هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
34802
نام: مهری
شهر: کرمان
تاریخ: 2/22/2007 7:31:09 AM
کاربر مهمان
  دلم میخواهد انقدر پول داشتم که بچه هام هرچه میخواهند بخورند وبخرند مانتو کفش لباس خونه ماشین جهیزیه ومسافرت بروند خودم هم همینطور
34801
نام: Bill
شهر: Iraq, London
تاریخ: 2/22/2007 5:04:35 AM
کاربر مهمان
  Hello, visit my sites:
34800
نام: هیچ کس
شهر: the
تاریخ: 2/22/2007 3:47:26 AM
کاربر مهمان
  ba salam be hameye shoma doostane sex....
34799
نام: ...
شهر: ...
تاریخ: 2/22/2007 3:41:24 AM
کاربر مهمان
  انشا الله...جمعه...هویزه و دهلاویه
34798
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 2/22/2007 1:33:13 AM
کاربر مهمان
  سلام به اهالی اهل دل

علیک سلام آقا مجید و آقا مصطفی و آقا امین گل
علیک سلام شاهد دوکوهه ( ببینم نمیخواهی بری دوکوهه)

جوان مؤ من !

امام صادق عليه السلام فرمود: روزى سلمان در بازار آهنگران عبور مى كرد، ديد جوانى جيغ و فرياد مى كشد و جمعيت بسيارى دور او را گرفته اند، و آن جوان به روى زمين افتاده و بيهوش شده است .
مردم تا سلمان را ديدند، نزد او آمده و گفتند: گويا به اين جوان ، بى هوشى يا ديوانگى روى داده است ، تشريف بياوريد به بالين اين جوان و از خدا بخواهيد تا جوان نجات يابد.
وقتى كه آن جوان ، احساس كرد كه سلمان در كنارش است ، آرامش يافت و چشم خود را باز كرد و عرض كرد: من نه ديوانه ام و نه حالت بى هوشى به من رخ داده است ، بلكه در اين بازار عبور مى كردم وقتى ديدم آهن ها را روى سندان ها گذاشته و مى كوبند بياد اين آيه قرآن افتادم :
فالذين كفروا قطعت لهم ثياب من ناريصب من فوق رؤ سهم الحميم يصهر به ما فى بطونهم و الجلود و لهم مقامع من حديد...
يعنى : (براى كافران لباس هائى از آتش بريده شود، و آب سوزان بر سرهاى آنها ريخته گردد كه شدت گرمى آن از اندرون آنها و پوستشان را بسوزاند. و براى آنها گرزهائى از آتش قرار داده شود...) (حج 20 - 23)
ياد اين آيه ، مرا به اين موضع درآورده است .
محبت آن جوان باايمان در قلب سلمان راه يافت ، او را دوست خود انتخاب كرد، و همواره سلمان با او دوست بود، تا وقتى كه به سلمان خبر دادن دوستت در بستر مرگ قرار گرفته است .
سلمان به بالين او آمد، گفت : اى فرشته مرگ (عزرائيل ) به برادر من (اين جوان ) مهربانى كن .
عزرائيل پاسخ داد يا اباعبدالله انا لكل مؤ من رفيق : (اى سلمان من نسبت به هر شخص با ايمانى رفيق و مهربانم )

34797
نام: محبوبه
شهر: لامرد
تاریخ: 2/22/2007 12:30:51 AM
کاربر مهمان
  از زندگی خسته شدم دوست دارم از اینجا برم برم جایی که کسی نباشه
34796
نام: نمیگم
شهر: تهران
تاریخ: 2/22/2007 12:12:43 AM
کاربر مهمان
  ای خدا منو کمک کن تورو جون هرکی دوسش داری به این عاشق رحم کن فقط یه بار من ببینمش با اون شرایطی که خودت میدونی ... فقط یه بار ...التماست میکنم
34795
نام: گل نرگس
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 2/22/2007 12:00:38 AM
کاربر مهمان
  «بسم رب المهدی المنتظر»

اقاجون گمت کردیم... گل نرگس گم شدیم... . ما بدیم، ما خطاکاریم، ما حسرت کشیده ایم. ما همونایی هستیم که وقتی ظلم و بی عدالتی میبینیم، به همه میگیم که شما رو داریم. اقاجون ما تو این دنیا تنهاییم... غریبیم... مولا...... ندیده بهت دل بستیم.روزامون به امید یه نیم نگاهت همین طوری داره میگذره. امیدامون با آه و حسرت غروبات گره خورده. دستمون به جایی بند نیست. جز به دامان مادرت زهرا....
التماس دعای فرج

به امید ظهور
34794
نام: مصطفی عبادی
شهر: تهران
تاریخ: 2/21/2007 11:45:34 PM
کاربر مهمان
  ولادت با سعادت امام محمد باقر (ع) بر تمامی اهل دلی ها مبارك باد.
يك تبريك خصوصی خدمت مولايم حضرت مهدی (ع)به دليل ولادت با سعادت امام محمد باقر(ع).
به اميد فرجی
يا الله
34793
نام: شاهد
شهر: دوکوهه
تاریخ: 2/21/2007 11:44:05 PM
کاربر مهمان
  بسم الله النور

سلام دوستان عزیز
چقدر دلم واستون تنگ شده بود
الان که دارم اینارو مینویسم اشکم سرازیره
فکر نمی کردم اینقدر دوستون داشته باشم

امین بزرگوار خیلی زیبا می نویسید
آقا مصطفی شماهم ....
داداش احسان مومن خدا چه کردید با این متناتون!!!!!!!!!!!!غوغا بود
ناشاس عزیزهم که راهی مشهدالرضا شدن
عبدالزینب بی وفاکه هرچی صداش کردیم جوابمونو ندادو .....
عبدالفاطمه که تموم غصه هامو ریختم رو دلشو...
هم قدم عبدالفاطمه که این داستانش همیشه منو هوایی میکنه
اقا مجید عزیز
شلمچه گلم
داداش مقدادکه خیلی بهش ارادت دارم
سرداران قلعه که دل مارو ندید بردن
داداش بی قرارکه هنوز ملتمس دعای فراووووووووووووونه
فاطمه خانوم که عازمه ایرانه و....
روشنک که خیلی وقت بود برامون ننوشته بود ودردل نکرده بود
کاکتوس وعمو رضا که........
منتظر درس نخون که فقط میاد میگه شاهد بی معرفته.خب بچه یه سر به کامنتای وبلاگت بزن ببین چقدر تحویلت گرفتم داداش کوچولو
علمدار عزیز که انگار حسابی زده تو گوش درسو کنکور
توبه عزیز که نمیدونم چرا همیشه یادش میکنم
اقا رضا ازکویر که همیشه ادمو یاد عظمت کویر میندازن
علی اقا از شیراز
بسیجی گرامی
سارا خانوم گل که خیلی دوسش دارم
سورنای بی وفا که دیگه یادی از خواهرش نمیکنه
مبارز عزیزکه به ایشون هم ارادت دارم

و...............
توروخدا اگه یادم رفت کسیو بگم نذاره پای بی وفایی

شاهد این روزا خیلی دلتنگه
هرجا میره وهرکار میکنه باز اروم وقرار نداره


خواهر برادرای خوبم همتونو دوست دارم.

شاهدو هم دعا کنید به قول داداش بی قرار فراوووووووووووووووووون

یاعلی مدد
<<ابتدا <قبلی 3486 3485 3484 3483 3482 3481 3480 3479 3478 3477 3476 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3481&mode=print