اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 36422 |
نام:
ستوده
شهر:
آنکارا
تاریخ:
3/24/2007 2:40:54 PM
کاربر مهمان
|
داستان درباره ی يک کوهنورد است که می خواست از بلندترين کوهها بالا برود . او پس از سالها آماده سازی ، ماجرا جويی خود را آغاز کرد ، اما از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست ، تصميم گرفت به تنهايی از کوه بالا برود .
تاريکی شب بلنديهای کوه را تماما در بر گرفت و مرد هيچ چيز را نمی ديد . ابر روی ماه و ستاره ها را نيز پوشانده بود . همه چيز سياه بود . همانطور که از کوه بالا می رفت چند قدم مانده به قله ی کوه ، پايش ليز خورد و از کوه پرت شد . در حال سقوط فقط لکه های سياهی را در مقابل چشمانش می ديد . و احساس وحشتناک مکيده شدن به وسيله ی قوه ی جاذبه او را در خود می گرفت . همچنان سقوط می کرد و در آن لحظات ترس عظيم ، همه ی رويداد های خوب و بد زندگی به يادش آمد . اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به او نزديک است . ناگهان احساس کرد طناب به دور کمرش محکم شد . بدنش ميان آسمان و زمين معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود . و در اين لحظه ی سکون ، برايش چاره ای نماند جز آنکه فرياد بکشد : "خدايا کمکم کن ! " ناگهان صدای پر طنينی که از آسمان شنيده می شد جواب داد : " از من چه می خواهی؟ "
- ای خدا نجاتم بده !
- واقعا باور داری که من می توانم تو را نجات دهم ؟
- البته که باور دارم !
- اگر باور داری طنابی که به دور کمرت است را پاره کن ...
مرد سکوت کرد و انديشيد و بعد تصميم گرفت با تمام نيرو به طناب بچسبد ...
***
گروه نجات می گويند که روز بعد يک کوه نورد يخ زده را مرده پيدا کردند . بدنش از يک طناب آويزان بود و با دستهايش محکم طناب را گرفته بود ... در حالی که فقط يک متر از زمين فاصله داشت !!!
وشما چقدر به طنابتان وابسته ايد ؟
و چقدر به آن ندای آسمانی ايمان داريد ؟
|
|
| 36421 |
نام:
hassan
شهر:
ghom
تاریخ:
3/24/2007 2:12:15 PM
کاربر مهمان
|
amir agha maghe nemikhooni inja hamash sex hast
|
|
| 36420 |
نام:
امیر
شهر:
بناب
تاریخ:
3/24/2007 1:35:34 PM
کاربر مهمان
|
سکس خانوادگی بیشتر بگذارید.
|
|
| 36419 |
نام:
حامد
شهر:
سمنان
تاریخ:
3/24/2007 1:04:29 PM
کاربر مهمان
|
خلاف ارزش اشك اكبر را ندارد
|
|
| 36418 |
نام:
حمید
شهر:
ایلام
تاریخ:
3/24/2007 1:01:15 PM
کاربر مهمان
|
با سلام و تحیات الهی ؛با شادباش سال نو سال خوبی را برای همه شما آزرومندم .دعای من در سال جدید اینه که همه جونا به آرزوشون برسند و هر هر مشکلی داره مشکلش بحق امام رضا برطرف شه . یه جمله به طراحان سایت یه کم مقالات را زیاد کنید مخصوصا در ارتباط با مباحث دینی
|
|
| 36417 |
نام:
هاشم
شهر:
کازرون
تاریخ:
3/24/2007 12:46:58 PM
کاربر مهمان
|
بد نيست بدانيد كه.... .
سكوت هرگز اشتباه نمي كند .
وجدان، پليس باطن است .
جوانترين كلمه بهار و پيرترين زمستان است .
دردمند ترين كلمه (( آخ )) است .
زيباترين سخن صلوات است .
برترين سخن (( لا اله الا الله )) است .
بزرگترين معلم ، تجربه است .
بهترين آبادي ، آبادي دل است .
بزرگترين درد ، درد ناداني است .
بدترين درد بي دردي است .
صد جان فداي آنكه دلش با زبان يكي است .
جان فداي آنكه ناپيداست باد .
بي رنگي زيباترين رنگهاست .
هدف مقدمة موفقيت است .
نيايش كوبيدن در رحمت است .
گناه قاتل شخصيت انسان است .
روح سالم در بدن سالم است .
سحر خيز باش تا كامروا باشي .
علاج ناداني سوال است .
شكست پلي بسوي پيروزي است .
جديت، مقصد را نزديك مي كند .
تمرين انسان را استاد مي كند .
بهترين حالت خنده، لبخند است .
اول غضب، خشم و آخرش پشيماني است .
نتيجة بيكاري افسردگي است .
از بهترين و بدترين دوستهااينترنت است .
|
|
| 36416 |
نام:
مهدی
شهر:
تبریز
تاریخ:
3/24/2007 12:32:37 PM
کاربر مهمان
|
به نام خدا. امیدوارم امسال با یاری خداوند متعال شیعیان خوبی باشیم تا در ظهور آقایمان تعجیل شود.
|
|
| 36415 |
نام:
مهدی
شهر:
گتوند
تاریخ:
3/24/2007 10:55:42 AM
کاربر مهمان
|
هم شهرمارنگی دیگر گرفته
سرخی خون را رنگ زر گرفته
بی بند باری ها زحد فزون است
مولای ماقلبش هنوز خون است
|
|
| 36414 |
نام:
سيد ماشااله حسيني
شهر:
بافق
تاریخ:
3/24/2007 8:54:18 AM
کاربر مهمان
|
باسلام و احترام
لطفا در سايت در صورت امکان نفاسير سور قرآن به دو زبان فارسي و انگليسي برنامه ريزي و اضافه شود
با تشکر
|
|
| 36413 |
نام:
نمو...
شهر:
ک
تاریخ:
3/24/2007 8:49:17 AM
کاربر مهمان
|
خداوندا در این سالی که در بیش است
نمی دانم چه تقدیری مرا فرموده ای.لیکن
در اغاز طلوع روشن سالی که در بیش است
کمک کن تا رها سازم ز خود
من کوله بار یک هزار و سیصد و افسوس.
بفهمان زندگی زیباست
خداوندا تو راه سبز ایمان را نشانم ده
تو نیکی بیشه هام فرما
که راه حق صبورانه ببیمایم
رفیقا ..مهربانا..عاشقم فرما
رفیقا ..مهربانا..عاشقم فرما
تو ای نزدیکتر از من به من..
اینک مرا دریاب ..بناهم ده
اینک مرا دریاب ..بناهم ده
نمی دانم چه تقدیری مرا فرموده ای...!
التماس دعا(این رو واسه صفحه بر کردن ننوشتم ها!!!!!!!!خوب می دونم خیلی بهتر از منید ..بس این ..رو هم فراموش نکنید..)
|
|