هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
36092
نام: مهدی
شهر: همدان
تاریخ: 3/14/2007 4:22:56 PM
کاربر مهمان
  خدا خواسته توبازار ارضه کنه یه دلدار
یه عشق آسمانی افرید یک علمدار
36091
نام: ابوذر
شهر: شیراز
تاریخ: 3/14/2007 4:14:56 PM
کاربر مهمان
  هر که ترسد ز ملال انده عشقش نه حلال
سر ما و قدمش یا لب ما و دهنش
36090
نام: بنده خدا
شهر: تهران
تاریخ: 3/14/2007 3:55:38 PM
کاربر مهمان
  هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
وانکه اینکار ندانست در انکار بماند
36089
نام: علی........سگ درخانه ائمه اطهار
شهر: قائمشهر.......................................
تاریخ: 3/14/2007 3:50:19 PM
کاربر مهمان
  افتخارم این است اگه لایق باشم نوکرحسین زهراباشم.....باتمام عشق بازی با علی مست عباس بن حیدر میشوم....خاک پای بی بی زینب ورقیه باشم...اگرلایق باشم
36088
نام: غریب تنها
شهر: برای یه ادم از جنس اهواز
تاریخ: 3/14/2007 3:24:56 PM
کاربر مهمان
  ازت ممنونم که جا خالی دادی خوبه که اینو بدونی که من بنده بی ایمانی نیستم من هم خدایی دارم اما ادم بعضی وقتها نیاز داره که با یکی مثل خودش حرف بزنه تا کمی اروم بشه اما با این نوشته نشون دادی که اهل دلدادگی به کسی نیستی منو ببخش اگه ناراحتت کردم.من منتظر جوابی از جنس خودت بودم .جنس خودت...
36087
نام: ملیحه
شهر: تهران
تاریخ: 3/14/2007 3:14:11 PM
کاربر مهمان
  لحظات شادی خدا را یاد کن
لحظات درد آور به خدا اطمینان کن
لحظات آرامش خدا را مناجات کن
و
تمام لحظاتت خدا را شکر کن
36086
نام: مصطفی ساغریچی
شهر: تهران
تاریخ: 3/14/2007 3:13:55 PM
کاربر مهمان
  به یاد سردار عاشورایی خیبر ، حاج محمد ابراهیم همت


نحوه شهادت

************
شهيد همت در جريان عمليات خيبر به برادران گفته بود‍:
(بايد مقاومت كرد و مانع از بازپس‌گيري مناطق تصرف شده توسط دشمن شد. يا همه اينجا شهيد مي‌شويم و يا جزيره مجنون را نگه مي‌داريم.)
رزمندگان لشكر نيز با تمام توان در برابر دشمن مردانه ايستادگي كردند. حاجي جلو رفته بود تا وضع جبهه توحيد را از نزديك بررسي كند، كه گلوله توپ در نزديكي ايشان اصابت مي‌كند و اين سردار دلاور به همراه معاونش – شهيد اكبر زجاجي – دعوت حق را لبيك گفتد و سرانجام در تاريخ 24/12/1362 در عمليات خيبر به لقاء خداوند شتافتند.

حسن ختام اين زندگي سراسر حماسه و ايثار را با آرزوي جاودانه شهيد كه در سخنان همسرش آمده است به پايان برسانيم:

(حاجي به من مي‌گفت من در مكه معظمه از خدا خواستم كه نه اسير شوم و نه معلول و نه مجروح. فقط زماني كه آنقدر نزد او عزيز شم كه جزو اوليائش قرار گيرم و همنشيني با پيامبر(ص) را نصيبم كند: مرا در جا شهيد كند، آن‌چنان كه لحظه‌اي بعد وجود نداشته باشم.)

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
36085
نام: مصطفی ساغریچی
شهر: تهران
تاریخ: 3/14/2007 3:10:14 PM
کاربر مهمان
  به یاد سردار عاشورایی خیبر ، حاج محمد ابراهیم همت
***********************************************
در سال 1361 بعد از فتح افتخار آمیز خرمشهر به همراه حاج احمد متوسلیان و گروهی دیگر از نیرو های رزمنده با توجه به شعله‌ور شدن آتش فتنه و جنگ در جنوب لبنان به منظور ياري رساندن به مردم مسلمان و مظلوم لبنان كه مورد هجوم ناجوانمردانه رژيم صهيونيستي قرار گرفته بود راهي آن ديار شد و پس از دو ماه حضور در اين خطه، به ميهن اسلامي بازگشت.
با شروع عمليات رمضان در تاريخ 23/4/1361 در منطقه (شرق بصره)، و بعد از ربوده شدن حاج احمد متوسلیان فرماندهي تيپ 27 حضرت رسول (ص) را برعهده گرفت و بعدها با ارتقاي اين يگان به لشكر، تا زمان شهادتش در سمت فرماندهي انجام وظيفه نمود. پس از آن در عمليات مسلم‌بن عقيل و محرم – كه او فرمانده قرارگاه ظفر بود – سلحشورانه با دشمن زبون جنگيد. در عمليات والفجر مقدماتي بود كه شهيد حاج همت مسؤوليت سپاه يازدهم قدر را – كه شامل لشكر 27 حضرت محمد رسول‌الله (ص)،‌لشكر 31 عاشورا، لشكر 5 نصر و تيپ 10 سيدالشهدا (ع) بود – به عهده گرفت.
سرعت عمل و صلابت رزمندگان لشكر 27 تحت فرماندهي ايشان در علميات والفجر 4 و تصرف ارتفاعات كاني‌مانگا در آن مقاطع از خاطره‌ها محو نمي‌شود.
صلابت،‌ اقتدار و استقامت فراموش نشدني اين شهيد والامقام و رزمندگان لشكر محمدرسول‌الله (ص) در جريان عمليات خيبر در منطقه طلائيه و تصرف جزاير مجنون و حفظ آن با وجود پاتكهاي شديد دشمن، از افتخارت تاريخ جنگ محسوب مي‌گردد.
مقاومت و پايمردي آنان در اين جريان به قدري تحسين برانگيز بود كه حتي فرمانده سپاه سوم عراق در يكي از اظهاراتش گفته بود:
(... ما آنقدر آتش بر جزاير مجنون فرو ريختيم و آنچنان آنجا را بمباران شديد نموديم كه از جزيره مجنون جز تلي خاكستر چيز ديگري باقي نيست!)

اما شهيد حاج همت بدون هراس و ترس از دشمن و با وجود بي‌خوابيهاي مكرر همچنان به اداي تكليف و اجراي فرمان حضرت امام خميني (ره) مبني بر حفظ جزاير مي‌انديشيد و خطاب به برادران پاسدار و بسيجي مي‌گفت:
(برادران امروز مسئلة ما، مسئلة اسلام و حفظ و حراست از حريم قرآن است. بدون ترديد يا همه بايد پرچم سرغ عاشورايي حسين (ع) را به دوش كشيم و قداست مكتبمان، مملكت و ناموس‌مان را پاسداري و حراست كنيم و با گوشت و خون به حفظ جزيره، همت نماييم، يا اينكه پرچم ذلت و تسليم را در مقابل دشمنان خدا بالا ببريم و اين ننگ و بدبختي را به دامن مطهر اعتقادمان روا داريم، كه اطمينان دارم شما طالبان حريت و شرف هستید.
براي شهيد همت مطرح نبود كه چكاره است، فرمانده است يا نه. همت يك رزمنده بود. همت هم مرد جنگ و هم معلمي وارسته بود.
شهيد حجت‌الاسلام والسلمين محلاتي در توصيف شهيد اين چنين اظهار داشته‌اند:
(او انساني بود كه براي خدا كار مي‌كرد و بالاترين اعمال را داشت. او سخت‌ترين كارها را در لشكر و جبهه به عهده مي‌گرفت، مردي با ايمان و با اخلاص بود و در آخرت هم انشاءالله شفيعمان خواهد بود.
شهيد حاج همت هركاري را كه از آن سخت‌تر و دشوارتر نبود به عهده مي‌گرفت. خدا رحمتش كند. كارهاي او حساب شده و بسيار قابل تمجيد و تكريم است. در طول اين جنگ تحميلي، نبردي سنگينتر و مشكلتر و توانسوزتر از جنگ خيبر در جزاير مجنون نبود و در چنين هنگامه‌اي عظيم، هراسناك و هول‌انگيز، شهيد حاج محمد ابراهيم همت ميداندار نبرد بود و فرماندهي سپاه را در نهايت شگفتي عهده‌دار بود.)

نحوه شهادت
*************
36084
نام: يا ثارالله
شهر: غرب دجله
تاریخ: 3/14/2007 2:36:14 PM
کاربر مهمان
  از طرف من به جوانان بگوئید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخیزید و اسلام و خود را دریابید.

(سردار رشید اسلام حاج محمد ابراهیم همت)
36083
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 3/14/2007 2:33:27 PM
کاربر مهمان
  پرسش و پاسخ با امام خمینی (ره)

زبان و معاصى مربوط به آن

همه ما به معاصى كه از زبان صادر مى شود كم و بيش واقف هستيم استدعا دارد در خصوص زبان و آثار معاصى آن مطالبى را بفرمائيد؟

آفات زياد بر سر راه است . هر عضو ظاهر و باطن ما آفتها دارد كه هر يك حجابى است كه اگر از آن ها نگذريم به اوّل قدم سلوك الى اللّه نرسيديم . من كه خود مبتلا هستم و جسم و جانم ملعبه شيطان است به بعض آفات اين عضو كوچك و اين زبان سرخ كه سر سبز را به باد دهد و آنگاه كه ملعبه شيطان است و آلت دست او، جان و روح و فؤ اد را تباه كند اشاره مى كنم . از اين دشمن بزرگ انسانيّت و معنويّت غافل مشو، گاهى كه در جلسات انس با دوستان هستى خطاهاى بزرگ اين عضو كوچك را آنقدر كه مى توانى شمارش كن و ببين با يك ساعت عمر تو كه بايد صرف جلب رضاى دوست شود چه مى كند و چه مصيبتها به بار مى آورد كه يكى از آنها غيبت برادران و خواهران است ، ببين با آبروى چه اشخاصى بازى مى كنى و چه اسرارى را از مسلمانان روى دايره مى ريزى و چه حيثيّاتى را خدشه دار مى كنى و چه شخصيّتهائى را مى شكنى ؟ آنگاه اين جلسه شيطانى را مقياس بگير و ملاحظه كن در يك سال در همين امر پيش پا افتاده چه كردى و در پنجاه شصت سال ديگر چه خواهى كرد و چه مصيبتها براى خود به بار خواهى آورد در عين حال آنرا كوچك مى شمارى و اين كوچك شمردن از حيله هاى ابليس است كه خداوند به لطف خود ما را همگى از آن مصون دارد

( غریب تنها !!! کسایی خوب میتونن سنگ صبورت بشن که سردارای قلعه آقا سید مرتضی هستند (( عبدالفاطمه -ناشناس - شلمچه -خروش و.........))

حرف دلت رو بزن که اینجا اهل دل زیاد داره و دعاشون هم کارساز )

اللهم صل علی محمد و آل محمد


<<ابتدا <قبلی 3615 3614 3613 3612 3611 3610 3609 3608 3607 3606 3605 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3610&mode=print