هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
32472
نام: ali
شهر: shiraz
تاریخ: 1/11/2007 9:42:00 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم-جناب اقای عزت ابراهیم بفول یک دانشجوی عراقی در انگلستان حکومت سنی ومنجمله حکومت سنی بعث در عراق یک جهنم واقعی درست کرده است. ایشان که از یک قبیله با جمعیت زیاد بود هر ساله بین شصت تا شصت وپنج نفرهر ساله در با علت های مختلف همدیگررا میکشتند وپلیس دخالت نمیکرد.که اعصاب ایشان رادرهم ریخته بودچون لباس سیاه مداوم باید میپوشید ودر جلسات تعزیه شرکت میکرد حتی شب امتحان. وانرا یک نوع شجاعت ومعنویت وسنتهای مشعشعانه میدانستندکه ایشان دریافت بود برای ایجاد افتخار وایجاد ترس در دیگر قبائل وپر کردن اوقات خانمها بوده است ایشان برای راحتی فکر به دانشگاه اربیل منتقل میشوند درانجا روزی دو کرد وارد دانشگاه میشونددر اطاق کلاس ایشان میزنند استاد برجسته ومنحصر بفرد درس اقتصاد که تحصیلات فوق العاده عالی از دانشگاههای امریکا داشته وبه دو زبان انگلیسی وعربی درس میداده وبسیار مبادی اداب را رعایت میکرده ایشان رااز کلاس بیرون میاورند.درحالیکه فحاشی میکردند چرا به خواهر ما در سر کلاس خندیدی تورامیکشیم ومجهز به اسلحه بودند یاانکه هرچه پول داری بدهی وچک یک ماه حقوق اینده ر اباید بدهید وایشان این کار کرده وارد کلاس شده همه دانشجویان حرفهای ان دو کرد را تکذیب کردند وایشان گفتند مهم نیست من هیچ خلافی نکردم وبه عقایدهر کس احترام میگذارم وانرا در غرب یاد گرفته ام وبه حزب بعث هم چون حزب وطن است احترام ویژه دارم ودستورات انراواجب العطاعت میدانم بچه های کلاس به سمت اطاق ریئس میروند وجریان را میگویند ودر همان زمان اندو کرد داخل حیاط میخندیدند ورئیس دانشگاه به پلیس زمگ میزندوپلیس نمی اید درست زمانی که انها با ماشین از راهی خارج میشوند از جهت بر عکس پلیس میایدکه نمیتوانسته تصادفی باشد وپس از تحقیق میگوید دست ما را قانون در مسائل ناموسی بسته است .اگر ایشان را به دادگاه هم میبردیم قاضی هم نمی توانست کاری بکنند بچه ها میگویند ما شهادت میدادیم جواب میدهند فایده ای ندارد بعدا میفهمد همه این بازیها کار شحص صدام است وبه قول یک دانشجوی ایرانی کار انگلستان است روشی که انها در افریقادر بخشی از ان بصورت بسیار ی پیشرفته وکار ساز انجام میدهند ونمونه سطحی ان عمل کرده منافقین در ایران است که هرنوع تاثیر غیر مطلوب از نظر انها در نطفه خفه شود کاری قرار بود نیروی مقاوت ملی ایران مال شاه در انقلاب انجام دهد نمونه دیگر دانشجوی عراقی در سطح دکترا که کنار یک دانشجوی ایرانی در کلاس نشسته بوده است استاد انگلیسی رو به شاگردان انگلیسی میکنند ومیگوید این اقای عرب اگر مفتی بگوید الان که روز است بگویدواقعا شب است ایشان میپذیرند اقای عراقی بلند میشود وپس از تشکر از استاد ودقیقا حرف ایشان را تصدیق میکند که کلاس چند دقیقه درحال خنده بوده است ودانشجوی ایرانی به او میگوید بنشین که ابروی خاورمیانه رابردی ایشان جواب میدهد از دینم حمایت کردم جواب میدهد این رابده حلوا بگیر وروزی یک ساعت نزد من بیا تا مطالبی یادبگیری جواب میدهد نزد تو هم میایم –ادامه دارد
32471
نام: مکه
شهر: مکه
تاریخ: 1/11/2007 8:19:44 PM
کاربر مهمان
  انشاالله فرادا دعای ندبه مکه باشیم
32470
نام: طه
شهر: عشق اباد
تاریخ: 1/11/2007 7:55:27 PM
کاربر مهمان
  الهی عنایتی که ما سرباز امام زمان باشیم نه سربار امام زمان
32469
نام: یکی ازعاشقان
شهر: خوزستان.اهواز
تاریخ: 1/11/2007 6:07:11 PM
کاربر مهمان
  شاید این جمعه بیاید شاید
32468
نام: زلیخا
شهر: سبزوار
تاریخ: 1/11/2007 5:49:10 PM
کاربر مهمان
  راستش من درد ودل زیاد دارم که براتون بگم اما نمی دونم از کجا بگم فقط اینو بگم که خیلی دلم گرفته که دوست دارم الان بشینم وگریه کنم
32467
نام: بهزاد احمدپور فاضلی
شهر: کوهدشت لرستان
تاریخ: 1/11/2007 5:08:37 PM
کاربر مهمان
  ای نسیم سرخوشی که از کرانه ها عبور می کنی ، ای چکاوکی که کوچ تا به جلگه های دور می کنی ، آی ای ابردل گرفته مهاجری که بابارش بلورین خود این فضای قیرگونه را پرزنور می کنی و آی راهیان گر از دیار یار ما عبور می کنی پرسش کنید از او ای بهار کی ظهور می کنی ؟ای بهار کی ظهور می کنی ؟
32466
نام: فاطی
شهر: قم
تاریخ: 1/11/2007 3:38:31 PM
کاربر مهمان
  خیلی دوستتان دارم
32465
نام: اعظم
شهر: یه جایی از دنیای خدا چه فرقی میکنه؟
تاریخ: 1/11/2007 2:43:14 PM
کاربر مهمان
  «اگر نبود خون حسین خورشید سرد می شد ...»
32464
نام: بهاره
شهر: رشت
تاریخ: 1/11/2007 2:09:17 PM
کاربر مهمان
  دلم گرفته چرا همیشه ادما باید از هم دور شن چرا عدهای از جدایی دیگرون لذت میبرن خدایا ای کاش عاشقم نمی کردی ای کاش به دنیا نمیومدم هر گز
32463
نام: ن-ب
شهر: م
تاریخ: 1/11/2007 1:58:45 PM
کاربر مهمان
  دلم برای خودم می سوزه این همه زحمت میکشم اخرش نتیجه امتحانم بد میشه.
<<ابتدا <قبلی 3253 3252 3251 3250 3249 3248 3247 3246 3245 3244 3243 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3248&mode=print