هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
34612
نام: هدی
شهر: مشهد
تاریخ: 2/19/2007 2:55:09 PM
کاربر مهمان
  یا ابولفضل

به خداي منان به تمام قرآن كه به سينه شوق حرم تو دارم
به جلال داور به دل پيمبر به نماز زهرا به خلوص حيدر
به حطيم و كعبه به مقام و زمزم به صفا و مروه به منا و مشعر
به حسين و زینب به زهير و يحيي به حبيب و مسلم به علي اكبر
به سرشك طفلان به فرات خونين به رباب محزون به علي اصغر
اگرم براني و اگر بخواني نروم از اين كوي نروم از اين در

34611
نام: فاطیما
شهر: بابل
تاریخ: 2/19/2007 2:40:04 PM
کاربر مهمان
  به نام آنکه به من زندگی داد صبر گذشت ومحبت را که بزرگترین هدیه است به من ارزانی داشت خدایا با تو می گویم از درد قلب شکسته ام آنهایی که با من و در مقابل محبتهای من بد کردند به تو واگذار می کنم خدایا می شود روزی که من عقده دل باز کنم و با چشم ببینم تو با آنها چه کردی خود می دانی که من هیچ وقت بد کسی را نخواستم ولی در مقابل این همه ستم خسته ام چشمم اشک و دلم خون می چکد.
34610
نام: مريم
شهر: بابل
تاریخ: 2/19/2007 2:27:54 PM
کاربر مهمان
  خدايا! به من نعمت و دل خوشي عطا كن تا من ارتباط نزديك و تنگاتنگي با شما داشته باشم .
34609
نام: فرزانه
شهر: اراک
تاریخ: 2/19/2007 2:23:48 PM
کاربر مهمان
  ؟
34608
نام: علی
شهر: تهران
تاریخ: 2/19/2007 2:17:17 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا ابا عبدالله
السلام علیک یا صاحب الزمان
نمی دانم حرف دلم را چگونه باز گویم بعبارتی بهتر دلم را چگونه التبام بخشم بار الها فقط تو می دانی که چقدر دلتنگم بار آفریدگارا فقط تو می دانی که آرامش از خانه دلم رخت بر بسته و قطرات اشک امانم نمی دهد یکتا آفریدگارا بسان دیوانگان گشته ام در خیابان یا منزل یا محل کار چنان پریشان وگریانم که شک می کنم سالم یا که مجنون گشته ام
خدایا تو که می دانی بی کسم بار پروردگارا تو که میدانی ناتوانم معبودا توکه می دانی ضعیفم ، خدایا تو که مدانی هرآنچه را که حتی خودم راجع به خودم نمی دانم . افریدگارم از عاقبت کارم هراسناکم و به توپناه می برم خدایا تحمل بیماری صعب الاج برادر جوانم برادر مظلومم برادر عزیزم را ندارم خدایا گله مندم چرا اینقدر او را برای من برای مادرم برای خواهران و برادرانم عزیز نمودی و حال درعنفوان جوانی گرفتار بیماری مهلکش ساخته ای خدایا هیچ ندارم عرضه کنم جزء گریه و التماس خالق من درد دل با که بازگویم که سایه پدر ندارم و مادر خود نیازمند التیام خدایا می دانی و میدانم که به کرامتت و پاسخگوئیت ایمان دارم یا رب در حال عزیمت به دیدار سید وسالار شهیدان حسین ابن علی هستم خدایا می خواهم در بین الحرمین آنقدر فریاد بزنم تا که پاسخم را دریابم خدایا ازاین پریشانی نجاتم ده بحق کودک خردسالم که هر شب دستان معصومش را قبل از خواب به درگاهت بلند کرده و بازبان کودکانه شفای عمویش را خواستار است سپس برای تسکین من میگه بابا عمو مسعود خوب میشه خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا دریاب مرا و ارامش بخش مرا با شفای برادر جوانم خداوندا بخداوندیت تحمل ندارم رحم کن بر من رحم کن بر من رحم کن بر من التماس دعا
34607
نام: آمنه
شهر: شیراز
تاریخ: 2/19/2007 1:54:07 PM
کاربر مهمان
  چنین است آئین چرخ درشت
گهی پشت به زین و گهی زین به پشت
34606
نام: سعید
شهر: تهران
تاریخ: 2/19/2007 1:22:47 PM
کاربر مهمان
  الهی اين سوز امروز ما دردآميز است ، نه طاقت بسر بردن نه جای گريز است ، اين چه تيغ است که چنين تيز است ، نه جای آرام و نه روی پرهيز است.
الهی هر کس بر چيزی است و من ندانم بر چه ام، هميم آن است که کی دانسته شود که من کيم؟
الهی اين تن کان حسرت است و دل من مايه درد و محنت، می نيارم گفت کاين همه چرا بهره من، نه دست رسد مرا بر کان چاره من.
الهی بود من بر من تاوان است، تو يک بار بود خود بر من تابان، مصيبت من بر من گران است، تو آب خود بر من باران .

خداوندا گناه من زير حلم تو پنهان است تو پرده عفو بر من گستران
34605
نام: سکوت
شهر: شهر عشق اصفهان
تاریخ: 2/19/2007 12:56:42 PM
کاربر مهمان
  دلم فقط یه گوش شنوا می خواد تا حرفاشو بشنوه و یه جفت چشم که براش بارونی بشه و یه دل تا صبورانه تحملش کنه اما...
اما تو این دنیای تاریک همه شدن مرده متحرک گویا داره قیامت میشه هرکس به فکر خویشه ....
متاسفم ....
واقعا از اینکه یه ادمم متاسفم....
34604
نام: جواد سینا (علی)
شهر: افغانستان -کابل
تاریخ: 2/19/2007 12:45:26 PM
کاربر مهمان
  فریاد تمنای ظهورش چوبه پاخواست
فریاد زدم به دل شرم کن از خواست
این است حقیقت جزاین نیست که بفهمیم
ماغایب و او منتظر امدن مااست
34603
نام: غم
شهر: تبریز
تاریخ: 2/19/2007 12:35:39 PM
کاربر مهمان
  من تنهای تنها توی این دنیای بزرگ
<<ابتدا <قبلی 3467 3466 3465 3464 3463 3462 3461 3460 3459 3458 3457 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3462&mode=print