هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
31082
نام: fatemeh
شهر: ...........
تاریخ: 12/10/2006 3:41:40 AM
کاربر مهمان
  يكي بهم گفت فلاي تو كه اينهمه دلت ميخواد بنويسي چرا مثل برو بچه هاي اهل دل نميري وب بلاگ درست كني .

ميدونيد بهش چي جواب دادم . گفتم كه ممكن هست اونموقع ديگه براي بالا بردن تعداد بيننده هاي وب بلاگم بنويسم نه براي خدا.

من فكر ميكنم اون بچه هايي كه آلان ديگه به اين قسمت نميان يك جوري از دست يك عده اي يا يك چندتايي ناراحت هستند يا اينكه دوست ندارند اين فضا بصورت فضايي براي رد و بدل كردن اطلاعات باشه

. انشالله كه اشتباه كرده باشم. اما سارا خانم ضمن تشكر از وقتي كه براي اين بحثها ميزاري و همينطور سايرين كه واقعا در اين قربت قوت دلي هست, ولي بايد روي اين موضوع فكر كنيم و با سرعت دنبال جواب نباشيم.
31081
نام: قثظش
شهر: طزرطزرط
تاریخ: 12/10/2006 2:59:02 AM
کاربر مهمان
  رطزرطزرطزرطزرزرذدئالذدلزذربطزرذیبلذئدذئ
31080
نام: sara
شهر: تهران
تاریخ: 12/10/2006 2:13:01 AM
کاربر مهمان
  اگر مسئله اطاعت از رهبري و ولي امر هست كه بايد راي داد خوب اين خود اين يك حكم كلي است وو كاملا قابل قبول هست... بله من من به اطاعت از رهبر, ميروم در صحنه و راي هم ميدهم, اما ممكن هست راي من يك برگ سفيد باشد .... اونوقت چطور ? آيا "من نوعي" گناهي مرتكب شده ام??!!من تصور نميكنم هيچ پيشوا و رهبر عادلي مردم را به تقليد كوركورانه تشويق كند.بحث جالب توجه اين است كه قطعا او كسي هست كه راه رو روشن ميكنه ولي ديگه قدم به قدم دستتو نميگيره كه يه وقت زمين نخوري..در دين اسلام اولين چيزي كه مطرح شده و تمامي انسانها ملزم و مجبورند بهره اي از آن داشته باشند رشد فكري , علمي و آگاهيه .اگر يه جامعه اي ميخوان پيشرفت كنند بايد مردم آن جامعه را د جهت رشد فكري و علمي و توانايي تشخيص حق از باطل سوق داد.خداوند هم وقتي ببينه بندههاش حس دلسوزي و مسئوليت دارن بهاون جامعه كمك ميكنه تا رشد كنند براي اينكه خودش در قرآن فرموده حال هيچ قومي رو دگرگون نميكنه تا خودشون نخوان...داشتن درک صحيحی از ولي امر و اطاعت از او, کليدی است که فضاهای اساسی بسيار ديگری از تعليمات خداوند را در اين زمينه به روی انسان باز می کند...
31079
نام: مرتضی اختیارالدینی
شهر: کردستان
تاریخ: 12/10/2006 2:12:27 AM
کاربر مهمان
  چگونه دوستت داشته باشم برایم بنویس.
31078
نام: fatemeh
شهر: ........
تاریخ: 12/10/2006 1:32:42 AM
کاربر مهمان
  به اين معنی که « قسم به عصر(که عده ای تفسير به ولی عصر که همان ولی امر است می کنند)انسان همه در خسارت و زيان است مگر آنکه ايمان آورده، نيکوکار شدند و به درستی وراستی وپايداری در دين يکديگر را سفارش کردند ». زيرا هنگامی که شيطان به خداوند عرض کرد « من از چپ و راست و از پيش و پس جلوی بندگانت ظاهر می شوم تا آنان را از تو غافل کنم » و فقط از گمراه کردن مخلصين در عجز ماند کمااينکه در سوره حجر آيه 39-40 می فرمايد: « قالَ رَبِّ بِمااَغوَيتَنی لَازَنِيَنَّ لَهُم فِی الاَرضِ وَ لَاُغوِيَنَّهُم اَجمَعينَ اِلاّ عِبادَکَ مِنهُمُ المُخلَصين » به اين معنی که (آنگاه که شيطان مهلت يافت به معارضه با خا برخاست) گفت: « خدايا چنان که مرا گمراه کردی من نيز در زمين در نظر فرزندان آدم جلوه می دهم که از ياد تو غافل شوند و همه آن ها را گمراه خواهم کرد به جز بندگان پاک و خالصت را » .
خداوند بشر را مسئول آفريده و در روز رستاخيز او را مانند همگان مورد بازخواست وقضاوت نهائی قرارخواهد داد که اين اصل معاد از اصول دين مبين اسلام است. از آنجائی که خداوند عادل است، احدی از بندگان خدا را بدون اتمام حجت مجازات نخواهد کرد. چنين است که برای همه اقوام بشر در تمامی اعصار نماينده و راهنمايی از طرف خداوند معين شده که دست به دامان او شوند، کمااينکه در آيه 59 سوره القصص می فرمايد: « وَ ما کانَ رَبُّکَ مُهلِکَ القُری حَتّی يَبعَثَ فِی اُمِها رَسُولاً يَتلُو عَلَيهِم اياتِناوَ ماکُنّا مُهلِکَی القُری اِلّا وَ اَهلُهَا ظالِمُون » بدين معنی که « و پروردگار تو اهل هيچ شهرودياری را تا درمرکز آن رسولی نفرستد که آيات ما را بر آن ها تلاوت کند هرگزهلاک نکند و ما هيچ دياری را هلاک نکنيم مگر آن که اهلش ظالم و بيدادگر باشد ». و از ظلمات گمراهی راهی يابند و در عين حال نتوانند علت درگمراهی ماندن خود را عدم امکان دسترسی به نماينده الهی توجيح نمايند. به همين دليل است که در قرآن مجيد در آيت الکرسی خداوند عالم می فرمايد لا اِکراهَ فِی الّدين قَد تَبَينَّ الرُشدُ مِنَ الغَی ... يعنی در دين اکراه واجباری نيست و راه رشد و هدايت از ظلمات و گمراهی تفکيک شده و همين آيه دليل اتمام حجت خداوند بر بندگانش هست. خاتمه مقاله را با شعری از مولانا مزين می کنم :
هرکه او بی مرشدی در راه شد
او زغولان گمره و در چاه شد
........................................
........................................
پير را بگزين که بی پير اين سفر
هست پر آفات و خوف و خطر
چون بگيری سخت، آن توفيق هوست
در توهر قُوَّت که آيد جاذب اوست
31077
نام: fatemeh
شهر: ........
تاریخ: 12/10/2006 12:13:20 AM
کاربر مهمان
  پيروی از امر خداوند بر مومنين واجب است و پيروی از امر خداوند يعنی پيروی از پيغمبر و ولی امر. که منظور از ولی امر همان نماينده الهی درهر زمان است. « يا اَيُهَا الَذِينَ آمَنُو اَطِيعُو اللَّهَ وَ اَطِيعُو الرَّسُولَ وَاُولیِ الَامرِ مِنکُم » ( سوره نسا، آيه 59) حرف « و » در آيه بالا يک حرف ربط نيست زيرا در اين صورت امر رسول و اولی امر در کنار امر خدا قرارمی گيرد واين شرک است، بلکه اين« و يا واوِ » مشمول و تعريف است بدين منظور که اطاعت از خداوند همان امر صادره از پيغمبر و ولی امر است. بدين ترتيب آنکس که دنباله فرمان خداوند باشد بايد به ولی امر متوسل شود و دست به دامان او بشود زيرا هرچه او بگويد همان امر خداوند است که مولوی ( عليه الرحمه) در مثنوی می گويد :
دست را مسپار جز در دست پير
حق شدست آن دست او را دست گير
پير عقلت کودکی خو کرده است
از جوار نفس کاندر پرده است
عقل کامل را قرين کن با خرد
تا که باز آيد خرد زان کوی بد
چون که دست او به دست خود نهی
پس ز دست آکلان بيرون جهی
دست تو از اهل آن بيعت شود
که يدالله فوق ايديهم بود
چون بدادی دست خود در دست پير
پير حکمت که عليم است وخبير
کو نبی وقت خويشست ای مريد
که از او نور نبی آيد پديد
در حديبيه شدی حاضر بدين
وان صحابه بيعتی را هم قرين
به اعتبار ديگر علت غائی پديده اصلی عالم مقوله ايست فرای عقل و خرد که عوالم مابعدالطبيعه (متافيزيک) در ارتباط است که محتاج به داشتن علم لدنی است که در اختيار پير خرد و همان اولی امر منکم قراردارد.
در قرآن مجيد ايمان معنای مشخصی دارد که بر خلاف آن، آنچه عوام ايمان می دانند برعکس به ظن تعبير شده است. مراد از ايمان در قرآن مجيد در اختيار قرار دادن جان ومال خود به خداوند است و چون تماس با خداوند به طورمستقيم امکان پذير نيست، اين امر فروش جان ومال خود به خداوند که از آن به بيعت تعبير شده است، توسط نماينده او در زمين انجام می گيرد و کما اينکه در آيه 10 سوره فتح می فرمايد « إِنَّ الَّذِينَ يُبايعُونَکَ إِنَّمَا يبايئعُونَ اللهَ يَدُاللهِ فَوقِ أَيدِيهِم فَمَن نَّکَثَ فَإِنَّمَايَنکُثُ عَلَی نَفسِهِ وَ مَن اَوفَی بِمَا عَاهَدَ عَليَهُ اللهَ فَسَيُوتيهِ أَجراً عَظِيما » به اين معنی که « ای رسول مومنانی که با توبيعت کردند به حقيقت با خدا بيعت کردند و دست خدا بالای دست آن هاست پس از آن هرکه نقص بيعت کند بر زيان و هلاک خويش به حقيقت اقدام کرده است و هرکه به عهدی که با خدا بسته است وفا کند به زودی خدا به او پاداش بزرگ عطا خواهد کرد. »و آنچه عوام ايمان نامند همان است که قرآن ظن می نامد زيرا ايمان اين نيست که کسی بگويد که من به وجود خداوند اعتراف می کنم و باور دارم، بلکه اين باور را بايد با دراختيار گذاشتن جان ومال خود در اختيار نماينده برحق خداوند اثبات نمايد و اين ممکن نيست مگر آن که مومن دلباخته و عاشق آن نماينده الهی گردد. همچون ياران حسين که عاشقانه به درجه رفيع شهادت رسيدند برای غشق به مولا و آقايشان. ظن درست برعکس ايمان نه تنها موجب هدايت که موجب گمراهی است و چون بر مبنای حدسيات و قضاوت های سطحی است. کما اينکه در آيه 36 سوره يونس می فرمايد « وَ مَا يَتَّبِعُ أَکثَرُهُم إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا يُغنِی مِنَ الحَقِّ شَيأً ِانَّ اللهَ عَلِيمٌ بِما يَفعَلُون »به اين معنی که اکثر اين مردم الا از گمان باطل خود از چيزی پيروی نمی کنند در صورتی که خيال موهو
31076
نام: کمک کن
شهر: زمین
تاریخ: 12/9/2006 11:30:35 PM
کاربر مهمان
  شما چرا می خواهید با ابولفضل ازدواج کنید. اگر چنین چیزی به صلاحت بود خداوند این شرایط را فراهم می ساخت که دز زمان ایشان بودید وبا ایشان ازدواج می کردید. وایشالا همسریمناسب برایتان ایجاد شود. من به این قسمت سایت زیاد سر می زنم اگر جوابی داشتید بنویسید حتما می خوانم وجواب میدهم
31075
نام: مريم رودابه
شهر: اهر
تاریخ: 12/9/2006 10:14:50 PM
کاربر مهمان
  ايا من با ابوالفضل ازدواج مي كنم
31074
نام: احمد
شهر: عشق
تاریخ: 12/9/2006 10:01:37 PM
کاربر مهمان
  خیلی دلم گرفته
31073
نام: محسن
شهر: ایران
تاریخ: 12/9/2006 9:58:13 PM
کاربر مهمان
  کیست این پنهان مرا در جان وتن
کززبان من همی گوید سخن
این که گوید از لب من راز کیست
بنگرید این صاحب آوازکیست
<<ابتدا <قبلی 3114 3113 3112 3111 3110 3109 3108 3107 3106 3105 3104 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3109&mode=print