هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
34902
نام: فاطمه
شهر: يزد
تاریخ: 2/23/2007 11:27:34 PM
کاربر مهمان
  مي خواهم بدونم به مكه ميروم يا نه
34901
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 2/23/2007 11:06:12 PM
کاربر مهمان
  اینم بر روشنک عزیز که درباره ی جمعه نوشت

البته با اجازه



باز دلم بهونه داره
حال عاشقونه داره
رد پاي اشك سردم
رو چشام نشونه داره
توي سر سراي قلبم
بوي عاشقي پيچيده
دل هواي گريه داره
آخه جمعه شب رسيده
دل و مي زنم به دريا
رخت عاشقي مي پوشم
يا علي به سوي هيئت
چفيه مي ره رو دوشم
جمعه شب شب نيازه
در ميخونه ها بازه
كار ما اشك و تمنا
كار دلبر ما نازه
جمعه شب شب جنونه
لحظه ي آشتي كنونه
آخر مجلس روضه
سينه ي ما پر خونه
جمعه شب شب حسينه
پر غصه عالمينه
كوچه ي سينه زنيمون
اسمش بين الحرمينه
جمعه شب شب گل ياس
لحظه ي عروج احساس
همگي با هم مي خونيم
چشاي قشنگ عباس

------------

چشای قشنگ عباس
دلم و خدایی کرده
مدد آقام ابالفضل
من و کربلایی کرده
دل من به نام یاره
هر کسی رو دوست نداره
نکنه ازت جدا شم
خدا اون روز و نیاره
به خدا بهشت بی تو
یه چراغ بی فروغه
هر کی گفته بی تو می خواد
به خدا همش دروغه
کربلای تو حسین جان
آقا عشق عالمینه
همه می گن سرای دل
صحن بین الحرمینه

کنج قفس می تونم باشم
بی همنفس می تونم باشم
من بی حسین نمی تونم، نمی تونم، نمی تونم

آواره ی صحرا می تونم باشم
غریب و تنها می تونم باشم
من بی حسین نمی تونم، نمی تونم، نمی تونم

آخه

آقامه، دوسش دارم
مولامه، دوسش دارم

به کی بگم دوسش دارم؟
به کی بگم دوسش دارم؟

تا که دل بر دلبر دادم غیر دلبر نمی دونم،نمی دونم،نمی دونم
همه می گن که دل بردار از اون دلبر نمی تونم،نمی تونم،نمی تونم

آقامه........

شرمنده روشنک خانم زیاد شد

جو گرفتتم تا آخرش رفتم دیگه
یا علی
34900
نام: سید احمد موسوی
شهر: تهران
تاریخ: 2/23/2007 10:55:29 PM
کاربر مهمان
  سلام - می دانم باید بگویم حالم خوب است اما نمی توانم چون خوب بودن بی یاران اصلا مزه ای ندارد - مزه اش انگار طعم ته خیار می دهد - دیروز باز هم سر مزار شهدا رفتم این شهید حاج امینی مظهر شهادت همرزم دیرین را دیدم و گویا روی سبزه ها نشسته و با من صحبت می کند و همه اش می خندد - گفتم چرا می خندی ؟دیم حق با اوست چون انقدر توی دنا ماندنمان تکراری و خسته کننده شده که مسخره هم دارد رویش را بوسیدم و خداحافظی کردم و تنها دلخوشیم این بود که جمعه آقایمان به ما سری بزند و این هفته هم هرچه منتظرش ماندیم نیامد و هق هق گریه هایم ی جواب ماند گفتم - اقا جان قربون اون مهر و وفات برم خودت گفتی رنج شیعیانم برام شنگینه ندیدن تو دلمو بد جوری به درد اورده و چشمانم دگه توان خود را از دست داده و ضعیف شدند جان مادرت بیاااااااااا - یادت باشه جمعه رو قسمت دادم به جان مادرت که حتی ملائکه با شنیدن نامش لرزه بر جانشون می افته - ÷س بیا و شام تاریک ما را سحر کن - فدایت شوم
34899
نام: چه فرقی می کنه؟ مهم مطلبه
شهر: بی خیال دیگه
تاریخ: 2/23/2007 10:49:04 PM
کاربر مهمان
  من همون جزیره بودم
خاکی و صمیمی و گرم
واسه عشقبازی موجها
قامتم یه بستر نرم
یه عزیز دردونه بودم
پیش چشم خیس موجها
یه نگین سبز خالص
روی انگشتر دریا
تا که یک روز تو رسیدی
توی قلبم پا گذاشتی
غصه های عاشقی رو
تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگبار نگاهت
دلم انگار زیر و رو شد
برای داشتن عشقت
همه جونم آرزو شد
تا نفس کشیدی انگار
نفسم برید تو سینه
ابر و باد و دریا گفتن
حس عاشقی همینه
تو بودی تو سر نوشتم
بی بهونه پا گذاشتی
اما تو قایقی بودی
از من و دلم گذشتی
رفتی با قایق عشقت
سوی روشنی فردا
من و دل اما نشستیم
چشم به راهت لب دریا
دیگه رو خاک وجودم
نه گلی هست نه درختی
لحظه های بی تو بودن
میگذره اما به سختی
دل تنها و غریبم
داره این گوشه می میره
ولی حتی وقت مردن
باز سراغت و می گیره
می رسه روزی که دیگه
قعر دریا می شه خونم
اما تو دریای عشقت
باز یه گوشه ای می مونم
34898
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 2/23/2007 10:46:37 PM
کاربر مهمان
  دردم اينه يه يار دارم نمي دونم چه شكليه
فقط مي دونم كه خدا يه خال گذاشته رو لباش
دردم اينه كه يار من براي من اشك مي ريزه
الهي كه من بميرم ولي نبينم گريه هاش
دردم اينه كه يار من بي كسه و دل غمينه
تموم هستي م و ميدم تا ببوسم خاك پاهاش
درد دلم از اينه كه آقاي ما چاه نداره
دلم تو حسرت اينه تا كه ظهور كنه آقاش
دلم مي خواد داد بزنم برا ظهور حضرتش
با اين دلم رو خوش كنم (چي؟) داره مياد يواش يواش

(دلم و با اين فكر خوش مي كنم، که ديگه يواش يواش داره آقام مياد )

دلم مي خواد داد بزنم برا ظهور حضرتش
با اين دلم رو خوش كنم داره مياد يواش يواش
دردم اينه هر وقتي كه از خونتون بيرون شدم
امام رضا بزرگي كرد باز اومدم تو هيئتاش
"""""""""
دلم می خواد از ته دل داد بزنم نوکرشم
تموم فکر من اینه کی می رسم به کربلاش
"""""""""
کی می رسم به کربلاش

الهم الرزقنی شفاعت الحسین یوم الورود
34897
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 2/23/2007 10:40:01 PM
کاربر مهمان
  دردم اينه يه يار دارم نمي دونم چه شكليه
فقط مي دونم كه خدا يه خال گذاشته رو لباش
دردم اينه كه يار من براي من اشك مي ريزه
الهي كه من بميرم ولي نبينم گريه هاش
دردم اينه كه يار من بي كسه و دل غمينه
تموم هستي م و ميدم تا ببوسم خاك پاهاش
درد دلم از اينه كه آقاي ما چاه نداره
دلم تو حسرت اينه تا كه ظهور كنه آقاش
دلم مي خواد داد بزنم برا ظهور حضرتش
با اين دلم رو خوش كنم (چي؟) داره مياد يواش يواش

(دلم و با اين فكر خوش مي كنم، که ديگه يواش يواش داره آقام مياد )

دلم مي خواد داد بزنم برا ظهور حضرتش
با اين دلم رو خوش كنم داره مياد يواش يواش
دردم اينه هر وقتي كه از خونتون بيرون شدم
امام رضا بزرگي كرد باز اومدم تو هيئتاش
34896
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 2/23/2007 10:37:23 PM
کاربر مهمان
  سلام دوباره
با عرض شرمندگی و خجالت بسیار خدمت شاهد عزیز
ببخشید اگه بی ادبی شد
اشتباه شد،
چون من یه مدت رفتم تو وبلاگ دیدم از بچه ها و شما خبری نیست
این پیغام و نوشتم
شرمنده
شما لطف دارید
ببخشید
ای بابا گفتم که ببخشید
بچه زدن نداره
شرمنده
بازم ببخشید
کلی شرمنده شدیم دیگه
حالا اگه بخشیدید این یادگاری به شما

اشكي است مرا كه بهر من توشه بود
از خرمن عمر من همين توشه بود
چون قبله نما گشت به هر سوديدم
شش سمت دلم به سوي شش گوشه بود


www.booye-sib.blogfa.com
34895
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 2/23/2007 10:31:33 PM
کاربر مهمان
 
دردم اينه يه يار دارم نمي دونم چه شكليه
فقط مي دونم كه خدا يه خال گذاشته رو لباش
دردم اينه كه يار من براي من اشك مي ريزه
الهي كه من بميرم ولي نبينم گريه هاش
دردم اينه كه يار من بي كسه و دل غمينه
تموم هستي م و ميدم تا ببوسم خاك پاهاش
درد دلم از اينه كه آقاي ما چاه نداره
دلم تو حسرت اينه تا كه ظهور كنه آقاش
دلم مي خواد داد بزنم برا ظهور حضرتش
با اين دلم رو خوش كنم (چي؟) داره مياد يواش يواش

(دلم و با اين فكر خوش مي كنم، که ديگه يواش يواش داره آقام مياد )

دلم مي خواد داد بزنم برا ظهور حضرتش
با اين دلم رو خوش كنم (چي؟) داره مياد يواش يواش
دردم اينه هر وقتي كه از خونتون بيرون شدم
امام رضا بزرگي كرد باز اومدم تو هيئتاش
34894
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 2/23/2007 10:29:00 PM
کاربر مهمان
  مقداد جان سلام
خسته نباشید

گفتم چرا قلبم دگر بر تار زلفت گير نيست
سر بر زمين افكند و گفت خود كرده را تدبير نيست
اشكي به زير مقدمش انداختم رحمي كند
گفتا كه اشك بي ورع در رتبه ي تاثير نيست
گفتم بيا در بند كش اين بنده ي فرار را
گفتا اگر عاشق شوي كاريت با زنجير نيست
گفتم كه ديگر گوئيا افتاده ام از چشم تو
با غم نگاهم كرد و گفت مهدي ز نوكر سير نيست
34893
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 2/23/2007 10:28:55 PM
کاربر مهمان
  مقداد جان سلام
خسته نباشید

گفتم چرا قلبم دگر بر تار زلفت گير نيست
سر بر زمين افكند و گفت خود كرده را تدبير نيست
اشكي به زير مقدمش انداختم رحمي كند
گفتا كه اشك بي ورع در رتبه ي تاثير نيست
گفتم بيا در بند كش اين بنده ي فرار را
گفتا اگر عاشق شوي كاريت با زنجير نيست
گفتم كه ديگر گوئيا افتاده ام از چشم تو
با غم نگاهم كرد و گفت مهدي ز نوكر سير نيست
<<ابتدا <قبلی 3496 3495 3494 3493 3492 3491 3490 3489 3488 3487 3486 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3491&mode=print