هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
31142
نام: شهید گمنام
شهر: جزیره مجنون
تاریخ: 12/11/2006 3:24:18 PM
کاربر مهمان
  بیا مهدی زهرا کن نگاهم
بزن نقشی تو بر روی سیاهم

یقین دارم که غرق در گناهم
گناهم را ببخشا ده پناهم
*********************
ملتمس دعا از تک تک بچه ها هستیم
31141
نام: باران
شهر: آسمان
تاریخ: 12/11/2006 3:01:59 PM
کاربر مهمان
  عالم جلیل شیخ علی رشتی از شاگردان شیخ مرتضی انصاری(ره) بود. چون اهل بلاد لار و نواحی آنجا شکایت کردند از نداشتن عالم جامع نافذالحکمی، آن مرحوم را به آنجا فرستادند.
ایشان نقل کرد که:
« وقتی از زیارت حضرت ابی عبدالله علیه السلام مراجعت کرده بودم و از راه آب فرات به سمت نجف اشرف می رفتم، در کشتی کوچکی که بین کربلا و طویرج بود نشستم و اهل آن کشتی، همه از اهل حله بودند. ( از طویرج راه حله و نجف جدا می شود ). پس آن جماعت را دیدم که مشغول لهو و لعب و مزاح شدند جز یک نفر که با ایشان بود و در عمل ایشان داخل نبود و آثار سکینه و وقار از او ظاهر بود نه خنده می کرد و نه مزاح و آن جماعت بر مذهب او قدح می کردند و عیب می گرفتند.

با این حال در مأکل و مشرب شریک بودند. بسیار متعجب شدم و مجال سؤال نبود تا رسیدیم به جایی که به جهت کمی آب، ما را از کشتی بیرون کردند.
در کنار نهر راه می رفتیم. پس اتفاق افتاد که با آن شخص مجتمع شدیم و از او پرسیدیم: سبب مجانبت او را از طریقه رفقای خود و قدح آنها در مذهب او.
گفت: ایشان خویشان منند از اهل سنت و پدرم نیز از ایشان بود و مادرم از اهل ایمان و من نیز چون ایشان، بودم و به برکت حضرت حجت صاحب الزمان علیه السلام شیعه شدم.
پس از کیفیت آن سؤال کردم. گفت:
اسم من یاقوت و شغلم فروختن روغن در کنار جسر(پل) حله بود. سالی به جهت خریدن روغن از حله بیرون رفتم به اطراف و نواحی در نزد بادیه نشینان از اعراب، پس چند منزلی دور شدم تا آنچه می خواستم، خریدم و با جماعتی از اهل حله برگشتم.
http://rabeah.blogfa.com/
31140
نام: سید محمد
شهر: مشهد مقرس
تاریخ: 12/11/2006 2:32:17 PM
کاربر مهمان
  سلام
برای اولین بار که وارد جمع شما مشم و امد دارم همه شما شاد و سرزنده باشید .
31139
نام: اوا
شهر: تنهايي
تاریخ: 12/11/2006 2:22:59 PM
کاربر مهمان
  براي احسان جان
امشب تك سوار غم به سويم امد
باز امشب تنهاتر از هميشه شدم
باز سيل اشكام خواب را در چشم تر شكست
باز در ارزوي ديدنت هزار بار مردم وزنده شم
ولي افسوس كه نيامدي
چرا ديگه نمي نويسي چرا جوابم وديگه نميدي يعني تو هم من وبا تنهايي هام تنها گذاشتي
31138
نام: وئذتر
شهر: تاذئذ
تاریخ: 12/11/2006 1:45:44 PM
کاربر مهمان
  درباری شهر مشهد و اصفهان
31137
نام: مرتضی
شهر: چالوس
تاریخ: 12/11/2006 12:53:40 PM
کاربر مهمان
  سلام برشهیدان علی الخصوص شهدای ۶ آذر سقوط هواپیمای آنتونف که یکی از انها علی اکبر جعفرنژاد بود . به خدا اکبر این رسمش نبود . روحشان شاد و یادشان گرامی باد.
31136
نام: الهام
شهر: مشهد
تاریخ: 12/11/2006 11:58:29 AM
کاربر مهمان
  ای خدای مهربون ای که از درد دل همه خبر داری کمکشون کن.
به من هم کمک کن تا هر چه زودتر به مراد دلم برسم تا از این وضعیتی که توش هستم نجات پیدا کنم . از این سر در گمی ازاین بی کسی ازاین تنهایی خدایا خودت کمکم کن .می دونم من بنده خوبی نبودم ولی اراده خاصی به حضرت ابوالفضل دارم به همون آقای عزیز به همون سقای دشت کربلا قسم یه فرجی در کار من هم بکن خدا جون دوستت دارم . خدایا شکرت .التماس دعا از همه من هم از دعای خیرتون محروم نکنیند.
31135
نام: زهرا
شهر: تهران
تاریخ: 12/11/2006 10:01:56 AM
کاربر مهمان
  سلام حسین، خوشا به حالت!من یه بار از سفر جا موندم و حالا تا روزی که سعادتمند بشم و برم سفر حج هر سال اشکهام بدرقه راه مسافرای مکه و مدینه میشه.
خوشا به حالت!می دونم که قدر این مهمنی رو میدونی!از شورو شوقت معلومه.
از یه تقاضا دارم؛امیدوارم یادت نره،می خواستم بگم وقتی برای اولین بارچشمات به کعبه افتاد برام دعا کنی و فکر نکنم اونموقع بتونی به چیزی فکر کنی . می خوام وقتی رفتی مزار پیامبر ازش برام شفاعت بخوای.آقا حسین ! من شما رو (اگه قبول کنی)نائب الزیاره خودم می دونم.امیدوارم یادت نره اونجا از حبیب خدا، از دردانه خدا، از مهربانترین مخلوق خدا برای منم شفاعت بخوای.بگو تا این دختر خودشو نشناخته و گناهاشونبخشیدن از این دنیا نبرنش. آرزو می کنم با دستی پر و دلی سر مست برگردی.
31134
نام: حسين
شهر: استراليا_بيرت
تاریخ: 12/11/2006 9:48:43 AM
کاربر مهمان
  من حسين ۲۲ سال دارم.روز ۱۴/۱۲/۲۰۰۶ درست ۲ روز ديكه عازم خانه خدام(مكه) براي همه شما دعا مي كونم. يا علي
31133
نام: یاس کبود
شهر: کرج
تاریخ: 12/11/2006 8:48:25 AM
کاربر مهمان
  دوست دارم امام زمان زودتر ظهور کند تا ریشه این همه ظلم و فساد کنده شود. تا این همه تبعیض توی جامعه نباشد . تا دخترک کوچکی به جای بازی بااسباب بازی هایش سر چهار راه ها توی سرما مثل بید به خود بلرزد و دست جلوی هر مرد و نامردی دراز کند. امام زمان : به حق سه ساله حسین زودتر بیا . فساد بیداد می کند .
<<ابتدا <قبلی 3120 3119 3118 3117 3116 3115 3114 3113 3112 3111 3110 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3115&mode=print