اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 35492 |
نام:
بچه كانوني
شهر:
شيراز
تاریخ:
3/3/2007 2:36:51 PM
کاربر مهمان
|
فصل دلتنگي تمومه *ديگه دلتنگي بسه
غمگسار غمگساران * داره از راه ميرسه
آقا ما ظهورت را خيلي نزديك مي بينيم ما را از منتظران خاصت قرار بده
|
|
| 35491 |
نام:
رضا فرزام
شهر:
دماوند
تاریخ:
3/3/2007 2:27:32 PM
کاربر مهمان
|
به قول خودتون بي معرفت دوباره عيد شد و بريم يك تفريح و يك جنوب و لي خدا وكيلي تو طول سال چقدر به فكر شهدا هستيم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
يادمون باشه اونا براي ما رفتن !!!!!!!مگه نه؟؟
حالا بگيد پيش خودتون چقدر بي معرفتيم ها؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|
| 35490 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
3/3/2007 2:25:15 PM
کاربر مهمان
|
نماز
قال رسول الله –صلي الله عليه واله-:
الصلاه من شرايع الدين ،وفيها مرضاه الرب- عز وجل –فهي منهاج الانبياء ،.
نماز از سنتهاي دين ،ومايه خشنودي پروردگار وراه وروش پيامبران است.
قل ان صلاتي ونسكي ومحياي ومماتي لله رب العالمين ،لا شريك له وبذلك امرت وانا اول المسلمين:
بگو همانا نماز وتمام عبادت و زندگي ومرگ من همه براي خداوند پروردگار جهانيان است شريكي براي او نيست وبه همين دستور يافته ام ومن نخستين مسلمان هستم .
سوره انعام،آيه 162 و 163
واجعلوا بيوتكم قبله واقيموا الصلوه،
خانه هايتان را مقابل يكديگر قرا دهيد ونماز بر پا داريد.
سوره يونس،آيه 87
والذين هم علي صلاتهم يحافظون،
مصلين كساني هستند كه مواظب نماز خويشتن اند وهمه اوقات نماز را حفظ مي كنند.
سوره معارج ،آيه 34
|
|
| 35489 |
نام:
زینب
شهر:
شیراز
تاریخ:
3/3/2007 2:24:16 PM
کاربر مهمان
|
خداروشکرمی کنم که جایی پیداکردم تا حرفمو بزنم.به خودخدا قسم خسته شدم از بودن کنارادمایی که یادشون رفته از کجا اومدن وکجا باید برن.خدایا خودت کمکم کن
|
|
| 35488 |
نام:
سيامك
شهر:
ويران شهر (تهران )
تاریخ:
3/3/2007 2:24:02 PM
کاربر مهمان
|
روزگار بسیار غریبیست هر کس به عنوانی می شکند
دلی را ، عهدی را ، نوشته ای را ، آه دیگر بس است دیگر در جهان فانی از خودم هم فراری هستم تا برسد ؟؟؟؟ فقط مانده ام چه باید کرد ) می دانم می گویید شکر و شکر و صبر و صبر ولی تا به کی ( دل امام زمان هم دیگر به تنگ آمده .....
|
|
| 35487 |
نام:
علی گنوغ
شهر:
جزیره هرمز
تاریخ:
3/3/2007 2:07:15 PM
کاربر مهمان
|
آقای محمدمهدی خزعلی لطفا دست ازسرمردم محروم هرمز بردار ومعدن خاکسرخ را به خودآنان واگذار کن. اینهمه خوردی می ترکی ها!یک آدم چقدر پول می خواهد؟برجهایی را که ازپول معدن خاکشرخ هرمز ساخته ای به قیمت فقر وفلاکت مردم هرمز بناکرده ای
|
|
| 35486 |
نام:
فاطمه
شهر:
ری
تاریخ:
3/3/2007 1:54:35 PM
کاربر مهمان
|
سلام
سلام و علیک سلام به دوستان همدل
احوالات که خوبه ؟
خدا را شکر .
خدا قوت
یا حق
|
|
| 35485 |
نام:
بیتا
شهر:
تهران
تاریخ:
3/3/2007 1:51:52 PM
کاربر مهمان
|
لطفا در مورد نماز و علم ودوستی مطلب بنویسید
|
|
| 35484 |
نام:
amin 110
شهر:
تهران
تاریخ:
3/3/2007 1:47:05 PM
کاربر مهمان
|
صبرم از جام وجود لبريز گشته
مولاي من! سالهاست كه كاسههاي صبرمان لبريز شده است و آتشفشان دلمان فعال. سحاب چشممان جز خون نميبارد و در دشت دلمان جز خار غم نميرويد. امواج خون در درياي ديدهمان ميغرد و ساحل پلكمان را ميفرسايد. لبهايمان از فرط عطش ترك خوردهاند و گوش هايمان از كثرت نالهها كر شدهاند. زبانهايمان از شدت ترس لكنت گرفتهاند و صداهايمان در حنجرهها خفه شدهاند.
اما مولاي من! هنوز هم در دل شبهاي تاريك يأس، در قعر درياي هولناك خون، بر فراز آسمان دودآلود زمانه، از درون ظلمتكده دنيا، از گوشههاي نمين سياه چالهاي ظلم، از زير آوارهاي فقر، از كنار چشمهسارهاي مادي، از ميان انسانهاي بي دين... عدهاي تو را ميطلبند و ذكر نام تو را زمزمه ميكنند. يعني كه اي يوسف اسلام، بيا كه چشمان يعقوب جهان كور شده است.
يابن ياسين! در سيناي عشق تو سينهها چاك كرده و تنها صف به صف آراستهايم تا شاهدان نخستين قدوم مبارك تو باشيم. آري! سالهاست كه در پي يافتن وجود نازنينت خانه به دوشيم. آوارگي گر چه سنت ديرين عشق است كه عاشق را چارهاي جز استمرار و احياءاش نيست، اما اي نازنين معشوق! هيچ شنيدهاي كه معشوقي عاشقش را در دار هجران رها كند و در آتش خيال وصلش بسوزاند؟ هيچ شنيدهاي كه عاشقي به جرم عشق، در دادگاه معشوقش محاكمه گردد؟! هيچ شنيدهاي كه فرقت عاشق و معشوقي قرنها به طول انجامد؟ پس اي مولاي من! «الي متي احار فيك»؟
مولاي من! بيا كه ديگر صبرم از جام وجود لبريز گشته و مرا بيش از اين توان نيست كه بتوانم اشك فراقت را در چاه چشمم به اسارت كشم. بيا كه گلهاي بوستان حيات ابناي آدم عليهالسلام دستخوش شبيخون طوفانهاي خزان شده است. بيا كه همسنگران خداجو و عاشق پيشهام يك يك شهيد ظلمت زمانه گشتهاند. بيا و به انتظار پايان بخش و با حضورت به تار و پود خشكيده جانهامان طراوت و سرور را ارزاني دار.
مولاي من! دوست داشتم در فراسوي مرز حيات، توسن انديشه را به جولان در آورم، تو را معني كنم، غزلي همسان زيباييهايت بسرايم و مثنوي مدحت را به لوح قلبم حك كنم و يا عظمت شأنت را در شاهنامه پهلوانان وادي نور بگنجانم. اما چه كنم كه در اين مهم، زبان قاصر است و الكن، و قلم، شكسته است و بي جوهر. ما انسانهاي هبوط كرده عصر مدرنيته كه از تابش انوار خورشيد وجودت محروميم و در حريم كويت نامحرم، در اين فرقت طاقت فرسا چه مي توانيم بگوييم جز اينكه: «اللهم انا نشكوا اليك فقد نبينا - صلواتك عليه و آله - و غيبه ولينا و كثره عدونا و قله عددنا و شده الفتن بنا و تظاهر الزمان علينا»
|
|
| 35483 |
نام:
amin 110
شهر:
تهران
تاریخ:
3/3/2007 1:18:56 PM
کاربر مهمان
|
آقا جون قربونت برم
يه جمعه ديگه هم گذشت و نيومدي.
اي زليخا دست از دامان يوسف باز کش
تا صبا پيراهنش را سوي کنعان آورد
خدايا شکرت
|
|