هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
31852
نام: mj
شهر: pa
تاریخ: 12/26/2006 4:17:46 AM
کاربر مهمان
  برگ در انتهاي زوال مي افتد

و ميوه در انتهاي کمال

بنگر که چگونه مي افتي؟

چون برگ زرد يا چون سيب سرخ؟
31851
نام: sara
شهر: تهران
تاریخ: 12/26/2006 3:42:15 AM
کاربر مهمان
  كه او يه وقت احساس نكنه بي سرپرست و بي پشت و پناه توي اين دنيا رها شده و صداش به جايي نميرسه... نه بلكه به يكباره تمام حجابها رو برميداره و از عشق بدون قيد و شرطش حرف ميزنه كه عزيز دلم خ بنده ام بدون كه اگر مشتاقانه منو صدا بزني من صداتو پاسخ ميدم ولي مجبورت هم نميكنم كه به طرفم بياي چون بهت اختيار دادم كه با ارده خودت بهم نزديك يا ازم دور بشي...اونيكه منتظر و مشتاق تواه منم منتظر اصلي منم اونوقته كه خودت وقتي صدام زدي اشتياق منو ببيني شوكه ميشي!!!!!ولي حرف فايده نداره حقيقتا بايد اين يار دلنواز و اين حبيب بنده نواز رو صدا كنيم چرا كه اگر اين صدا و طلب حقيقي و مشتاقانه نباشه او ظاهر نميشه..چطور مي‌‌تونيم او رو داشته باشيم???خوب معلومه قطعاخداوند در جايي ظاهر مي‏شود كه از فريب و دروغ اثري نباشد...خداوند طالب روح هایی است که...مشتاقانه وجود، قلب و ذهن، توانایی ها و دارایی هایشان را به "او"تقدیم کنند...براي اينكه اينگونه اشخاص هستند كه در ادعاي خود صادق و عاشقند ودر جاده معنوي، صميميت و صداقت جزء ضروريات است.مي‌فرمايد:
آنكس كه مرا طلب كند مي‌يابد,آنكس كه مرا يافت مي‌شناسد,آنكس كه مرا شناخت دوستم مي‌دارد,آنكس كه دوستم داشت به من عشق مي‌ورزد,آنكس كه به من عشق ورزيد من نيز به او عشق مي‌ورز م آنكس كه به او عشق ورزيدم مي‌كشم اورا..اكثر ماها فكر ميكنيم بنده اوييم! خوبه بندگي رو ازنو نگاه كنيم... بدون پيش‌ذهنيت‌ها...راستي بندگي يعني چي؟?????!!!!اما براستي مگر نه اينست كه بندگي خدايعني رهايي از همه بندها???...بندهايي كه بيشترشون هم ذهني‌اند... و به قدري بهشون عادت كرديم كه اون‌ها رو نمي‌بينيم، حتي از رها شدن از اون‌ها مي‌ترسيم و بدتر اينكه حتي ازشونم حراست و نگهباني ميكن...يم.و رها شدن از اين بندها و حجابا برامون خيلي سخته ...عشقمونرو يه جاهايي خرج ميكنيم كه جز اسارت و گرفتاري هيچ چيز برامون نداره و اصلا نميدونيم كه اين عشق براي كندن به ما داده شده نه براي ريشه دووندن...براحتي وصل به چيزايي ميشيم كه گويي تمام هستي و نيروي ما از اونها بوجود اومده و يه وقت به خودمون مياييم كه ميبينيم هموني رو كه خداي خودمون كرده بوديم فقط شده يه بندي به پامون...اما خداوند ميگه عشقترو خرج من كن تا بتوني بكني و آزاد بشي...منو با مغناطيس عشق صدا كن تا اجابتت كنم...با مغناطيس عشق!!... آخه راه داشتن او يكي شدن با اوست، و شرط اين يگانگي و وصل هم مثل هر وصلي پيمودن جاده كم‌گذر عشقه...
ميگن عشق آهن‌ربايي است كه خداوند نمي‌تونه ازش بگريزه و اين عشق چيزيه كه مي‌تونه ما رو به خدا برسونه..باشد كه ما باين عشق و غني دست يابيم..پس در انتها نتيجه آيه اين خواهدبود كه اگر من ,تو, ما سعي كنيم به خداوندنشون بديم که به او عشق می ورزیم ,قطعا او به سویمان خواهد آمد, چراكه عشق آهنرباییست که خداوند نمی تواند از آن بگریزد
31850
نام: sara
شهر: تهران
تاریخ: 12/26/2006 3:26:34 AM
کاربر مهمان
  تفسير آيه 186 سوره بقره
هوالمحبوب
و هنگامى كه بندگان من، از تو در باره من سؤال كنند، (بگو:) من نزديكم! دعاى دعا كننده را، به هنگامى كه مرا مى‏خواند، پاسخ مى‏گويم! پس بايد دعوت مرا بپذيرند، و به من ايمان بياورند، تا راه يابند (و به مقصد برسند)!

1. بندگان من، از تو
2. در باره من سؤال كنند
3. (بگو:) من نزديكم
4. به هنگامى كه منرا مى‏خواند
5.(من) پاسخ مى‏گويم!
6. پس بايد دعوت منرا بپذيرند،
7.و به من ايمان بياورند،
8. تا راه يابند (و به مقصد برسند)!

همانطور كه در اين آيه مباركه مشاهده ميكنيد خداوند درباره خودش صحبت ميكند و هفت مرتبه به ذات پاك خود و هفت بار نيز به بندگان اشاره كرده... اين آيه مثل يك دعوتنامه ايست كه خداوند براي بندگاني كه در جستجوي راه هاي رسيدن به او هستند فرستاده و به آنها اين پيام و اين وعده را ميدهد كه اگر مرا بطلبيد من به شما پاسخ ميدهم و اگر شك و ترديدي درباره شنيدن پاسخ من داشته باشيد به مقصد نميرسيدواگر ميخواهيد به من برسيد نبايد اين قانون رو فراموش كنيد و هيچگاه نبايد در اجابت خدا شك كنيد, زيرا او مالك حقيقي تمام موجوداته. لذا قدرت تصرف بدون شرط در آنها را دارد,و ايمان صد در صد شرط دريافت پاسخ ميباشد....بخصوص كه اين آيه بعد از نزول آياتيست كه مربوط به ماه رمضان هست... ماهي كه در آن خداوند قرآن را، براى راهنمايى مردم به سوي خودش فرو فرستاده....من فكر ميكنم اين آيه نهايت لطف و توجه خداوند به بندگانش را به ترسيم كشيده بطوريكه وقتي انسان در معناي اين آيه تعمق ميكند هيچ چيزي جز نهايت لطف و رأفت خدا را نسبت به بندگانش, احساس نميكند. ...آيه ايست كه انسان را از فرط اميد و شوق رسيدن لبريز ميكند... آيه ايست كه تمام ديوارها و حجابهاي فكري و روحي را كه بين ما و خداوند وجود دارد فرو ميريزد و بنده احساس ميكند رفيق شفيقي دارد كه بي صبرانه در انتظار رسيدن و وصل به اوست....جالب اين است كه نمي‌گويد"بگو من نزديكم" بلكه مي‌فرماي"من نزديك" تا بفهماند كه درموقع دعا هيچ حجابي بين خدا و بنده نيست.... مسلما اين آيه به صراحت به مسئله دعا كه كليد اصلي رابطه بنده با خداست اشاره ميكند... دعا و نيايش خداوند همانا كليد ارتباط با خالق هستي هست كه در آن انسان خود را پيداو به نوعي آمادگي براي دريافت فيض الهي را كسب ميكند... نكته مهم ديگري كه در اين آيه وجود دارد اينست كه "نياز حقيقي انسان" ,"وصل شدن به خالق خود" ميباشد و اكثر نيازهاي ديگر او بجز نيازهاي بيولوژيكي و زيستي كه پاسخشان در طبيعت وجود دارد مابقي نيازهاي او اكثرا كاذبند...بنابراين انسان اگر همه چيز داشته باشد ولي رابطه اي با خداوند نداشته باشد گويي كه هيچ چيز ندارد و, هيچ چيز نميتونه چاه ويل درون او رو پر كنه, اما وقتي دلش با خدا هست انگار كه همه دنيا رو داره و بسيار احساس غني و پري ميكنه.
در اصل دعا هنر گفتگوی با خداست. هنر ارتباط با روح خلاق هستيه.. هر چهاین گفتگو و ارتباط زنده تر باشه، به همان میزان بهتر ميشه با حضور زنده خداوند (كه مولد همه قدرتها و امكانات هست ) ارتباط برقرار کرد. قطعا اگر يه رابطه زنده گفتگو وجود داشته باشه,اين نوع ارتباط زنده,ارتباطی خواهدبود که خداونداجابت و پاسخ دعايمان را بطور زنده و همچنانكه وعده داده به ما نشون خواهد داد....خداوند آياتش رو روشن بيان ميكنه تا بنده اش بتونه با حبيش رابطه برقرار كنه . به بنده اش دلگرمي و قوت ميده كه او يه وقت احساس نكن
31849
نام: Raymond
شهر: NYC
تاریخ: 12/26/2006 3:08:29 AM
کاربر مهمان
  I have been looking for sites like this for a long time. Thank you!
31848
نام: buy cheap cialis generic viagra levitra order
شهر:
تاریخ: 12/26/2006 2:38:11 AM
کاربر مهمان
  Cool site. But my is better ;)
http://nuntia.cs.depaul.edu/webmissiology/_reqdis/00001280.htm#buy-cialis
31847
نام: fatemeh
شهر: ...........
تاریخ: 12/26/2006 1:14:37 AM
کاربر مهمان
  حضرت عيسي فرمود: اگر به اندازه دانه ي خردلي ايمان داشته باشيد ميتوانيد كوهها را جابجا كنيد.
ایمان از رشک و حسد به دور است.اما كدام ايمان?

ایمان از دو رویی به دور است.
با داشتن سوء ظن ایمان باقی نمی ماند.
آنکه زبانش را نگه نمی دارد، رشته ی ایمانش را به خدا استوار نکرده است.
طمع کاری سبب تباهی ایمان و یقین است.
دام دیگر شیطان به تأخیر انداختن بازگشت به سوی خداوند است. می گوییم حالا فرصت ندارم بعد از تمام شدن کارهایم به خداشناسی روی می آورم.اول خودم را از نظر مالی و اجتماعی تضمین کنم بعد راه خدا. آمادگی کامل را ندارم. وقتش نشده. هنوز راهنمایم را پیدا نکرده ام. فرصتم کم است بگذار این مقطع و این زمان بگذرد.
فرد فطرتاٌ بر حقانیت راه خدا اعتراف دارد. و با این کارها مدام حال به آینده تبدیل شده و این به بعد موکول کردن گاه تا لحظه ی مرگ به همراه او است.
خدایا ایمان مان را از هر آفتی حفظ فرما. یا خیر الحافظین
31846
نام: fatemeh
شهر: ...........
تاریخ: 12/26/2006 12:01:50 AM
کاربر مهمان
  درك كنيد تا دركتان كنند.

يكي از راههاي پرورش اعتماد بنفس در خودتان و ديگران آغاز قدرداني و تحسين و تمجيد از نكات مثبت ديگران است.

تنها گنجي كه جستجوكردن آن به زحمتش مي ارزد هدف است.

نفرت داشتن از ديگران تنزل دادن مقام روح است.

بدبخت آن قدمي كه سعادت خود را در ناكامي ديگران مي بيند.

درد ناك ترين زخمي كه در دنيا ست جراحتي است كه به وجدان وارد مي آيد.

اين كه چقدر زمان داري مهم نيست چگونه مي گذراني مهم است.

زندگي همانند بيتي است كه معنايش جز با ياد خداتكميل نخواهد شد.

هر چيزي لايق دل بستن نيست به آن چيزي دل ببند كه جاودانه باش.

هر لحظه فرصتي براي شكفتن است پس قدرش را بدانيم.

انسان نيك مثل درياست به نزديكانش مرواريد مي بخشد و به اطرافيانش باران.

هر وقت خواستي به ديدار خودت بروي خدا را يادكن و دستي به قلم ببرآنوقت مي تواني خودت رادر آئينه نوشته هايت تماشاكني.






31845
نام: ساسان
شهر: ماکو
تاریخ: 12/25/2006 11:07:00 PM
کاربر مهمان
  من یک دختر به نام مهسا میخواهم عاقبت من چی میشه به هم می رسیم.
31844
نام: cheap cialis generic viagra buy levitra order
شهر:
تاریخ: 12/25/2006 11:03:21 PM
کاربر مهمان
  Cool site. But my is better ;)
http://www.etsu.edu/ptfaculty/_kbas/00000a6c.htm#buy-cialis
31843
نام: عبدالزهرا
شهر: مهران
تاریخ: 12/25/2006 10:45:05 PM
کاربر مهمان
  فضای این دل دیوانه گرفته بوی گل نرگس دلم نشسته چو پروانه در آرزوی گل نرگس
سزد زغصه بمیرم من زدرد غربت وتنهائیی
همیشه ذکر فرج دارم ولی چرا تو نمی آیی
دوباره پای گنهکارم به بزم عشق تو واگشته
سرم به زیر وشکسته دل دو دیده پر حیا گشته
چه می شود بشود حالم چو حالت خوش یارانت
چه می شود بشود جسمم میان خون چوشهیدانت
التماس دعا
روز عرفه ما رو فراموش نکنید
<<ابتدا <قبلی 3191 3190 3189 3188 3187 3186 3185 3184 3183 3182 3181 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3186&mode=print