اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 36432 |
نام:
مرام
شهر:
قطر
تاریخ:
3/24/2007 9:11:21 PM
کاربر مهمان
|
سلام من ازدواج كردمهاز طريقه عشق من زيادشوهرم دوست دارم ولى هر جمعه كه ميشه باهم دعوا ميكنيم رةزهاى ديكه نه با هم خوبيم ودوتا دختر هم دارم ميخوام يك راه حل به من بدهيد ممنونتون ميشم
|
|
| 36431 |
نام:
محمد رضا
شهر:
شاهین شهر
تاریخ:
3/24/2007 9:03:02 PM
کاربر مهمان
|
روزی کسی گفت:دوستی یه اتفاقه ودشمنی یه قانون از اوون روز به بعد هیچ اتفاقی نیفتاد و همه قانونمند شدند!
|
|
| 36430 |
نام:
مسعود
شهر:
پیربکران
تاریخ:
3/24/2007 8:31:21 PM
کاربر مهمان
|
سایت خوبی است تماس بگیرید
|
|
| 36429 |
نام:
امید امیری
شهر:
جیرفت
تاریخ:
3/24/2007 7:36:06 PM
کاربر مهمان
|
مركز شهرستان جيرفت از نظر جغرافيايی در 57 درجه و 44 دقيقهی درازای خاوری و 28 درجه و 40 دقيقهی پهنای شمالی و ارتفاع 685 متری از سطح دريا قرار دارد.منطقه جيرفت دارای آب و هوای گرم و مرطوب و در نواحی كوهستانی جبال بارز و ساردوييه هوا معتدل و سرد است.
كشاورزی و باغداری در دره ها و زمين های پست اين شهرستان رواج داشته و آب كشاورزی آن از رودخانه و چاه های ژرف تامين می شود. محصولات كشاورزی و باغداری اين شهرستان گندم، جو، عدس، ماش، لوبيا، صيفی جات، پنبه، تره بار، قيسی، زردآلو، گردو، هلو، انگور و انجير می باشند. از محصولات كشاورزی مناطق گرمسيری می توان انواع مركبات، خرما، گز، كهور، كنار(سدر)، جگ و اسكمبيل را نام برد. دامداری به علت وجود طوايف كوچ نشين از مشاغل اصلی مردم اين منطقه به شمار ميآيد. مهمترين صنايع دستي كنوني شهرستان جيرفت قالي و گليم بافي است كه بيشتر در ميان ايلات و عشاير رواج دارد. بهترين نوع قالي جبال بارز قاليهاي امگز و گاوكان هستند كه طرحي مخصوص دارند و بيش تر در اندازه هاي 2×3 بافته ميشوند. همچنين قالي هاي اسفندقه و سارودوييه در نوع خود از لحاظ طرح و نقش معروفند و مخصوصا قالي اسفندقه در اندازه هاي مختلف شهرت خاصي دارد. بافت گليم هايي با طرح معروف ابرو باد و شمل عنابي در سالهاي گذشته رواج بيش تري داشت اما اكنون كمتر بافته ميشود در صورتيكه صادرات گليم مي تواند نقش مهمي در كسب درآمد توليدكنندگان آن داشته باشد.
فرهنگی کهن تر از فرهنگ سومری
آیا میتوان هلیل رود را گهواره بشری دانست. شاید اگر اطلاعات مربوط به این تمدن در جلسه «باستان شناسی» منتشر نمیشد، برخی گمان میبردند که این مساله، برای فریب و اغفال افکار عمومی منتشر شده است. ژان پرو، ریاست افتخاری بخش تحقیقات CNRS که در فاصله سالهای 1978 _ 1969 در شوش به حفاری پرداخته است، کشف آثار فوق در جیرفت را به مانند بمبی دانسته است که جهان را به تکان در آورده است. وی میگوید: «منطقهای که پیشتر تصور ما بر این بود که کسی جز چادرنشینان و گلههای دام آنها در آن سکونت نداشت، به واقع قلب تمدنی بوده ا ست که به شکل شگفت انگیزی پیشرفته بود. در این منطقه جمعی انبوه زندگی میکردند که واجد سلسله مراتب اجتماعی بودند. آنها دیدگاه و نگرش خاص خود را نسبت به جهان داشتند که موجب شده بود نسبت به دیدگاه سومریان هیچ گونه حسادتی نداشته باشند. از این پس جیرفت را باید مبدا تاریخ دانست و سایر تمدنها را باید با استناد به آن و به صورت قبل و یا بعد از تمدن جیرفت سنجید.» ژان پرو یکی از افرادی بود که در 15اوت سال 2003 به دعوت دولت ایران برای شناسایی آثار اعجاب بر انگیز مشکوفه از جلگه هلیل رود به ایران سفر کرد: این آثار عبارت بودند از صدها گلدان از جنس کلوریت Chlorite که بر روی بدنه آنها نقوشی از گیاهان، تصاویر انسانی و حیوانی حک شده است و قطعاتی از سنگهای نیمه با ارزش در آنها کار شده بود. همچنین اشیایی از جنس لاجورد، گلدانهای مرمرین، مجسمههای مسی، کوزههای سفالین نیز به همراه آنها پیدا شده است. چنین گنجینهای حاصل حفاریهای غیر قانونی بود که قاچاقچیان آنها را پس از بیرون آوردن از زیر خاک، تصاحب کرده بودند. از کل اشیای غارت شده تنها 1500 عدد باز پس گرفته شد و کسی نمیداند چه تعدادی ناپدید شده است. کشف جیرفت را نمیتوان حاصل هوش و فراست باستان شناسان دانست بلکه چنین کشفی نتیجه حرص و طمع کاری غارتگرانی است که گورهای قدیمی را حفاری و اشیای آنها را تارج کرده اند.
|
|
| 36428 |
نام:
امید امیری
شهر:
جیرفت کهن ترین تمدن شرق
تاریخ:
3/24/2007 7:28:13 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
جیرفت
کهن ترین تمدن شرق
و
بهشت فراموش شده باستان شناسان
الحق كه بهشت باستان جيرفت است
تصوير بهار بیخزان جيرفت است
با خط خودش نوشته بينالنحرين
آغاز تمدن جهان جيرفت است
در جنوب شرقی ایران در استان کرمان، شهری به نام جیرُفت قرار گرفته است که از سه جهت کوهستانهایی به ارتفاع 4000 متر آن را احاطه کردهاند و تنها از جانب جنوب غربی به سمت تنگه «هرمز» در خلیج فارس راه گریزی دارد. این منطقه به دلیل موقعیت خاص طبیعی اش که آن را کاملاً به محاصره در آورده است، از مسیر گردشهای جهانگردان و نیز تحقیقات باستانشناسی به دور مانده است، تحقیقاتی که عمدتاً بر روی منطقه میانرودان واقع در هزار کیلومتری آن متمرکز شده اند. تا این که سرانجام بر حسب اتفاق آثار فراوانی از تمدن ناشناختهای در جلگه هلیلرود از زیر خاک سر بیرون آوردند. تمدنی که از سپیده دم بشریت منشا میگیرد. ویژگی منحصر به فرد این گلدانهای حجاری شده که در آن سیر تکوین جهان، انسانها و حیوانات در سبکی بی نظیر به تصویر کشیده شده است، جای هیچ شک و تردیدی را برای باستان شناسان نسبت به قدمت و ظرافت فرهنگ هلیل رود باقی نمیگذارد. به نظر میرسد که فرهنگ و تمدن هلیل رود به طور مستقل از تمدن دولت _ شهرهای میانرودان در هزاره سوم قبل از میلاد پای به عرصه حیات نهاده است و به این ترتیب حتی از تمدن سومر نیز چندین سده تقدم زمانی مییابد.جیرفت از شمال به كرمان، از خاور به بم، از جنوب به كهنوج و از باختر به بافت محدود ميشود. به عقيده مورخين و جهانگردان شهر قديمي جيرفت در اثر سيل نابود شده است. خرابه های شهرقديمی جيرفت را که به عهد دقيانوس نسبت داده اند، در يك كيلومتری جيرفت فعلی (سبزواران) قرار داشته و از اين خرابه ها سكه و آثار عتيقه بسيار به دست آمده است. جيرفت از دو كلمه ‹‹جير›› به معنی پست و پايين و ‹‹افت›› به معنی افتاده تشكيل شده که به طور كلی به معنای «جلگه پست آبرفتی›› می باشد. اين سرزمين ديرپای كهن به علت درختان سر به فلك كشيده و انواع محصولات گرمسيری و سردسيری به ‹‹هند كوچك›› معروف شده است. نام جيرفت در سال 35 هـ . ق برای اولين بار به دليل تصرف آن توسط مجاشع بن مسعود در تاريخ ثبت و از آن به بعد نيز از آن شهر نام برده شده است. ابن حوقل درقرن چهارم هجری از جيرفت به نام شهری بزرگ كه سه فرسخ درازای آن بوده و يكی از مراكز مهم خراسان و سيستان محسوب می شده و محصولات نواحی گرمسيری و سردسيری در آن به عمل می آمده ياد كرده است. بنا به گفته مقدسی جيرفت از استخر بزرگ تر بوده و خانه های آن را از خشت با پايه های سنگی بنا كرده بودند. به استناد گفته ياقوت حموی، جيرفت ‹‹جرودس›› نام داشته است. جيرفت قبل از حمله مغول يكی از شهرهای آباد و ثروتمند جهان اسلام بود. شاه راهی كه از خليج فارس و بندر هرمز عبور می كرد و راهی كه از هندوستان و از طريق جالق امتداد می يافت درجيرفت به هم متصل می شد. كالاهای تجارتی كه از هندوستان به ايران صادر می شد از جيرفت به ساير شهرهای ايران توزيع می گرديد. ماركوپولو تاجر و سياح ونيزی از اين شهر به نام ‹‹كامادای›› ياد كرده است. ظاهرا در زمان عبور وی اين شهر به كلی ويران شده بود.
مركز شهرستان جيرفت از نظر جغرافيايی در 57 درجه و 44 دقيقهی درازای خاوری و 28 درجه و 40 دقيقهی پهنای شمالی و ارتفاع 685 متری از سطح دريا قرار دارد.منطقه جيرفت دارای آب و هوای گرم و مرطوب و در نواحی كوهستانی جبال بارز و س
|
|
| 36427 |
نام:
منا
شهر:
گناباد
تاریخ:
3/24/2007 6:16:35 PM
کاربر مهمان
|
آخه چرا اينقدر اين پسرا ما دخترا رو اذيت ميكنند
|
|
| 36426 |
نام:
احسان
شهر:
اصفهان
تاریخ:
3/24/2007 6:10:12 PM
کاربر مهمان
|
شهدا دوست داشتم تمام عمرم را بدهم اما يك لحظه در جوارتان بودم مارا هم به كربلاي حسين ببريد ياعلي
|
|
| 36425 |
نام:
علی.....سگ در خانه ائمه اطهار
شهر:
قائمشهر
تاریخ:
3/24/2007 5:46:08 PM
کاربر مهمان
|
هرجاکه نام مهدی نیست...قرارنه فراربایدکرد... خدایامارالایق زیارت آقانائل فرما...
|
|
| 36424 |
نام:
گلنوش !
شهر:
...
تاریخ:
3/24/2007 3:18:18 PM
کاربر مهمان
|
سلام به عزیزانم: شلمچه و شاهد!
همین!بقیه رو نمی شناسم...
اگه شلمچه رو دیدین سلام بهش برسونید...
می ترسم بی خداحافظی بره این همزاد ما... :(
|
|
| 36423 |
نام:
محجوبه
شهر:
مهد نور
تاریخ:
3/24/2007 3:10:26 PM
کاربر مهمان
|
اين بىتوقعان بىتوقعتر از كوير! رفتند تا ابرهاى سياه را از آسمان انديشهها فرارى دهند.
رفتند تا زمستان بوى بهار بگيرد، اگرچه نگاههاى سرد هميشه بر سنگفرش مزار مقدسشان جا خوش كرده!
رفتند، تا همواره بر سايههاى ترديدمان آفتاب يقين بتابد و گرمى خورشيد را براى سايههاى دور دست معنا كند.
رفتند، دريادلان دريايى كه ما هرگز نخواهيم توانستحتى تصور ساحل دريايى آنها را داشته باشيم.
رفتند، روشنهاى بىخورشيد، آنان كه هرگز به شب نخواهند رسيد.
آنانى كه قصه عشقشان با قصه عشق فرهادها و مجنونها هرگز قابل قياس نيست،
پرستوهاى عاشقى كه بىشك زمينى نبودند.
آنانى كه طوفان را شرمنده كردند و عشق را به زنجير كشيدند.
شهدا رفتند و ما ماندهايم، با كولهبارى از شرمندگى و حسرت!
شرمنده عروج سرخشان و حسرت كش حضور سبزشان
|
|