اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 32272 |
نام:
آسمانی
شهر:
بین زمین و آسمان
تاریخ:
1/6/2007 6:30:34 AM
کاربر مهمان
|
آنانکه خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند
با سلام اولین باری است که سعادت نصیب این بنده ی حقیر گردیده که هم از سایت و هم از دست نوشه های شما عزیزان بازدید می کنم .
ارادت اینجانب به سید مرتضی آوینی مرا به اینجا کشاند به قول معروف :رشته ای بر گردنم افکنده دوست
به هر حال جای بسی خوشحالی است
ارادتمند همه ی شما دوستان
در ضمن عید بزرگ غدیر مبارک
|
|
| 32271 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
1/6/2007 5:58:09 AM
کاربر مهمان
|
زنجيرهاى شيطان
خواب معروفى نقل مى كنند كه در زمان شيخ انصارى يك كسى خواب ديد كه شيطان در نقطه اى (قضيه مربوط به نجف است ) تعداد زيادى افسار همراه خودش دارد ولى افسارها مختلف است بعضى از افسارها خيلى شل است طناب بسيار ضعيفى را به صورت افسار درآورده است يكى ديگر افسار چرمى ، يكى ديگر زنجيرى ، زنجيرهاى مختلف و بعضى از زنجيرها خيلى قوى بود كه خيلى جالب بود. از شيطان پرسيد: اينها چيست ؟
- اينها افسارهايى است كه به كله بنى آدم مى زنم و آنها را به طرف گناه مى كشانم .
آن افسار خيلى كلفت ، نظر اين شخص را جلب كرد، گفت : آن براى كيست ؟
- اين براى يك آدم خيلى گردن كلفتى است .
- كى .
- شيخ انصارى .
- چطور؟
- اتفاقا ديشب زدم به كله اش يك چند قدم آوردم ولى زد آن را پاره كرد.
- حالا افسار ماها كجاست ؟
- شما كه افسار نمى خواهيد، شما دنبال من هستند! اين افسار مال آنهايى است كه دنبال من نمى آيند. آن شخص صبح آمد خواب را براى شيخ انصارى نقل كرد.
مثل اينكه شبى بوده شيخ خيلى اضطرار پيدا مى كند و پولى كه بابت سهم امام بوده و فردا بايستى تقسيم مى كرده است به عنوان قرض از آن چيزى برمى دارد؛ مى گذارد سرجايش . شيطان كه گفته بود زنجير را زدم به كله اش و او را چند قدم آوردم ولى بعد پاره كرد و رفت ، قضيه اين بوده است .
(زیارت قبول داداش بیقرار)
|
|
| 32270 |
نام:
علیرضا
شهر:
شهرکرد
تاریخ:
1/6/2007 5:09:59 AM
کاربر مهمان
|
سلام به نام ایزد یکتا
عشق رقص زندگي است
زندگي يك موهبت است:
خاكي است كه گلهاي سرخ عشق در آن شكوفا مي شوند.
عشق في نفسه بسيار گرانبهاست هدفي ندارد مقصودي ندارد ولي تاثيري شگرف دارد لذت بخش است سرمستي خاص خو را دارد منتها اينها هيچ كدام مقصود عشق نيستند.عشق تجارت نيست كه در آن هدف و مقصدي مطرح باشد.
عشق ديوانگي خاص خود را نيز دارد .
اين ديوانگي چيست؟ديوانگي اين است كه توجيهي براي اينكه چرا عشق مي ورزي نداري جوابي منطقي وجود ندارد .در زندگي روزمره هر كاري را كه انجام مي دهي ،هدفي را در پي آن دنبال مي كني و دليل منطقي براي انجام آن داري.مثلاً معامله مي كني چون به پول احتياج داري،چون مي خواهي خانه بخري.به خانه احتياج داري چون كه زندگي بدون خانه و سرپناه ممكن نيست.
|
|
| 32269 |
نام:
میگن یه بنده
شهر:
اصفهان
تاریخ:
1/6/2007 2:13:09 AM
کاربر مهمان
|
الهی الهی درمانده ام از دست خویش وبه مدد فیض تو محتاجم و می دانم که با تو باید گفت و از تو باید خواست که دست لطف تو آنچه افزود نکاست .
|
|
| 32268 |
نام:
امید به خدا
شهر:
دنیا
تاریخ:
1/6/2007 1:18:25 AM
کاربر مهمان
|
وای خدا نمی دونم چی بگم واز کجا شروع کنم از صبرت بگم یا از بزرگیت چطور طاقت میاری ما که با شنیدنش سرمون سوت میکشه تو که میبینی چه میکنی ؟
خدایا خودت کمکمون کن نذار توی گناه غرق بشیم
خدایا هرچه تلاش می کنیم همه برای رضای توست اما ظاهرا نتنها رضایتی کسب نمیکنیم بلکه همین طور داریم در جا میزنیم تزه اگر بخام ارفاق کنم و نگم پسرفت میکنیم
خدایا کمک ماکه بجز تو کسی ونداریم
خدایا مارو از این باتلاق نجات بده
خدایا توکه همیشه پشت وپناهمون بودی وتنها کسی که تناهمون نذاشت تو بودی
خدا وقتی که احساس خفگی بهمون دست میده یعنی چی ؟ یعنی اینکه تو باتلاقیم وقتی حوصلمون سر میره و کسلیم وقتی اعصاب نداریم اینها همه میخاد یه چیز رو به ما یاد اوری کنه واون هم اینه که داریم در جا میزنیم وگر نه هر چیزی که جریان داشته باشه حداقل این چیزها رو نداره
وباز مگه خودت به دادمون برسی اون موقع که زیر پامون خالی میشه خدای نکرده
مگر نه اینکه هر روز تو نماز از خدا میخاهیم ما رو به راه راست هدایت کنه وووووودر این راه ثابت قدم نگه داره؟
خدایا باز هم میگم خودت کمکم کن.
به بزرگیه خودت ما رو ببخش و از دست ما راضی باش نه به کوچیکیه ما.
"""""""""الهی به امید تو.""""""""""
|
|
| 32267 |
نام:
خروش!
شهر:
همين دور و برا
تاریخ:
1/6/2007 12:40:57 AM
کاربر مهمان
|
سلام
شب همگي بخير...ایام فرخنده عید ولایت را تبریک می گم
بی قرار عزیز...زیارت قبول
کیمیای عزیز...از دیدار مجدد شما خوشحالم
سورنای عزیز...از نزدیک کربلا چه خبر؟ مراقب خودتون باشید و ما را هم دعا کنید
عبدالفاطمه بزرگوار...عرض ارادت داریم..یا علی
ناشناس گل... کم پیدا شدی!! حتما می دونی که این قلعه با جاهای دیگه فرق داره..نه؟؟
از همگی التماس دعا
|
|
| 32266 |
نام:
بی قرار
شهر:
تهران
تاریخ:
1/5/2007 10:50:12 PM
کاربر مهمان
|
سلام!
آقا ما از مشهد برگشتیم....اینجوری هم نگاه نکنید چون برای همه تون دعا کردم(حالا یه جوری میگم انگار مستجاب الدعوه هستم!!!!!!)
قبل از همه یه یازهرای رسا برای پیشنهاد عبدالفاطمه ی بزرگوار.................
بهنام عزیز و پانیذ خانم رفقای قدیمی قلعه!
خیلی خوش اومدید....حضورتون مستدام.
یه خسته نباشید هم خدمت ادمین عزیز...
دوستان قدیمی هم که میدونن ما همیشه خدمیشون ارادتمندیم...
دوستان جدیدمون هم بدونن از دیدار مجددشون خوشحال میشیم.
راستی امشب شب ولادت آقامون امام هادی(ع) هست...در احوال این امام همام گفتن دوبار متوکل خدمت ایشون رسید و مشکلی داشت و حضرت اون رو ناامید برنگردوندن.
امشب خیلی دعا کنید....خیلی.
داداش کوچیکتون بی قرار.
|
|
| 32265 |
نام:
بی قرار
شهر:
تهران
تاریخ:
1/5/2007 10:50:12 PM
کاربر مهمان
|
سلام!
آقا ما از مشهد برگشتیم....اینجوری هم نگاه نکنید چون برای همه تون دعا کردم(حالا یه جوری میگم انگار مستجاب الدعوه هستم!!!!!!)
قبل از همه یه یازهرای رسا برای پیشنهاد عبدالفاطمه ی بزرگوار.................
بهنام عزیز و پانیذ خانم رفقای قدیمی قلعه!
خیلی خوش اومدید....حضورتون مستدام.
یه خسته نباشید هم خدمت ادمین عزیز...
دوستان قدیمی هم که میدونن ما همیشه خدمیشون ارادتمندیم...
دوستان جدیدمون هم بدونن از دیدار مجددشون خوشحال میشیم.
راستی امشب شب ولادت آقامون امام هادی(ع) هست...در احوال این امام همام گفتن دوبار متوکل خدمت ایشون رسید و مشکلی داشت و حضرت اون رو ناامید برنگردوندن.
امشب خیلی دعا کنید....خیلی.
داداش کوچیکتون بی قرار.
|
|
| 32264 |
نام:
عبدالناصر
شهر:
خوزستان.شادگان
تاریخ:
1/5/2007 10:37:47 PM
کاربر مهمان
|
نوحه.مولود
|
|
| 32263 |
نام:
م
شهر:
تهران
تاریخ:
1/5/2007 10:37:25 PM
کاربر مهمان
|
من تو رو از امام حسین دارم و می دونم که تو به آرزوت میرسی عزیزم
|
|