هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
33352
نام: لیلا
شهر: تهران
تاریخ: 1/30/2007 6:20:50 PM
کاربر مهمان
  سلام
خسته نباشید
من دختر ۳۲ ساله هستم اخیرا با پسری که سه سال از من کوچکتر است آشنا شده ام حدودا ۵ ماه است من در این مدت محدود خیلی دلبسته او شده ام قرار ما ازدواج است ولی می گوید اول استخاره خواهد کرد بعد هر چه که خدا بگوید نمی دانم چه کنم نه اینکه به استخاره ایراد بگیرم نه بلکه می ترسم
مطمئن هستم که اگر نتوانم با ازدواج کنم مدت زیادی نخواهم توانست به زندگی عادی برگردم
خیلی می ترسم
لطفا کمکم کنید
ممنون
33351
نام: زهرا
شهر: همدان
تاریخ: 1/30/2007 5:45:04 PM
کاربر مهمان
  همین چند وقت پیش کربلا بودم. خدا ان شائالله قسمت همه تان بکند.
33350
نام: ابوطالب عباسی
شهر: مشهد تربت جام
تاریخ: 1/30/2007 5:19:04 PM
کاربر مهمان
  هرکس چهل صبح زیارت عاشورای حسین را بخواند هرحاجتی داشته باشد براورده شود شمارا به خدا قسم اگر شک دارید امتحان کنید
33349
نام: فهیمه
شهر: تهران
تاریخ: 1/30/2007 5:14:00 PM
کاربر مهمان
  سلام بر شهیدان
به مناسبت شام غریبان وبه یادتمام کسانی که سالهای گذشته این نوحه ها رادرشام غریبان زمزمه می کردندوالان دربین ما نیستند:

خیمه هامیسوزد وشمع شب تارم شده
درشب بیماریم آتش پرستارم شده

ماکه خوداز سوز دل آتش بجان افتاده ایم
ازچه پس این شعله هایار دل زارم شده

پیش از ین سقای مابودی علمدار حسین
امشب اما جای او آتش علمدارم شده

ای فلک جان مرا هر چند میخواهی بسوز
مدتی هست از قضا دل سوختن کارم شده

جز غم امشب پیش ما یار وفاداری نماند
در شب تنهائیم تنها همین یارم شده

من که شب را تاسحر بی خواب وسوزانم چو شمع
از چه امشب شعله ها شمع شب تارم شده

بس که اشک آیدزچشمم خواب شب راراه نیست
دودآتش از چه رو در چشم خونبارم شده

جز دوچشمم هیچکس آبی براین آتش نریخت
مردم چشمان من تنها پرستارم شده
گر گلستان شد به ابراهیم آتش ها ولی
سوخت گلزار من وآتش پدیدارم شده

شعله های کربلا آتش بجانم زد حسان
آتشین از این جهت ابیات واشعارم شده



33348
نام: فهیمه
شهر: تهران
تاریخ: 1/30/2007 4:43:34 PM
کاربر مهمان
  امشب شب شام غریبان حسین (ع)است
این هم یک نوحه قدیمی تقدیم به همه عاشقان


شام غریبان

خیمه ها میسوزد وشمع شب تارعزاست
کربلا ماتم سراست

مجمع پیغمبران درقتلگاه کربلا ست
کربلا ماتم سرا ست

یک طرف میرعرب درخاک وخون بی سر شده
چون گلی پرپر شده

یک طرف مهد بلا گهواره اصغر شده
خاک غم بر سرشده

یک طرف پرپر گل رخساره اکبرشده
غرقه خون پیکر شده

درخیام آل طاها شعله آتش به پاست
کربلا ماتم سرا ست


33347
نام: احسان
شهر: تورنتو، کانادا
تاریخ: 1/30/2007 1:28:28 PM
کاربر مهمان
  ... برابر سپاه سى هزار نفرى عمر بن سعد از بامداد تا عصر روز عاشورا، مقاوم و پايدار نمود و با شهادت قهرمانانه خود، لرزه بر اركان نظام اموى به وجود آوردند. گرچه مشهور است كه تعداد ياران شهيد امام ۷۲ تن مى باشد، اما مورخان شمار آنان را تا ۱۴۰ تن گفته اند كه برخى از شهدا محل اتفاق مورخان هستند و پاره اى از اسامى به صورت گوناگون در منابع تاريخى نقل شده اند.
البته ترديدى نيست، با اضافه شدن شهيدانى كه پيش از شهادت امام حسين(ع) و يا پس از شهادت آن حضرت، در كوفه به شهادت رسيده اند، تعداد ياران شهيد آن حضرت از ۷۲ تن تجاوز خواهد كرد. همچنين درباره شهيدان اهل بيت در كربلا، نظر واحدى ارائه نشده و به اختلاف سخن گفته اند. برخى از مورخان آنان را ۲۲ تن، برخى ديگر ۱۸ تن و عده اى نيز ۱۷ تن دانسته اند.

پروردگارا...روح همگی شهدای اسلام در هر نقطه از دنیا را که با پیروی از الگوی حسین(ع) به عروج درآمدند، قرین رحمت خود قرار ده و آنها را با شهدای کربلا محشور بگردان.
پروردگارا...ما را به حق حسین و علی بن حسین و اولاد حسین و اصحاب حسین(ع) ببخش و بیامرز.
خداوندا...همه مریضهای ما را به حق این اشکهای پاک که در سوگ حسین ریخته میشوند شفا بده و آنها را الساعه لباس عافیت بپوشان.
الها...شفاعت حسین را در روز حساب نصیب ما بفرما.
ربا...به فضل دو دست بریده ابوالفضل جوانان ما را از تباهی و ارتکاب گناه حفظ کن و در آنها امید به زیستن با الگوی حسین(ع) را زیاد کن.
خدایا...درد و غم این ملت شریف را با تعجیل در فرج مولامان صاحب الزمان(عج) از بین ببر.
ملکا...چشمهای منتظر این مشتاقان را بیش از این گریان مساز.
نورا...لحظه ای ما را به خود وا مگذار.
معبودا...یاد و خاطره حسین(ع) را در تمامی مراحل زندگی در پیش چشم ما قرار بده.

آمین یا رب العالمین.
33346
نام: احسان
شهر: تورنتو، کانادا
تاریخ: 1/30/2007 1:26:36 PM
کاربر مهمان
  ...اين خشك لب فتاده دور از لب فرات
كز خون او زمين شده جيحون، حسين توست
اين شاه كم سپاه كه با خيل اشك و آه
خرگاه زين جهان زده بيرون حسين توست
اين قالب طپان كه چنين مانده بر زمين
شاه شهيد ناشده مدفون حسين توست

پس از آن اسيران را به كوفه و از كوفه به شام منتقل كرده تا بدين صورت، قدرت نمايى نموده و پيروزى خود را به مردم بنمايانند، ليكن غافل از اين كه انقلاب امام حسين(ع) از دو بخش تشكيل يافته بود، بخشى كه به وسيله امام و ياران فداكارش تا عصر عاشورا به پايان رسيد و بخشى ديگر از سوى امام زين العابدين(ع)، زينب كبرى عليهاالسلام و ديگر اسيران مى بايست اجرا شود. بخش دوم نيز، همانند بخش اول بسيار موفقيت آميز بود، زيرا حقانيت و مظلوميت اهل بيت و جنايت بنى اميه و عوامل ستم پيشه آنان، از طريق اسيران به اطلاع ملت خواب زده رسيد و آنان را از خواب غفلت بيدار و به وظايفشان آشنا كرد، بذر حقيقت جويى را در سراسر عالم اسلامى افشاند و همگان را براى احقاق حق و زدودن باطل فرا خواند.
اين بخش از نهضت حسينى، ماجراى مفصل و طولانى دارد كه در نوشتار حاضر نمى گنجد و نياز به نوشتار ديگرى دارد.
۶- خاك سپارى شهيدان كربلا
همان طورى كه گفته شد، عمر بن سعد كشته هاى خويش را در روز يازدهم محرم، دفن نمود و در حالى كه كشته هاى اهل بيت و يارانشان بر زمين مانده بود، كربلا را به قصد كوفه ترك كرد. گروهى از طايفه بنى اسد كه در «غاضريه»، در نزديكي كربلا ساكن بودند در روز سيزدهم محرم وارد كربلا شده و بر شهيدان نمازگزاردند و آنان را دفن كردند.
به اين طريق كه پیکر مبارک امام حسين(ع) را در همين مكانى كه اكنون معروف است دفن كرده و على بن الحسين(ع) را در پايين پاى پدر به خاك سپردند و از براى ساير شهيدان در پايين پاي امام حسين(ع)، قبر بزرگى حفر و همگى را در آن جا دفن نمودند، ولى حضرت عباس(ع) را در راه غاضريه (در محل فعلى حرم) دفن كردند.

ياران شهيد
شمار اصحاب و ياران اباعبدالله الحسين(ع) چه آنان كه پيش از شهادت آن حضرت و چه آنان كه پس از شهادت ايشان از دنيا رفته اند زياد است. گفتنى است كه ياران و اصحاب فداكار امام حسين(ع) بهترين ياران اهل بيت بودند. چرا كه آنان، دست از زن و فرزند و تعلقات مادى كشيده و به يارى امام شان شتافتند و مظلومانه، ولى قهرمانانه به شهادت رسيدند.
امام حسين(ع) با اين كه در شب عاشورا بيعت خويش را از همه باز ستاند و آنان را در بازگشت آزاد گذاشت، اما آنان با نشاط و روحيه اى وصف ناپذير ايستادگى كرده و اعلام وفادارى نمودند و در پاسخ آن حضرت عرضه داشتند: اگر هفتاد بار ما را بكشند، بدن ما را آتش بزنند و دوباره زنده كنند، دست از يارى تو بر نداشته و از تو جدا نمى شويم . ما زندگى پس از تو را نمى خواهيم و خدا زشت سازد زندگى پس از تو را. به راستى ياران امام حسين(ع) در مقام عمل ثابت قدم مانده و با ميل و رغبت از آن حضرت پشتيبانى كرده و خود را فداى وى نمودند. به همين جهت شهيدان واقعه كربلا و ياران فداكار امام نزد اهل بيت عصمت و ائمه اطهار مقامى بس والا و ويژه اى دارند.
شخصى به امام صادق(ع) گفت : مرا از ياران امام حسين(ع) و چگونگى استقبال آنان از شهادتشان خبر بده. امام فرمود: حجاب ها از برابر ديدگانشان كنار زده شد، به طورى كه جايگاه خود را در بهشت مى ديدند. به همين جهت هر يك از آنان براى كشته شدن، از ديگری پيشى مى گرفت تا به نعمت هاى الهى و جايگاه خود در بهشت دست يابد. همين عشق و ايثار بود كه تعداد اندك آنان را در ب
33345
نام: احسان
شهر: تورنتو، کانادا
تاریخ: 1/30/2007 1:24:45 PM
کاربر مهمان
  ... به سزاى اعمالشان رسيدند. به دستور مختار دست و پاى آنان را با ميخ ‌هاى آهنين بر زمين كوبيدند و بر بدنشان آنقدر اسب دوانيدند كه پيش از هلاك شدنشان، تمامی اعضا و اجزاى بدنشان از هم جدا شد
۴-ارسال سر مقدس امام حسين عليه السلام به كوفه
عمر بن سعد در عصر عاشورا براى خوش خدمتى بيشتر و اعلام وفادارى به عبيدالله بن زياد و خاندان بنى اميه، دستور داد سر بريده امام حسين(ع) را با شتاب به كوفه ببرند و عبيدالله بن زياد را از پايان يافتن غائله كربلا با خبر گردانند. ماموريت رساندن سر مقدس اباعبدالله الحسين(ع) با خولى بن يزيد اصبحى و حميد بن مسلم بود. آنان شب به كوفه رسيدند. در آن هنگام دارالاماره نيز بسته بود. به همين جهت شب را در خانه خويش گذرانده و بامداد روز يازدهم سر مقدس امام حسين(ع) را نزد عبيد الله بردند.
سرهاى ديگر شهيدان را پس از بريدن و شست و شو دادن، ميان سركردگان جنايت كار تقسيم كردند تا نزد عبيدالله برده و پاداش بگيرند و بدين وسيله به وى نزديك شوند.
۵- اسارت اهل بيت عليه السلام
پس از شهادت اباعبدالله الحسين(ع)و ارسال سرهاى شهيدان به كوفه، عمر بن سعد در روز يازدهم محرم، بر كشته هاى خويش نماز گزارد و آنان را دفن نمود، ولى بدن مقدس شهيدان را در بيابان كربلا رها كرد. آنگاه دستور داد زنان، كودكان و بازماندگان واقعه عاشورا را اسير كرده و به كوفه ببرند. هنگام خروج از سرزمين كربلا به خواسته اسيران و يا به دستور عمر بن سعد جهت تازه كردن داغ اسيران و عزيز از دست دادگان، آنان را از كنار پيكرهاى شهيدان مخصوصا عبور دادند. چون كجاوه هاى بى محمل به قتلگاه رسيدند، اسيران مظلوم اهل بيت از فراز كجاوه ها خود را به زمين انداختند و به سوى شهيدان غرقه به خون خويش شتافتند...(تجسم کن...آتش میگیری!...یا حسین...زینب!...زینب!! امان از دلت خانم!)
هر كس بدن شهيدى را در برگرفت و بر او مويه و سوگوارى كرد و سپس از او خداحافظى نمود، ولى سوگوارى و گريستن سكينه بر پدرش امام حسين(ع)و نحوه خداحافظى اش، سنگ خاره را آب مى كرد. همچنين عمه اش زينب كبرى عليهاالسلام با اندوه و دل شكسته از شهيدان، به ويژه بدن مقدس برادرش امام حسين(ع) خداحافظى كرد. اين آخرين ديدار آنان با بدن عزيزانشان بود!!
حمید بن مسلم گفت: به خدا سوگند فراموش نمى كنم زينب دختر علی را آن هنگام كه بر برادرش حسین زار مى زد و با صداى غمگين و دلى داغدار، خطاب به جدش محمد مصطفى صلى الله عليه و آله مى گفت : اى محمد، كروبيان بر تو درود فرستادند! اين حسين توست كه با اعضاى پاره در خون خويش آغشته شده است . ای محمد اين دختران تواند كه آنان را اسير كرده اند. اى محمد، اين حسين توست كه به دست زنا زادگان كشته شده و پيكر مطهرش بر روى خاك افتاده است و باد صبا بر او خاك و غبار مى افشاند. اى محمد، اين حسين توست كه سرش را از قفا بريده اند و عمامه و رداى او را ربوده اند و...
مرحوم محتشم كاشانى، زبان حال زينب كبرى عليهاالسلام را چنين به نظم درآورده است (که قبلا توسط برادر عزیزم مجید آورده شد):

پس با زبان پر گله آن بضعة الرسول
رو در مدينه كرد كه : يا ايهاالرسول
اين كشته فتاده به هامون حسين توست
وين صيد دست و پا زده در خون حسين توست
اين نخل تر، كز آتش جان سوز تشنگى
دود از زمين رسانده به گردون حسين توست
اين ماهى فتاده، به درياى خون كه هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسين توست
اين غرقه محيط شهادت كه روى دشت
از موج خون او شده گلگون حسين توست
اين خشك لب فتاد
33344
نام: احسان
شهر: تورنتو، کانادا
تاریخ: 1/30/2007 1:21:58 PM
کاربر مهمان
  سلام بر خدایی که فقط نظاره گر عاشورا بود...!(نعوذ بالله)
شاید در آن لحظه به خلقت انسانش می بالید!! شاید همان لحظه بود که دوباره در جواب فرشتگانش که از او پرسیدند چرا انسان را خلق کردی که ما خود تو را تسبیح و تقدیس می کنیم پاسخ داد: ببینید..ببینید این همان چیزی است که به شما می گفتم...چیزی که من میدانستم و شما نمیدانستید...آری، حسین آنروز مایه فخر بشریت شد...گزاف نباشد اگر بگویم خداوند یکبار دیگر جمیع فرشتگان را ندا داد تا در برابر آدم، و اینبار حسین(ع) به سجده روند...

کربلا...۱۶
پس از شهادت امام حسين عليه السلام
دشمنان، پس از شهادت جانسوز امام حسين(ع) و يارانش، دست از جنايات خويش برنداشتند، بلكه در اينروز غم آلود جنايت هاى ديگرى مرتكب شدند كه به اختصار بيان مى كنم:(پیشاپیش از تمامی سیٌدها عذر خواهی میکنم)
۱- غارت خيمه ها
سپاه عمر بن سعد، به ويژه دسته نابكار شمر، پس از شهادت امام حسين(ع) به خيمه هاى آن حضرت يورش برده و خيمه ها را غارت كردند و چهارپايان، لباس ها، صندوق ها، اسلحه ها و خوراكى ها را به يغما بردند. آنان، حتى حريم اهل بيت را مراعات نكردند و زيور و لباس هاى زنان را از آن ها ستاندند،(خاک بر دهانم) به طورى كه زنان اهل بيت از شدت کثافت كارى و بی حرمتی شمر به عمر بن سعد پناهنده شدند و به او شكايت كردند. عمر بن سعد به ظاهر، دستور داد كه از غارت خيمه ها دست بردارند.
از حميد بن مسلم روايت شد: به اتفاق شمر بن ذى الجوشن و گروهى از پيادگان، از خيمه ها گذشتيم تا به على بن الحسين(ع)رسيديم كه از شدت بيمارى از هوش رفته بود. همراهان شمر گفتند: كه اين بيمار را هم بكشيم؟ من گفتم : سبحان الله چه بى رحم مردميد شما. آيا اين كودك ناتوان را هم مى خواهيد بكشيد؟ همين بيمارى كه بر او عارض شده او را كافى است . به هر طريقى بود آنان را از كشتن على بن الحسين بازداشتم، ولى آن بى رحم ها پوستى را كه آن حضرت بر آن خفته بود بكشيدند و به يغما بردند.
۲- آتش زدن خيمه ها
دشمنان پس از غارت خيمه ها و به يغما بردن دارايى ها و اشياى موجود بازماندگان، خيمه ها را به آتش كشيدند. در اين هنگام، كودكان و زنان بى سرپرست، از خيمه ها بيرون آمده و به بيابان هاى اطراف گريختند. پس از غارت خيمه ها، آن ها را آتش زدند و بانوان مكرمات با سر و پاى برهنه در حالى كه لباس هاى ايشان را ربوده بودند، از خيمه ها بيرون ريختند و صدا به شيون و گريه بلند نمودند و در اینحال به اسيرى رفتند...( یا صاحب الزمان...بگم یا کافیه؟...طاقت داری بازم؟...)
۳- تاختن اسب بر پيكر شهيدان
عمر بن سعد خطاب به سپاه خود گفت : چه كسانى آمادگى تاختن اسب بر كشتگان را دارند؟ ده نفر از آنان اعلام آمادگى كردند كه از آن جمله بودند: اسحاق بن حياة حضرمى، احبش بن مرثد و اسيد بن مالك(لعنة الله علیهم جمیعا) اين عده پس از نعل بندى اسبان خويش بر پيكر شهيدان كربلا، از جمله پیکر پاک و به خون غلطیده اباعبدالله الحسين(ع) اسب تاختند و پيكرهاى پر از جراحت و بى سر شهيدان را در هم شكستند...(یا حسین..)
اين گروه نابكار وقتى برگشتند، در نزد عبيدالله بن زياد براى گرفتن جايزه خيانت و جنايت خويش، از كار خود چنين تعريف كردند: ما همان كسانيم كه بر بدن حسين و يارانش اسب رانديم به حدى كه استخوانهاى سينه آنان را در زير سم ستوران چون آرد نرم كرديم!
عبيدالله بن زياد، اعتنايى به آن ها نكرد و دستور داد كه جايزه اندكى به آنها بدهند. اين عده پس از قيام مختار بن ابى عبيده ثقفى (در سال ۶۶ ه .ق در كوفه به س
33343
نام: مجید
شهر: تهران
تاریخ: 1/30/2007 1:21:23 PM
کاربر مهمان
 


قتل الحسین بکربلا عطشانا
<<ابتدا <قبلی 3341 3340 3339 3338 3337 3336 3335 3334 3333 3332 3331 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3336&mode=print