هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
35172
نام: غلفرذر
شهر: هدغل
تاریخ: 2/28/2007 4:50:06 PM
کاربر مهمان
  لبفقب رذغاب
35171
نام: بنت الآدم
شهر: بدون مرزو محدوده،وطن یعنی همه دنیا
تاریخ: 2/28/2007 4:33:42 PM
کاربر مهمان
  این بچه حزب الهیا خجالت نمیکشن؟یعنی یه جو غیرت ندارن که کار بجایی رسیده که دخترهای حزب اللهی باید برن خواستگاریشون!؟!؟!؟؟!
35170
نام: ربابه احمدنیا
شهر: تهران
تاریخ: 2/28/2007 4:32:46 PM
کاربر مهمان
  با سلام و خسته نباشید.ما ۱ماه است که مغازه خود را فروخته ایم تا با استفاده از پول آن جائی را بخریم ولی متاسفانه متوجه شدیم که با پول آن نمی توانیم جائی را که بهتر باشد بخریم و در واقع پشیمان شده ایم حال سر دو راهی مانده ایم از طرفی آن مغازه درامدی ندارد و از طرف دیگر ما از خریدار ۲۰ میلیون گرفته ایم و خرج کردیم در حال حاضر توانائی پرداختش را نداریم.به نظر شما مغازه را پس بکیریم و پولش را جور کنیم یا بفروشیم چون ما فقط همین مغازه را داریم.........
35169
نام: آرزو
شهر: تهران
تاریخ: 2/28/2007 4:19:47 PM
کاربر مهمان
  خدایا کمکم کن تا از این گرفتاری نجات یابم . امید من فقط به توست ای یاری گر بی پناهان . راه درست را به من نشان بده تا قدرت درک آن را داشته باشم . توکلت علی الله
35168
نام: ناشناس
شهر: غريبستان
تاریخ: 2/28/2007 3:52:06 PM
کاربر مهمان
  اللهم الرزقنا توفيق شهادة في سبيله


عبدالزهراي عزيز - سلام

گفتي قبل از سفر آخرين باره كه ميايي ، پس حرف دلم رو نميبيني اما ايمان دارم ، صداي بغض شكسته من به گوش دلت ميرسه و .....

يه خواهش كه واسه دل تنهاي زهراي ما دعا كني و به صداي بلند اونجا داداش علي رو صدا كن و بگو ناشناس گفت من منتظر ميمونم ..........
بهش بگو ناشناس گفت : حالا كه زهرا ترو واسه خودش ميخواد ، من نوكرشم ، اما كاش فقط واسه يه بار بگذاره يه ذره از قلب داداش علي به حرف دل من گوش كنه ..............

دعاي خيرم بدرقه راهت عزيز نازنين

آن سفر كرده كه صد غافله دل همره اوست
هر كجا هست خدايا به سلامت دارش


و زهرا شيدايي (تنهايي ما من غريبه نه تو مومن)
به ديده منت اما نگو كه از داداش نميگي چون اون از بزرگواريش بوده تو نبايد بخواهي كه علي فراموش بشه

پر چادرت رو به نيت روشنايي دلم به تن ميكشم.



ملتمس دعاي همه


ياعلي
35167
نام: مستعان
شهر: تهران
تاریخ: 2/28/2007 3:47:02 PM
کاربر مهمان
  اي داده سخن تا كه كنيم نام تو بر ياد اي ياد تو در هر سخني جمله آباد
آبادي هر جمله بنام تو سۣر آغاز بر ما تو مخواه آنچه كه گفتيم برود باد
هوالطيف
الهي ، اي خداي عالم الغيب ، اگر غايب شده آن قطب الاقطاب ، وگر طالب شدند مستان بي تاب ،
اگر دوستان تو بوستان نديدند ، اگر جامي ز هجران سر كشيدند ، دگر طاقت نمانده جان بي تاب ، رسان خورشيد
عالمتاب احباب ، مريدان وفادارش شب تار ، يكي اشكي بريزند ودلي نار ، وگر وقت اش رسيده ديدنْ ، اورا،
دگر او منتظر تر گشته تا ما ، الهۣا انتظار بر منتظر درد گراني ، كه عاشق ميكند سوز وفغاني ، جهۣاني منتظر تشۣنه به
كام اند، همه اقوام دگر طالب به جام اند ، كه مهۣدي (عج ) آيد و عدلي رساند ، زمين را بر بشر فجري نشاند ،
ندايش از در كعبه به عالمي رساند ، همه عشاق ومست آن صدايند ، صداي دلنشۣين آن امام اند ، زدايدبر همه
هر درد و ماتم ، منادي را نداهر بينوايي ، كه شايد اوكند فرمان جهادي ، گواهي ميدهد سرّ خدايي ، بشر انديشه هاي
او پسۣندد ، به حكم حق زمظلومان ستمها را زدايد ، به عشاق اش هواي احمدي ( ص) بر دل نشاند ، به مجذوبان همه
جذبه رساند ، نوا هايش شميم عطر ياسين است وطاها ، رموز عالمي بگشوده بر ما ، بگويد عاشقان را قبر زهرا (س) ، بنوشاند
ز اسرار سلوني ها ي اسراء ، چشاند جام ملهۣا يي ز مولا ، بيايد بر در عشاقْ دلهۣا ، دهد عشقي به هر مجذوب تنها ،
ز اسرار رسول (ص ) او گويدش ما ، نواي جانفزاي درد مولا ، زمين و آسمان خرم هويدا ، رساند بندگان بر بال عنقا ،
جهۣاني پر شود از عدل آقا ، الهي صبرمان پايان رسيده ، ورقهاي كتاب زندگي آخر رسيده ، اگر چشمان ما او را نبيند،
وگر شهۣد عطاهايش نشيند ، همه عمر در تب وتاب و غم وسوز نهاني ، كه رفتيم و نديديم آن وليّ آسماني ، خدايا مستعان
با عجز ولابه ، تقاضاي يكي تعجيل داره ،
35166
نام: علی
شهر: زنجان
تاریخ: 2/28/2007 3:45:17 PM
کاربر مهمان
  یک ترانه میخواستم
35165
نام: دریا
شهر: تهران
تاریخ: 2/28/2007 3:34:05 PM
کاربر مهمان
  سلام بر همه.
سلام به"مریم از شیراز"
ولا تیاسوا من رحمه الله انه لا ییاس من روح الله الا القوم الکافرون.
میدانی مریم عزیز.بدون تعارف همه ما کم و زیاد ، خواسته و ناخواسته، دانسته و ندانسته گناهکار و تقصیر کار هستیم. اما اینکه کدام گناه ما بزرگتر یا کوچکتر است و یا اصلا کدام کار ما گناه هست یا نه این را نه خودمان و نه هیچ بندهء دیگری نمیداند. به قول بزرگ صاحب نفسی" گناهی را که تو گناه پنداری گناه نیست".
اصلا حساب و کتابهای خدا با ما فرق دارد. غرضم از بیان این موضوع کوچک ولی بسیار مهم این است که به تو دوست خوب بگویم:درسته تو گناکار هستی اما نه به دلیل آنچه خودت میگوئی و میدانی . بلکه به این دلیل که از رحمت واسعه پروردگار عالم مایوس شده ای و حتی بدتر از آن گناه خودت را از محبت و بنده نوازی الله و ذره پروری اهلبیت(ع) بزرگتر میدانی. اصلا حواست هست که منشا این افکار نادرست و این ناامیدی هولناک همان نفس کثیف یا شیطانی است که سایر بدیها را به تو تلقین میکند؟
مریم عزیز! خواهش میکنم به یقین آنچه گفتم برس تا نیروئی برای مبارزه با این دشمن خانگی از جانب رفیق اعلی در وجودت پدید بیاید . تازگی داشتم به این عبارت از دعای شریف کمیل فکر میکردم که" اللهم اغفر لی الذنوب التی تقطع الرجائ- خداوندا گناهانی از من را که باعث قطع امیدم شده اند ببخش"
میبینی چقدر قشنگ و واضح است. خطاهائی کرده ایم و دستان پلید شیطان را آنقدر قوی کرده ایم که ریسمان امید ما را ببرد .
خودت یکبار دیگر آن چیزی را که برای این بخش نوشته ای به دقت بخوان
گفته ای که از خدا و اهلبیت(ع) هم دیگر جوابی نمیرسد و امیدی نیست. حالا شما با کمک گرفتن از اهل علم کمکم کنید. آیا نمیدانی که یار و یاورو پناه و امید و راهنما و دستگیر همه ما فقط خود اوست. اگر او دری را به روی بنده ای ببندد هرگز کسی قادر به گشودن آن نیست وهرگاه اراده باز کردن در ی بر بنده اش را داشته باشد اگر همه جهانیان هم پشت به پشت هم شوند نمیتوانند این در را به روی آو ببندند.
عزیزم . چاره مشکل شما فقط و فقط در دستان مهربان و توبه پذیر خودش است. با نا امیدیت به شان وجلال و عظمت او توهین نکن که بدترین گناه همان است. اگر هم تا به حال جواب نگرفته ای شاید به همین خاطر بوده و اینکه از راهش وارد نشده ای . بالاخره برای پناه بردن به هر قلعه مستحکمی باید از درش وارد شد. از شر شیطان رجیم به خودش پناه ببر ."و اما ینزغنک من الشیطان نزغ فاستعذ بالله انه سمیع علیم .و هنگامیکه وسوسه و آزاری از شیطان به تو رسید به خدا پناه ببر که او شنوای داناست ."
" انه لیس له سلطان علی الذین آمنوا و علی ربهم یتوکلون: . همانا او(شیطان) برکسانی که ایمان می آورند و به خداوند توکل میکنند تسلطی ندارد"

این مطالب اخر دو آیه کریمه از کلام خودش بود . منبع و مرجع معتبر تر از این سراغ نداشتم تا برایت سند بیاورم . کلام خودش را باور و به خودش اعتماد کن . بیا و ب اخودش دوست باش نه با آن صدای ناامید کننده . هرچقدر گناهان تو بزرگ باشد از بخشش و بزرگی او که بزرگتر نیست. یک مورد دیگر هم هست و آن اینکه از خودت بیش از حد توقع نداشته باشو به هردلیلی که بوده دچار عادات ناپسندی شده ای و این عوارض و علایم تا از آدم دور شوند مدتها زمان میبرد.نگو همه درها بسته شده . کدام دریچه بر روی شما بازتر از اینکه میدانی خطاکاری و دوست داری به سویش برگردی.
هیچ میدانی که خیلی از آدم خوبها که به حساب خودشان یا گن
35164
نام: انننننننننن
شهر: ناان
تاریخ: 2/28/2007 3:12:07 PM
کاربر مهمان
  نااااااااااااااانان
35163
نام: سعید
شهر: تهران
تاریخ: 2/28/2007 2:59:02 PM
کاربر مهمان
  الهی کدام زبان به ستايش تو رسد؟ کدام خرد صفت تو را برتابد، کدام شکر با نيکوئی تو برابر آيد، کدام بنده به گزاردن عبادت تو رسد.
خدايا از ما هر که را بينی معيوب بينی، هر کر دار بينی همه با تقصير بينی، با اينهمه باران رحمت تو باز نايستد و جز گل کرم نرويد، چون با دشمن با چنان پس با دوستان چه اندازه و چه پايان.
الهی اين سوز امروز ما دردآميز است ، نه طاقت بسر بردن نه جای گريز است ، اين چه تيغ است که چنين تيز است ، نه جای آرام و نه روی پرهيز است.
الهی هر کس بر چيزی است و من ندانم بر چه ام، هميم آن است که کی دانسته شود که من کيم؟
الهی اين تن کان حسرت است و دل من مايه درد و محنت، می نيارم گفت کاين همه چرا بهره من، نه دست رسد مرا بر کان چاره من.
الهی بود من بر من تاوان است، تو يک بار بود خود بر من تابان، مصيبت من بر من گران است، تو آب خود بر من باران .

خداوندا گناه من زير حلم تو پنهان است تو پرده عفو بر من گستران.

الهی دوستدار از زبان خاموش است ولی حالش همه زبان است ، و گر جان در سر دوستی کرد شايد، که دوست را به جای جان است، غرق شده آب نبيند که گرفتار آن است به روز چراغ نيفروزند که روز خود چراغ جهان است.

الهی چون با خود نگرم و کردار خود بينم گويم از من زارتر کيست؟ بندگی تو بينم گويم از من بزرگوارتر کيست؟
<<ابتدا <قبلی 3523 3522 3521 3520 3519 3518 3517 3516 3515 3514 3513 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3518&mode=print