اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 34942 |
نام:
روشنک
شهر:
کاش مدینه فاضله بود
تاریخ:
2/24/2007 5:12:17 PM
کاربر مهمان
|
اهدنا الصراط المستقيم
* * * * *
ملتمس دعاهاي آسمونيتون!
|
|
| 34941 |
نام:
مصطفی ساغریچی
شهر:
تهران
تاریخ:
2/24/2007 4:58:56 PM
کاربر مهمان
|
من رو حرفایه نرگس خانم فکر کردم
دیدم درست میگن.
دیگه دوست ندارم این پسره رو اینجا ببینم
|
|
| 34940 |
نام:
هدی
شهر:
مشهد
تاریخ:
2/24/2007 4:38:06 PM
کاربر مهمان
|
از دعا برای شادی روح مداح دل سوخته اهل بیت مرحوم سید محمد جواد ذاکر (علیه الرحمه) یادتون نره ..
شادی دل علی زمانمون و زهرای سه ساله کربلا صلوات
|
|
| 34939 |
نام:
زیبا
شهر:
ایران
تاریخ:
2/24/2007 4:27:28 PM
کاربر مهمان
|
دیگه خسته شدم از بس مردم دنیا را می بینم که ارمارن ها ارزشهای انقلاب را فراموش کردند
|
|
| 34938 |
نام:
پروين
شهر:
بهبهان
تاریخ:
2/24/2007 4:03:25 PM
کاربر مهمان
|
استغاره
|
|
| 34937 |
نام:
سارا
شهر:
قزوین
تاریخ:
2/24/2007 3:27:44 PM
کاربر مهمان
|
چگونه مي توانم به تودست يابم
|
|
| 34936 |
نام:
سعیدی
شهر:
تهران
تاریخ:
2/24/2007 3:26:36 PM
کاربر مهمان
|
من تو را انتخاب کرده ام و این بزرگترین خوشبختی من است . این که بنده ای خودش خدایش را انتخاب کند . من جاهای زیادی دنبال خدا گشته ام . درون و بیرون خودم . به خیلی ها چنگ زده ام و بارها دست از گشتن برداشته ام . اما هر بار تنیجه یکی بوده و همیشه تنها تو بوده ای که خدای من شده ای .
حالا من به خودم می بالم . من در برابر تو به خودم می بالم . چرا که من و تو یک فرق بزرگ با هم داریم . تو یک خدا هستی و یک عالم بنده داری . اما من یک بنده هستم و تنها یک خدا دارم . فقط منم و تو . هیچ کس پیش من رقیب تو نمی شود . تو همیشه پیروزی . قهرمان بزرگ زندگی من . هر جا که در خطر باشم سر می رسی . هر وقت دلم بخواهد با تو حرف می زنم . من خوشبختم که فقط به یکی فکر می کنم که دل شوره ندارم که او را از دست بدهم . هر وقت که بخواهمش هست و این طور است که من یک بار برای همیشه خدایم را انتخاب کردم و کسی از من خوشبخت تر نیست.
تنها رابطه دوستي که (( تا )) نداره دوستي خدا با بنده هاشه دوستي هاي بنده هاش هر چقدر هم سعي کنن يه دوستي با (( تا )) و فقط دوست خداست که (( تا )) نداره .
|
|
| 34935 |
نام:
\\\\حميدرضا غفاري
شهر:
داراب
تاریخ:
2/24/2007 3:22:15 PM
کاربر مهمان
|
مطالب شما بسيار خوب وآموزنده است از شما متشكرم وبرايتان آرزوي توفيق دارم
|
|
| 34934 |
نام:
سامان ویلسون
شهر:
تهران
تاریخ:
2/24/2007 2:50:41 PM
کاربر مهمان
|
من کس می خام
|
|
| 34933 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
2/24/2007 2:37:38 PM
کاربر مهمان
|
حسن خلق امام
امام سجاد عليه السلام با جمعى از دوستان گرد هم نشسته بودند. مردى از بستگان آنحضرت آمد در كنار جمعيت ايستاد و با صداى بلند، زبان به ستم و بدگوئى امام گشود و سپس از مجلس خارج شد. زين العابدين عليه السلام حضورا به او حرفى نزد و پس از آنكه رفت ، بحضار محضر فرمود: شما سخنان اين مرد را شنيديد، ميل دارم با من بيائيد و پاسخ مرا نيز بشنويد. همه موافقت كردند. اما گفتند دوست داشتيم كه فى المجلس به او جواب مى داديد و ما هم با شما همصدا مى شديم . آنگاه از جا برخاستند و راه منزل آن مرد جسور را در پيش گرفتند. بين راه متوجه شدند كه حضرت سجاد(ع ) آيه (والكاظمين الغيظ والعافين عن الناس والله يحب المحسنين ) را مى خواند، از فرونشاندن آتش خشم سخن مى گويد و از عفو و اغماض نام مى برد. دانستند كه آنحضرت در فكر مجازات وى نيست و كلام تندى نخواهد گفت . چون به در خانه اش رسيدند، امام بصداى بلند او را خواند و به همراهان خويش فرمود: بگوئيد اينكه تو را مى خواهد على بن الحسين است . مرد از خانه بيرون آمد و خود را براى مواجه با شرّ و بدى آماده كرده بود. زيرا با سابقه امر و مشاهده اوضاع و احوال ، ترديد نداشت كه امام سجاد براى كيفر او آمده است . ولى برخلاف انتظارش به وى فرمود: برادر تو رودرروى من ايستادى و بدون مقدمه سخنان ناروائى را آغاز نمودى و پى درپى گفتى و گفتى . اگر آنچه بمن نسبت دادى در من هست از پيشگاه الهى براى خويش طلب آمرزش مى كنم و اگر نيست از خدا مى خواهم كه تو را بيامرزد.
|
|