هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
31172
نام: مـــــــبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 12/12/2006 4:24:11 PM
کاربر مهمان
  سلام به دوستان اهل دلی

بازم این سعادت نسیبم شد که یه سری به این قلعه بزنم، به قول دادش بی قرار ((اومدن تو قلعه ی اهل دل توفیق میخوادددددددددد)) که منم .................

از آقا مجید گل برای مطالب پر مغزش تشکر می کنم مطالبی که نشون میده عشق با ما چکارا که نمی کنه.

و همچنین از برادر مقداد که از اون آدمهای گل روزگاره .

و احسان از تورنتو و الهام و هموطنی که با نام (./.) مطلب می نویسه .
دستتون درد نکنه خسته نباشین.

من گناهکارو از دعا های آسمونیتون بی نسیب نذارین.
31171
نام: پارسا
شهر: بندر عباس
تاریخ: 12/12/2006 3:40:15 PM
کاربر مهمان
  احساس دلمردگی دارم از خدا فاصله گرفتم فقط وفقط به نیازهای حیوانی توجه دارم
31170
نام: داوودسلیمانی
شهر: تهران
تاریخ: 12/12/2006 3:29:43 PM
کاربر مهمان
  دایی داوود دلم خیلی برات تنگ شده دلم می خواست بودی واز رشادتهای بچه ها برام می گفتی وبرام می گفتی که با تمام خستگی های روز چطور برای نماز شب بی دارمیشدی ووقتی تیرباررا به طرف دشمن نشانه گرفتی بااز دست دادن دو برادر دردل تو چه می گذشت یاد ونامت گرامی باد شهید داوود تاجیک ایجدان
31169
نام: دریای خسته
شهر: تهران
تاریخ: 12/12/2006 3:26:24 PM
کاربر مهمان
  برام دعا کنید تا به خواسته هام برسم
خدا به همراهتون
31168
نام: جابر جباري پيريوسفيان
شهر: تهران
تاریخ: 12/12/2006 3:15:55 PM
کاربر مهمان
  اللهم عجل لوليك الفرج
خدايا پس اين جمعه كي ميرسد
31167
نام: رامون
شهر: رشت
تاریخ: 12/12/2006 1:31:25 PM
کاربر مهمان
  dar shahrike mardomanash aSA AZ KOR MIDOZDAND MAN AZ KHOSHBAVARI DAR INJA MOHABAT AREZO KARDAM
31166
نام: اتنا
شهر: شاهرود
تاریخ: 12/12/2006 12:04:03 PM
کاربر مهمان
  دلم مسافر تنها ي شهر شببو هاست
31165
نام: سارا
شهر: رشت
تاریخ: 12/12/2006 11:32:04 AM
کاربر مهمان
  عشق را زندگی کنین وزندگی را عشق
31164
نام: عبدالصالح ملکی زاد
شهر: ایلام
تاریخ: 12/12/2006 11:15:41 AM
کاربر مهمان
  من عاشق قران هستم وبرای عیسی دعا میکنم
31163
نام: __________
شهر: __________
تاریخ: 12/12/2006 9:33:14 AM
کاربر مهمان
  مصطفی چمران بر سر جنازه علی شریعتی چنین می گوید:
"ای علی!تو ابوذر غفاری را به من شناساندی.مبارزات بی امانش را علیه ظلم و ستم نشان دادی.شجاعت و صداقت و پاکی و ایمانش را نمودی...من فریاد ضجه آسای ابوذر را از حلقوم تو می شنوم و در برق چشمانت خشم او را می بینم و در سوز و گداز تو بیابان سوزان ربذه را می یابم که ابوذر قهرمان بر شن های داغ افتاده و در تنهایی و فقر جان می دهد.
ای علی!در تاریخ معاصر تو مصدق بزرگ را با خمینی عالیقدر پیوند دادی و بینش سیاسی را با روح خداپرستی درآمیختی.فرهنگ ملی و تاریخی ما را به علم جدید و شیوه های نوین مجهز کردی و خدا را از تجرد خشک آزاد کردی و او را از آسمانهای سرد و دور به قلب گرم و پر تب و تاب اجتماع وارد کردی.
ای علی!من زیر کوهی از غم ...غرق شده بودم و به پایان رسیده بودم ولی تو غم و درد مرا با غم و درد"علی"بزرگ متصل کردی و من آنچنان که به بی نهایت متصل شده باشم آرامش یافتم...
من دیروز از برش شمشیر علی لذت می بردم و عظمت او را در قدرتش و در کلامش می دانستم ولی امروز عظمت او را در عشق و ایمانش در عرفانش در تنهایی اش در کوه های غمش و در دریاهای دردش مشاهده می کنم...
ای علی!
به جسد بی جان تو می نگرم که از هر جانداری زنده تر است یک دنیا غم یک دنیا درد یک کویر تنهایی یک تاریخ ظلم و ستم یک آسمان عشق و یک خورشید نور و شور و هیجان از اذلیت تا ابدیت در این جسد بی جان نهفته است...
<<ابتدا <قبلی 3123 3122 3121 3120 3119 3118 3117 3116 3115 3114 3113 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3118&mode=print