اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 35002 |
نام:
امین
شهر:
تبر یز
تاریخ:
2/25/2007 7:35:33 PM
کاربر مهمان
|
باد صفا دروغ زن است و تو راستگوی انجابه رغم باد صبا می فرستمت
|
|
| 35001 |
نام:
قاسمی
شهر:
اصفهان
تاریخ:
2/25/2007 7:15:38 PM
کاربر مهمان
|
خدایا چنان کن سرانجام کار که تو خشنود باشی ما رستگار
|
|
| 35000 |
نام:
amin 110
شهر:
تهران
تاریخ:
2/25/2007 6:28:54 PM
کاربر مهمان
|
خورشيد غروب كرده بود و آسمان سر تا سر به عذا نشسته بود .
منتظر ستارگان بودند و بس، آنان به اميد طلوع خورشيدى ديگر مىدرخشيدند، اما تو ديگر ناله سر نمىدادى و بهانهى خورشيد را در آن شب تاريك نمىگرفتى .
سكوت بود و خرابههاى شام، سكوت بود و نغمههاى جانسوز دل، نسيمى شروع به وزيدن كرد و گلبرگهايت را در آغوش كشيد و آنها را به ديار عشق برد .
همانجايى كه خورشيد را سر بريدند آن را بر سر نى كردند و همانجايى كه تو را از خاك به درآوردند . و همانجايى كه يوسف را از يعقوب گرفتند و عباس را از حسين .
نيلوفر كبودم! تو غنچهاى بودى كه هرگز نشكفتى نمىدانى با رفتنت چه آتشى بر دل گلهاى ديگر و آن گل ياس گذاشتى. حال اى آسمان گريه كن و اى بلبل حق بخوان، بخوان قصهى شهادت را، بخوان حديث عشق را، بخوان فراق ياران را از خرابههاى شام و بخوان قرآن خواندن خورشيد را بر سر نى .
روزى كه در جام شفق مل كرد خورشيد
بر خشك چوب نيزهها گل كرد خورشيد
شيد و شفق را چون صدف در آب ديدم
خورشيد را بر نيزه گويى خواب ديدم
خورشيد را بر نيزه؟ آرى اينچنين است
خورشيد را بر نيزه ديدن سهمگين است . . .
|
|
| 34999 |
نام:
فاطمه
شهر:
ری
تاریخ:
2/25/2007 5:23:52 PM
کاربر مهمان
|
سلام
سلام به همه
$$$$$$$$$$$$
داداش ناشناس عزیز زیارت قبول
$$$$$$$$$$$$$$$
خدمت بقیه دوستان هم ارادت دارم
یا حق
|
|
| 34998 |
نام:
مصطفی ساغریچی
شهر:
تهران
تاریخ:
2/25/2007 4:49:02 PM
کاربر مهمان
|
روزی از مالک اشتر پرسیدند که ای مالک تو سپه سالار امام علی بودی
در شجاعت مانند شیر بودی
دشمن از رویارویی با تو هراس داشت
آیا تا به حال شده ترس به سراغ تو نیز آمده باشد
و از موضوعی به هراس افتاده باشی؟
مالک گفت آری
من نیز ترسید ه ام
پرسیدند از چه ترسیدی؟
جواب داد روزی در صفین
عباس ابن علی که در آن زمان نوجوان بودند لباس رزم پوشیدند و از امیر المومنین اجازه نبرد خواستند
در این هنگام من به امیر المومنین علی (ع) عرض کردم در صورت امکان شخص دیگری به میدان برود عباس هنوز جوان است و ممکن است در جنگ آسیب ببیند
هنوز جمله ام تمام نشده بود که ناگاه عباس چنان نگاهی به من انداخت که تمام بدنم به لرزه افتاد
*************************************************************
قربون نگاهت یا قمر بنی هاشم
|
|
| 34997 |
نام:
مهرداد
شهر:
زنجان
تاریخ:
2/25/2007 4:48:51 PM
کاربر مهمان
|
خدايا به من زيستي عطا كن كه درلحظه مرگ بر بي ثمري لحظه اي كه براي زيستن گذشته است حسرت نخورم و مردني عطا كن بر بيهودگي اش سوگوارنباشم بگذار كه ان را خود انتخاب كنم اما انچنان كه تو دوست داري چگونه زيستن را تو به من بياموز چگونه مردن خود خواهم اموخت
|
|
| 34996 |
نام:
فقير
شهر:
بيجارگان
تاریخ:
2/25/2007 4:25:43 PM
کاربر مهمان
|
يا رب يارب يارب از لطف و كرم نظري
|
|
| 34995 |
نام:
امیر
شهر:
اصفهان
تاریخ:
2/25/2007 3:43:11 PM
کاربر مهمان
|
نم
|
|
| 34994 |
نام:
روشنک
شهر:
کاش مدینه فاضله بود
تاریخ:
2/25/2007 3:41:40 PM
کاربر مهمان
|
سلام به همه دوستاي خوب خدا!
* * * * *
و عليك سلام به آقا احسان كه افتخار دادن و منو هم تو ليستشون گذاشتن!
اما من تو مدينه فاضله نيستم اگه بودم كه الان اوضام اين نبود . . .
اي خدا!
پس كي مياد اون سوار سبز پوشي كه برامون مدينه فاضله رو ميسازه؟
. . .
*«شهر خاليست ز عشاق بود كز طرفي */* مردي از غيب برون آيد و كاري بكند»*
. . .
* * * * *
خدا رو شكر بالاخره چشممون به جمال عبدالفاطمه روشن شد!
ديگه نزديك بود ...
. . .
يه چيز ديگه هم ميخواستم بگم :
عبد الفاطمه عزيزم
حرف دل به حضورتون احتياج داره به حضور همه بچه هايي كه مال اينجان و البته اينجا هم مال اونا! نميدوني اينجا چقدر بدون شما خاليه!
*دل آدم تو حرف دل ميگيره وقتي اينجا رو خالي از شماها ميبينه*
خواهش ميكنم ديگه تنهامون نذاريد ... خوب؟ (اينو به همه قديميا دارم ميگم)
. . .
راستش . . . من روم نميشه . . . تك تك اسمشونو ببرم و ازشون بخوام كه بيان . . . با اينكه دلم براي اونموقع ها خيلي تنگ شده . . . ميترسم پررو شده باشم . . .
تازه من كمتر از اونم كه بخوام . . . تو ازشون بخواه . . چون . . .
تو براي همه عزيزي!
* * * * *
به به سلام ناشناس عزيز! خوش اومدي! صفا آوري!
زيارت قبول!
رسيدن بخير!
نميپرسم آخه ميدونم كه حتما خوش گذشته! (مگه ميشه كسي مهمون شاه قلبها باشه و بهش خوش نگذره;)) ... خوب خدا رو شكر!
راستي برام دعا كردي؟ ..دعاهاي آسموني؟
خيلي به خودت سخت نگير اگه دعا نكرده باشي هم ناراحت نميشم آخه اينجا انقدر گلهاي خوش بو هست كه من اون زير زيرا گمم ...
* * * * *
پس سورنا كو؟
* * * * *
آقا امين!
شما مثل هميشه قشنگ مينويسيد!
خدا خيرتون بده!
* * * * *
دوستان يه خواهشي دارم خيلي مهمه :
التماس ميكنم برام دعا كنيد كه خيلي خيلي محتاج دعاهاي آسمونيتونم!
|
|
| 34993 |
نام:
مصطفی ساغریچی
شهر:
تهران
تاریخ:
2/25/2007 3:23:24 PM
کاربر مهمان
|
ذکر شما دوای دردهاست
اسم شما شبیه زهراست
طپش؛طپش دلم میخونه
سیدتی یا ام عباس
در بین طوفان بلا دست تو تکیه گاهم
وقتی که یا زهرا میگم تو میکنی نگاهم
**************************************
قربون نگاهت یا قمربنی هاشم
|
|