اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 33222 |
نام:
احسان
شهر:
تورنتو، کانادا
تاریخ:
1/28/2007 12:48:10 AM
کاربر مهمان
|
سلام بر رب عالمیان و سلام بر حسین و فرزندان حسین و اصحاب حسین و عاشقان حسین...
سلامی هم خدمت بچه های پاک اهل دل
آقا مصطفی عزیز، علیکم سلام...خوبید انشاء الله؟
مجید عزیز و همیشه در صحنه کجایید؟
**توجه:**
کسانیکه طاقت ندارند از این قسمت به بعد را نخوانند!!..اما اگر خواندید و نتوانستید خودتان را کنترل کنید...وقتی با دل شکسته اشکی ریختید...این حقیر را هم دعای خیر بفرمایید...محتاج دعایتان.
کربلا...۱۱
۳- فرمان حمله عمومى
عمر بن سعد، پس از دريافت نامه عبيدالله بن زياد، احساس كرد، اگر در مبارزه با امام حسين(ع) تعلل بورزد، موقعيت خويش را از دست خواهد داد و شمر به جاى او به فرماندهى سپاه خواهد رسيد. بدين جهت در عصر تاسوعا بدون هيچ گونه اخطار قبلى و با دستپاچگى تمام فرمان حمله عمومى به سوى خيمه هاى امام حسين(ع) را صادر كرد. وى با گفتن «يا خيل الله اركبى و بالجنة ابشرى»!! تلاش نمود تا كردار خويش را بايسته جلوه دهد و روحيات متزلزل سپاهيان خويش را تقويت كند، تا مبادا در نبرد با فرزندزاده رسول خدا صلى الله عليه و آله دچار سردرگمى و سستى و پراكندگى گردند. سپاه كفر پيشه عمر بن سعد، يك پارچه به حركت درآمده و به سوى خيمه هاى امام حسين (ع) هجوم آوردند.امام حسين(ع)...(یا زهرا) در اين هنگام كه در پيشگاه خيمه خويش، به شمشير تكيه داده و به استراحت مختصر پرداخته بود، با صداى خواهرش زينب كبرى عليهاالسلام بيدار گرديد و خيل عظيم سپاهيان دشمن را در روبروى خيمه هاى خود مشاهده نمود...(فقط تجسم کنید!...ما که نبودیم ببینیم که...ببینید مظلومیت حسین را...ببینید غریبی حسین را....بشنوید فریادهای زینب را...یا الله!)آن حضرت، بلادرنگ برادرش عباس بن على(ع) را طلبيد و وى را به همراه بيست تن از ياران فداكارش چون زهير بن قين و حبيب بن مظاهر به سوى سپاه دشمن فرستاد، تا عمر بن سعد را ملاقات كرده و علت آتش افروزى هاى بى حاصل آنان را جويا گردند. حضرت عباس(ع) به همراه ياران امام حسين(ع) به سپاهيان دشمن نزديك شد و از سركردگان آنان پرسيد: منظور شما از اين حركت بى جا و غوغاها چيست ؟ آنان پاسخ دادند: از امير عبيدالله بن زياد فرمان آمده است كه بايد بر شما عرضه كنيم و آن اين است كه يا در طاعت او درآييد و با وى بيعت كنيد و يا آماده نبرد سرنوشت ساز باشيد! حضرت عباس(ع) فرمود: پس قدرى تامل كنيد تا من اين گزارش را به سرورم حسين(ع) برسانم. عباس(ع) پيام دشمن را به امام حسین(ع)رسانيد. امام حسين به وى فرمود: به سوى ايشان برو و از آنان مهلت بخواه كه امشب را صبر كنند و كار نبرد را به فردا واگذار كنند. چون دوست دارم در شب آخر عمرم مقدارى بيشتر به نماز و عبادت بپردازم و خدا مى داند كه من به راز و نياز با وى و نيايش در درگاهش چه قدر علاقمندم....( یا حسین...)..عباس(ع) مجددا پيام امام حسين(ع) را به دشمن رسانيد. عمر بن سعد كه مظنون به مسامحه كارى شده بود و شمر را رقيب خود مى ديد، از درخواست امام حسين(ع) سرباز زد و گفت : براى حسين، ديگر مهلتى نيست ! ليكن برخى از فرماندهان سپاه، از جمله قيس بن اشعث و عمر بن حجاج بر او اعتراض كرده و گفتند: اگر سپاهيان كفر و شرك از ما مهلت مى خواستند،دريغ نمى كرديم ولى از مهلت دادن به فرزندزاده رسول خدا(ص)دريغ مى ورزيم؟ لازم است او را مهلت دهي. عمر بن سعد، ناگزير درخواست امام حسين(ع) را پذيرفت و پيام داد كه يك شب را به شما مهلت دادم ولى بامدادان فردا اگر بر فرمان امير، سر طاعت فرود نياوريد، فيصله كار را به شمشير مى سپاريم . در
|
|
| 33221 |
نام:
خروش!
شهر:
همين دور و برا
تاریخ:
1/28/2007 12:40:19 AM
کاربر مهمان
|
سلام بر سیاه پوشان حسین
**********************
نبی گرامی اسلام صلی الله علیه وآله به بی بی زهرا سلام الله علیها فرمودند:
ای فاطمه!
تمام چشمها روز قیامت گریان است جز چشمی که در مصیبت حسین گریه کرده که روز قیامت خندان است و نعیم بهشت به او مژده داده خواهد شد.
|
|
| 33220 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
1/28/2007 12:17:21 AM
کاربر مهمان
|
برای خواهر خودم
فکر میکنم یه اشتباه تایپی توی نوشته شما وجود داره - درستش باید این باشه
خداوند هم در بين پسران حضرت علي(ع) - امام حسن(ع) و امام حسين(ع) را براي ادامه راه پدر انتخاب كرد در حاليكه آنها برادران ديگري نيز داشتند. ( دعا یادت نره )
اللهم صل علی محمد و آل محمد
|
|
| 33219 |
نام:
Christine
شهر:
NYC
تاریخ:
1/28/2007 12:13:38 AM
کاربر مهمان
|
Best regards from NY!
|
|
| 33218 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
1/28/2007 12:03:44 AM
کاربر مهمان
|
سلام به تمامی اهالی اهل دل
سلام آقا مصطفی - چطوری مومن ؟ دعا یادت نره
حضور امام سجّاد(ع ) در دفن شهيدان كربلا
طبق روايان متعدد، دفن امام معصوم (ع ) توسط امام معصوم ديگر انجام مي گيرد.
بر اين اساس ، امام هشتم حضرت رضا(ع ) هنگام شهادت پدرش امام موسى بن جعفر(ع ) از مدينه به بغداد رفت و عهده دار كفن و دفن جسد مطهر آن حضرت گرديد.
در آن زمان عده اى بودند كه اين موضوع را باور نداشتند، حضرت رضا(ع ) با يكى از اين افراد، بنام ((على ابن ابى حمزه )) مناظره كرد و به او فرمود:
((به من بگو، آيا حسين بن على (ع ) امام بود يا نه ؟!))
او گفت : ((امام بود.))
امام رضا(ع ) فرمود: ((چه كسى متصدى دفن آن حضرت گرديد؟))
او گفت : على بن الحسين ، امام سجّاد(ع ) متصدى آن شد.
حضرت رضا(ع ) فرمود: ((امام سجاد(ع ) در اين هنگام كجا بود؟)) على بن ابى حمزه گفت : ((آن حضرت در اين هنگام ، در زندان كوفه بود و بى آنكه زندانبانها متوجه شوند، از زندان بيرون آمد و به كربلا رفت .))
امام رضا(ع ) فرمود: ((كسى كه اين امكان را به امام سجاد(ع ) داد كه از زندان كوفه به كربلا برود و در دفن جسد مطهر پدرش حاضر گردد، به من نيز كه صاحب امر هستم ، امكان رفتن به بغداد را خواهد داد، با اينكه من در زندان و اسارت نيستم .))
هنگامى كه امام سجاد(ع ) (روز سيزدهم محرم سال 61) به كربلا آمد، ديد جعى از بنى اسد، حيران و سرگردان در كنار پيكرهاى پاره پاره شهدا ايستاده اند و بدنها را نمى شناسند و نمى دانند كه چه كنند؟!
امام سجّاد عليه السّلام خود را به آنها معرفى كرد و علت آمدنش را به آنها گفت ، و بدنها را به آنها شناساند، و دستور داد هر كدام را به نحوى به خاك سپردند، زنهاى بنى اسد در حالى كه موى سرشان را پريشان كرده و دست به صورت مى زدند، بلند مى گريستند، و مردان بنى اسد در دفن شهداء، كمك مى كردند.
و در آخر كار، سجّاد عليه السّلام كنار جسد مطهر پدرش امام حسين عليه السّلام آمد و آن را به آغوش گرفت ، و گريه سخت كرد، و آه جانكاه او بلند شد، سپس به كنار آمد، مقدارى از خاك زمين را رد كرد قبر آماده اى پديدار شد، خودش به تنهائى بدن را برداشت و در ميان قبر گذاشت ، وقتى كه آن را در لحد قبر داد، خم شد و صورتش را روى رگهاى بريده گلوى امام حسين (ع ) نهاد و فرمود: ((خوشا به سعادت آن زمينى كه جسد پاك تو را در برگرفت ، دنيا بعد از تو، تاريك است ، و آخرت به نور تو درخشان مى باشد، شبها بعد از تو با دشوارى ، صبح مى گردد، و اندوه ما از فراغ تو هميشگى است تا آن هنگام كه خداوند افراد خاندانت را به تو ملحق سازد، آخرين سلامم بر تو اى فرزند رسول خدا، و رحمت و بركات خدا بر تو باد.))
سپس بيرون آمد و روى قبر را پوشانيد، و بر آن چنين نوشت :
هذا قبر الحسين بن على بن ابى طالب الذى قتلوه عطاشانا غريبا.
: ((اين قبر حسين ، فرزند على بن ابيطالب عليه السّلام است كه او را با لب تشنه و غريب ، كشتند)).
سپس امام سجاد(ع ) كنار نهر علقمه آمد و جسد پاره پاره عمويش عباس (ع ) را ديد، خود را به روى بدن افكند، و فرمود:
على الدنيا بعدكَ العفايا قمر بنى هاشمٍ.
: ((اى ماه بنى هاشم ، بعد از تو خاك بر سر دنيا.))
سپس جسد به خون طپيده آن حضرت را، تنها به خاك سپرد، و به بنى اسد فرمود: افرادى (نامرئى ) با من هستند كه مرا كمك مى كنند.
|
|
| 33217 |
نام:
مرتضی
شهر:
اصفهان.پیربکران
تاریخ:
1/27/2007 11:41:07 PM
کاربر مهمان
|
ای کاش دولت همانگونه که احمدی نجاد میگفت عمل میکردند به خصوص در بانکها وجریان این وامهای بنگاههای زود بازده ازدولت میگیرندوبا سود بیشتر به مردم میدن (((((ما مردم کم پول خیلی دربه دریم)))))))۹
|
|
| 33216 |
نام:
عبد کوی عشق(عبدالزهرا)
شهر:
غریبستان...
تاریخ:
1/27/2007 11:06:31 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب الحسین(ع)
***
...
سلام!!!
التماس دعا
اومدم بگم:کتاب حماسه حسینی شهیأ مطهری رو حتمآمطالعه کنید...
...
{سایه بعضی ها بد جور سنگین شده}؟!!!...
...!!!!!!!!!!!!!!!۱
بچه ها
التماس دعا
یا عزیززهرا(س)
|
|
| 33215 |
نام:
یاس
شهر:
دل
تاریخ:
1/27/2007 10:27:59 PM
کاربر مهمان
|
به سوال همواره ی شهیدان، چه جوابی بدهیم که «بعد از ما چه کرده اید؟»
خدا کند که مقتل رشیدیه ی فکه را فراموش نکنیم که شصت رزمنده عملیات والفجر مقدماتی در آن، دسته جمعی دفن شدند. خدا نکند چهارصد شهید گودال شلمچه را از یاد ببریم. ای کاش هر روز آخرین برگ دفترچه آن شهید گودال حنظله را مرور کنیم که نوشته بود:«امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم، آب را جیره بندی کرده ایم، عطش همه را هلاک کرده همه را جز شهدا، که حالا در کنار هم در انتهای کانال خوابیده اند، دیگر شهدا تشنه نیستند فدای لب تشنه ات پسر فاطمه!»
همان جایی که حاج سعید وقتی رسید، رو به کربلا کرد و گفت:مرا ببخش یا اباعبدا...!
حالا که اینجا را دیدم دیگر نمی خواهم بیایم کربلا.
|
|
| 33214 |
نام:
sara
شهر:
تهران
تاریخ:
1/27/2007 10:27:59 PM
کاربر مهمان
|
درباره اين امتيازات و استعدادها نمونه بارزش حضرت عيسي ست عليه السلام كه, در گهواره با مردم سخن گفت و خودش را پيغبر و صاحب كتاب معرفي كرد.
قطعا بدليل چنين ويژگيهايي هم هست كه احترام آنها حتي در دل دشمنانشون برانگيخته ميشه و نامشون در تاريخ ميمونه و خون عاشوراييشون در رگهاي جامعه به جريان در مياد.
تمام حركات امامان و نيروي نهفته عشق رهبران واقعي به گونه ا ي شور در پيروان اونها بر مي انگيخته كه اونا تونستن راه هاي صد ساله رو يك شبه طي كنن. و اما ما كه بندگاني ضعيف هستيم قطعا بايد كاري كنيم كه در اون دنيا شرمنده امامان خود نشيم و در صف كوفياني قرار نگيريم كه وقتي امام حسين چراغ رو خاموش كر بيشتر اونها پا به فرار گذاشتند و فرار رو به قرار ترجيح دادند.
آدماي يادي بوده اند كه در اين دنيا خودشونو به حكومتهاي پوسيده و مقامات پس فروخته اند ولي كسي كه دنبال عزت در هر دو جهان باشه هيچوقت با شيطون بيعت نميكنه. و اونچه كه خواست واقعي مردم يك جامعه هست عزتمندي در هر دو دنياست .و به جز جوامع ماترياليست بيشتر جوامع به نظامهاي الهي معتقدند و حتي در كشوري مثل آمريكاهم تصورميكنم مردم ترجيح ميدن پاپ رئيس جمور بشه تا جرج بوش... اميدوارم خداوند همه ما رو جز اوندسته اي قرار بده كه از حيث روحي بتونيم در مرتبه بالاي انسانيت قرار بگيريم و لياقت كسب ارتباط با اين شبهاي عظيم و اوليائ خداوند رو پيدا كنيم كه اگر اينگونه شد ديگر لازم به هيچ دليلي و برهاني پيدا نخواهيم كر
|
|
| 33213 |
نام:
sara
شهر:
تهران
تاریخ:
1/27/2007 10:22:29 PM
کاربر مهمان
|
خون او تفسيراين اسرار كرد
ملت خوابيده را بيدار كرد
امام داراي بالاترين مقام در بين انسانهاست و در ضمن رهبرجامعه نيز هست.
نقش امام اينگونه نيست كه فقط بصورت يه فردي باشه كه, واسطه ارتباط شخصي افراد با ماوراي طبيعيست.
رهبر از نظر فکري، فردي بايد باشه عاري از آلودگيهاي دنيا و خودخواهيها و کامجوييها و فردي با تقواباشه.
در حاليكه پادشاهان اينگونه نيستند. پادشاهان خود را به ملتها تحميل ميكنند ,اما امامان اين كار را نميكنند. اگر در انسانها عقل و وجدان بخوبي تربيت بشه, همچنان كه در امامان اينگونه بوده, اونها ميتونن كارهاي بزرگي انجام بدن و جامعه رو بسمت پيشرفت مادي و معنوي كه مورد رضاي خدا هم باشه هدايت كنند.اسلام ميگه در وراي اين دنيا دنياي ديگه اي و سيستم مديريتي ديگه اي هست كه بايد اونرو در نظر گرفت در حاليكه پادشاهان همچنان كه تاريخ نشان داده به اين موضوع توجه اي نشان نداده اند. يعني به اون سيستم پشت پرده....همينطور كه ميبينيم در زمان يزيد به كل در قوانين اسلامي انحراف بوجود آمده بود, در حاليكه در زمان خلافت پدرش معاويه جامعه تا حدي رنگ اسلامي داشت ,گرچه كه بطور ظاهري بود و اصالتي نداشت و پرده دريها آنگوه نبود كه در زمان پادشاهي يزيد رخ داد.
ضرورت موضعگيريهاي انسان در قبال مسئوليتهايي كه خداوند اون داده باعث ميشه كه در جامعه احساس مسئوليت كنه و هر كسيرا كه فكر ميكنه او صلاحيت مديريت جامعه را دارد انتخاب و به او راي بدد و هرگز عقل و وجدانش به او اجازه نميده كه نسبت به امور سياسي جامه بي تفاوت باشه و سرنوشتش را بدست اشخاصي بسپاره كه حكومت را جز ارث پدري خود ميدونن.. پيامبر هم از اين رو حضرت علي را ولي و وصي مردم بعد از خود معرفي كرد كه صلاحيت و را ديده بود و نه اينكه بخواهد بصورت موروثي اينكار را بكند .
از اينرو در روز عيد غدير فرمود:خداوند دوستى كن با آن كس كه با على دوستى مىكند و دشمنى كن با هر كه با على دشمنى مىكند.يارى بده كسى را كه على را يارى مىكند و خوار كن آن كس را كه علىرا خوار مىكند.على برترين صحابه پيامبر بود و بايد در مقام امامت قرار ميگرفت..على داناترين صحابه بود و آنان در مشكلاتى كه با آنها مواجه مىشدند به كسى جز على مراجعه نمىكردند.در اين باره قول عمر كفايت مىكند كه گفت:اگر على نمىبود عمر هر آينه به هلاكت مىرسيد....يا واى از آن كه مسئلهاى رخ دهد و ابو الحسن(على)براى حل آن نباشد...يا پناه بر خدا مىبرم از مشكلى كه ابو الحسن براى حل آن حضور نداشته باشد.يا تا زمانى كه على در مسجد حضور دارد كسى فتوا ندهد..و سخن عايشه كه گفت:او داناترين مردم به سنت رسول است....و فرمايش خود آن حضرت(ع)كه:از من پرسش كنيد به خدا سوگند چيزى از من نمىپرسيد جز آنكه شما را از آن آگاه مىكنم.درباره كتاب خدا از من بپرسيد.پس به خدا سوگند آيهاى نيست كه ندانم در شب فرود آمد يا در روز يا در صحرا نازل شد و يا در كوه.....
حضرت علي هم در بين پسران حضرت علي هم امام حسن و امام حسين براي ادامه راه پدر انتخاب كرد در حاليكه آنها برادران ديگري نيز داشتند.
به هرحال امامت را نبايد يك مقام ظاهري ناچيزي پنداشت كه هر كسي بتونه اونر احراز كنه, بلكه اون مقاميه كه به صاحبش اين امكان رو ميده كه بتونه احكام خدا رو براي جامعه به مورد اجرا بگذاره و قطعا چنين امري نياز به يكسري استعدادها و امتيازات دروني دارد و الي كه ممكن بود بجاي حضرت علي سلما ن يا ابوذر امام ميشدند.
درباره اين امتيازات و استعدادها نمونه بارزش حضرت عيسي ست عليه ا
|
|