اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 33702 |
نام:
ابراهیم حامدی
شهر:
تاریخ:
2/6/2007 12:02:36 AM
کاربر مهمان
|
سلام امیدوارم خوب باشی.خیلی عالی بود انشاالله موفق باشی.یا حق .خدانگهدار شما.
|
|
| 33701 |
نام:
بی معرفت
شهر:
غریبستان
تاریخ:
2/5/2007 11:52:22 PM
کاربر مهمان
|
فرات تشنه است و بیابان از فرات تشنه تر و امام از هر دو تشنه تر. فرات تشنه مشكهای اهل حرم است و بیابان تشنه خون امام و امام از هر دو تشنه تر است؛ اما نه آن تشنگی كه با آب سیراب شود... او سرچشمه تشنگی است ، و می دانی ، رازها را همه ، در خزانه مكتومی نهاده اند كه جز با مفتاح تشنگی گشوده نمی شود...
|
|
| 33700 |
نام:
vahid
شهر:
heydar abad-hend
تاریخ:
2/5/2007 10:43:46 PM
کاربر مهمان
|
chon seil be dame to be har lahze shekaram ei torfe negaram
az doorye sayad degar tab nadaram raftast ghararam
chon ahooye gom gashte be har gushe davanam
ta dam dar aghush nagiram negaranam.
az navake mozhgan shodo sad tir parany
bar del beneshany
chon partoe khorshid agar roo bekeshany
vay az shabe taram
dar band o gereftar dar an selsele mooyam
az dide rahe kooye to ba ashk beshuyam ba hale hazanam.
bar khiz ke dada az mane bichare setany
benshin ke sharar dar dele tangam beneshany
ta an labe shirin be sokhan baz goshaii khosh jelve namaii
ei morghe aman az dele oshagh kojaii ta sajde gozaram
gar booye to ra bad be manzel beresanad janam berahanam var na ze vojudam asary hich nayabi
joz gard o ghobaram
|
|
| 33699 |
نام:
پوریا
شهر:
بابلسر
تاریخ:
2/5/2007 10:41:45 PM
کاربر مهمان
|
باید منو ببینی
|
|
| 33698 |
نام:
مانی
شهر:
تهران
تاریخ:
2/5/2007 10:01:24 PM
کاربر مهمان
|
بی نام بخون.
تو داری بین اینا که به قول خودت دیوونن
دنبال حق و حقیقت می گردی؟
حس ترحم چیه؟آدم با خودش که دیگه لج نداره.کسی هم نیاز به ترحم کسای دیگه نداره البته اگه خودشو بشناسه و پیدا کرده باشه.
تو برو تحقیق کن.نه!اشتباه نکن.برای اینا تحقیق نمی کنی.برای خودته.
برو حق رو بشناس و بعد بیا و برای ما بگو.
شاید تو راست می گی.شاید ما اشتباه می کنیم.ولی برای اینکه معلوم شه تحقیق لازمه.درون خودتون تحقیق کنین.
|
|
| 33697 |
نام:
ساقی
شهر:
اراک
تاریخ:
2/5/2007 8:47:51 PM
کاربر مهمان
|
دلم می خواد به مولایم بگم آقا جون وقت ما داره تموم میشه ۱۹ ساله که منتظر ظهور توام یا بیا یا مرا قبل از رسیدن به ۲۰ راهی باغ قشنگ عمه ات کن
|
|
| 33696 |
نام:
مهدی.ش.ی
شهر:
اهواز
تاریخ:
2/5/2007 6:45:37 PM
کاربر مهمان
|
پندار ما اینست که :
ما مانده ایم و شهدا رفتند ، اما حقیقت آن است که زمان، ما را با خود برده است و شهدا مانده اند
|
|
| 33695 |
نام:
amin 110
شهر:
تهران
تاریخ:
2/5/2007 6:30:46 PM
کاربر مهمان
|
براي بي نام
سلام
سلامی از دورترین جادهها
با فرسنگها فاصله
سلام من از اوج آسمان به گوشت میرسد
سرت را بالا نکن مرا نمیبینی فاصله من و تو خیلی زیاد است
اینجا همه چیز آبی است
راستش دلم نمیخواهد چشمم را از این مناظر بردارم و برای لحظاتی دنیای تو را در زیر پاهایم ببینم!
آن پایین، جایی که تو دلت را خوش کردهای و با دنیایت صفا میکنی
هر چند وقت یک بار به دنیای تو نگاهی میاندازم چون من هم روزی در دنیای تو بودم
اما من و تو هر کدام با دنیایمان یک طور برخورد کردیم
آن روز که من در دنیای تو بودم بالاترین آرزویم رفتن از دنیای تو بود و مهم ترین ذکرم اللهم الرزقنی التوفیق شهاده فی سبیلک بود
آن روز که من در دنیای تو بودم بهترین تفریحم رفتن به بیابانهایی بود که نامش را جبهه گذاشته بودند بیابانهایی گرم ولی در عین حال با صفا
سرت را بالا نکن من را نمیبینی فاصله من و تو بسیار است بسیار
آن روز که من در دنیای تو بودم بهترین نوشیدنیم شربت نه چندان خنکی بود که از دست بچههای تدارکات میگرفتم
آن روز که من در دنیای تو بودم بهترین غذایم معجون آخر هفتهای بود که مواد اصلیش باقیمانده غذای شش روز پیش بود
آن روز که من در دنیای تو بودم شیرینترین آوازم کجایید ای شهیدان خدایی بود
آن روز که من در دنیای تو بودم بهترین دوستم مزار دوستان شهیدم بود
بی خود سرت را بالا نکن مرا نمیبینی فاصله من و تو فرسنگهاست
آن روز که من در دنیای تو بودم فقط یک مراد داشتم که در جماران زیارتش میکردم او هم اینجاست پیش ما
آن روز که من در دنیای تو بودم بهترین میهمانی شبانهام جمع اشک و زیارت عاشورا و نماز شب بود
آن روز که من در دنیای تو بودم شیرینترین بازی ما جشن پتو نام داشت
آن روز که من در دنیای تو بودم ....
اینجا همه چیز آبی است
|
|
| 33694 |
نام:
زهرا
شهر:
اصفهان
تاریخ:
2/5/2007 6:23:59 PM
کاربر مهمان
|
وقتی دلم خیلی پر ودیگه دارم میترکم ازغم هایی که دارم یاد بچه های جانبازی می افتم که الان روی تخت بیمارستانها هستند وبه گردن همه ما حق دارند وبا خودم می گم
(هر که دراین دیرمقرب تراست جام بلا بیشتر ش میدهند)
|
|
| 33693 |
نام:
الهام
شهر:
تهران
تاریخ:
2/5/2007 5:52:25 PM
کاربر مهمان
|
سلام بچه ها دلم از بازی روزگار گرفته ارزویم وصال اوست
|
|