هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
33072
نام: ابوطالب
شهر: نصراباد
تاریخ: 1/25/2007 8:09:24 AM
کاربر مهمان
  ما هر چه داریم ازحسین داریم و بس
33071
نام: احسان
شهر: تورنتو، کانادا
تاریخ: 1/25/2007 5:03:07 AM
کاربر مهمان
  ...عبيدالله اين نامه را به شمر سپرد و او را روانه كربلا كرد.

ادامه دارد...
33070
نام: احسان
شهر: تورنتو، کانادا
تاریخ: 1/25/2007 4:59:42 AM
کاربر مهمان
  یا مظلوم...
کربلا...۸
ديدار دو فرمانده
ممنوعيت آب فرات براى سپاهيان امام حسين عليه السلام از سوى عمر بن سعد، وضعيت ناهنجار و نگران كننده اى ميان طرفين به وجود آورد و احتمال آغاز جنگ و خون ريزى، هر لحظه قوى تر مى شد. امام حسين عليه السلام براى كاهش دادن حساسيت هاى دو سپاه و ايجاد تفاهم ميان طرفين، خواستار ملاقات خصوصی با عمر بن سعد گرديد.
عمر بن سعد از پيشنهاد امام حسين عليه السلام استقبال كرد و در شب هشتم محرم در خيمه اى ميان دو لشكر گاه خلوت كرده و تا پاسى از شب با هم گفت و گو كردند. سپاهيان از متن گفت و گوى دو فرمانده بى خبر بودند، ولى همين مقدار را مى دانستند كه آن دو به توافق هاى تازه اى رسيدند.
از ابومخنف، روايت شده است كه ملاقات آن دو، تنها همين يك بار نبود بلكه آنان سه يا چهار بار با يكديگر ملاقات و گفت و گو نمودند.
عمر بن سعد پس از گفت و گو با امام حسين عليه السلام نامه اى رضايت بخش براى عبيدالله بن زياد ارسال كرد و در آن نوشت : خداوند، نائره جنگ ما را خاموش كرد و امر امت را اصلاح نموده است . حسين بن على هم اكنون حاضر است از همان جايى كه آمده است برگردد و يا به سوى يكى از مرزهاى كشور برود و بسان ساير مسلمانان زندگى كند. نه از او بر ضد ما و نه از ما بر ضد او چيزى در ميان نباشد، و يا به جانب شام نزد يزيد بن معاويه رفته و اختلافش را با وى حل و فصل كند. اى عبيدالله، اين پيشامد هم مى تواند موجب خرسندى تو و هم موجب اصلاح امت باشد.
لازم به يادآورى است چيزهايى كه عمر بن سعد در اين نامه به آنها اشاره كرد، برداشت هاى شخصى وى و يا مبالغه گويى اش براى آرام كردن عبيدالله و اصلاح ذات البين بود، زيرا امام حسين عليه السلام كه با هدف امر به معروف و نهى از منكر اقدام به اين قيام نموده بوده، هيچ گاه به شخصى چون عمر بن سعد، چنين تعهدى نمى داد.
به هر حال، نامه عمر بن سعد به دست عبيدالله رسيد. وى پس از خواندن نامه گفت : اين نامه مردى است كه نسبت به اميرش ناصح و نسبت به امتش مشفق است . بايد پيشنهاد وى را پذيرفت .
(دقت کنید...همه فتنه ها از اینجا شروع شد!)
شمر بن ذى الجوشن( لعنه الله علیه) كه در مجلس عبيدالله حاضر بود، برآشفت و به عبيدالله گفت : اى امير، آيا پيشنهاد او را پذيرفته اى ؟ هم اينك حسين بن على با پاى خود در سرزمين تو گام نهاده است و در پهلوى تو جاى گرفته است . به خدا سوگند، اگر امروز از دست تو رهايى پيدا كند، ديگر نمى توانى بر او دست يابى . در آن صورت، او هر روز عزيزترين و نيرومندتر مى گردد و تو ناتوانتر و خوارتر خواهى شد. او را رها مكن و در اختيار خود بگير، در آن صورت هر تصميمى كه درباره اش بگيرى مى توانى جامه عمل بپوشانى . گفتار خصمانه و تحريك آميز شمر، تاثير بسزايى در عبيدالله به وجود آورد به طورى كه نظرش درباره امام حسين عليه السلام دوباره تغيير كرد و در همان ساعت، نامه شديد اللحنى براى عمر بن سعد نوشت بدين مضمون:
يا از حسين بن على براى يزيد بيعت بگير و يا بر او بتاز و سرش را از بدن جدا كن و تمام ياران او را از دم تيغ بگذران و بر بدن هاى آنان اسب بتازان. گرچه اسب تاختن بر بدن هاى آنان، فايده اى ندارد و ليكن چون از زبانم جارى شده است، بايد انجام دهى!!!
سپس يادآور شد: اى عمر بن سعد، اگر آنچه را به تو فرمان داده ام انجام دهى، در نزد ما عزيز و سربلندى و به آمال خود مى رسى، ولى اگر تمايلى براى نبرد با حسين ندارى، از فرماندهى سپاه معزول بوده و كارهاى سپاه را به شمر بن ذى الجوشن(لعن الله ابدا) بسپار. عب
33069
نام: احسان
شهر: تورنتو، کانادا
تاریخ: 1/25/2007 4:49:05 AM
کاربر مهمان
  سلام بر خدا و سرور مظلومان اباعبدالله الحسین(ع)...

خواهر گرامی الهام،
با توجه به نظرات خروش عزیز،مقداد، سارا،هاله و باقی عزیزان خواستم جسارتا یک نکته را اضافه کنم...فرمایش شما در زمینه پیدا شدن ظالم به جهت پذیرفتن ظلم از طرف مظلوم از بعضی جهات درست است اما همیشه نمی توان آنرا بدین گونه تعبیر کرد که مظلوم یعنی آنکه برای پذیرش ظلم مهیا شده!!...به گفته مقداد عزیز مظلومیت امام حسین(ع) به جهت:

۱. جا زدن دوازده هزار نفری بود که او را با نوشتن نامه به کوفه خوانده بودند.
۲. قبل از جنگ نیز عده ای حتی به سفارش خود ابی عبدالله دور او را خالی کردند.
۳. آب را بر روی او، زنان و کودکان همراهش بستند.
۴. به کودک ششماهه اش هم رحم نکردند.
و...دیگر مسائلی که اگر تا پایان شرح حادثه با من همراه شوید خواهید دید که مظلومیت حسین(ع) به چه دلایلی بوده است.
اینکه می گویید:
"به عقیده من امروز ظالمان،مظلومش می خوانند تا در تحمیل ظلم بر مظلومان با هیچ مقاومتی روبرو نشوند" استدلال قوی ندارد چون مظلومیت به معنای پذیرش ظلم نیست...مظلومیت از نابرابری و ناجوانمردی ظالم سرچشمه میگیرد و اینکه ظالم برای رسیدن به مقصود خود دست به هر کار غیر متعارفی میزند...تازه اگر مبنا را بر همین جمله آخر شما بگیریم...مظلومیت امام حسین که با مقاومت و ایستادگی تا آخرین نفس همراه بود..پس چگونه نتیجه گرفتید که ظالمان مظلومش می خوانند تا مظلومین در پذیرش ظلم هیچ مقاومتی نکنند!!
موفق باشید.
33068
نام: sara
شهر: تهران
تاریخ: 1/25/2007 3:55:58 AM
کاربر مهمان
  السلام عليك يا ابا عبدالله .........
نهضت مولا مثل هر نهضتي پيام مشخصي داشته كه توسط اهل بيت گراميش اين پيامها سينه به سينه گشته تا امروز بدست من و شما رسيده و اين پيام چيزي نيست كه در بين قيل و قالهاي تاريخي بتوان به آن خدشه اي وارد كرد.
همه ما كمابيش ميدونيم كه ,دليل اصلي حركت امام به سوي اين نهضت, نجات دادن اسلام از حکومت بنی امیه بوده كه البته ميتوان ابعاد مختلفي را به اين واقعه تاريخي نسبت داد و از آن منافع روحي و معنوي بسياري كسب كرد, اما آنچه كه مسلم هست ,مهمترين پيام اين نهضت "بيعت نكردن با اشخاصي بود كه به اسم اسلام بر مردم حكومت ميكردن"د و مردم از ظلم اونها به ستوه آمده بودند. شايد اگر انحراف جامعه آنروز "به اسم اسلام" پيش نيامده بود, عملكرد امام فرق ميكرد ولي امام و يارانشان به خوبي ميدانستند كه بيعت با يزيد يعني مهر تائيد زدن به شخصي كه خود را حاكم اسلامي ميداند . درحاليكه صدها هزار نفر از اشخاص بصره و كوفه برعليه اين شخص به امام نامه نوشته بودند. "نهادینه شدن فسق و فجور به نام اسلام"," بزرگترين عامل و انگيزه ايشان" درباره اين حركت بو ده و همانطور كه گفته شد اگر اين فسق و فجور به اسم اسلام نبود چنين واكنشهايي هم رخ نميداد. حكومت يزيد نه "حقانيتي" داشت و نه "مقبوليتي "در بين مردم . امام حسين ماه ها روي اين قيام مطالعه كرده بودند و اصلا بح,ث بحث" مظلوميت" نبوده بحث اينست كه يك رهبر اسلامي در راه تشکیل حکومت اسلام باید تا پای جان نیز ایستادگي ميكرد تا چهره فاسد و شرور اون دستگاه فاسد كه, نه با مقبوليت عامه. و حقانيت بلكه با زور و ارعاب, و كودتا, توسط پدر فاسدش معاويه, بر سر حكومت بودند, براي تاريخ و درس عبرت ساير نسلهاي مسلمان مشخص و, تا بلكه مردم بتوانند از دوره اختناق وخفقاني که زمامداران خود کامه وعیاش وخونریز اموی,در آن همه قوانین مقدسات اسلامی را به بازی گرفته ؛ وتمام حقوق انسانی واخلاقی را زیر پا گذاشته بودند وبرای کسی وچیزی ، ارزش واحترام قائل نبودند نجات پيدا كنند.
لذا عاشورا به وقوع پيوست تا,من و شما و ديگر نسلهاي شيعه حسيني فرمول صحيح بازیابی وعزت وآزادگی و رهائی از ذلت را بياموزيم و درباره اون فكر كنيم و بعد آنرا انتخاب يا رد كنيم ، اين نهضت رخ براي اينكه ايجاد زمينه اي باشد براي حركتهاي ضدخفقان وتحریف حقایق، در طول حيات نسلهاي مختلف،تا ظهور منجي عالم بشريت و آخرين شيوه براي آگاهی وبیداری ,كه گاه در آن جز با ريخته شدن خون
اين پيام و آگاهي به مردم منتقل نميشود تا آنها احساس مسئوليت كنند.
و البته در مرحله اول امام و يارانش با دادن خون خود اين پيام را انتقال و در مرحله دشوار بعدي اين وظيفه پيام رساني از طريق حضرت زينب و امام زين العابدين صورت گرفت. خوب كمي طولاني شد اينكه امروز با اين آگاهيها بايد چه كنيم و با راي خود چه سرنوشتي را بسازيم قطعا مسوليتي هست كه نميتوانيم از زير بار آن بگريزيم . در يك حكومت اسلامي ما چگونه شيعه اي بايد باشيم كه كمك به ثبت انحرافها به اسم اسلام نكنيم? و تا چه حد مطمئنيم كه با راي هاي خود جامعه را به سوي اسلامي تر شدن سوق ميدهيم اينها سوالاتيست كه در مدرسه حسين از هر شاگردي پرسيده خواهد شد. ميدوارم كه همه ما از اين امتحانات سربلند بيرون بياييم. آمين يا رب العالمين...
33067
نام: haleh
شهر: تهرون درندشت
تاریخ: 1/25/2007 3:06:40 AM
کاربر مهمان
  من معتقدم امام حسين(ع) مظلوم است. تعجب نکنید ، حالا می گم چرا . به عقیده من حسین چون سر از تنش جدا شد مظلوم نیست.نه، به خاطر این که شمر سرشو برید مظلوم نیست. عزیز دلم نه. حسین از وقتی مظلوم شد که دیگه تو خونه خدا که همون مسجد خودمونه واسش عزاداری نکردن. برای عزاداریش توی کوچه ها و خیابونا راه مردمو سد کردن و تکیه علم کردن. مسجدها خالی و خالی تر شدن و هزینه تکیه علم کردن ها میلیونی و میلیونی تر. حسین چند تا بچه رو با پول همین تکیه ها سیر می کرد؟؟ حتی نمی تونیم بشمریم.
حسین مظلوم است چون برای آسایش و آرامش آدما (آدمایی که ما باشیم) جونشو فدا کرد، بعد ما ساعت 1 نصفه شب که بچه های کوچیک خوابن و پیرمرد ها و پیرزن های رنجور و هر چی مریض (که انشاالله خدا شفاشون بده) تو بیمارستان بستری اند میایم تو خیابون سنج میزنیم و طبل و عزاداری مثلا که چی سر امام حسین و بریدن بعد میریم یه دلی از عزا در میاریم، همین است دیگه.
حسین مظلوم است چون برای عزاداریش دیگه یه عالم پسر جوونمرد زنجیر و سینه نمی زنن. جوونایی که با اسم علی قد علم می کردن حالا سیگاری می کشن و تریاکشونو تا خرخره می کشن یا شبای محرم ودکا و ویسکی شونو میرن بالا به سلامتی حسین، که بتونن برن تو دسته عزادارای حسین یقه پیرهنشونو تا رو سینه باز کنن و بگن حسین مظلوم . آره عزیز دل ، حسین واسه این مظلوم است که دخترای ما که هر جور که زندگی می کردن، حرمت عزیز زهرا رو نگه می داشتن خودشونو مثل عروسک فرنگی درست نمی کردن و ساق پاهاشون رو جلو چشم عزادارای حسین نمی نداختن که اینجوری با زینب و رباب و رقیه 3 ساله همدردی کنند.و در این میان زنان و دخترانی که تماشاچی هستند و بعضاً گریه هم می کنند، اما جالب است که هستند دخترانی که چشمانشان از شدت گریه سرخ ولی موهایشان تا پس سرشان پیداست. اصلاً خودشان هم نمی دانند برای چه اینجا هستند و گریه می کنند؟؟!!..
راست میگن که میگن حسین مظلوم است چون دیگه به جای دسته عزاداری حسین توی خیابونا کارناوال امام حسین رو می بینیم، خلاص.
دیگه حتی قیمه های نذری هم بوی ریا و دو رویی میده. دیگه طعم نذری ها هم با قدیم فرق کرده، دیگه طعم نذری حسین هم طعم مظلومیت اونه. واسه همین است که زنده نگه داشتن واقعه کربلا وظیفه همگانیه اما 10 سال است وقتای عزاداری حسین از خونه بیرون نمی رم. آدم باید واسه حسین به این مظلومی تو خلوت دلش شیون کنه.معلوم نیست سیدالشهدا را به چه عنوان می شناسند؟؟ او امام است ولی آنها با القاب شاه، سلطان و ارباب او را خطاب می کنند. عشق و عاشقی که در اشعار امروزی وجود دارد، یک مسئله کلیشه ای است که همراه آن پاپ و رقص و پایکوبی !!! هم می کنند. نه عشقی که در کربلا بود...امام حسین(علیه السلام) هدف از عاشورا و قیام کربلا را امر به معروف و نهی از منکر دانستند. آن وقت بعضی ها تا نصف شب در تکایا به سر می برند و نماز صبحشان قضا می شود، یا از صبح تا بعد از ظهر توی خیابان می ریزند غافل از اینکه نمازشان قضا شده. مگر امام حسین جز برای نماز قیام کرد؟؟هیات هایی هستند که از سه روز قبل نوبت می گیرند و توی یک خیابان جا می گیرند که این جا مال ماست و اگر کسی گفت که نه ما اینجا بوده ایم، خونریزی هم می شود(باور کنید! اینها را به چشم خودم دیده ام.) حرف آخرم این حسینی که بهش میگن مظلوم ، هر چی که هست یا نیست، قبولش دارید یا ندارید یه حرف زده، یه کلام گفته اگر مسلمان نیستید لااقل آزاده باشید
نگاهی که امام حسین به انسان، هستی، خدا ، جامعه دارند سرشار از عزت است و به لحاظ تاریخی به ج
33066
نام: علی
شهر: ایران
تاریخ: 1/25/2007 2:25:00 AM
کاربر مهمان
  السلام علی الحسین و علی اصحاب الحسین
33065
نام: fatemeh
شهر: .............
تاریخ: 1/25/2007 1:58:00 AM
کاربر مهمان
  نظر بزرگان جهان درباره سید الشهدا(ع)
واشنگتن ايروينگ (مورخ مشهور آمريكايي) : براي امام حسين(ع) ممكن بود كه زندگي خود را با تسليم شدن ارادهء يزيد نجات بخشد، ليكن مسئوليت پيشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمي دادكه او يزيد را به عنوان خلافت بشناسد. او به زودي خود را براي قبول هر ناراحتي و فشاري به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بني اميّه آماده ساخت. در زير آفتاب سوزان سرزمين خشك و در ريگ هاي تفتيدهء عربستان*، روح حسين(ع) فناناپذير است. اي پهلوان و اي نمونه شجاعت و اي شهسوار من، اي حسين(ع)!
البته امام حسين(ع) در صحراي كربلا شهيد شد، نه در ريگزارهاي عربستان!
توماس ماساريك : گر چه كشيشان ما هم از ذكر مصائب مسيح مردم را متأثر مي سازند، ولي آن شور و هيجاني كه در پيروان حسين(ع) يافت مي شود در پيروان مسيح يافت نخواهد شد و گويا سبب اين باشد كه مصائب مسيح در برابر مصائب حسين(ع) مانند پركاهي است در مقابل يك كوه عظيم پيكر.
موريس دو كبري : در مجالس عزاداري حسين(ع) گفته مي شود كه حسين(ع)، براي حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگي مقام و مرتبهء اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زير بار استعمار و ماجراجويي يزيد نرفت. پس بيايي ما هم شيوهء او را سرمشق قرار داده، از زيردستي استعمارگران خلاصي يابيم و مرگ با عزّت رابر زندگي با ذلّت ترجيح دهيم.
ماربين آلماني (خاورشناس) : حسين(ع) با قرباني كردن عزيزترين افراد خود و با اثبات مظلوميت و حقانيّت خود، به دنيا درس فداكاري و جانبازي آموخت و نام اسلام و اسلاميان را در تاريخ ثبت و در عالم بلندآوازه ساخت. اين سرباز رشيد عالم اسلام به مردم دنيا نشان داد كه ظلم و بيداد و ستمگري پايدار نيست و بناي ستم هر چه ظاهراً عظيم و استوار باشد، در برابر حقّ و حقيقت چون پركاهي بر باد خواهد رفت.
بنتُ الشاطي (نويسنده مصري) : زينب، خواهر حسين(ع) لذّت پيروزي را در كام ابن زياد و بني اميّه خراب كرد و در جام پيروزي آنان قطرات زهر ريخت، در همهء حوادث سياسي پس از عاشورا، همچون قيام مختار و عبدالله بن زبير و سقوط دولت امويان و برپايي حكومت عباسيان و ريشه دواندن مذهب تشيّع، زينب، قهرمان كربلاف نقش برانگيزنده داشت.
لياقت علي خان (نخستين نخست وزير پاكستان) : اين روز محرم، براي مسلمانان سراسر جهان معني بزرگي دارد. در اين روز، يكي از حزن آورترين و تراژديك ترين وقايع اسلام اتفاق افتاد،شهادت حضرت امام حسين(ع) در عين حزن، نشانهء فتح نهايي روح واقعي اسلامي بود، زيرا تسليم كامل به ارادهء الهي به شمار مي رفت. اين درس به ما مي آموزد كه مشكلات و خطرها هر چه باشد، نبايستي ما پروا كنيم و از حق و عدالت منحرف شويم.
جرج جرداق (دانشمند و اديب مسيحي) : وقتي يزيد مردم را تشويق به قتل حسين(ع) و مأمور به خونريزي مي كردف آنها مي گفتند: "چه مبلغ مي دهي؟" امّا انصار حسين(ع) به او مي گفتند" ما با تو هستيم. اگر هفتاد بار كشته شويم، باز مي خواهيم در ركابت جنگ كنيم و كشته شويم.
ل. م.بويد : در طي قرون، افراد بشر هميشه جرأت و پردلي و عظمت روح، بزرگي قلب و شهامت رواني را دوست داشته اند و در همين هاست كه آزادي و عدالت هرگز به نيروي ظلم و فساد تسليم نمي شود. اين بود شهامت و اين بود عظمت امام حسين(ع). و من مسرورم كه با كساني كه اين فداكاري عظيم را از جان و دل ثنا مي گويند شركت كرده ام، هرچند كه 1300 سال از تاريخ آن گذشته است.
33064
نام: خروش!
شهر: همين دور و برا
تاریخ: 1/25/2007 1:53:01 AM
کاربر مهمان
  سلام بر همگی

البته باید توجه داشته باشیم که وقتی ظلمی در میون باشه یک ظالم و یک مظلومی هم وجود داره اگه بگیم در کربلاظلمی در کار نبوده و کربلائیها مظلوم نبودن ، بنابر این ظالمی هم وجود نداشته!!!
به نظر من این درست نیست که فکر کنیم مظلوم بودن، به معنای پذیرش ظلمه و امام (ع) را اگه مظلوم بدونیم معناش اینه که ایشون ظلم را پذیرفته!!. چون اصولاً پذیرش یا عدم پذیرش ظلم ، در حیطه اختیار مظلوم نیست بلکه ظالم ، ظلم را اجباراً بر مظلوم تحمیل می کنه.
مظلومیت امام حسین سلام الله علیه و تاریخ سازان دلاور عاشورا چیزی نیست که حالا بشه به تردیدش کشید هر چند که مطمئنم هیچ عزیزی هم نعوذبالله چنین قصدی نداشته. ضمن اینکه احادیث و روایات بسیاری ، هم از قبل از واقعه عاشورا و هم از بعد اون وجود داره که صراحتاً به مظلومیت آقا ابا عبدالله و سایر شهدا و بازماندگان کربلا اشاره داره...
بسه دیگه
خب بچه ها هیچ فکر کردید که اگه ماها اون زمون بودیم کربلایی می شدیم یا نه؟؟؟؟
منم دعا کنید
اشک عاشورائیتونو می بوسم
یا حسین...
33063
نام: ابوالفضل
شهر: قاين
تاریخ: 1/25/2007 1:37:42 AM
کاربر مهمان
  با سلام: فقط موندم چگونه سوالات شرعي را بپرسم
<<ابتدا <قبلی 3313 3312 3311 3310 3309 3308 3307 3306 3305 3304 3303 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3308&mode=print