اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 34502 |
نام:
تنها
شهر:
اصفهان
تاریخ:
2/18/2007 10:45:12 AM
کاربر مهمان
|
برسریک دو راهی قراگرفته ام
|
|
| 34501 |
نام:
یه دانشجو
شهر:
تهران
تاریخ:
2/18/2007 10:43:55 AM
کاربر مهمان
|
...یادمون باشه همیشه کسی رودوست داشته باشیم که دلش خیلی بزرگ باشه.اون قدربزرگ که برای جاشدن تو اون لازم نباشه خودمون رو کوچیک کنیم.ویادمون باشه که دلای بزرگ ما جای خداست.بیاییددلامون رو از غیر خدا خالی کنیم.
|
|
| 34500 |
نام:
علی
شهر:
مرادی قزوین
تاریخ:
2/18/2007 10:43:26 AM
کاربر مهمان
|
جذب اداره و....
|
|
| 34499 |
نام:
سمیه
شهر:
میانه
تاریخ:
2/18/2007 10:39:31 AM
کاربر مهمان
|
سلام به همه کسانی که دوستشان دارم
|
|
| 34498 |
نام:
نرگس
شهر:
بوشهر
تاریخ:
2/18/2007 10:37:10 AM
کاربر مهمان
|
به نظر من آدم باید خودش عاقل باشه و وقتیکه میبینه حضورش برای یه جمع مضره خودشو بکشه کنار
و وقتی اینکارو نکنه یعنی به حرفایی که میزنه ایمان نداره
آقا امینم باید آزاده باشه و خودشو بکشه کنار
در ضمن من از بوشهرم
|
|
| 34497 |
نام:
مصطفی ساغریچی
شهر:
تهران
تاریخ:
2/18/2007 10:26:05 AM
کاربر مهمان
|
برای نرگس از شیراز
این شخص دلیل و منطقی برای کارهاش نداره امروز اگر شخصی قرار باشه به این بهانه های واهی گوش کنه و از میدون بیرون بره فردا نوبت یه نفر دیگه است
بعد
اگر قرار باشه این شخص با رفتن یک نفر اصلاح بشه از نوع نوشته و برخوردش معلومه که این حرفها نیست
به فرمایش امام حسین (ع) که خطاب به لشگر عمر سعد فرمودند اگر دین ندارید آزاد مرد باشید
اگر فردی به بلوغ عقلی رسیده باشد و در عین بی دین بودنش آزاده باشد حد اقلش اینست که به مقدسات توهین نمیکند
من یه سوال دارم این شخص چرا قدم به جایی میگذارد که روحش را از وجود شخصی آزرده کند؟
پس مشخص است که هدف چیز دیگری است و آن ایجاد تفرقه و انحراف افکار و بر هم زدن نظم است
و پیشنهاد من اینکه بی جهت خودش را خسته میکند
به فرمایش شهید دکتر بهشتی که فرمود بکشید ما را ملت بیدار تر میشود و اینچنین نیز شد
این قبیل حرکات باعث انسجام ، همدلی و وحدت بیش از پیش اهالی حرف دل میشود
در ضمن آقا امین محبوب همه حرف دلیهاست
و یک خواهش از همه: دیکر در این زمینه بحث به میان نیاوریم
همه اینجا به وظیفه خودشون واقفن و مسوولیتها مشخصه و دیگر نیازی به بحث و آوردن ادله و توجیه نیست
یا علی مددی
|
|
| 34496 |
نام:
نرگس
شهر:
بوشهر
تاریخ:
2/18/2007 9:52:14 AM
کاربر مهمان
|
آقا مصطفی من منظورم کل بچه ها نبود منظورم کسی بود که باعث به وجود اومدن این وضع شده
به نظر شما یه آدم اینقدر ارزش داره که به واسطه حضورش به مقدسات توهین شه
|
|
| 34495 |
نام:
ریحانه
شهر:
كازرون
تاریخ:
2/18/2007 9:47:16 AM
کاربر مهمان
|
بايد دانست اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بي سرو پايي نكنيم
|
|
| 34494 |
نام:
مصطفی ساغریچی
شهر:
تهران
تاریخ:
2/18/2007 9:34:04 AM
کاربر مهمان
|
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین
سلام به همه دوستان
خدایا برکت این ماههای عزیز ، دست هممون رو بگیر
عبدالفاطمه عزیز ، بیشتر از این منو شرمنده نکنید از کسانی ملتمس دعا بشید که آبرو دارن نزد آقا من خیلی روسیاه تر از این حرفهام که دعام در حق کسی مستجاب بشه
و نرگس خانم از شیراز من برای شما یه پیشنهاد خوب دارم اگه موافقید همه اجراش کنیم
اگر موافقید همه بچه های حرف دل از اینجا برن تا اون شخص هر چی دوست داره بنویسه اونوقت به کسی توهین نمیشه
موافقید؟
ولی همه بزرگترها اهل دل و با معرفتها و مومنها میدونن
هر که قربش بیش ، افزونش بلاست
مومنان را این نشانی از ولاست
یا علی مددی
|
|
| 34493 |
نام:
خدیجه
شهر:
کرج
تاریخ:
2/18/2007 9:29:09 AM
کاربر مهمان
|
بسمه تعالی
نمیدانم حرف دل را آیا باید بزنی یا نه ولی من ۲۷ سالم و خسته خستم خودم شاغلم ولی اصلا امیدی به زندگی ندارم امید نمیدانم شاید درست نباشه ولی همیشه توکل بر خدا کرده ام و از کمکها و لطفهایش بی دریغ نبوده و همیشه پشتیبانم بوده ولی دلم شکسته از خودم از کارهام دوست دارم یک تحول بزرگی در زندگی ام به وجود بیاید هیچ وقت به روی خودم نیاورده ام که خسته ام ولی دیگر توان ندارم نه توان کار کردن و نه ....
همیشه دوست داشتم با کسی حرف بزنم که گوش کنه به حرفهام کمکم کنه راهنمائی ام کند ولی نمیدونم چرا تا به حال نتوانستم به کسی حرف دلم را بزنم اینقدر کلافه و سردکمم که نمیدونم چی دارم می نویسم چون اشکهام نمیذاره راحت بنویسم.
دوست دارم کسی که جوابم را میدهد بهم آرامش خاطر و خیالم را آسوده کند.
شاید درست باشد آنقدر ایمان و اعتقادم به خدا ضعیف است که از کسی کمک خواستم ولی نه بالاخره انسان به یک همدم به یک همصحبت
|
|