیدی
رفتن بی همراه در سکوت ،دین بی دنیا ،ایمان بی ریا ،خوبی بی فداکاری ،کار بی پاداش روزی کن ...

وهمواره بامن بمان وتنهایم مگذار
یا حق
<<ابتدا <قبلی 3689 3688 3687 3686 3685 3684 3683 3682 3681 3680 3679 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3684&mode=print